يكشنبه 29 مرداد 1396 - 20:5
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

اكرم اماني

 

خاطرات علي اميني

 

- خاطرات علي اميني  

- يعقوب توکلي

- انتشارات سوره­ي مهر، چاپ دوم 1390

- شابک: 5- 132- 175- 600- 978

- قيمت: 4500 تومان

دفتر ادبيات انقلاب اسلامي با اين هدف که بتواند گوشه­هايي از ناگفته­هاي انقلاب اسلامي را بازگو نمايد دست به انتشار خاطرات اشخاص مختلف زد. اگرچه سعي بر آن داشته و دارد تا آنچه که منتشر مي­نمايد، توليداتي تازه و نو باشد اما اگر نوشته­ي تازه­اي يابد که با هدف اصلي دفتر مرتبط باشد، با آغوشي باز در جهت نشر آن همت مي­گمارد.

خاطرات علي اميني – از بازماندگان دودمان قاجار که در دوره­ي پهلوي نيز به مقام نخست وزيري رسيد – يکي از همان دست کتابهاست. اميني اين نوشته­ها را براي روزنامه­ي کيهان لندن نوشت و چندي پس از آن مرد. دکتر علي اميني، نخست وزير ايران در آغاز دهه­ي چهل، از چهره­هاي سرشناس عصر پهلوي بود. شناخت او، پيوندها، تلاشها و نقشهايش، محور عمده­اي در شناخت نظام سلطنتي پهلوي بشمار مي­رود.

علي اميني نماينده و نماد نسلي است که راهگشاي نفوذ تمام عيار امريکا در ساختار اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي ايران بوده است. علي اميني پيش از سال 57 در دو برهه­ي­ مهم از تاريخ ايران به کمک امريکا و غرب شتافت:

- قرارداد کنسرسيوم نفت، بعد از نهضت ملي شدن نفت و پيروزي کودتاگران در 28 مرداد 1332.

- تحول در ساختار اقتصادي، اجتماعي و سياسي ايران با راه اندازي اصلاحات اداري و ارضي زير نظر امريکا در سالهاي 1340 و 1341.

علي اميني در سالهاي آخر عمر، در دو مورد به تبيين نقش خود در تاريخ معاصر ايران پرداخت:

- ابتدا در مصاحبه با حبيب لاجوردي در پروژه­ي معروف به تاريخ شفاهي ايران که با عنوان خاطرات علي اميني از سوي دانشگاه هاروارد (1996 م - 1375) به عنوان اولين کتاب از اين سري چاپ شد. اين کتاب پس از مرگ اميني منتشر شد.

ديگري به درخواست مصطفي مصباح زاده – مدير روزنامه کيهان چاپ لندن – خاطرات خود را به عنوان يادداشتهاي شخصي نوشت.

علي اميني که بعنوان نماينده­ي داخلي غرب و امريکا در دهه­ي 40 تلاش کرد تا از بروز انقلاب در ايران جلوگيري نمايد، پس از سال 1357 نيز تمام فعاليتهاي خود را در راه ايجاد خلل و انحراف در اين حرکت، سازمان داده بود.

پيوندهاي خانوادگي و نمايندگي مجلس پانزدهم، نهضت ملي شدن نفت و کودتاي 28 مرداد، نظام بين الملل و اثرات آن بر ايران، نخست وزيري و انقلاب اسلامي عناويني هستند که نويسنده در مقدمه به آنها اشاره کرده است؛ وي درباره­ي پيوندهاي خانوادگي علي اميني چنين مي­گويد که:

علي اميني مجدي، فرزند پنجم محسن خان امين الدوله­ي رشتي و فخرالدوله در سال 1284 هـ . ش بدنيا آمد. در شش سالگي به دبيرستان رشديه رفت و تحصيلات متوسطه را در دارالفنون گذراند. در 1305 به پاريس رفت و در رشته­ي حقوق اقتصاد تحصيل کرد و دکتراي خود را در علم اقتصاد از دانشگاه کرونوبل پاريس گرفت. پس از بازگشت به ايران به واسطه­ي ميرزا علي اکبرخان داور به استخدام وزارت دادگستري درآمد. اولين شغل وي عضويت علي البدل در محکمه­ي بدايت و سپس رياست شعبه­ي ديوان کيفري بود.

در سال 1312 با بتول وثوق ازدواج کرد. پس از آن به وزارت دارايي رفت. و در سال 1320 به سمت معاونت دوم دارايي منصوب شد. بنابر اقرار اميني، نسبت فاميلي­اش با قوام السلطنه تاثير بسزايي در سرنوشت سياسي­اش داشته است. از همين رو در کابينه­ي قوام السلطنه بدون هيچ سابقه­اي در امر وزارت و طي مراحل اداري، به سمت معاون سياسي نخست وزير منصوب شد. پس از سقوط کابينه­ي قوام به رياست کميسيون ارز و وزارت اقتصاد ملي درآمد . . .

پس از مقدمه­اي چند صفحه­اي درباره علي اميني و يادداشت نويسنده، مؤلف کتاب را به دو فصل تقسيم کرده است: فصل اول از کودکي تا وزارت و فصل دوم به نخست وزيري اميني مربوط مي­شود. فصل اول با اين جملات شروع مي­ شود:

«من هم سال مشروطيت ايرانم. به دنيا آمده بودم که انقلاب مشروطه پيروز شد. و جدم – پدر مادرم – مظفرالدين شاه قاجار فرمان مشروطيت را امضا کرد. نامم علي اميني مجدي است. مشهورم به دکتر اميني. تحصيلاتم به رشته­ي حقوق و اقتصاد است و پيشه­ام سياست. ايراني هستم و مسلمان و شيعه­ي اثني عشري. ريشه­هاي کهني که در ايران دارم مرا چنين بار آورده­اند که ايران و ايرانيان را با همه­ي ملايمات و ناملايماتشان عاشقانه دوست مي­دارم. جدم – پدر پدرم – ميرزا علي خان امين الدوله فرزند مجدالملک به گواهي تمام نويسندگان تاريخ صد ساله­ي گذشته و مشروطيت، در آزادي خواهي، مردم دوستي، سواد و کمل و ترقي خواهي يگانه­ي زمان خود بود و به تائيد نويسندگان تاريخ ادبيات و تاريخ خط و خطاطي در شيوه­ي نثر فارسي و هنر خطاطي صاحب سبک بود.

پدرم محسن خان معين الملک مردي بود گوشه گير و مردم گريز. به نوعي افسردگي دچار بود. گاهي ساعتها و روزها مي­توانست در اطاقش در را به روي خود ببندد و تنها بماند. در عوض مادرم خانم فخرالدوله در مديريت و تدبير و سياست چنان مشهور بود که هنوز داستانها از تدبيرش بر سر زبانهاست چنان که گاهي اشخاص براي من از ايشان داستانهايي مي­گويند که خود تعجب مي­کنم.

حاصل ازدواج پدر و مادرم هشت پسر و يک دختر بود . . .»

همانطور که از خطوط بالا پيداست نويسنده خاطرات دکتر اميني را از زبان خود اميني نقل کرده و در ادامه به فرار سيد ضيا، آخرين ديدارش با احمد شاه، رابطه­ي مادر اميني با محمدعلي شاه و سومين ديدارش با رضا شاه مي­پردازد. اميني درباره­ي رابطه­ي خود با مدرس چنين مي­گويد: « مدرس را وقتي شناختم که هنوز نوجوان بودم. مردي بود عالم، بانفوذ، شجاع و يکي از نمونه­هاي روحانيون متجدد و آزادي خواه. با قدرت نمايي­هاي سردار سپه چه در مجلس و چه در اجتماع مخالفت مي­کرد. وقتي هم که سردار سپه رضا شاه شد، با او کنار نيامد و تسليم نشده مدرس گاهي به خانه­ي ما مي­آمد. گاه ناهار مي­ماند. ظاهراً مبتلا به مالارياي مزمن بود. خودش مي­گفت تب نوبه دارم. بعد از ناهار لزر سختي مي­کرد. به ايوان مي­رفت. در آفتاب مي­نشست. عبا را به دور خودش مي­پيچيد و مدتها مي­لرزيد. بعد به اطاق مي­آمد. ساعتي مي­خوابيد، تب مي­کرد. عرق کرده برمي­خاست. آب و قندي مي­خورد و دوباره به مجلس مي­رفت . . .»

اميني در ادامه به شناخت و رابطه­ي خود با داور، ذکاء الملک فروغي، قوام السلطنه، مصدق و محمدرضا شاه اشاره مي­ کند و درباره­ي قرارداد فروش نفت مي­گويد: من قرارداد فروش نفت ملي شده­ي ايران بوسيله­ي کنسرسيوم نفت را به عنوان مسئول هيئت ايراني مذاکره کننده در شهريور ماه 1333 هجري شمسي برابر آخر ماه اوت 1954 ميلادي امضاء و به مجلس تقديم کردم. در اين کار نه خودم را مقصر و ملزوم به دفاع از خود مي­بنيم، نه مثل تقي زاده هستم که بگويم «در آن کار آلت فعل بوده­ام» و نه کسي هستم که آن قرارداد را ماده به ماده و کلمه به کلمه نسنجيده و چانه نزده امضاء کرده باشم . . . در شرايطي که پيش آمده بود، عقد قراردادي بهتر از آن ميسر نبود، در نتيجه لازم هم نمي­ دانم بگويم اگر من امضاء نمي­کردم ديگري مي­کرد، بلکه لازم است بگويم که در آن اوضاع و احوال کس ديگري را سراغ نداشتم که به اندازه­ي خودم به سود ملت ايران پافشاري کند و چانه بزند و زير بار تحملات اضافي نرود . . .

وي درباره­ي نخست وزيري خود در فصل دوم مي­گويد: «بعد از حدود سه سال خانه نشيني که پس از عزل از سفارت در امريکا پيش آمد، در نيمه­ي ارديبهشت ماه 1340 نخست وزير شدم. اين کار در نظر خودم قدري زودرس بود. برنامه ريزي کرده بودم با وضعي که در سياست جهان و ايران پيش آمده بود، وارد مبارزه انتخاباتي شوم و به عنوان نماينده­ي تهران به مجلس بروم. در مجلس فرصتي داشتم تا با تشکيل فراکسيوني افکار عمومي را متوجه تحولاتي که لازم است در کشور پيش آيد آماده کنم و با کسب آراي مجلس طبق سنت اصيل مشروطيت نخست وزير شوم و اصلاحاتي که در سر داشتم انجام دهم، اما چنين پيش آمد نکرد و به اصطلاح معروف، فرزند هفت ماهه به دنيا آمد. . .»

تشکيل و تحول جبهه­ي ملي، اولين عکس العملها، روزهاي آغاز به کار دولت، ترکيب دولت و همکاران، اصلاحات ارضي و ارسنجاني، اعتصابات اصفهان و توطئه­ي کودتا از جمله عناويني هستند که توکلي در فصل دوم به آنها پرداخته است. توکلي درباره­ي روزهاي آغاز به کار دولت از زبان اميني مي­گويد:

«در اولين روزهايي که دولت مشغول کار شد، جبهه­ي ملي اعلام يک تظاهرات عمومي در تهران را کرد. آگهي دعوت عمومي را که منتشر کردند، هريک از دوستان و کارگردانان بازار و اصناف که به من علاقمند بودند سؤال کردند. گفتم با اين تظاهرات موافقم و از آنان خواستم که علاوه بر شرکت در آن، ديگران را هم تشويق به رفتن کنند. حساب مي­ کردم که حضور نيروهاي ملي و مردم در صحنه­هاي سياسي، بهر حال مقداري از نيروي مخالفان و دشمناني را که در دولت بر اثر شروع اصلاحات براي خود خواهد تراشيد، خنثي خواهد کرد . . .

. . . در هر حال دولت کار خود را شروع کرده بود. انتصابات اساسي در وزارت دادگستري و وزارت کشاورزي انجام شد. خود من با وزير اقتصاد و بازرگاني و وزير دارايي سرگرم ايجاد محدوديتهاي وارداتي و يافتن راههاي وصول مالياتها و مقررات گمرکي و حذف مخارج زايد دولت بوديم تا فکري براي خزانه­ي خالي دولت کنيم . . .»

اميني در فصل مربوط به دوران نخست وزيري خود بيش از حد معمول درباره­ي جبهه­ي ملي مي­نويسد و دليل آن را اينگونه بيان مي­کند: اولاً اگر محققي بخواهد درباره­ي جامعه شناسي نيم قرن اخير ايران تحقيق کند بايد در درجه اول متوجه کار حزب توده و جبهه­ي ملي و علل ايجاد و تاثير سياسي و اجتماعي آنان در جامعه ايران شود چون به نظر من دو جريان سياسي فکري و سياسي که در جامعه­ي ما در نيم قرن اخير، مؤثر بوده­اند، همين دو جريانند و ثانياً مشکل اساسي دولت من نه با حزب توده بود، نه با عوامل فساد، نه با مالکاني که از آنان سلب مالکيت مي­شد، نه با سياست خارجي يا ضعف اقتصادي و غيره بلکه مشکل اساسي با اين دسته سران جبهه­ي ملي بود که به نام آزادي و طرفداري از قانون و يا استفاده از شهرت دکتر مصدق با دشمن ساختند و در کار اصلاحات اساسي سنگ انداختند و . . .

فهرست منابع و فهرست اعلام نيز در پايان فصل دوم ذکر شده است.        

 

 

 

دوشنبه 5 تير 1391 - 9:48


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری