سه‌شنبه 28 آذر 1396 - 1:40
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

اكرم اماني

 

خاطرات روزهاي خوب (داستان)

 

- خاطرات روزهاي خوب (داستان)

- نويسنده و تصويرساز: محمدعلي سپهر افغان

- شبکه­ي ارائه کنندگان خدمات و محصولات فرهنگي، چاپ اول 1388

سال 1357 سالي بود که مردم ايران بر عليه ستم­هاي شاه دست به اعتراض زدند و با اتحاد و دانايي قدرت را از دست او خارج کردند. شاه با تکيه بر مزدوران و نوکران خود تعداد زيادي از معترضان و مخالفان را کشت و تعداد زيادي را مجروح ساخت و به زندان انداخت اما با راهنمايي امام خميني در نهايت مجبور به ترک تهران شد و کشور ايران در نهايت سرافرازي و با رأي مردم به دولت جمهوري اسلامي دست پيدا کرد . . .

کتاب «خاطرات روزهاي خوب» را سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران به مناسبت سي و يکمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ايران به چاپ رسانيده است.

دانش آموزان در پيروزي انقلاب اسلامي نقش مهمي داشتند. داستان اين کتاب به گوشه­اي از مبارزات اين نوجوانان مي­پردازد. نوجواناني که با به خطر انداختن جان خود به آزادي و رهايي از چنگال ستمکاران دست پيدا کردند:

وقتي در مدرسه اعلاميه پيدا شد، آقاي مدير هر روز مرتب به بچه­ها توصيه مي­کرد که هرکس اين کار را کرده وارد بازي خطرناکي شده و بزودي او را پيدا مي­کنند و تحويل ساواک مي­دهند و دانش آموزان که زياد از ماجرا خبر نداشتند دعا مي­کردند فرد خرابکار زودتر پيدا شود و تکليف اين قضيه روشن شود ولي عده­اي هم دوست نداشتند که فرد مورد نظر دستگير شود و نزد ساواک برود چون شنيده بودند که ساواکيها خيلي بيرحم هستند:

«. . . اين ماجرا تمام شدني نيست. آقاي مدير حسابي عصباني بود. امروز هم به خير گذشت. نتوانستند پيدايش کنند. اين کار سختي است.

- آقاي مدير به چه فکر مي­کند. شايد نقشه­ي جديدي دارد. ببين دارد روي زمين را نگاه مي­کند. دنبال چيزي مي­گردد  . . .».

بچه­هاي مدرسه وقتي فهميدند که شاه چه جور آدمي است و مردم را اذيت مي­کند تصميم گرفتند همپاي ديگران در تظاهرات شرکت کنند و تصميم مي­گيرند روي ديوارها شعار بنويسند و چند بار هم زخمي شدند ولي به راهشان ادامه دادند اما يک روز در تظاهرات و موقع فرار آقاي مدير را ديدند و . . .       

 

 

دوشنبه 12 تير 1391 - 9:1


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری