شنبه 28 مرداد 1396 - 4:29
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

فرهنگ متين

 

مردم ما مردماني طناز هستند

 

 

 گفتگو با محسن مطلق

 

آيا افزايش کمي توليدات آثار طنز در حوزه مکتوب و عرصه شنيداري و ديداري را بايد يک نشانه رشد و پيشرفت ملي در اين زمينه دانست؟ آيا رويکرد حوزه نوشتاري و متوليان فرهنگي طي ساليان گذشته به مقوله طنز جدي­تر شده و اصلاً از حيث توليدات مجموعه­هاي موفق نوشتاري و ديداري در چه موقعيتي قرار دارد. کيفيت اين آثار چگونه است؟ و آيا توانسته است به رضايت مخاطبان منجر شود؟ اساساً چگونه مي­توان طنز موفق و اثرگذار خلق کرد و ويژگي­هاي آن چيست؟ براي پاسخ به اين سؤالات و پرسش­هاي مشابه سراغ يکي از طنزپردازان مشهور و پرمايه کشورمان در حوزه نوشتاري رفتيم تا در اين زمينه نظرات و رأي وي را جويا شويم.

محسن مطلق چهره شناخته شده­ي عرصه ادبيات داستاني، طنز و طنازي ميهمان سؤالاتمان است. پس او را منتظر نمي­گذاريم و اولين سؤالمان را اينگونه مطرح مي­کنيم:

- اگر بخواهيم بارزترين ويژگي­هاي طنز دهه 80 را تفسير کنيم شاخصه­هاي طنز اين دوران را چگونه مي­بينيد؟  

اجازه بدهيد براي پرداختن به اين سؤال يک مثال در قالب جنگ و دفاع مقدس بزنم. در طنز ما در اين دو سه دهه اخير اتفاقات بسيار جالب و پررنگي افتاده است زماني را به ياد دارم از دهه 60 و 70 که اهالي طنز اجازه شوخي و به چالش کشيدن هيچ کدام از وجهات جنگ را نداشتند فضا به صورتي بود که کلاً با اين قالب از واقعيت اجتماعي نمي­توان شوخي کرد. مثلاً از امدادهاي غيبي و کمک­هاي خالصانه و بس مخلصانه مردم حرفي به ميان آورد و از تناقضات رفتاري اهالي مسئول سخني به ميان آورد. به نوعي از ناگفته­هاي جنگ سخني به ميان آورد به نوعي طنز سياسي و اجتماعي در دهه 60 و70 يک فضاي کاملاً بسته را تجربه مي­کرد اما اين رويکرد در دهه 80 به کلي تغيير کرد به گونه­اي که امروز شاهد هستيم که در برنامه­هائي چون در محفل رندان يا دگرخند با مسئولين و برنامه­هاي خاص سياسي و اجتماعي و ديگر وجوهات کشورداري شوخي­هاي بس تند و تيزي هم مي­شود به نوعي فضا باز شده است به نوعي طنزپردازان به سراغ کشف عرصه­ها و سوژه­هاي جديد اجتماعي و سياسي پرداخته­اند درب­هاي فرهنگي و به نوعي ظرفيت سوژه­هاي طنزپردازان رشد سريع و جالبي داشته است.

- به نوعي طنزپردازان جسورتر شده­اند؟

به نوعي گفتگوها کاملتر شده و فضاي طنزپردازي و طنازي جدي­تر شده است. به نوعي طنزپردازان توانستند سراغ عرصه­هائي بروند که در گذشته کمتر کسي جرأت فکر کردن در اين امور را به خود راه مي­داد.

- اما قبول داريد که اين طنز جسور از پختگي و عمق بسيار کمتري نسبت به طنزها و گفته­هاي هم کيشان خود در سال­هاي گذشته به خصوص دهه­ي 70 داشته است؟

شما نگاه به دوره يا جريان خاصي داريد؟

- پيرامون عرصه خاصي صحبت نمي­کنم. به نظر مي­رسد کار افرادي چون جواد مجابي و اکسير و صلاحي پخته­تر و اثرگذارتر از طنز طنزپردازان امروزي است؟

شايد در اين دوران جديد به يک نوع تکرار افتاده باشيم اما معتقدم ما روز به روز بهتر شديم و اين منحني يک مسير صعودي داشته است اين گفته را مي­توان به خوبي در آثار توليد شده حداقل در آثار توليدي حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي به خوبي مشاهده کرد. شايد در ديگر فضاهاي طنزپردازي و طنازي به خطا و تکرار رفته باشيم که البته در حوزه هم اين اتفاق افتاده است اما بايد گفت که اين فضا روز به روز بهتر شده است. البته اين افت در مقاطعي منطقي است اما به نظرم اصل و اساس شکستن تابوها بود که اين اتفاق عملي شده است شما مي­توانيد به طنزهاي sms يا محاوره­اي مردم رجوع کنيد که چقدر به خط قرمزها و تابوها نزديک مي­شوند خود مردم در اين راستا پيش قدم شده­اند و اين از نظر بنده يک موفقيت است. افکار عمومي کار خودش را انجام مي­دهد مسئله ما چند روزنامه نيست که توسط طنز ناپخته تعطيل مي­شوند اين حرکت در يک دوره خاص اتفاق افتاده است و مربوط به همه­ي دوران­هاي ما نمي­شود.

- ما در گذشته با دخيل کردن طنز در روزنامه جرايدمان توانستيم طنز را به زندگي روزانه مردم نزديک کنيم اما اين امر در چند سال گذشته بسيار کمرنگ­تر شده است و به نظر مي­رسد طنز از بدنه زندگي مردم جدا شده است؟  

اينجا بحث ما دو جنبه پيدا مي­کند يکي به اصل و چرائي آن مي­پردازد و ديگري جنبه­ي عمومي و اثرگذاري آن بر زندگي عمومي مردم بايد لحاظ شود. اين نکته را نبايد فراموش کرد که مردم ما کلاً مردماني طناز هستند اگر در يک جمع خانوادگي حضور پيدا کنيم قطعاً افرادي را خواهيم ديدکه با طنزپردازي ديگران را مي­خندانند و از طرفي به فکر وامي­دارند اما از طرفي هم مي­توان نگاه کرد که يک طنز در روزنامه چقدر مي­تواند جنبه­ي آموزشي داشته باشد و طنز را به بدنه اجتماعي مردم و زندگي روزمره آنان و سطح انتخاباتشان در طنز فاخر کمک کند خوب اگر خوب دقت کنيم شاهد اين خواهيم بود که افرادي از خود همين مردم طناز و طنزپرداز هستند که در اين جرايد فعاليت مي­کنند و به طنازي مي­پردازند پس نمي­توان گفت طنز از بدنه جامعه جدا شده است و بدنه اجتماع طنز خوب را نمي­شناسد ممکن است جنبه­ي آموزشي اين رويداد طي سال­هاي گذشته زير سؤال رفته باشد و از مردم دور شده باشد اما چيزي که اين ميان وجود دارد اين است که طنز يک جنبه­ي عمومي پيدا کرده است و مردم اين قالب هنري را در فضاها و ابزارهاي مختلف استفاده و ميان خودشان رد و بدل مي­کنند و در اين ميان محدوديت­ها هم نتوانسته در اين مسير اختلال ايجاد کند.

- بار محتوائي و مضموني طنزها در اين دوران چه سمت و سوئي را دنبال مي­کند؟

به طور کلي طنز و طنزپردازي بستگي مستقيمي به شرايط و اتفاقات روز دارد. ما در سال گذشته دو اتفاق بسيار بزرگ مانند بحث اختلاس 3000 ميليارد تومان و بحث تحريم­ها را داشتيم که اين دو اتفاق سرآمدترين اتفاقات جاري در کشور بود. از طرفي چون انقلاب و نوع کشورداري ما در جهان و منطقه يک حرکت جوان محسوب مي­شود طي زمان­ هاي مختلف سوژه­هاي مختلف از طرف اتفاقات بيروني و دروني براي بدنه جامعه طنزپرداز ساخته و پرداخته مي­شود که اين سوژه­ها مي­تواند دستمايه اصلي کار هنرمندان و نويسندگان ما شوند به نوعي جامعه­ي ما سرشار از حوادث است البته شايد اين سوژه­ها توسط کساني که نابلد هستند و غير حرفه­اي کار مي­کنند سوخته شوند اما باز هم کشور ما سرشار از سوژه­ها و حوادث ناب است در اين باره طنزپردازان از نظر محتوائي و مضموني به پشتوانه اتفاقات روز حرکت مي­کنند که صحيح به نظر مي­رسد.

- به هر حال احساس مي­شود طنزپردازان با توجه به وجود پيشنهاد دستمايه­هاي طنز و طنزپردازي به يک تکرار رسيده باشند؟

اين تکرار شامل فعاليت افراد غيرحرفه­اي مي­شود که البته اين حرکت هم به جيب خالي هنر و هنرمند برمي­گردد خوب طبيعي است وقتي سازماني براي پرداختن طنزپرداز به يک سوژه­ي خاص روز خوب پول مي­دهد. طنزپردازان در آن عرصه قلم مي­زند افراد حرفه­اي که محتاج نان شب هستند هم اين حرکت را انجام مي­دهند.

- يعني همان سفارشي کار کردن؟

حالا شايد بشود گفت که آن هم بستگي دارد.

- کاري به بستگي آن نداريم شما سفارشي کار کردن را تأييد مي­کنيد؟

بنده به آن برچسب سفارشي بودن نمي­زنم. خوب براي کار کردن درباره يک سوژه­ي روز سازماني پول خوبي مي­دهد هنرمند هم جيبش خالي است خوب قطعاً اين پيشنهاد را قبول خواهد کرد. شما اسم اين جريان را سفارشي کار کردن مي­گذاريد.

- به نظر مي­رسد لغت محترمانه آن سفارشي کار کردن مي­شود. البته بنده با اين موضوع مخالف نيستم و البته موافق هم نيستم. به هر حال بنده در جايگاه مصاحبه کننده هستم و شما در مقام پاسخگو.       

بنده هم اين گفته را قبول مي­کنم نظر شما مبتني بر اين است که کار سفارشي با اين گونه خلق اثر کردن از نظر محتوائي ارزش خاصي ندارد بنده هم با اين نظر موافقم اما بايد ديد که چرا هنرمند به اين جريان تن مي­دهد خوب خوب پول مي­دهند و نويسنده کار مي­کند اين مگر اشکالي دارد.

- مگر ما گفتيم اشکالي دارد اگر جريان محتوائي آنرا فاکتور بگيريم اشکالي خاصي نبايد داشته باشد.

پس مشکل خاصي در اين ميان نيست متأسفانه امروز سفارشي کار کردن يک باتوم شده است که مدام بر سر هنرمند فرود مي­آيد زماني را به ياد دارم که مجله مهر پيدا شد همه­ي اهالي قلم در اين عرصه از چپي­ها و راستي­ها يکديگر را پيدا کردند و در اين مجله مشغول به کار شدند و خلق اثر کردند و يک کار زيبا و قشنگ را پايه ريزي کردند. اگر در جامعه سوژه­اي نبود اتفاقي نمي­افتاد خودشان توليد اتفاق مي­کردند اگر بخواهيم رفتار اين گروه را با آنان مقايسه کنيم مسير مناسبي را نرفته­ايم اما طنز از لحاظ عمومي جنبه­ي مناسبي پيدا کرده است و از طرفي هنرمند محتاج نان شب زياد شده است و براي سير کردن شکم خود مجبور است که کار به اصطلاح سفارشي را بپذيرد هرچند که اثر خالي از محتوا باشد. به نظرم اگر طنز يک اتاق باشد قضيه سفارشي کار کردن يک گوشه کوچک اين اتاق است و به کليت آن ضربه نخواهد زد که البته اين لفظ سفارشي کار کردن دستپخت زبان شما است و بنده به اين لفظ اعتقادي ندارم.

- لفظ مهم نيست. عملکرد و نتيجه مهم است. به هر حال به نظرتان طنزپردازان از نظر کيفي رشد داشته­اند؟       

به نظرم از دو جنبه­ي کمي و کيفي رشد کرده­اند. چون بنده با حوزه هنري در ارتباط مستقيم هستم شاهد اين نکته بوده­ام که در محافلي چون در حلقه رندان يا ديگر برنامه­هاي طنز دفتر طنز حوزه هنري افراد مستعدي پيدا مي­شوند که اگر ساز و کار را ياد بگيرند بقيه هنرمندان اهالي قلم بايد ماست­ها را کيسه کنند. اگر ياد بگيرند که چگونه خودشان را رسانه­اي کنند.

- در گذشته کار اينقدر براي مطرح شدن ابزارگرايانه نبود.

بله. به هر حال کشف استعدادها به اين سختي نبود و به نوعي افراد کمتري در اين عرصه حضور داشتند. اين افراد براي بالا کشيدن خود نياز دارند که ابتدا خودشان را بشناسند سابقه­ي خود و اطلاعاتشان را افزايش بدهند امروز در مجامع هنري داشتن سابقه هنري يکي از الزامات است مثلاً مي­خواهي پيرامون يک سوژه کتابي بنويسي وقتي به يک انتشارات مراجعه مي­کنيد از شما سابقه مي­خواهد که اين حرکت هم اشتباه است. مگر بزرگان ما از اول داراي سابقه بوده­اند مگر هنرمندان ما از اول کتاب چاپ مي­کردند به هر حال نمي­دانند که اهداف خود را در جامعه چگونه پيش ببرند به نوعي ابزارها را در اختيار ندارند که اگر  اين اتفاق بيافتد بقيه افراد بايد ماست­ها را کيسه کنند.

- اين مسير بايد توسط چه کساني به اين افراد آموخته شود؟

احسن. اصل ماجرا هم اينجاست. به نظرم متوليان اين امر که هيچ گاه هم شناخته نشدند. به نظرم در حوزه هنري دفتر طنز بزرگترين مسئوليت را خواهد داشت هرکس در کشور متولي امور طنز است بايد اين حرکت را انجام دهد بايد امکانات را در اختيار اين افراد قرار دهند تا اين نويسندگان نوقلم هم بتوانند خودشان را کاملتر کنند بايد آموخته­هايشان را در قالب­هاي مختلف در اختيار اين افراد قرار دهند و اين داستان را به سرانجام برسانند البته اگر اين اتفاق بيافتد و اين متوليان دولتي چند نفر از اين هنرمندان نوقلم را جذب کنند فردا برخي افراد هستند که در بوق و کرنا کنند که سازمان­ هاي دولتي سعي در پرورش نيروهاي سفارشي دارند و به نوعي دولت طنزپرداز دولتي و سفارشي توليد مي­کند. اين مطلب شما بسيار مهم است که بايد سازوکارها به اين افراد آموخته شود بايد اين افراد آموزش ببينند و به لحاظ دروني به اقناع برسند الان اين طنزپردازان که سرشار از استعداد و ناگفته­هاي طنازي هستند محلي براي خالي کردن و برون ريزشان ندارند برخي هم به راديو و تلويزيون رجوع مي­کنند و با يک نگاه مصرف گرايانه و کالائي روبرو مي­شوند.

- به نظر مي­رسد يکي از نقاط منفي جريان طنز در سال­هاي گذشته رجوع افراد غير متخصص و به نوعي غير طناز به حوزه طنز و طنزپردازي باشد.

يکي از مشکلات هم اين است که مديران ارشد و مياني بايد در اين مسير به ياري هنرمندان حرفه­اي بيايند از ورود اين افراد به حوزه­هاي تخصصي جلوگيري کنند.

- فضاهاي سايبري و مجازي چقدر در ساخت طنز فاخر و حرفه­اي به کمک مي­آيد.

بنده با وجود هر دو فضاي مجازي و مکتوب در عرصه طنز موافقم و معتقدم هرکدام کارکردهاي خاص خودش را دارد و نمي­توان ديگري را جايگزين ديگري کرد. اما از قديم گفتند که فن نوشتن استاد خودش را مي­طلبد ببينيد کسي که در اين عرصه به کسب تجربه نکرده است و به نوعي در عرصه مکتوب حرفي براي گفتن ندارد نمي­تواند به فضاي تصويرگري طنز بپردازد بايد گفتار و نوشتار قوي داشته باشد تا در طنز تصويري هم موفق جلوه کند. کسي که کار فيلم مي­کند چندين داستان کوتاه و بلند در اين رابطه نوشته است و به نوعي در دو عرصه گفتار و نوشتار سابقه ديرينه­اي دارد. داستان را خوب مي­شناسد. به نوعي طنزپرداز عرصه نوشتاري را بايد خوب بشناسد تا بتواند تصوير مناسبي به مخاطب عرصه کند از نوشتن قطعات ادبي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي و . . . شروع کند تا طنز را در قالب کتاب بتواند به جامعه عرضه کند به نوعي کسي که وارد فضاي مجازي مي­شود بايد سازوکار را بلد باشد و حرفه­اي عمل کند ما در عرصه فضاي مجازي با افرادي درگير هستيم که داراي جنبه­هاي ناشناخته و قوي و چند وجهي هستند پس اگر مي­ خواهيم به تکرار نرسيم بايد اين فضا را به خوبي بشناسيم و از طرفي نوشتار و گفتار قوي داشته باشيم.

- وظيفه طنز از نگاه شما چيست؟

آگاهي دادن علاوه بر شادي و سرگرم کردن مردم.

- آيا اصلاح کردن هم در اين تعريف جايگاهي دارد؟

به اين مورد هم مي­پردازيم. آگاهي و اصلاح بايد در کنار يکديگر باشند طنز بايد مخاطب را به تفکر وادار کند وگرنه نبايد صرفاً نگاه، نگاه خنده آور باشد. بايد پشت اين گفته يک سري حرف­هاي ناگفته باشد که در کنار لبخند بيننده فکر او را هم به فعاليت وادار کنيم به همين دليل طنز پرمغز به طنزي گفته مي­شود که علاوه بر اطلاع رساني مخاطب را به فکر فرو ببرد و حتي او را به گريه تلخ و دروني وادار کند.

- در اين بحث اطلاع و آگاهي، مميزي رنگ پررنگي به خود مي­گيرد.

درست است اما آدم طنزپرداز حرفه­اي کار خودش را بلد است او مي­داند چگونه مخاطب خود را به فکر و حتي گريه وادار کند.                     

 

شنبه 10 تير 1391 - 8:47


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری