جمعه 28 مهر 1396 - 16:10
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

فرهنگ متين

 

ايران در بعد طنز نمايشگاهي در جهان يکه تاز است

 

 

گفتگو با مسعود شجاعي مدير خانه كاريكاتور ايران

«طنزپردازان ما به دليل اينکه خيلي درگير مباحث تئوريک نبوده­اند و بيشتر مشغول خلق و توليد اثر طنز آلود بوده­اند، نه فقط در طنز که در شعر و ديگر رشته­هاي ديگر هم همين طور بوده در مباحث ادبي و هنري کم­تر به مباحث تئوريک اهميت داده­اند و به آن پرداخته­اند. مثلاً عبيد زاکاني خودش هيچ تعريفي درباره کاري که ارائه کرده به دست نداده در صورتي که از خيلي نويسندگان قديم اروپائي حداقل يکي – دو جمله، ولو شفاهي، درباره ماهيت و شيوه کارشان ثبت شده است که مثلاً شکسپير درام را اين طور تعريف کرده يا ارسطو حداقل در عرصه فلسفه درباره کمدي چه نظري داشته و چه تعريفي ارائه کرده است اما در سرزمين ما اين اتفاق نيافتاده است و به همين دليل است که بزرگاني هم که در اين عرصه کار مي­کنند، معتقد نيستند که از طنز بايد تعريفي ارائه داد و هروقت هم که تعريفي ارائه مي­شود فقط جدال پيش مي­آيد و مي­گويند اگر قرار باشد فلان تعريف صحيح باشد پس لابد کاري که ما مي­کنيم طنز نيست. اما با توجه به تعريف کلي که در منابع وجود دارد شايد بتوان گفت طنز بيان واقعيت­هاي تلخ به زبان شيرين، کنائي، نشاط آور و منصفانه است. اگر انصاف را از طنز بگيريم و اغراق بيش از حد پيش برود طنز به هجو منتهي مي­شود يا اين که از واقعيت بيش از اندازه فاصله مي­گيرد. يا وقتي گفته مي­شود بيان واقعيت تلخ به زبان شيرين از اين جهت است که به هر حال موضوعي براي انتقاد وجود دارد و کسي که سخن را مي­شنود بايد بپذيرد که واقعيت تلخي وجود دارد بنابراين نبايد مطلب تا اين قدر با خنده و شوخي و اغراق بياميزيم که اصل واقعيت فراموش شود و مخاطب نفهمد که کدام بخش واقعيت است و کدام بخش شوخي است. مي­شود از اين منظر هم به اين موضوع نگاه کرد که مثلاً وقتي يک شعر طنزآميز مي­خوانيد و مي­گوييد احسنت و وقتي از شما مي­پرسند اگر خوب بود چرا قهقهه نزدي، بگوييد دلم خنک شد! گرمي سر دلم بود و احساس کردم که باز شد و شايد اين شادي و نشاط را با هيچ قهقه­اي هم عوض نکنيد.»

نگاه مسعود شجاعي مدير خانه کاريکاتور ايران به مقوله طنز و تعريف اين قالب يک بستر جالب و خلاقانه براي رشد در اين مسير در گذر دهه جاري است. پس بيشتر مي­شنويم:

 

- جامعيت طنز و به طور خاص شاخصه کاريکاتور چه ميزان نسبت به گذشته­ي خود رشد داشته است؟

اجازه دهيد ابتدا يک مقايسه کلي ميان طنز قبل از انقلاب و بعد از انقلاب انجام دهيم. به هر حال طنز در قبل از انقلاب بيشتر در مطبوعات و جرايد مطرح عيان بود در آن مقطع دو مجله کاريکاتور و توفيق بر مسند کار بودند که از ميان اين دو مجله توفيق، توفيق چنداني نداشت نشريه کاريکاتور هم که بطور خاص به موضوع کاريکاتور مي­پرداخت و در اين ميان اين مجله توانست به طور خاص به هنر کاريکاتور براي قشر روشنفکر و خاص بپردازد و به نوعي خوراک مناسبي براي اين طبقه فراهم کند. در اين نشريه هم عده­اي از همين روشنفکران بر مسند بودند که البته اين مطالب مجله همه گير نبوده و به نوعي تنها خواص را در برمي­گرفت. بعد از انقلاب جريان طنز و کاريکاتور رنگ و بوي ديگري گرفت بعد از انقلاب اکثر هنرمندان حتي کساني که در اين وادي نيز صاحب فضل بودند در اين راه قدم گذاشتند و در رشد دادن اين فضا مشارکت کردند بعد از اتفاقات جنگ شاهد توليد سه نشريه در دهه­ي 70 بوديم که اين سه نشريه در قالب­هاي مختلف توليد و منتشر مي­شد. مجله گل آقا يکي از اين سه نشريه بود که مرحوم صابري فومني باسابقه ستون دو کلمه حرف حساب در روزنامه اطلاعات کار خودشان را با توليد تخصصي اين نشريه آغاز کردند به هر حال اين نشريه با روند خاصي که در حوزه کاريکاتور ايجاد کرد با اقبال عمومي آغاز شد. امروز هم اگر مردم بخواهند فضاي مطلوبي را از طنز و کاريکاتور يادآوري کنند مطالب نشريات گل آقا را به ياد مي­آورند. البته در کنار اين نشريه گل آقا، نشريه طنز و کاريکاتور که توسط عليزاده منتشر مي­شد هم داراي مخاطبان خاص خودش بود که يک نشريه کاملاً تخصصي که هنرمندان اين حوزه سريعاً اين نشريه را از روي پيشخوان دکه­ها خريداري مي­کردند. اين نشريه مانند نشريه کيهان کاريکاتور قبل از انقلاب مطالب تخصصي چاپ مي­کرد. مدير مسئول اين نشريه خدمات زيادي را به عنوان يک هنرمند به جامعه طنز ارائه کرده است عليزاده هنرمندي بود که مطالب خاص و تند و تيزي را مي­کشيد و به نوعي منتشر مي­کرد ايشان حتي بعد از انقلاب در يکي از کاريکاتورهايشان جريان حادث شدن جنگ تحميلي را هم پيش بيني کرده بودند. به هر حال قائده­ي طنز به گونه­اي است که بسيار جلوتر از زمانه­ي خودش حرکت مي­کند در اين مقطع بود که در دهه­ي 70 سه نفر از کاريکاتوريست­ها از دانشگاه هنر دانشگاه تهران تصميم گرفتند که روند روائي طنز و کاريکاتور را در جامعه با تغييرات عمده­اي روبرو کنند اين سه نفر کساني نبودند جز بنده، نيرومند و کشاني مقدم. ما سه نفر به نوعي سعي کرديم انقلابي در توليد طنز بوجود بياوريم. يک گروه تشکيل داديم و نام اين گروه براساس شعري از خواجه عبدالله انصاري (کاسني) گذاشته شد. خواجه عبدالله انصاري در شعري دارد که کاسني اگر تلخ است از بوستان است / خواجه عبدالله اگر مجرم است از دوستان است. اين گروه کار سختي را شروع کردند که البته اين گروه سه نفره طي سالهاي متمادي تعدادش به گروه 25 نفره رسيد و اين گروه در بوجود آوردن يک فضاي طنز و کاريکاتوري مطلوب در جامعه سعي وافر کردند. اين گروه با برگزاري نمايشگاه­هاي مختلف در سراسر شهر تهران از طرفي با راه اندازي اين نمايشگاه­ها در حوزه هنري و ارشاد اسلامي توانستيم فضاي مطلوب طنز را کمي آرام و به نوعي فضا را روشن کنيم که اين اتفاق براي ما خوشايند بود چرا که با برگزاري نمايشگاه­ها در حوزه هنري جناب حبيب الله صادقي با ديدن مطالب و کارهاي ما دعوت کردند که اين جريان هدفمند و مطلوب را در حوزه هنري هم ادامه بدهيم. در اين هنگام اين گروه مطالبشان به يک قالب مناسب رسيده بود و به نوعي آثار داراي امضاء بودند کم کم سعي کرديم با برگزاري دو سالانه­ها فعاليت­ها را گسترش دهيم که اولين دوسالانه را در سال 72 تأسيس کرديم که الان بيش از 10 دوسالانه داشته­ايم به ياد دارم اولين برگزاري دوسالانه طنز و کاريکاتور با سختي­هاي خاصي همراه بود چرا که در آن مقطع اينترنت وجود نداشت و کشورها و افرادي که براي ارائه­ي کار به جشنواره دوسالانه دعوت مي­شدند از طريق پست کارهايشان انجام مي­شد و در اين ميان زحمات جناب نيرومند هنوز هم قابل تقدير است به هر حال امسال شاهد برگزاري دوره­هاي مختلف دوسالانه هستيم که در اين ميان بيش از 90 کشور جهان در آن شرکت مي­کنند. معتقدم که اين نمايشگاه دوسالانه به نوعي در کل نمايشگاه­هاي اين موضوع در کل جهان يک نوع خاص و ويژه است که از هر نظر مي­تواند براي خودش يک شاخصه باشد. البته عده­اي از کارشناسان اين نوع نمايشگاه داري را از لحاظ کمي و کيفي به گونه­اي ارزيابي مي­کنند که گوئي اين نمايشگاه­ها از لحاظ کيفي در سطح پاييني هستند اما بنده به هزار و يک دليل اثبات مي­کنم که اين دوسالانه­ها از هر لحاظ داراي ظرفيت و کيفيت بسيار مطلوبي بوده­اند. که البته براي واکاوي اين موضوع جاي بحث ديگري دارد.

- به نظر مي­رسد در منطقه ما دچار يک نوع اشتباه تعريفي در بحث کاريکاتور هستيم.

البته اين نکته شايان ذکر است که اين اتفاق کاملاً فراگير است در خارج از ايران در کشورهاي اروپائي به کاريکاتور به طراحي از چهره اطلاق مي­شود اما به کارتون معنائي مي­دهند که با معناي کاريکاتور تعريفي در ايران و ساير کشورهاي همسايه و منطقه نيز برابري مي­کند البته اين موضوع و تعريف بايد از يکديگر تفکيک شوند و بهتر است که اين موضوع اتفاق بيافتد مي­توان گفت که بهترين تعريف در باب کاريکاتور تعريفي است که سرکار خانم ايراندخت محصص ارائه کرده است که از کاريکاتور به عنوان طنز تفسيري و تصويري ياد مي­کنند.

- هدف از ارائه طنز به صورت کاريکاتور چيست؟

به طور کلي طنزپرداز به دنبال پيدا کردن عيوب و اشکالات و اغراض ناميمون در بدنه فرهنگي و کليت يک اجتماع است به نوعي يک داوري تلخ است که با چاشني شيريني به مريض خورانده مي­شوند که مريض بتواند خود را مداوا کند. به نوعي نگاه طنزپرداز نگاهي نقادانه و منتقدانه در عين حال نگاهي است که در آن ادب و احترام لازمه و مشخصه آن است. به مثابه­ي جراحي است که با چاقوي جراحي خود دمل­هاي چرکين را روشن مي­کند چرا که هدف طنزپرداز روشنگري است و اين روشنگري عملاً غايت فکري يک طنزپرداز بايد باشد.

- بهتر است سؤال اولمان را بهتر و تکميل­تر کنيد؟

سال 75 بود که توانستيم خانه کاريکاتور ايران را تأسيس کنيم بايد عرض کنم که هم اکنون سايت اين مرکز با عنوان ايران کارتون در ميان سايت­هاي همگن در سراسر جهان و پشتيبان مهم و عظيم به نام مردم است مردمي که تنها ايراني نيستند و از همه نقاط جهان مشتري اين سايت هستند. سايت ايران کارتون يک سايت مرجع در امر طنز و کاريکاتور است که به دو زبان فارسي و انگليسي براي مردم ارائه­ي خدمات مي­کند به هر حال جريان طنز در دهه 70 و 80 نمي­توان گفت که داراي رشد نبوده است اما نمي­توان براي اين موفقيت هم درصد چنداني مشخص کرد. در اين ميان نشريات ديگري هم بودند. مانند خورجين که نتوانستند اقبال نشريات همسان خودشان را در زمانه خود بدست بياورند و به نوعي در اين دايره حذف شدند. در اينجا مي­توان گفت که طنز از دو مقوله مي­تواند داراي عنوان شود يکي از اين بخش­ها طنز مطبوعاتي است و ديگري طنز نمايشگاهي. ما در طنز نمايشگاهي به جرأت مي­توانيم بگوييم که در جهان يکه تاز هستيم. به هر حال براي رسيدن به اين موفقيت هم دلايل خاصي دست به دست يکديگر داده­اند تا توانستيم به اين موفقيت دست پيدا کنيم به هر حال کاريکاتوريست­هاي حرفه­اي ما با برگزاري تعداد انبوهي نمايشگاه در داخل و خارج کشور و همين طور با شرکت در اين مجامع توانستند به نوعي کاريکاتور ايراني و ذهنيت و ذوق و قريحه­مان را به رخ جهانيان بکشند و در اين مقال داراي سبک ويژه­اي بشوند. هم اکنون به جايگاهي رسيديم که مي­ توانيم در سراسر جهان در نمايشگاه­ها و دوسالانه­هائي که برگزار مي­شوند حداقل هفته­اي يک جايزه را به نمايندگان ايراني در طول سال اختصاص بدهيم. اما اين اتفاق در شاخه­ي نمايشگاهي اتفاق افتاده است اما در شاخه­ي کاريکاتور مطبوعاتي ما دچار يک رکود خاص و ويژه هستيم.

- چرا طنز و کاريکاتور مطبوعاتي ما برخلاف دهه 70 توسط نشرياتي مانند گل آقا نتوانست جريان سازي خاصي انجام بدهد؟

به نوعي کمبود امکانات از طرفي و فراگيري فضاي مجازي اين مجال را از هنرمندان ما گرفت. البته در اين مسير حوادث ديگري نيز دخيل بود اما مهمترين اين دلايل را مي­توان اينگونه عنوان کرد: امروز هنرمندان کارهايشان را به مراکزي چون ارشاد يا حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي ارائه مي­کنند و البته اين مراکز هم به واسطه دارا بودن شعب مختلف در استان­ها از کارها استقبال مناسبي به عمل مي­آورند اما متأسفانه چون فضاي مجازي فراگير شده است هنرمندان ما کمتر به برگزاري نمايشگاه­ها و شرکت در جشنواره­ها و نمايشگاه­هاي بين المللي در اين قالب کاريکاتور مطبوعاتي مي­کنند در اين رويکرد اگر بخواهيم موارد ديگري را به شمار بياوريم بايد بگوييم که در اين ميان کم شدن آستانه تحمل مديران و مسئولين ما نيز بسيار اثرگذار بوده است. اگر نگاه کنيد خواهيد ديد که مرحوم صابري نشريه گل آقا را در دوران حيات خودشان تعطيل کردند و مهمترين دليل اين حرکت را پايين آمدن آستانه صبر مديران عنوان نمودند.

- البته هيچ گاه اين نظر رسانه­اي نشده است؟

بله چرا که اين نظر در راستاي مجالس خصوصي عنوان مي­شد. بنابراين طنزپردازي براي اهالي کاريکاتوريست مقداري سخت شده بود چرا که اين رويکرد باعث ملتهب شدن فضاي کاريکاتوري فرهنگي و جامعه شده بود که کار کردن را براي اهالي اين هنر سخت مي­کرد اگر خاطرتان باشد اما طنزهاي تند و تيزي از مسعود اعرابي داشتيم که روي جلد گل آقا کار مي­شد. شايد آن کاريکاتور معروف نماينده مجلس هنگام ورود و خروج از مجلس را به ياد داشته باشيد اما فکر نمي­کنم کسي امروز انگيزه پرداختن به اين اتفاقات يا به نوعي اشخاص را داشته باشد. از طرفي اين مسئولين و مديران نشريات هم از داشتن يک ستون خاص طنز در صفحات نشريات­شان سخت مي­ترسند چرا که معتقدند که اگر يک ستون را حذف کنيم راحت مي­توانيم امرار معاش داشته باشيم .

- به نظر مي­رسد مديران ما از خط شکني تعرض و حريم­ها و خط قرمز نگران باشند چرا که اين اتفاق در حوزه طنز در قالب کاريکاتور بسيار اتفاق افتاده است؟

خود اين طرز تفکر اشتباه است. به نظرم مشکل مديران همين نکته است که گفتيد اما نبايد براي اين قالب طنز چنين حکمي صادر کرد. هنرمندان ما به خوبي خطوط قرمز را مي­شناسند خطوط قرمز براي هنرمندان ما مذهب و اخلاقيات است نبايد هنرمندان به مباحث ضدفرهنگي و ضداخلاقي و به نوعي ترويج فرهنگ برهنگي و غيره انجام بدهند بچه­ هاي ايراني کار خودشان را به خوبي بلدند. ما بحث خلا فرهنگي و از بين بردن حرمت­ها را توسط نشريات دانمارکي و هلندي با نگارش مطالب پيرامون پيامبر اعظم داشتيم که البته اين حرکت هم يک آزمايش بود براي اينکه مردم دنيا بدانند که ملت مسلمان در جهان چقدر به پيامبرشان اظهار لطف و مهرباني و تعصب دارند اين يک محک بزرگ بود که مسلمانان از آن سربلند بيرون آمدند. به نوعي اين نوع رفتارها در فضاي کاريکاتور اين شبهه را در ميان مديران بوجود آورد و اين فضا را با يک التهاب روبرو کرد: به نوعي اين اتفاقات باعث شد که دست و پاي نويسندگان و هنرمندان ما بسته شود. که البته عده­اي در اين ميان از اين جريان اشتباه برداشت کردند هرچند که اين برداشت اشتباه در تصميم گيري­هاي بعدي نيز مصداق پيدا کرد و فضا را خاکستري کرد.

- به نظر مي­رسد سوژه­هائي که در سالهاي دور نشرياتي مانند گل آقا به آن مي­پرداختند با سوژه­ هاي امروز تفاوت خاصي پيدا نکرده است چرا فضاي جديدي براي ايجاد خلاقيت هنرمندان ايجاد نمي­شود البته هنرمندان هم مي­توانند از زاويه­هاي ديگري به اين موضوعات نگاه کنند.

ببينيد به نظرم هنرمندان ما افراد خداشناسي هستند و قصدشان از طنزپردازي به سخره گرفتن اعتقادات مردم و اخلاقيات نيست هيچ گاه نمي­خواهند که با اين نوع نگارشات ذهنيت مردم را تحريک کنند اما بايد فضا را هم براي ايجاد خلاقيت باز کرد. مهمترين اتفاقي هم که بايد در اين زمينه انجام بدهيم اين است که سعه صدر مسئولين ما بيشتر از اين باشد. به ياد دارم که امام راحل در اين زمينه سخنان و تعاريفي بزرگ داشتند ايشان به خوبي به هنرمندان و اهالي فرهنگ کشور يادآوري مي­کردند که هنر در مدرسه عشق نشان دهنده نقاط کور و ضعيف در فضاهاي مختلفي اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي، سياسي و نظامي غيره است. اين جمله بزرگي و حاوي نکات خاصي است وظيفه هنرمند افشاگري خصائل کور و نقاط ضعف است اگر در اين حوزه کاريکاتوريست­ها نتوانند اين نقاط را به تصوير بکشند کليه کارهائي در اين امور تبديل به مفاهيمي رنگ و لعاب دار بدون مفهوم خواهد شد و به نوعي يک اتفاق بصري بدون طنز و افشاگري و خالي از آگاهي و فهم خواهد بود. توجه نکردن به اين موضوعات باعث خواهد شد که بطور کل فضا سياه خواهد شد. ما در کشورمان توانستيم هنرمندان طنزپردازان خاص و ويژه­اي را در برنامه­هاي مختلف و جشنواره­هاي ويژه پرداخت به طنز و طنزپردازي شناسائي کنيم. توجه کنيم که ما در حال حاضر بيش از هزار کاريکاتوريست فعال و روشن در سطح کشور داريم که در اين ميان تعداد 350 نفر از اين هنرمندان آثاري بسيار خوب دارند و حدود 100 نفر از اين ميان جزء افراد موفق حرفه­اي و کارهاي بسيار عالي هستند. خب اگر به اين هنرمندان بها داده نشود اين افراد جذب چه تفکر و خوراکي خواهند شد. اين صد نفر به واسطه حرکت انقلابي و جريان جنگ و مفاهيم و آموزه­هاي دهه­ ي 70 از مباحث خاص هنري تبديل به اين شاخصه­ها و مؤلفه­هاي ويژه­ي صحنه­ي طنز کاريکاتور شده­اند. پس اين افراد به راحتي پرورش پيدا نکردند. دهه­ي 70 فضا براي پرورش افراد مستعد بسيار زيبا و عالي بود. اما متأسفانه امروز شاهد هستيم که مديران مسئول نشريات از کاريکاتورهاي خارجي در مطالب نشريات استفاده مي­کنند که اگر هم يک مسئله­اي بوجود آمد جاي توجيه داشته باشد که اين کاريکاتوريست اين نقش را براساس وضعيت کشور خودشان کشيده است. از طرفي در بحث دستمزدها هم شاهد يک بازار مضحک هستيم دستمزدها به طور وحشتناکي طنزآميز هستند. شاهد هستيم که دستمزد هنرمندان ما براي ارائه­ي يک اثر 30 تا 50 هزار تومان است يک هنرمند کاريکاتوريست براي اينکه يک اثر مورد قبول مدير مسئول قرار بگيرد بايد پيش از 10 اتود بزند تا بتواند اين اثر را مورد نظر مدير خود قرار بدهد حال براي اين کار يک هزينه 30 هزار توماني کافي است؟ ما هم که خدا را شکر به بحث کپي رايت اعتقادي نداريم و کارهاي خارجي را به کل براي خودمان قابل استفاده مي­دانيم. به همين نکته هم بسنده نمي­کنيم بلکه با تغيير يا حذف امضا يا تغيير بخشي از مطلب در آن دست هم مي­بريم. سايت ايران کارتون به دليل اينکه با نشريات و سايت­ هاي مختلف در ارتباط است شاهد اين نکته هستيم که هنرمندان خارجي هم از اين موضوع بسيار ناراحت هستند اما هيچ گاه براي اين موضوع فکري نمي­شود.

- اکثر هنرمندان در اين زمينه از قالب­هاي تکراري و مورد استقبال مردم استفاده مي­کنند و هيچ گاه جرأت ريسک کردن و استفاده از خلاقيت در استفاده از يک مسير جديد را ندارند. شايد به معيشت هنرمندان بازگردد؟

ما کاريکاتوريست توانمند بسيار داريم. يک سري از اين افراد که توليد خلاقيت نمي­کنند تنها به دليل اين است که جلوي راهشان يک سري محدوديت­ها ايجاد شده است و به نوعي دنبال دردسر نمي­گردند. به کار خودشان مي­پردازند و ستون­ها را هم که پر مي­کنند. مشکل ما اين دو نکته است يکي بحث آستانه صبر مسئولين و ديگري مشکل ترس و نگراني مديران مسئول نشريات ما است اگر اين دو نکته حل شود اين هنرمند فضا براي ايجاد خلاقيت پيدا خواهد کرد در غيراينصورت کوچکترين خلاقيت با اخراج يا تهديد مواجه مي­شود. اينکه اگر يک کاريکاتوريست از يک نماينده مجلس و يا شخصيت ديگري در جايگاه طنز استفاده طنزآميز کرد و معايب را روشن ساخت بخواهند او را به چهار ميخ بکشند کجا هنرمند مي­تواند به خلاقيت فکر کند. از طرفي بحث معيشت که شما گفتيد هم مطرح است هنرمند امنيت شغلي ندارد بنابراين دلخوشي هم ندارد بنابراين بسياري از هنرمندان حرفه­اي ما هستند که اين هنر کاريکاتور را به عنوان هنر دوم خودشان انتخاب مي­کنند اکثر اين هنرمندان براي امرار معاش به نقاشي، انيميشن و تصويرسازي و طراحي بازي­هاي گيم روي آورده­اند.

- از طرفي اگر هنرمندان کنار بکشند شايد فضاي هجمه­هاي فرهنگي هم تشديد شود؟

اتفاقاً موضوعي که بايد به آن سريعاً و صريحاً پرداخت همين نکته است. ما در فضاي جنگ به نوعي از سوي هجمه­ هاي مختلف فرهنگي و نظامي روبرو بوديم. در آن زمان اگر هنرمندان طنزپرداز نبودند شايد به سختي بايد از پس اين هجمه­ها خلاص مي­شديم از طرفي اين موقعيت طنزپردازي و طنازي در خون ما ايراني­ها است اين خودش يک موقعيت ويژه براي ما بوجود آورد. اگر بخواهيم با اين ويژگي ايراني­ها به طنزپردازي در حوزه کاريکاتور بپردازيم مي­ توانيم به خوبي اين هجمه­هائي را که هم اکنون توسط بدخواهان نظام به ما وارد مي­شود از سرمان رد کنيم. متأسفانه امروز شاهد هستيم که کشورهاي معاند نظام جمهوري اسلامي ايران با هر دستاويزي کوچکترين اتفاقات داخل کشور را تبديل به پيراهن عثمان مي­کنند و به نوعي به عنوان يک سوژه خبري تبديل مي­کنند ما براي برخورد با اين اتفاقات بايد با برنامه ريزي از پتانسيل هنرمندان استفاده کنيم و کاريکاتوريست­هايمان را براي دفاع در برابر اين هجمه­ها وارد ميدان فرهنگي کنيم چرا که کاريکاتوريست­هايمان وظيفه دارند که به اين اتفاقات بپردازند و حقايق را روشن کنند وظيفه طنزپرداز پررنگ کردن هجمه­ها و مقابله با اين فضاها است چرا که هنر وي متعهد به دين و شريعت­اش است و بايد از اين دو مقوله پاسداري کند.

- متوليان بزرگ دستگاه فرهنگ هنر مثل ارشاد اسلامي، حوزه هنري و صدا و سيما چقدر در پيشرفت فرهنگ سالم طنزپردازي و طنازي قدم برداشته­اند؟  

با توجه به اينکه حوزه هنري در مراکز استان­ها داراي شعب مختلف است توانسته است به وظايف خود به خوبي عمل کند اما اين مقدار کافي نيست. از طرفي ديگر دستگاه­ها هم همين وضعيت را دارند. ما در برخي از نشست­هاي طنز برنامه­هائي داريم که نمي­توانيم با خانواده­مان در آنها شرکت کنيم چرا که محيط سالم و پاکي ندارند و خب اين فضاها نبايد در اين دستگاه بوجود بيايد چرا که باعث دلسرد شدن خانواده­ي سالم و پاک طنز و طنازي در سراسر کشور خواهد شد. متأسفانه برخي از توليدات ما در اين بخش هم به اين سمت حرکت کرده است. اما خوشبختانه در حوزه هنري برنامه­هائي مثل در حلقه رندان يا شکرخند توانسته است يک محيط پاک و آموزنده براي نوقلمان و حتي نويسندگان و طنزپردازان حرفه­اي در قالب­هاي مختلف بوجود بياورد. به نظرم کاريکاتور بايد جايگاه خودش را در عرصه رسانه پيدا کند بايد وظيفه اصلي خودش را بشناسد و بتواند زشتي­ها را شناسائي کند ما طي سال­هاي گذشته توانستيم در طنز شفاهي با اقبال بيشتري روبرو شويم اين اتفاق را بايد براي ديگر شاخه­هاي طنز هم بوجود بياوريم. حوزه طنز بضاعت بالائي دارد اما بايد اين بضاعت توسط افرادي چون شما و ديگر اهالي رسانه، رسانه­اي شود بايد مسئولين به طنز تلخ عادت کنند و به ايشان برنخورد نگارش کاريکاتور يک امر ثواب است و وظيفه­اش نشان دادن امورات ناثواب. اگر اين وظيفه طنزپرداز نباشد پس چه رکني مي­تواند اين کار را انجام دهد. شاهد هستيم که بين مردم بخش طنز اخبار 30/20 که از سيما پخش مي­شود داراي مخاطبان پرشماري است چرا که اين برنامه­ها مانند برنامه 90 کل سيستم را مورد نقد قرار مي­دهند و مديران را به چالش مي­کشند تا عيوب مشخص شود و راهکارها براي درمان بيماري پيدا شوند چرا نبايد اين اتفاق در حوزه طنز بيافتد.                        

 

يكشنبه 4 تير 1391 - 10:30


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری