شنبه 28 مرداد 1396 - 4:25
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

جسارت در طنز باعث تخليه رواني مي­شود

 

 

 گفتگو با حسن صنوبري

 

خوشبختانه طي سالهاي گذشته شاهد اتفاقات خوشايندي در فضاي طنز مکتوب و رسانه­اي در کشورمان بوده­ايم. حوزه هنري طي اين سالها با همکاري ويژه­اي که با هنرمندان طنزپرداز داشته است توانسته است نهضت بزرگي و جديدي را در عرصه طنز حوزه هنري خلق کند. از طرفي شاهد هستيم که در رسانه ملي نيز در اين ميان از قافله عقب نمانده در اهتمام ويژه به طنز را در دستور کار خود قرار داده است و به نوعي سعي کرده است که از همه­ي برنامه سازان و هنرمندان عرصه طنز و کمدي حمايت­هاي ويژه­اي به عمل بياورد. اين مجامع فرهنگي و هنري طي اين سالها با برگزاري کارگروه­ها و نشست­هاي تخصصي چهره به چهره سعي کرده است همکاري و هماهنگي بيشتري را ميان هنرمندان دو نهاد متولي فرهنگي و همچنين برگزاري و توليد آثار خلاقانه­تر و اثرگذارتر در حوزه طنز در دستور کار خود قرار دهد. از طرفي هم اين برنامه سازان و نويسندگان توانستند تا اندازه­اي به نيازهاي جامعه نگرش عميق پيدا کرده و برنامه­هاي نو توليدات جذاب و اثرگذارتري خلق کنند. اما اين کلمه­ي تا اندازه­اي در اين بين بهانه­اي شده است تا پاي صحبت­هاي يکي از هنرمندان و نويسندگان متبحر حوزه طنز که ارتباط نزديکي هم با دو متولي بزرگ طنز و طنزپردازي يعني صدا و سيما و حوزه هنري دارد، بنشينيم و چرائي اين اتفاق يعني توجه نصفه و نيمه هنرمندان و طنزپردازان به نيازهاي اجتماعي و دغدغه­هاي مردم را جويا شويم به هر حال توجه به اين دغدغه­ها لازمه و الفباي خلق آثار اثرگذار و ماندگار در اين حوزه محسوب مي­شود.

حسن صنوبري طنزپرداز خلاق کشورمان ميهمان ما است. ميهماني که بيش از اينکه ميهمان باشد در يک جمله ما را ميهمان و خود را ميزبان کرد: بشين تا واست بگم پسر . . .

- مهمترين دستمايه­هاي طنز در دهه يا سالهاي گذشته از ذهن شما چيست؟

ابتداي بحث مي­خواهم عنوان کنم که به هر حال اين نظرات در قالب اين بحث کاملاً شخصي است و اميدوارم که کارشناسان ديگر عملاً سختگيرانه موضع گيري نکنند به نظرم در سالهاي اخير و به طور کلي در دهه 80 نسل جوان و روشني تحت نظارت و آموزش­هاي مفيد استاد بزرگوار ضروئي نصرآباد پرورش يافتند که البته امروز شاهد گوشه گيري و خلوت استاد ضروئي هستيم که به نظر مي­رسد چندان به نفع طنز کشور نيست. به هر حال نويسندگان طي سالهاي گذشته جرأت و شهامت پرداختن به بسياري از موضوعات را پيدا کردند که البته اکثر اين اتفاقات به حوزه مکتوب مربوط مي­شد که اين موقعيت در ديگر حوزه­هاي رسانه­اي مانند رسانه­ي راديو يا صدا و سيما و يا ديگر عرصه­هاي فرهنگي کمتر به چشم مي­خورد البته برنامه­هائي مانند صبح جمعه با شما که از راديو در صبح­هاي جمعه پخش مي­شود نمونه­ي خوبي از اين نوع طنز است اما اين برنامه هم اکثراً به سوژه­هاي اقتصادي يا اجتماعي و دم دستي وصل مي­ شود. البته نبايد فراموش کرد که گستردگي مجموعه­ي رسانه­اي در کشور هم باعث فراهم شدن زمينه­هاي رشد طنز و گسترش آن شده است به هر حال طي سالهاي گذشته طنز از طرف کساني که مي­توانند سوژه­هاي طنزپردازي شوند و به نوعي به طنز پر و بال بدهند پرچم طنز برافراشته نگاه داشته شد و به نوعي ظرفيت­ها و شعاع طنز گسترده شد اما همين افراد در جايگاه خود با نامگذاري­هاي انحصاري طنز را از مسير اثرگذار خود جدا کرده و به بيراهه کشاندند. يکي از اين نامگذاري­هاي انحصاري طنز فاخر است که بنده هيچ گاه معني اين نوع طنز و طنزپردازي را نفهميدم و احساس مي­کنم اين نوع نامگذاري­ها بيشتر براي پيش برد اهداف خاص و به نوعي سهم خواهي بيشتر در اين عرصه مطرح و اجرائي مي­شوند چرا که به نظر مي­رسد طنز اثرگذار و عميق به نوعي فاخر و والا است به نوعي طنز فاخر طنزي است که مدير مي­خواهد به هر حال احساس مي­شود جامعه به ثبات رسيده است و به نوعي مکانيزم­هاي طنز در جامعه جاي افتاده بوده است اما اين نوع پيگيري طنز باعث شد تا بزرگان اين صحنه نيز از طنز و طنزپردازي فاصله بگيرند. چه اتفاقي افتاد که افرادي چون صابري هم در برابر اين نوع طنز که استانداردهاي ويژه­ي طنز اثرگذار را رعايت نمي­کند به نوعي کم مي­آورد و از طنز و طنزپردازي کم کم فاصله مي­گيرد امروز خوشبختانه از لحاظ کميت در طنزپردازان کمبودي احساس نمي­شود هرچند از نظر نشر آثار و رسانه­ي مکتوب تخصصي طنز دچار کمبودهائي هستيم اما در عرصه صدا و سيما و راديو و تلويزيون فعاليت طنز و طنزپردازي از لحاظ کميت داراي جايگاه خوبي است اما بايد ديد که اين رويداد چقدر عميق، جسور و اثرگذار بوده است ما در اين عرصه­ها چقدر به کارگردان و نويسنده اجازه مي­دهيم شعارزده عمل نکنند و به نوعي به سوژه­هاي بکر بپردازند و به نوعي محورهاي خاص را تغيير دهند و جايگاه طنز را به سوي تعالي تغيير دهند.

- به نظر مي­رسد طنز از پختگي و اثرگذاري لازم برخوردار نبوده است؟   

اتفاقاً ظرفيت­هاي بروز اين پختگي وجود ندارد چرا که در ميان نويسندگان و طنزپردازان ما اين پختگي وجود دارد جريان­ها و شرايط خاص و به نوعي تنبلي هنرمندان ما باعث مي­شود که اين ظرفيت­ها به چشم نيايد.

- به نظر مي­رسد طي اين سالها طنز از دايره اثرگذاري صرف خارج شده و برخي از کارشناسان معتقدند وظيفه طنز تنها مي­تواند ايجاد سرگرمي و انبساط خاطر باشد آيا اين اتفاق را مي­توان مثبت ارزيابي کرد؟

البته نمي­خواهم وارد بحث گونه­هاي طنز شوم که هميشه هم ميان اقسام آن از جمله فکاهه، طنز عميق و سطحي و غيره جنگ و دعوا بوده است نفس شاد کردن مردم بسيار مفيد خوب است يک طنز الزاماً نبايد آگاهي دهنده و اصلاح کننده باشد و يا جسارت بيان داشته باشد يک طنز مي­تواند تنها به انبساط خاطر کمک کند که اين کاربرد طنز هم لازم است اما بحث عمق و پختگي و اصلاح و اثرگذاري مي­تواند بحث کافي بودن آن باشد. برخي از نويسندگان دوست دارند عميق و جسور و پخته بنويسند که اين بعد هم بايد در بحث طنز و طنزپردازي وجود داشته باشد هرکدام از اين حالات بايد سرجاي خودش وجود داشته باشد اگر اين اتفاق بيافتد آنگاه اين مردم هستند که نظارت و قضاوت خواهند کرد البته اين تفکرات بيشتر از ذهن مديران اين عرصه برمي­آيد چرا که برخي از اين افراد به طور کلي براي خودشان از نظر ذهني دشمن تراشي مي­کنند و احساس مي­کنند هر نوع طنزي که جسور و عميق و اصلاح گرا باشد ممکن است دامن اين افراد را هم بگيرد و به نوعي از رواج اين نوع طنز احساس هراس مي­کنند بايد مديران اين احساس را بکنند که مديران براي نويسندگان ارزشمند هستند و نويسندگان قصد توهين و يا تخطئه مديران را ندارند مديران بايد بپذيرند که در هر عرصه مديريتي کژي و نقصي وجود دارد کسي نمي­گويد که مدير بايد حذف شود اما از مديران هم تقاضا مي­شود که به اين تفکر احترام بگذارند و کوچکترين نقدها را با بزرگترين بيانيه­ها و جواب­هاي سرهم بندي شده پاسخ ندهند اگر نقد در چهارچوب خود بود و به نوعي اصلاح گر و مفيد ظاهر شد، نقد منتقد را بپذيرند اگر نقد صحيح باشد و مديران سعي در اصلاح امور بپردازند آنگاه اين مردم هستند که عرضه و تقاضا را مشخص مي­کنند که کدام يک از اين دو گونه صحيح مي­گويد.

- در سالهاي اخير احساس مي­شد طنز به مردم بيشتر نزديک بود؟

به هر حال نبايد فراموش کرد که شئون ارائه کار طنز نوشتار و طنز مکتوب است شايد طنز از مردم اندکي دور شده باشد اما کسي معتقد نيست که طنز از زندگي مردم کنار گذاشته شده است به نظر مي­رسد مشکل فضاي ناامن محيط­ هاي طنز و طنزپردازي است به اين معني که در يک نشريه با حذف ستون طنز به نوعي صورت مسئله را پاک مي­کنند تا عده­اي به دردسر نيافتند و به نوعي مديران ارشد هنري بتوانند به امورات روزانه­شان به راحتي بپردازند. اما نبايد فراموش کرد که اين مشکل ماست تحمل نداريم و نمي­دانيم که حضور اين نوع ستون­ها در جرايد و يا رشد آثار مکتوب مي­تواند باث تخليه روحي مردم شود. مردم با پيگيري متون مندرج در اين بخش از جرايد شرايط اجتماعي و فضاهاي مختلف نوسانات حکومتي را به خوبي مي­توانند دنبال کنند که ما با کمرنگ کردن اين محيط عملاً سطح سواد عمومي مردم را هم تحت تأثير قرار داديم چرا مي­خواهيم وانمود کنيم در برابر اين جريان ايستادگي کنيم چنانکه باز بودن فضا و رجعت مردم به طنز تلخ و آگاهي دهنده عملاً مي­تواند سوپاپ اطميناني از بدست آوردن رضايت عمومي و تخليه روحي و رواني مردم باشد اين باز بودن فضا مي­تواند در حوزه هنري هم در آثار و توليدات­اش نمود داشته باشد.  

- در برنامه­هاي مختلفي که در حوزه هنري اجرا مي­کند مانند نشست در حلقه رندان و دگرخند رعايت تنوع و محتوا در آثار رسيده چقدر رشد و نمود داشته است؟ البته شايد خلأ تنوع در آثار به نوعي به جيب خالي هنرمندان و منتظر بودن ايشان براي سفارشي کار کردن نيز بستگي داشته باشد؟   

مي­گويد ما را به خير شما اميدي نيست، شر مرسان! کشور ما کلاً منطقه سوژه خيزي است حالا هنرمندان مي­توانند منتظر سفارش بمانند يا خودکفا به صورت سوژه­ها بروند. اينطور هم نيست که سوژه­ها تمام بشود نبايد جلوي کسي را که مي­نويسد و ايده خلق مي­کند گرفت به هر حال شايد اين حرکت زمينه­اي باشد براي جلوگيري از عادت به تکرار و تکراري نوشتن که اگر هم تکراري در کار باشد باز هم مفيد است چرا که هنرمندان با تکراري نوشتن زمينه را براي ديده شدن وجود و شيوه­هاي ديگر نوشتاري باز و فراهم مي­کنند. از طرفي در اين باره بايد پذيرفت که هنرمندان و نويسندگان ما کلاً افراد تنبلي هستند به گونه­اي که وقت صرف رسيدگي به افکار و پرورش مفاد ذهني­شان نمي­کنند به نوعي خطر نمي­کنند و اگر هم فضا بازتر باشد به قالب­هائي که بيشتر مشتري دارند و امتحان شده هستند دست مي­ آويزند. از طرفي مديران هم اگر به فکر جيب هنرمندان باشند و از سفارش­هاي بي مورد و سطحي دست بکشند و سفارش­ها را با سطح نياز مالي نويسندگان مطابقت بدهند مطمئن باشيد حتي طنز سفارشي هم داراي خلاقيت و ايده­ هاي بکر خواهد بود. در اين ميان خود هنرمندان و نويسندگان بيشترين تقصير را دارند.

- با توجه به رشد طنز در فضاي سايبري و مجازي، به نظر مي­رسد بحث پختگي و عمق و از طرفي عدم پرداخت تکراري به سوژه­ها در اين فضا به طور کلي خاکستري رنگ شده است؟

عرض کردم که جلوي کسي را نمي­توان گرفت که ننويس. بلکه اين هنرمندان هستند که بايد به خودشان بيش از پيش رسيدگي مطالعاتي کنند و به جاي نوشتن در قالب­هاي تکراري، خطر کنند و ديگر نوشته­هاي نگارش و طنزپردازي را امتحان کنند البته اين تکراري عمل کردن مختص به حوزه طنز نيست بلکه ديگر حوزه­هاي ادبياتي ما را نيز در پي مي­گيرد. به هر حال در هر کجاي تاريخ ادبيات که اديبات به خود رسيدگي کردند و محافل حکومتي آنان را منزلت گذاشته­اند، ادبيات و فرهنگ در صدر حکومت کرده و مؤثر بوده است.

- از طرفي به نظر مي­رسد نويسندگاني که در ديگر حوزه­هاي نويسندگي اقبالي نداشته­اند با ورود به اين فضا و به نوعي پا در کفش طنزپردازان کردن، فضا را براي رشد و نمو طنزپردازان حرفه­اي و مستعد کم رنگ کرده­اند.    

البته اين بخش از سؤال به دو جنبه مي­توان پاسخ داد که يکي از اين دو جنبه به مديران و ديگر آن به خود هنرمندان بستگي دارد و اما در مورد حضور طنزپردازان و طنازي خود هنرمندان هستند که از ورود اين افراد استقبال مي­کنند و اين را نمي­توان يک نقطه ضعف ناميد. نگاه کنيد چه ايرادي دارد که يکي از هنرمندان اديب ما در اين بخش هم وارد شود و مطلبي خلق کند. اين مردم هستند که با ديدن اين فرد يا ناديده گرفتن او مي­توانند بهترين پيام را به اين هنرمند بدهند اما در بحث مديريت، انتخاب غلط مديران و به نوعي قرار دادن اين افراد در جايگاه­هاي اثرگذار فرهنگي مي­تواند زمينه­ي ايجاد توهم را براي اين افراد غيرحرفه­اي فراهم کند که کلاً فضاهاي فرهنگي ما از اين افراد خالي نيست و حوزه هنري هم يکي از اين مراکزي است که از اين ضعف و اتفاق رنج مي­برد.

- توليد نشريه تخصصي طنز در فضاهاي فرهنگي کشور چقدر مي­تواند در فراهم کردن شرايط مطلوب فرهنگي اثرگذار باشد؟

قصد دارم سؤال شما را با سؤال جواب بدهم که البته کار درستي نيست اما به نظرتان توليد کردن يا نکردن موسيقي در فرهنگ ما مي­تواند اثرگذار باشد يا خير؟

- شما بگوييد؟

البته که در سطح کار اتفاقي نمي­افتد و مردم همچون روزهاي گذشته به سرکار مي­روند و روزمرگي مي­کنند اما به دنبال اين اتفاق شادي و نشاط از جامعه برچيده خواهد شد. اينکه موسيقي باشد يا نباشد تفاوتي با خلأ رمان و داستان، طنز و چيزاي ديگر ندارد که البته اين عملاً در سطح کار است اما در نفس جريان شرايط فرهنگي و داشته­هايمان عملاً اثرگذار­ي­اش را بر ذهن مردم جامعه از دست خواهد داد در حاليکه وجود اين گونه­هاي فرهنگي باعث وجود شادي و نشاط و بالا رفتن درک و اطلاعات و آگاهي عمومي از شرايط انسان امروزي در جهان امروزي خواهد شد. همين برنامه­هاي شب شعر، دگرخند و ديگر برنامه­هاي حوزه هنري اگر توليد نمي­شد چقدر از هنرمنداني که امروز در حوزه فعاليت مي­کنند به اين سبک و سياق فعاليتشان را ادامه مي­دادند.

- نظرتان پيرامون رونق گرفتن طنز تجاري چيست؟ آيا مي­توان از اينگونه طنز به عنوان يک آفت نام برد؟  

به هر حال يک بخش مشخص در توليدات آثار طنز پرداختن به اين صنعت و فروش محصولات و توليدات است البته نمي­توان از اين نوع سينماي پرفروش محصولات و توليدات است البته نمي­توان از اين نوع سينماي پرفروش داخلي­مان به عنوان سينماي تجاري نام برد چرا که سينماي تجاري در اساس يک صنعت است ولي سينماي حتي پرفروش داخلي ما سينماي فروش به هر قيمتي است. که در اين قالب سينماگري مباحثي چون محتوا و مضمون ايده آل عملاً منتفي است. البته اين حکم را نمي­توان براي تمام فيلم­ها صادر کرد اما اگر فيلم­هاي پرفروش ما دچار اين آفت هستند. با توجه به شتاب تندي که جامعه­ي ما دارد و به نوعي تغيير و تحولات اساسي که طي يک دوره زماني کوتاه صورت مي­ گيرد که اين شتاب هم مخصوص جامعه­ي ايراني خودمان است، شاهد هستيم که فيلم­ها اساساً شديداً دچار تاريخ مصرف هستند که اين شرايط را براي کشور ما و به طور کلي سينماي ما ضعف تأليف رقم مي­زند البته در اين باره هم مي­توان بسته بودن فضا و شرايط ديگر را مقصر دانست که نمي­خواهم به اين موارد بپردازيم که در اين ميان باز هم مهمترين ضعف را در پرداخت ضعيف و تکراري عمل کردن نويسندگان و عدم مطالعه کافي بيان کرد. از طرفي نزديکي و آميختگي طنزپردازان و سينماگران ما بسيار محدود و کم رنگ است فعاليت­هاي گروهي کم و محدود است و به نوعي شاهد عدم شناخت اين دو گروه از فضاهاي پيراموني يکديگر نسبت به هم هستيم اگر اين فضا ادامه پيدا کند وضعيت سينماي پرفروشمان هم آشفته خواهد شد.   

 

دوشنبه 12 تير 1391 - 8:44


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری