سه‌شنبه 21 آذر 1396 - 13:48
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

داود خسروي

 

فيلمي درباره انقلاب اسلامي

 

نگاهي به گروه فيلمسازي «کيميا و خاک»(عباس رافعي)

 

عباس رافعي متولد هجدهم آذر ماه سال 1341 شيراز، داراي مدرك كارشناسي فيلمنامه نويسي از دانشكده صدا و سيما و كارشناسي ارشد ادبيات دراماتيك از دانشكده هنر و معماري دانشگاه آزاد است. کيميا و خاک هفتمين فيلم رافعي است.

فيلمبرداري کيميا و خاک در بهمن 87 آغاز شد و تا اسفند ادامه داشت. گروه طراحي صحنه فيلم در بخشي از ساختماني در فرودگاه که مدت هاست کاربردي ندارد، دکور زدند و با چهار ماه کار توانستند ترمينال پروازي اين فرودگاه را در سال 1357 بازسازي کنند. کيميا و خاک در بيست و هشتمين جشنواره فيلم فجر(1388) به نمايش درآمد.

رافعي درباره ايده اوليه ساخت کيميا و خاک مي گويد: «ايده اصلي فيلم به چند سال قبل برمي‌گردد که مسئولين وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و در زمان مديريت مهندس جعفري‌ جلوه در معاونت امور سينمايي، براي ساخت تعدادي فيلم درباره تاريخ انقلاب اسلامي تمايل خودشان را نشان دادند و بعد از بررسي‌هايي قرارشد سه فيلمساز منجمله من، داريوش فرهنگ و فرزاد موتمن فيلمي درباره انقلاب بسازيم. فرزاد موتمن فيلم بيداري و داريوش فرهنگ فيلم يک گزارش واقعي را ساختند.

درگذشته مطالعاتي درباره تاريخ انقلاب در واحد پژوهش تلويزيون در زمان مديريت مهندس جعفري‌ جلوه داشتم. اين مطالعات شد بستر اصلي فيلمنامه کيميا و خاک. بيشتر اين مطالعات درباره حوادث و شخصيت‌ هايي بود که در پيروزي انقلاب نقش داشتند. گروه‌ هاي چپ، گروه‌ هاي مبارز مسلمان و کانون‌هاي روشنفکري شامل اين گروه‌ها بودند و در کنار آن رجوعي هم به خاطرات درباري‌ها داشتم. به نوعي بعد از سال‌ها تحقيق در اين حوزه ساخت فيلمي درباره انقلاب جزو دغدغه‌هايم بود.»

رافعي درباره شيوه روايي که در فيلم به کار رفته مي گويد: «در کيميا و خاک سعي کردم ساختار روايت متقاطع را تجربه کنم. فيلم هايي که تا کنون به اين شيوه ساخته شده بودند را ديدم و تمام تلاشم اين بود که اين نوع داستان گويي که وام دار ادبيات شرق است را به همان شکل شرقي و ايراني آن روايت کنم.

در پي اين تصميم بود که شخصيت هاي مختلف اين داستان در انتها و در يک موقعيت مکاني واحد حضور پيدا مي کنند. اين بار سي مرغ به همراه هم و از يک مسيرحرکت نمي کنند تا سيمرغ شوند. مسيرهاي گوناگوني آنها را در نهايت به يکديگر مي رساند.

کيميا و خاک تجربه اي است در ساختار و فرم که اميدوارم تماشاگر بتواند با پنج اپيزود داستاني آن ارتباط خوبي برقرار کند. فيلم هاي بابل، 21 گرم و تصادف فيلم هايي بودند که به شکل متقاطع داستان هايشان را روايت مي کردند. در فيلم هاي فوق اپيزودهاي داستاني يا ربط تماتيک با يکديگر پيدا مي کنند يا شخصيت ها طي ماجرايي از داستان هاي يکديگر عبور مي کنند.

ايده آخرين و تنها ترين هواپيمايي که تهران را به مقصد اروپا ترک مي کند به خودي خود کافي و جذاب بود تا بتوانم شخصيت هايي خلق کنم که بنا به دلايلي قصد دارند به اين پرواز برسند، اما سرنوشت آنها به يکديگر گره مي خورد.»

رافعي در مورد توليد فيلم مي گويد: «توليد اين فيلم بدون حضور گروهي حرفه‌اي ميسر نبود. ساخت فيلمي در مورد دهه پنجاه بسيار دشوارتر از ساخت فيلمي در مورد صدر اسلام يا مثلا دوره معاصرتر قاجار است، چون ما از بعضي آن فضاها تصور عيني نداريم ولي خيابان‌ها و فضاي نوستالژيك دهه پنجاه را كه به ياد داريم و به سختي مي‌شود امروز اين فضا را باورپذير كرد. آن هم با معماري اين شهر كه هر سال تغيير مي‌يابد. با اين حال، اين كار با استفاده از گروه فني مناسب بسيار سهل و آسان انجام گرفت.»

رافعي درباره بازسازي فضاي گذشته مي افزايد: «البته اگر تنها مي‌خواستيم به بازسازي كامل و صد درصد فضا و وقايع سال 57 بپردازيم، يك مستند صرف بدون ارزش هنري ساخته مي‌شد. هدف ما از ساخت كيميا و خاك اين بود كه تماشاگر نقبي به تاريخ بزند و خود را ببيند. حتي بايد بگويم كار ما براي همه زمان‌ها است، فقط براي تماشاگر امروز كار نمي‌كنيم. كيميا و خاك نيز به جاي روايت صرف تاريخي، نگاه انساني دارد. هشت شخصيت در يك خيزش مردمي با موج مردم به هم مي‌پيوندند و ما خواستيم اين خيزش و حركت را در فيلم نشان بدهيم.»

رافعي درباره انتخاب بازيگران مي گويد: «تقريباً همه آنهايي که مد نظرم بودند در فيلم حضور دارند، فقط امير آقايي، يک شخصيت ديگر فيلمنامه را دوست داشت و مي خواست در آن نقش حضور داشته باشد. شخصيت روحاني فيلم هم براساس شخصيت شهيد اندرزگو نوشته شد و  بهداد به سختي راضي به بازي در اين نقش شد اما در نهايت فکر مي کنم يکي از بهترين بازيهايش را انجام داده است.»

نازنين مفخم (تدوين‌گر) درباره کيميا و خاک مي گويد: «در فيلم مسئله فقط بازسازي ظاهر خيابان‌هاي سي سال پيش نيست، بلكه مهم فضاي رواني آن دوران است. مثلا در آن روزگار ماشين و سر وصدا در خيابان كم‌تر بود. اين را هم بايد توجه مي کرديم كه انقلاب هميشه به شكل يك حركت ميليوني نبود بلكه گاه تنها ده‌ ها نفر باعث يك تظاهرات گسترده مي‌‌شدند كه اين مسائل، واقعيت را ملموس مي‌كرد و خواستيم حس رواني فضا در بيايد.

البته مسئله اخلاق و رفتار و سرعت زندگي مردم نيز بود كه سعي كرديم به خوبي اين فضاها را در فيلم پياده كنيم. بازسازي فضاي گذشته فقط با كمك لباس و دكور امكان پذير نيست بلكه مهم اين است كه روابط آن سال‌ها را بازسازي كنيم. مثل رابطه زن و مرد چريك در فيلم كه انگيزه انقلابي دارند و اين نوع رابطه، ديگر اين روزها پيدا نمي‌شود. فيلمنامه فيلم، برشي است از جامعه‌اي كه يك حركت رمانتيك را انجام مي‌دهد و ما خواستيم اين فضا را نشان دهيم.»

بهرام صحيحي (فيلمنامه ‌نويس) در مورد فيلمنامه كيميا و خاك مي گويد: «‌تجربه تازه‌اي در كيميا و خاك داشتيم چون شكل روايت در اين فيلم و سينماي ما متفاوت بود. نكته‌اي كه مي‌خواستيم حتما با اين فيلم منتقل شود، اين بود كه آدم‌ها در اين فيلم تنها هستند و هر كدام به صورت منفرد، به اين حركت انقلابي مي‌پيوندند و اگر اين مسئله درآمده باشد، فيلم به نقطه خوبي رسيده است.»

پيمان يزدانيان(آهنگساز) درباره کيميا و خاک مي گويد: «به نظرم اين فيلم کار متفاوتي در کارنامه ام است. البته اين کار ممکن است از نظر بافت موسيقايي با کارهاي ديگرم خيلي فرق نکند، ولي از نظر نوع نگاهي که به موضوع داشته ام متفاوت است.

مي توانم بگويم که ساز اصلي در اين کار پيانو بوده، به طوري که در عنوان بندي شروع و پايان فقط از ساز سولوي پيانو استفاده کردم. به هر حال به عنوان يک آهنگساز پيانيست سعي کردم تمام احساس را با نوازندگي اين ساز در کارم جاري کنم، چه در تيتراژ آغاز و چه در تيتراژ پاياني؛ البته بر روي صحنه هاي داخل فيلم سازهاي ديگري هم وجود دارند.»

مشخصات «کيميا و خاک»:

کارگردان: عباس رافعي، موسيقي متن: پيمان يزدانيان. تهيه‌كننده: عباس رافعي و بنياد سينمايي فارابي. فيلمنامه: عباس رافعي و بهرام صحيحي. مدير فيلمبرداري: محمد آلادپوش. صدابردار: عباس رستگارپور. طراح صحنه: اصغر نژادايماني. تدوين: نازنين مفخم. جلوه‌هاي ويژه: اصغر پورهاجريان و محسن پورهاجريان.

بازيگران: حسين يارى، پريوش نظريه، امير آقايى، آزيتا حاجيان، سياوش طهمورث، اميرمحمد زند، فرهاد قائميان، محسن افشانى، اصغر نژاد ايماني، فرامرز روشنايى و حامد بهداد، مدت 82 دقيقه

خلاصه داستان: قصه درباره 5 نفر است که در فضاي ملتهب آبان ماه سال 1357 درصدد هستند تا به آخرين پروازي که از ايران خارج مي شود، برسند اما در ادامه ماجرايي سرنوشت اين افرادي را به همديگر پيوند مي زند.

  

 

سه‌شنبه 13 تير 1391 - 9:14


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری