جمعه 6 مرداد 1396 - 17:39
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان اصفهان

 

تبليغ در کلام امام(قدس سره)

 

 

اهميت تبليغات

مساله تبليغات يک امر مهمي است که مي شود گفت که در دنيا درراس همه امور قرار گرفته است و مي توان گفت دنيا بر دوش تبليغات است ومع الاسف ما در اين دوره کوتاه نتوانستيم به اين امر درست قيام کنيم... توجه داشته باشيد که بالاتر چيزي که مي تواند اين انقلاب را دراين جا به ثمر برساند ودر خارج صادرکند تبليغات است،تبليغات صحيح. آن چه که هست، هيچ مبالغه نکنيد، مامتاعمان يک متاعي است که محتاج به مبالغه نيست، همان سرپوش هايي که ديگران روي متاع ما گذاشته اند... و مسايل اسلامي هم همان طوري که هست... در تبليغاتتان همين معاني را در خارج منعکس کنيد.

براي خدا تبليغات کنيد که تبليغات امر مهمي است، به همان اندازه که تبليغات براي مستکبرين و زورگويان مضر است به همان اندازه يا بيشتر براي مستضعفين مفيد است. مراعات حال مردم رابنماييد.

مساله تبليغات همان طور که مي دانيد از مسايل بسيار پراهميت است.

تحصيل، مقدمه تبليغ اسلام

تحصيل براي اين است که مردم انذار بشوند به مردم مسايل گفته بشود البته حوزه ها بايد باشد حوزه هاي فقه بايد باشد لکن اين مساله هم نبايد فراموش شود... همانطور که تحصيل يک تکليفي است، تبليغ بالاتر است از او، تحصيل مقدمه تبليغ است، مقدمه انذار مردم است.

انسان سازي مقصد تبليغ

انبيا آمدند که همه مردم را آدم کنند، علم انبيا علم آدم سازي است. قرآن هم يک کتاب آدم سازي است، نه کتاب طب است، نه کتاب فلسفه است، نه کتاب فقه است نه کتاب ساير علوم است. هر چه درقرآن هست اگر کسي مطالعه کند، درست مي بيند، آن چيزي که درقرآن است آن جنبه الوهيتش است.

روحاني طبيب جان ها

طب بي طبيب نمي تواند عمل کند طبيب مي خواهد، متخصص مي خواهد.

اسلام به استثناي روحانيت مثل طب بدون طبيب است.

اين که اسلام راتا اينجا رسانده همين طبقه بوده است وشما الان موظفيد، مکلفيد که اسلام را با قدرت به نسل هاي آتيه تحويل دهيد.

اسلام بدون روحانيت مثل کشور بدون طبيب است. گويندگان شماودانشمندان شما بايد توجه داشته باشند که حوزه ها را با تدبير،با نصيحت و همينطور جاهاي ديگري که روحانيون مشغول کار هايي هستند، آن ها را با تدبير و با نصيحت وادار کنند به اينکه خداي ناخواسته از آن ها چيزهايي صادر نشود که بهانه به دست آن هايي که مي خواهند شما را از صحنه خارج کنند بيفتد و قلم به کاربرود و خدمت هاي شما ناچيز و ناديده گرفته بشود.

وظايف روحانيان در تبليغ دين

... حوزه هاي علميه سراسر کشور خصوصا حوزه علميه قم، حوزه مشهد، حوزه اصفهان بايد کوشش کنند که امروز که مي توانند، مبلغ بفرستند به آن نحوي که بشناسد جامعه را و بفهمد مشکلات چه است وبايد چه بکند و چه بگويد... در سراسر کشور، ما احتياج به مبلغ داريم علاوه بر آن در خارج از کشور به مبلغ بيشتر احتياج داريم و الان ما کمبود داريم... امروز بايد همه علماي بلاد وهمه مراجع و همه مدرسين ودانشمندان حوزه هاي علميه کوشش کنندکه اين تکليفي که به عهده همه آن ها آمده است را به طور شايسته انجام بدهند... بلادي هست که الان يک نفر مبلغ يک نفر روحاني آن جا نيست.

تحصيل، مقدمه انذار

... اين حوزه هايي که افراد زيادي درشان هست، اجتماع زياد هست بايد توجه به اين مساله داشته باشند که آمدن و درس خواندن به حسب امر خداي تبارک وتعالي مقدمه انذار هست.

 

مقدمه اين است که بروند در بلاد خودشان يا بلاد ديگر، مردم را تربيت کنند. مشکلات کشور را گوشزد کنند. امروز ديگر ما عذري نداريم که بگوييم نمي توانستيم امروز مي توانيم همه کارها را بکنيم والبته محتاج به صرف وقت است، صرف طولاني وقت است وچون تکليف است بايدبکنيم

هجرت تبليغي وظيفه فارغ التحصيلان

... افراد بيايند در حوزه ها وبروند، بايد رفت و آمد باشد، يک دسته معلم ومدرس ثابت ويک دسته هاي اکثريتي وقتي که آمده اندوکار خودشان را انجام دادند خودشان را موظف بدانند که برونددر بين مردم، دريک جا متورم نشود و در يک جا هيچ اين طورنباشد که يک شخصي در حوزه هيچ نحو فعاليت نداشته باشد مع ذلک بماند، اين به حسب وضع کشور ما مشروع نيست. امروز کساني که کار خودشان را تمام کردند، تحصيل خودشان را تمام کردند لکن درحوزه ها فعاليت تدريسي وفعاليت هاي تبليغي و اين ها ندارند،اين ها بايد بروند در بلاد ديگر که محتاج هستندودر آن جا اداي وظيفه کنند.

«محصلين جوان » نيز به طور متناوب ودر تعطيلات تبليغ بروند.

... بايد اشخاص، همان طلاب جوان که مشغول به تحصيل هم هستندعلاوه بر اينکه ايام تعطيل را بايد بروند تبليغ کنند سرتاسرکشور وآن وقت ها هم تا اندازه اي مي روند، در غير ايام تعطيل هم به حسب نوبت، قرار داد، نگذارند همه جاي ايران، يعني بسياري از جاهاي ايران بي روحاني بماند.

شرايط و ويژگي هاي تبليغ مؤثر

تاکيد و تکرار

بعضي از مسايل است که اهميتش آنقدر زياد است که بايد آن مسايل را تکرار کرد. کتاب هايي که براي انسان سازي آمده است مثل قرآن کريم وکتاب هايي که در اخلاق نوشته مي شود و منظور ساختن يک انسان است وساختن يک جامعه ست به حسب اهميت، هر

 

موضوعي درآن ها تکرار شده است. تکرار در قرآن مجيد زياد است وبعضي هاخيال مي کنند

که اين تکرار چرا؟ و حال اينکه لازم است.

يکي از چيزهايي که براي ساختن انسان مفيد است تلقين است.

انسان خودش هم اگر بخواهد ساخته بشود، بايد آن مسايلي که مربوط به ساختن خودش است تلقين کند به خودش، تکرار کند يک مطلبي که تاثير در نفس انسان بايد بکند، با تلقينات وتکرارها بيشتر درنفس انسان نقش پيدا مي کند... اين آياتي که سازنده است مثل سوره مبارکه حمد که يک درس سازنده است، انسان بايد اين ها را تکرار کند و تلقين کند ونفس را حاضر کند براي شنيدن، انسان خودش که يک مطلبي مي گويد، سامع يک دفعه مي شنود وبعد باز در قلبش وارد مي شود. تلقين از اموري است که لازم است.

رحمت مؤثرترين عامل

ملايمت و جهت رحمت بيشتر از جهت خشونت تاثير مي کند. من درزمان اختناق رضاخاني وقتي در مدرسه فيضيه صحبت مي کردم، آنگاه که از جهنم و عذاب الهي بحث مي کردم همه خشکشان مي زد، ولي وقتي از رحمت حرف مي زدم مي ديدم که دل ها نرم مي شود و اشک ها سرازيرمي گردد و اين تاثير رحمت است.

بهره گيري از معنويات

... البته تبليغات بايد براساس معنويات باشد، معنويات اساس اسلام است، سعي کنيد معنويات را زياد کنيد و از تشريفات تاآن جا که مقدور است بکاهيد.

شفقت و دلسوزي عامل توفيق

ما فرض مي کنيم که شما در محل که رفتيد بعضي از افراد منحرف هستند، پيغمبر اکرم(ص) براي همين ها غصه مي خورد براي همين مردم منحرف غصه مي خورد (فلعلک باخع نفسک) اين که مؤمن نشدند هم چون غصه اي که مثل اينکه مي خواهي خودت را بکشي.

 

ويژگي هاي مبلغ ديني

تهذيب

گفتار بايد برخاسته از قلبي اصلاح شده و الهي باشد.

شمايي که سروکارتان با جان مردم است، بايد کوشش کنيد که جان خودتان را، قلب خودتان را اصلاح کنيد که وقتي که منبر مي رويدمثل منبرهاي البته نمي شود-، آن صاحب منبر حقيقي که حضرت امير سلام الله عليه است، باشد که هرچه گفت از قلب الهي سرچشمه مي گرفت.

... آن چيزي که در راس همه امور است براي همه ماها، اول تهذيب نفس است و در خلال او تهذيب مردم است اگر انسان خودش مهذب نباشد نمي تواند ديگران را تهذيب کند، حرف اثر ندارد.

وقتي که آقايان خودشان را تهذيب کردند خصوصا ائمه جمعه که سروکارشان با توده هاي عظيم مردم است، ائمه جماعت هم هست، اماائمه جمعه بيشتر الان مورد توجه هستند، آن ها بايد به مقام عالي تهذيب برسند و مردم را هم دعوت به اين مطلب بکنند.

تمام مسايلي که در اسلام است، حتي مسايل سياسي اش، مسايل تهذيبي است براي درست کردن آدم است.

دينداري و خردورزي

... اگر روحاني درست شد همه چيز درست مي شود و اگر خداي ناخواسته روحاني فاسد شد عالم فاسد مي شود و اين يک واقعيت است.

من در جواني در ايام تابستان که گاهي به بعضي از بلاد مي رفتم در بعضي جاها مي ديدم که همه مردم خوبند از آن جمله محلات رامي ديدم که همه مردمش متدين و خوبند وقتي متوجه مي شدم مي ديدم که عالم خوب در آن جااست. بنابراين هر جا يک عالم عاقل و

 

متدين باشد مسايل را اصلاح مي کند و در مقابل اگر خداي ناخواسته انحرافي در اين قشر

پيدا بشود اين انحراف به مردم نيز سرايت مي کند.... اگر همين تقوا نزد اشخاصي جاهل باشد، گاهي ضررمي زند.

آدم هايي که ظاهر صالح دارند، ممکن است به واسطه ناآشنايي به مباني اسلام، اشتباهي انجام دهند. اما علم و تقوا اگر در کسي جمع شود در دنيا و آخرت سعادتمند است.

بي توقعي و نداشتن طمع به مردم

... اين که کسي به شما از بشر يک تشويقي بکند...پاداشي بدهد،شما براي خدا کار مي کنيد، بشر چيزي نيست، بشر حالا يک چيزي مي گويد، يک چيزي فردا... بعضي شان خلافش را هم مي گويند، آن که اساس است، اين است که ما حسابمان را با خدا درست کنيم، نه بامردم و از هيچ کس هم توقع نداشته باشيم.

خدمت به مردم

... به عنواني که ما يک آدمي هستيم خدمتگزار به اسلام، مردم مارا مي پذيرند... اين ها مي دانند که ماها خدمتگزار هستيم به آن هاو خدمتگزارها را مردم علاقه دارند.

پذيرش سختي ها

من که قريب 85 ساله هستم با ضعف بسيار، آن قدر که براي من ناراحتي و خستگي هست براي شماها نيست اگر بنا شود کنار برويم من بايد کنار بروم. بايد محکم در ميدان بود. به اندازه اي که براي پيغمبر اکرم(ص) گرفتاري پيش آمد براي هيچکس پيش نيامدولي ايشان تا آخر ايستادند و به تکليف شان عمل کردند.

همين طور براي ائمه(عليهم السلام) ولي آن ها هم ايستادند بي خودنبود که حبس مي شدند براي اين زندان مي شدند که جلوي آن هايي که بر ضد اسلام قيام کرده بودند مي ايستادند.

 

  رعايت حرمت ديگر روحانيان

ببينيد با آقاياني که در محل هستند شما چه جور رفتارمي کنيد؟... اگر ديديد آن جا مي خواهد نفس اماره بگويد که حالا اين آقا اين جا مدتي بوده است و عنواني دارد و بخواهيد عنوانش رايک وقت خداي ناخواسته از دستش بگيريد، بدانيد که اين الهي نيست، اين شيطاني است. بخواهيد مقابل يک اهل علمي که آن جا است بايستيد و بشکنيد خداي ناخواسته حيثيت او را، بدانيد که انساني نيست و اين الهي نيست شيطاني است.

ساده زيستي

... بايد توجه کنيد که همه متوجه شما هستند لذا زي (اهل علم)خودتان را حفظ کنيد درست مانند علماي گذشته ساده زندگي کنيد درگذشته چه طلبه و چه عالم بزرگ شهر زندگي شان سطح معمولي مردم پايين تر بود.

حفظ قلوب

شما اگر چنانچه به وظايف روحانيت عمل بکنيد قلوب مردم با شمااست، مردم شما را مي خواهند و اگر خداي ناخواسته خلافي از بعضي بشود اين قلوبي که متوجه به شما شده است ممکن است خداي ناخواسته برگردد، برگشت قلوب از شما، شکست روحانيت است، شکست روحانيت، شکست اسلام است، اسلام با اين سد بزرگ روحانيت تا حالامحفوظ مانده واگر خداي ناخواسته اين سد شکسته شود اسلام شکسته مي شود

اتقان و صحت گفتار

اگر چنان چه آن کسي که منبر مي رود زبانش يک وقتي يک زباني باشدکه برخلاف مسير اسلام باشد اين غير از يک آدم عادي است که توي دکانش يک خلافي مي کند... اين خطر، خطر مکتب است شما سخن گوي اسلام هستيد اگر سخن گوي اسلام يک چيزي بگويد که با برنامه اسلام مخالف باشد. با مقاصد اسلام مخالف باشد، اين مسووليتش غير ازآن مسووليتي است که يک نفر آدم عادي يک چيزي مي گويد.

 

محقق: حجت الاسلام سميع الله مردان

رئيس تبليغات اسلامي نجف آباد

 

سه‌شنبه 30 خرداد 1391 - 12:49


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری