دوشنبه 5 تير 1396 - 9:42
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

اميد زماني

 

شعر مهاجرت در ايران تفنني نيست

 

 سي و نهمين نشست نقد و بررسي ادبيات افغانستان با موضوع بررسي مجموعه شعر «دختران رودخانه هيرمند» سروده حفيظ‌ الله شريعتي عصر روز پنجشنبه اول تيرماه در تالار اوستاي حوزه هنري و با حضور اسماعيل اميني و سيد ضياء قاسمي برگزار شد.

به گزارش روابط عمومي سازمان تبليغات اسلامي و به نقل از خبرگزاري مهر: در ابتداي اين نشست اسماعيل اميني با طرح اين سوال که نقد کتاب شعر چه فايده‌اي دارد؟ گفت: برخي دوستان با اين تصور به سراغ نقد مي‌روند تا کشف کنند که شاعر مطابق ميل روز و پسند عامه شعر گفته‌ است يا خير؟، انگار ما از پيش تعيين کرده‌ايم که اگر شعر شکل خاصي نباشد شعر خوب نيست. اين شيوه قدمايي است و مناسب روزگار ما نيست که باب تجربه در آن بسيار باز است.

 وي ادامه داد: امروزه هيچ انديشه‌اي آنقدراتقان ندارد که بگويد انديشه قالب است و مثلا جز او و قالب بيانش هر چيز ديگري باطل است. نقد شعر و نقد هر متن ديگري به اين کار ما مي‌آيد که بگويد در جهان هيچ چيزي قطعي نيست و بايد از تجربه‌هاي ديگران در کنار هم بهره برد و در کنار آنها نقد ادبي اما به طور خاص به ما ياد مي‌دهد که کاستي‌هاي يک اثر ادبي را در اثر ديگر تکرار نکنيم.

 اميني در ادامه با اشاره به شعرهاي شريعتي در مجموعه «دختران رودخانه هيرمند» گفت: در شعر شاعران مهاجر حاضر در ايران نکته‌اي وجود دارد که کمتر شاعر ايراني به آن توجه دارد و آن اينکه در ميان مهاجران حاضر در ايران تنها کساني به سراغ شعر مي‌روند که شعر براي آنها کارکردي دارد، کساني که ناگزير شاعرند. شاعران مهاجر افغاني در ايران از اين دسته به شمار مي‌روند؛ شاعراني که ناگزير از شاعري هستند و شعر را تفنني در کنار ساير فعاليت‌هاي خود نمي‌دانند.

 عضو هيئت علمي دانشکده ادبيات دانشگاه تهران افزود: شريعتي در شعرهاي خود به دنبال ريشه‌هاي خودش رفته است و در اين کشف به اين نتيجه رسيده که تنها به عشق مي‌تواند تکيه کند و در نهايت نيز معترف مي‌شود که به عشق در همه صورت‌ها مي‌توان متکي بود و اين تلاشي است براي بيان مطلوب‌ها و نه موجودهايي که در ذهن و زبان شاعر وجود دارد.

 اميني ادامه داد: بسياري از ترکيب‌هاي موجود در کتاب، منطق داستاني دارند و از بي‌تناسبي رنج مي‌برند. شاعر در آنها سعي داشته حرف خودش را بزند ولي تلاشي براي ايجاد ارتباط  با مخاطب خود نکرده است. او در اين شعرها فاصله‌اي عجيب از عالم محسوسات گرفته و به عالم ذهن سفر مي‌کند.

 وي همچنين تاکيد کرد: پايان‌بندي شعرهاي شريعتي خبري و بيش از اندازه انساني است اما فرود بد شاعر در بيشتر اين پايان‌بندي‌ها به کيفيت شعر لطمه زيادي وارد کرده است.

سيد ضياء قاسمي نيز ديگر سخنران اين نشست با بيان اينکه وقتي شاعري مجموعه شعر منتشر مي‌کند در واقع ادعايي دارد و نمي‌توان براي نقد او مدارا کرد، گفت: شريعتي در اين مجموعه و نيز مجموعه شعرهاي قبلي خود نشان داده که شاعري است که نمي‌تواند به صورتي متعادل از عناصر طبيعي در شعر بهره ببريد و اين يک ضعف بزرگ براي اوست. عنصر خيال در اشعار او نمايش خوبي دارد ولي تصاوير جالبي از وجوه مختلف زندگي شهري را نمي‌توان در شعر او ديد.

 قاسمي ادامه داد: زندگي فعلي ما و تناسبات موجود در آن در شعر شريعتي وجود ندارد و او در ساخت اين فضا در شعرش با نقصي بزرگ روبروست. از سوي ديگر او شاعري است عاطفي که در اين مجموعه بيش از هر چيز به پاسداشت اندوه و ياسي که در جامعه خود وجود دارد، مي‌پردازد.

 وي تاکيد کرد: شعر شريعتي در اين مجموعه تشخص زباني ندارد و کارکردهاي زباني در اشعار او جايي ندارد. در شعر او همه چيز عادي و طبق معمول روايت مي‌شود و ترکيباتي ساده و پر کاربرد در شعر او زياد ديده مي‌شود و همين مساله باعث مي‌شود ه زبان شعر او کم تحرک و کم کار شود. در واقع شاعر براي سرودن از هر کلامي که به دستش رسيده است بهره برده است.

 اين شاعر و منتقد افغانستاني همچنين شعرهاي شريعتي را به سه دسته عاشقانه، اجتماعي ميهني و سياسي تقسيم کرد و گفت: شريعتي در شعرهاي اجتماعي ميهني خود موفق‌تر از ساير گونه‌هاست و فکر و حسش را به آساني منتقل مي‌کند اما در اشعار عاشقانه کمي خسته‌کننده شعر مي‌گويد و برخورد او انفعالي است و حتي گاه مي‌شود حس کرد که در حال مظلوم نمايي در برابر جنس مخالف خود است. در شعرهاي سياسي نيز وضع به همين گونه است و نمي‌توان حس کرد که شاعر توانسته با کلام خود اوجي بگيرد. 

لازم به ذكر است حفيظ الله شريعتي سحر در سال ۱۳۵۷خورشيدي در غزني جاغوري افغانستان متولد شد، او پس از تكميل دوره راهنمايي به پاكستان- كويته رفت و همرا با درس در حوزه علميه دپيلم انساني گرفت. پس از آن از دانشكده هنر دانشگاه بلوچستان پاكستان ليسانس هنر دريافت كرد و سپس به ايران آمد و در دانشگاه علامه طباطبايي تهران كارشناسي و كارشناسي ارشد روزنامه نگاري خواند. وي درس خوانده ادبيات و زبان شناسي در مقطع دكتري است. حوزه علاقمندي اش همواره ادبيات، مطالعات زبان شناسي، نقاشي و كاريكاتور بوده‌ است.
 اين هنرمند تا به حال در چندين نمايشگاه فردي و جمعي نقاشي شركت كرده ‌است. او بيش از ده سال است كه به سرودن شعر، ترجمهٔ شعر و مطالعات ادبي، فرهنگي، اجتماعي و فرهنگ شفاهي مردم هزاره مشغول است.
 از اين شاعر هفت مجموعه شعر با عناوين حديث سپيده، در آستانه باران، گريه‌هاي مريم مصلوب، از روي دست ذليخا، كابوس‌هاي رنگي، شب عريان از بام خانه‌ام مي‌گذرد، دلگيرتر از ابرهاي چوم بهار و يك مجموعه شعر ترجمه از زبان اردو و انگليسي (آيينه در آيينه) منتشر كرده است.
 سحر جلد دوم فرهنگ شفاهي مردم هزاره، رسانه‌هاي كوچك غربت، تمام شب را به خاطر تو تور مي‌انداختم(شعر كوتاه) و بررسي دوبيتي‌هاي هزارگي را در دست چاب دارد. از وي چندين مقاله و در حوزه مطالعات مردم شناسي و فرهنگ شفاهي، رسانه‌ها، مسايل اجتماعي، زبان شناسي و نقد ادبي در نشريه‌هاي داخلي و خارجي به چاب رسيده‌است.
 همچنين از اين شاعر و پژوهشگر چندين مقاله در حوزه مطالعات مردم شناسي و فرهنگ شفاهي، رسانه‌ها، مسايل اجتماعي، زبان شناسي و نقد ادبي در نشريه‌هاي داخلي و خارجي به چاب رسيده ‌است.
كتاب دختران رودخانه هيرمند در 1000 نسخه توسط انتشارات تاك و خانه ادبيات افغانستان به چاپ رسيده است.

 

شنبه 3 تير 1391 - 9:3


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری