چهارشنبه 22 آذر 1396 - 3:18
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

گسل نسلي، مشکل داستان نويسي انقلاب است

 

گفتگو با محمد کاظم مزيناني

 

جامعه­ي ايران تحت تأثير دو واقعه بسيار مهم و البته به لحاظ زماني نزديک به هم قرار گرفت واقعه اول انقلاب اسلامي و واقعه دوم جنگ تحميلي بود هردوي اين وقايع مهمترين حوادث نيم قرن اخير در فضاي اجتماعي ايران بوده است يکي از مسائل مهم و شبهات جدي تفاوت ميان ادبيات مرتبط با واقعه انقلاب اسلامي با ادبيات مرتبط با جنگ است و به طور غيرطبيعي و غير روشني وضعيت ادبيات جنگ بسيار بهتر از ادبيات انقلاب اسلامي است چه به لحاظ کيفيت و به چه لحاظ کميت.

تعداد آثاري که در زمينه جنگ منتشر شده بسيار بيشتر از آثاري است که درباره انقلاب نوشته شده اين سؤال بسيار مهم است که چرا نويسندگان ما راجع به جنگ زياد نوشتند و راجع به انقلاب کمتر نوشته­ايد؟ که البته به نظر مي­رسد مي­توان اين موضوع را به چند نظر مورد بررسي قرار داد اولاً که بايد ديد چه قشري نويسندگان کتاب­هاي جنگ هستند به نظر مي­رسد نويسندگان جنگ کساني هستند که از واقعه جنگ تأثير گرفته­اند و بعدتر نويسنده شدند و به نظر مي­ رسد ادبيات جنگ روي روش نويسندگان پيش از انقلاب يا نويسندگان که در زمان وقوع جنگ نويسنده بودند نبود بلکه بار اصلي روي دوش بچه­هاي جنگ بود و خود آنان تصميم گرفتند تا به نوشتن جنگ بپردازند پس عده­اي که از افرادي که در جنگ حضور داشتند تصميم گرفتند ادبيات جنگ را سامان دهند و آن را بيافرينند. اما سؤال مهمي که اينجا بوجود مي­آيد اين است که چرا افرادي که در انقلاب شرکت داشتند که تعداد آنها بيشتر بود به اين نتيجه نرسيدند که ادبيات انقلاب را بنويسند؟

محمد کاظم مزيناني متولد 1342 در شهر دامغان و فارغ التحصيل رشته زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه شهيد بهشتي است. از سال 1363 تا 1374 در روزنامه کيهان و همشهري فعاليت روزنامه نگاري داشته که اين فعاليت­ها تا به امروز هم به صورت پراکنده در نشريات ادبي تداوم داشته است. در بخش کتاب هم در بخش کودک و نوجوان داراي تجارب گسترده­اي است اما رمان (شاه بي شين) و به طور کلي سه گانه­ي اين هنرمند اولين تجربه­ي موفق اين نويسنده در حوزه داستان انقلاب اسلامي محسوب مي­شود که در سال 89 از طريق سوره مهر منتشر شد. اين نويسنده از جو سياسي حاکم بر داستان­هاي انقلاب اسلامي و دفاع مقدس سخت گله دارد و مي­گويد: برخي نويسنده­ها که جو سياسي به خود گرفته­اند به دليل نبود نگاه انقلابي قلم خود را در جهت­هائي ديگر مشغول مي­کنند در حاليکه اگر نويسنده­اي در اين جامعه زندگي مي­کند بايد در آثارشان نام و نشاني از آن ارزش­ها ديده شود.

- جناب مزيناني با توجه به انقلاب فرهنگي در سال 57 چرا اين انقلاب در بدنه حوزه ادبيات رمان و داستان اثرگذار نبوده است؟

مي­توان اين مقوله را از دو نگاه جامعه شناسي يا عدم دروني شدن انقلاب فرهنگي در بدنه ادبيات بررسي کرد اما در اين بحث قصد نداريم نگاه جامعه شناسانه به اين حوزه داشته باشيم در بعد ادبي و پرداختن به جايگاه رمان و داستان در ادبيات و تأثير انقلاب بر اين گونه­هاي ادبي شاهد خواهيم بود که بطور کلي در داستان سوژه اصلي انسان است. اين اتفاق در شعر کمتر اتفاق مي­افتد اما رمان و داستان با انسان معني پيدا مي­کند ما در سبک­هاي خراساني و عراقي داريم که شعر با اينکه از جنبه­ي انساني به طبيعت نگاه مي­کند اما سراسر وصف طبيعت است رمان به انسان از قبيل اميال، شهوات، ثروت، درون گرا و برون گرا بودن و مذهب و انواع مفاهيمي که در زندگي انسان وجود دارد مي­پردازد.

از طرفي شاهد هستيم که جريان روشنفکري با انقلاب اسلامي همراه نمي­شود و اين نويسندگان ابتداي انقلاب هستند که در کنار نگارش به ديگر وظايف و مسئوليت­هاي انقلابي خود نيز مي­پردازند و در کنار آن آموزش مفاهيم ادبي و ذهني را هم در دستور کار خود قرار مي­دهند. بنابراين نتوانستند رمان خلاقانه و ادبي ناب توليد کنند از طرفي در دوراني شاهد بوديم که اين نويسندگان بودند که خودشان هم سوژه­هاي ادبي مي­شدند شرايط انقلاب پرتلاطم بود و سايه سياست بر همه جا سايه افکنده بود سياست مداران و اقسام کليت کشور به همه چيز به شکل سياسي و سياست زده آن نگاه مي­کردند سياست ذهن مردم را پر کرده بود و به نوعي اجازه فرهنگي فکر کردن به آنان نمي­داد چرا که مردم اصلاً فرهنگي زندگي نمي­کردند کتاب­هائي هم که در اين عرصه موفق ظاهر شدند کتاب­هائي بودند که رنگ و بوي سياست و سياست زدگي در آنها وجود داشت که البته باز اين کتاب­ها از بسياري کتب ديگر سرآمدتر و بهتر بوده است در حوزه انقلاب و دفاع مقدس آثاري از امير خاني مثل من او و يا داستان­هاي بايرامي و دهقان از اين دست داستان­ها هستند. اگر اين اتفاقات جاري نمي­شد و به نوعي سياست زدگي سايه­اش را از ذهن و فکر نويسندگان انقلاب و جنگ دور نمي­کرد امروز شاهد آثاري ادبي با نفوذپذيري بالاتر و ناب­تر داشيم.

- به نظرتان اين سايه سياست بعد از انقلاب بيشتر از دوران جنگ بود؟

بعد از جنگ هم اين سياست زدگي ادامه داشت به هر حال بايد گفت که سياست مقدمه جنگ است اگر سياست کارش را به خوبي انجام دهد اين جنگ است که جايگزين آن خواهد شد. اين سياست زدگي در زمان جنگ هم استفاده مي­شد اما ادبيات سياست زده جنگ براي پيدا کردن و تهييج و تحريک مردم استفاده مي­شد. نويسندگان هم هرچه بيشتر زندگي مي­کردند توانستند تجربيات گرانمايه­تري را بدست بياورند و اين تجربيات را با خاطرات و اتفاقات جنگ پيوند بدهند و با بيان تجارب خود به قشر مخاطب يک ادبيات ناب در اين زمينه خلق کنند انسان با زندگي کردن داستان خلق مي­کند نويسندگان زندگي و تجربيات خاص خودشان را با انقلاب و جنگ پيوند زدند از طرف ديگر اين بحث گسست ميان نسل­ها در انقلاب اسلامي بسيار مشهورتر بود. اين گسست در جنگ کمتر شاهد بوديم. و همچنان هم نتوانستيم اين گسست را با استفاده از هزينه­هاي ميلياردي در اين زمينه حل و فصل کنيم اين گسل نسلي که در دامنه انقلاب بسيار وجود داشت نگذاشت که نويسندگان بتوانند با انقلاب پيوند بخورند نسل بعد از انقلاب چون سرشان گرم پرداختن به امور ديگر بود مثل جنگ، نسل بعد به همين خلأ نسلي نتوانست ارتباط لازم را با بدنه انقلاب بوجود بياورد و بنابراين نتوانست اثر فرهنگي و هنري خاصي هم در اين زمينه خلق کند. از طرفي بحث تبليغات در مطرح ساختن يک دوره زماني و کم کردن فاصله نسلي بسيار اثرگذارتر است. تبليغات در زندگي مردم بسيار نمود داشت اين جريان به دوران جنگ بازمي­گردد که البته در اثر اين تبليغات هنوز هم مردم با دستمايه­هاي دوران جنگ درگير هستند. حال اين گسل فرهنگي، نسلي و جنسيتي در دوران جنگ بسيار پررنگ بود اين فاصله از زمان انقلاب و اتفاقات پس از آن نشأت گرفت اما در دوران جنگ کم کم با استفاده از تبليغات و آگاهي سازي حوزه ادبيات توانست فضا را در اين سمت بازتر کند تا نويسندگان بتوانند بيشتر تجربه و نگارش تجربيات کنند. اين اتفاقات در دوران جنگ باعث عدم پيوند مردم با حوزه ادبيات شد هرچند که اين گسل در دوران انقلاب بسيار بيشتر از دوران جنگ تحميلي به چشم مي­آمد. اين اتفاقات باعث شد که انقلاب اسلامي هم در زمان خودش نتواند موج و جرياني را در عرصه ادبيات پديد بياورد و يک گسل نسلي و جنسيتي قوي را در اين دوران شاهد باشيم. متأسفانه امروز هم نويسندگاني نداريم که بتوانند از اين گسل­ها عبور کنند و سدها را بشکنند و مسيري براي ايجاد يک جريان ادبي ناب در حوزه انقلاب و دفاع مقدس پديد بياورند. نويسندگان انقلاب اسلامي سن­شان بالا رفته است و از حوزه­ي خلاقيت و خلق آثار گرانمايه دور شده­اند.

- از طرفي نويسندگان نسل نو براي خلق آثار ناب در اين حوزه با مشکل عدم تجربه جنگ و انقلاب درگير هستند؟

يکي از مشکلات هم همين است البته نبايد از ياد ببريم که موفقيت در ساخت ادبيات جذاب و ناب به حضور خالق اثر در موضوع و سوژه ندارد اين خاصيت شايد در شعر کمتر به چشم بيايد. به هر حال شعر فضاي توصيف لحظات است ما در اين مورد مشکلي نداريم چرا که به خوبي مي­توانيم لحظات را توصيف کنيم اما وقتي پاي يک بازه زماني باز مي­شود مشکل بوجود مي­آيد وقتي بحث رمان و داستان بوجود مي­آيد در ساختار اين قالب­ها با مشکل روبرو مي­شويم. وقتي نويسندگان دهه­ي 70 قصد دارند به ادبيات دفاع مقدس و انقلاب بپردازند چون تجربه­ي حضور نداشتند بايد دست به تحقيقات ميداني بزنند و به نوعي پژوهش کنند وقتي يک نويسنده دهه70 مي­خواهد راجع به جريان 17 شهريور بنويسد بايد از چه مدارکي استفاده کند. الحمدالله سازمان­هاي زيادي در رابطه با جنگ و حفظ اسناد دفاع مقدس وجود دارد که مي­توان از اين مراکز ساعت دقيق شروع عمليات­ها را پيدا کرد اما اين ميزان اطلاعات درباره انقلاب اسلامي وجود ندارد.

- مشکل اصلي کامل نبودن اطلاعات و آمار در هر دو مورد وجود دارد.

اما اين مشکل در عرصه انقلاب اسلامي بسيار پررنگ­تر است. شخص نويسنده بايد با استفاده از اين مدارک خودش را در آن زمان قرار دهد و با اسناد و مدارک به کسب تجربه بپردازد. متأسفانه يکي ديگر از مشکل­ها هم اين است که نهادها مدارک را به سختي به دست نويسندگان و پژوهشگران قرار مي­دهند. اين اتفاقات که صحبت مي­کنيم براي خلق يک اثر ادبي در اين حوزه است در غير اينصورت هم اکنون آثار بسيار زيادي در اين حوزه چاپ و توليد شده است اما متأسفانه از غناي خاصي برخوردار نيست. به هر حال نبايد فراموش کرد که مهمترين ضربه به ادبيات انقلاب از طريق ايجاد گسل نسلي و جنسيتي پديدار خواهد شد. ما به جنگ تحميلي صورت ماورالطبيعي داديم و آنرا به سمت تقدس گرائي پيش برديم. جنگ ما يادآور دفاع مقدس است اين تقدس گرائي باعث مي­شود که نويسندگان از خط قرمزها عبور نکنند و نتوانند به يک بسيجي و رزمنده از همه­ي جهات بپردازند. اتفاقاً نهادها و گروه­هائي هم شکل گرفته­اند که وظيفه رصد کردن آثار و توليدات را دارند اجازه نمي­دهند که نويسندگان و به طور کلي خالقان آثار ذره­اي از خطوط قرمز عبور کنند. اما اين اتفاق درباره انقلاب اسلامي ايجاد نشد. اما اتفاقي ديگر بر سر انقلاب افتاد نويسنده در اين مسير بايد راوي نگاه رسمي باشد و نمي­داند که در اين ميان حق دارد که از زواياي ديگر هم به نقد انقلاب بپردازد. آيا مي­توان انقلاب را از نگاه چپي­ها، مجاهدين خلق و يا مؤتلفه­ها آسيب شناسي کرد؟ نويسنده نمي­داند که بايد به کدام روايت اتکا کند. به هر حال انقلاب با تقدس همراه نشد. البته درست است که در شعارها انقلاب را يک امر مقدس مي­ناميم اما نقدي که در جنگ وجود دارد هيچ گاه براي انقلاب اسلامي در نظر گرفته نشد. بنابراين نويسندگان انقلابي و يا نويسندگان نوقلم نمي­دانند که بايد زير پرچم کدام نگاه قرار بگيرند و انقلاب را توصيف کنند. از طرفي بخشي از مؤلفه­هاي پرداخت به انقلاب آنقدر دم دستي و سطحي شده است که مورد توجه و اقبال مردم هم قرار نمي­گيرد بنابراين بايد تغييري به اين مؤلفه­ها داد تا حداقل اين حس و خاطره در دل و جان مردم کمرنگ نشود. يک جوان 25 ساله براي نوشتن از انقلاب بايد مدارک را جستجو کند و در اين ميان با اسناد زندگي کند و به کسب تجربه بپردازد و بعد از اين مرارت­ها نگرش و تجربيات ذهني­اش را پياده کند اين جوان در حال حاضر سعي مي­کند به جاي پرداختن به انقلاب و دفاع مقدس از کبوتر پشت شيشه اتاقش يا ديوار و پنجره يا شناخت ذهني از مادرش را بنويسد.

- چرا براي روايت داستان انقلاب و جنگ از قالب خاطره نويسي استفاده مي­کنيم.

متأسفانه ما در سال 91 هم شاهد سايه سنگين اين نوع نوشتاري بر ادبيات خالص کشورمان هستيم. که از حمايت­هاي ويژه­اي هم بهره مند است. بنده با نفس اين نوع نگارش مشکلي ندارم و آنرا يکي از اسباب شناخت انقلاب و جنگ مي­دانم اما اين همه تبليغ و تهييج مردم براي جريان سازي کاذب ميان طبقه­اي خاص کار درستي نيست. چرا اين حمايت­ها از رمان انقلاب صورت نمي­گيرد؟ جز از اينکه توانائي در نوشتن رمان به طرز محسوسي پايين است از طرفي رمان جاي کار تبليغي ندارد شما با خاطره نويسي زودتر مي­توانيد به هدف مورد نظر برسيد اما با رمان سرعت معنائي ندارد ما در رمان تجربه­هاي مشترک را به اشتراک مي­گذاريم و اين باعث توليد ادبيات ناب مي­شود اما در خاطره نويسي اين اتفاق حاصل نمي­شود. ادبيات ناب بايد نفوذ کند و بتواند سدها را بشکند و جريان سازي کند اگر همه­ي آثار در اين زمينه مانند کتاب (دا) باشد که باز خوب هست هرچند که اين نوع نگارش داستان هم با انتقادات زيادي همراه است. زبان رمان يک زبان سخيف و بدون تکنيک نيست ادبياتي است که مخاطب محور است ادبيات ناب ادبيات مخاطب محور است نمونه­ي اين نوع رمان­ها را هم در همه جاي دنيا شاهد هستيم اما نويسندگان ما از نگارش رمان در اين عرصه­ها هراس دارند.

- حوزه هنري با شعار حفظ ارزش­هاي انقلاب اسلامي تأسيس شد به نظرتان حوزه هنري در رسيدن و حفظ شعائر انقلاب اسلامي چقدر موفق بوده است؟

ادبيات ناب شوخي بردار نيست. متأسفانه چون مردان سياست مدار و مديران ما احساس مي­کنند که افراد فرهنگي هستند به خودشان اجازه مي­دهند که به همه­ي امور فرهنگي دخالت کنند و برنامه ريزي­هاي راهبردي بسيار ضعيف و اشتباه در اين مسير پي ريزي کنند. از طرفي اين حيطه را هم به انحصار خود درآورده­اند که نويسنده در اين ميان احساس امنيت نمي­کند و مجبور است دست به خودسانسوري بزند. حاصل اين نوع نگرش هم توليد آثار نسبتاً معمولي در حوزه خاطره نويسي مي­شود. اين مطالب آثار ادبي گزارش گونه هستند که بيشتر به هدف حمايت­هاي مالي ساخته شده­اند. از طرفي مؤلفه­هاي ادبي هم در آن رعايت نشده است.

- به هر حال شاهد هستيم مخاطبان کتاب خوب را مي­خرند و اين اتفاق درباره محصولات حوزه اتفاق افتاده است آثار حوزه هنري و سوره مهر در نمايشگاه کتاب بيست و پنجم پرفروش­ترين آثار بوده­اند؟

شايد دليل اصلي اين حمايت و فروش وجود هيجان و نوعي پرده برداري از برخي حوادث جنگ تحميلي بوده است به نوعي اين خوانندگان نسل سومي بودند که به لحاظ خلأ اطلاعات تاريخ جنگ و انقلاب از اين نوع و شيوه نگارش (خاطره نويسي) استقبال کردند.

- به نظر مي­رسد کشورهائي که تجربه جنگ مانند ايران را پشت سر گذاشته­اند نسبت به پررنگ کردن حاشيه­ها و صورت جنگ هزينه­هاي بيشتري در عرصه­هاي مختلف هنري و فرهنگي انجام داده­اند. اما متأسفانه هنرمندان سينما و نويسندگان عرصه دفاع مقدس و انقلاب از يکديگر فاصله دارند و اثر خاصي در اين رابطه توليد نمي­شود؟

اين اشکال به نوع نگاه نويسندگان اين عرصه برمي­گردد چرا که نويسندگان عرصه ادبيات انقلاب و دفاع مقدس نويسندگان انتزاعي و ذهني هستند. يعني با مفاهيم کار مي­کنند اما نگاه سينما يک نگاه تصويري است براي نگارش مفاهيم تصويري هم نياز به آموزش داريم. يعني نويسندگان ما نگارش تصويري را بايد آموزش ببينند. يعني اين مفاهيم ذهني بايد تجربه و ترجمه شوند و سپس تبديل به تصوير و سينما شوند. سينماگر براساس مدارک و اسناد تصويري اثر خلق مي­کند در اين ميان خلاقيت و آموزش مهمترين ابزار توليد اثر تصويري است.

- برخلاف تصور اهالي هنر و فرهنگ چرا کتاب شاه بي شين در حوزه ادبيات انقلاب در نمايشگاه کتاب با اقبال گسترده­اي مواجه نشد؟

نگاه کنيد شما نبايد اثر هنري شاه بي شين را با ديگر آثار توليدي در اين عرصه مقايسه کنيد. انتشار شاه بي شين يک اتفاق بود که فقط هم يک بار اتفاق مي­افتد اين سؤال را بايد از کساني سؤال کنيد که اجازه ظهور اين کتاب را ندادند. از کساني که با تبليغات شديد خود سعي داشتند يک کتاب در قالب ادبيات جنگ و دفاع مقدس و انقلاب بزرگ و جريان ساز کنند. از کساني که به بهانه تجديد چاپ کتاب­ها را يا هديه و يا با تخفيف 50% در اختيار مخاطب مي­گذارند. اما بهتر است که جامعه­ي هنري و فرهنگي بداند که افتخار نويسنده اين است که کتابش تک فروشي شود.        

 

                                

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سه‌شنبه 6 تير 1391 - 13:18


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری