دوشنبه 1 آبان 1396 - 3:55
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

فرهنگ متين

 

سوپرمن سازي آفت حوزه فرهنگي شده است

 

 

  گفتگو با دکتر امير محمدخاني

 

 شايد يکي از محورهاي مهم و اساسي بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي طي سالهاي گذشته، مطلوب نبودن وضع مطالعه و اشتياق به کتاب، چه از جهت زمان مطالعه و چه از جهت تيراژ کتاب­هاي موجود نسبت به جمعيت جوان است بر همين اساس ايشان بر گسترش فرهنگ کتاب خواني و اهتمام هرچه بيشتر به کتابخواني تأکيد جدي کردند نکته­ي مهم اين است که ايشان از دو نهاد مهم يعني رسانه ملي و سازمان تبليغات اسلامي به عنوان دو نهاد اثرگذار و اساسي در گسترش فرهنگ کتابخواني ياد کردند. اما حقيقت اين است که فارغ از اهميت و ميزان نفوذ رسانه در ذهن افراد يک جامعه، در مورد نقش سازمان تبليغات اسلامي بايد تصريح کنيم که اگر فرزندان اين سرزمين از کودکي با توجهات اين نهاد بزرگ و اثرگذار بر محوريت کتاب بر زندگي اين بخش از جامعه، آشنا و به اهميت آن پي ببرند و اين مقوله را بتوان در نهادشان نهادينه کرد، در دوره­هاي بعدي عمرشان نيز مطالعه و روي آوردن به کتاب جزء ثابتي از زندگي  ايشان خواهد بود. سازمان تبليغات اسلامي و به تبع آن نهادهاي وابسته به او از جمله حوزه هنري در اين زمينه مي­ توانند فعاليت­هاي خلاقانه بسياري داشته باشند. اما امروز شاهد يک نوع تکرار و عادت و به شيوه­هاي سنتي و کم هزينه و چه بسيار پر هزينه در اين زمينه هستيم که از کارآمدي مطلوبي هم برخوردار نيستند.

دکتر امير محمدخاني معمار و رئيس دانشگاه معماري سوره از آن دسته معماران و هنرمنداني است که سال­هاست با اين متدهاي غيرکارآمد و ابتدائي مشکل دارد و به نوعي پرداختن به اين عرصه و اثرگذاري در آن موئد صرف هزينه­هاي معقول، برنامه ريزي اصولي و کارآمد و همين طور آسيب شناسي ويژه در تاريخ فرهنگ مطالعه کشورمان مي­داند.

- شايد شما يکي از بهترين نفراتي باشيد که بتوانيد موضوع کتاب و کتابخواني را در شرايط امروز کشورمان آسيب شناسي کنيد. جناب دکتر اين گفته بسياري از کارشناسان اين حوزه براساس ميزان اطلاعات و آگاهي و تجربه شما بر اين حوزه است.

از اين تعارفات که بگذريم بنده اجازه دارم که کليت مبحث کتاب و کتابخواني را به نحوي زير سؤال ببرم؟

- از چه جهت؟  

اگر به کشورهائي که اين مباحث را به طور جدي پي مي­گيرند نگاه کنيم خواهيم ديد که تجربه­هاي اين کشورها در اين مباحث با اعمالي که ما در اين حوزه شکل مي­دهيم تفاوت­هاي بنيادي دارد. اين کشورها و حتي کشورهاي در حال توسعه به اين حوزه به عنوان يک صنعت نگاه مي­کنند صنعتي که در کنار ديگر صنايع مي­تواند براي اقتصاد کشور مورد نظر مطلوب و سودآور باشد بحث کتاب و کتابخواني مقوله مهمي است که خودش را در دل ديگر صنايع هم پنهان کرده است اگر بخواهيم از راهکارهاي ديگر کشورها در اين زمينه کمک بگيريم خواهيم ديد که اين کشورها اصل را مطالعه کردن قرار داده­اند و به نوعي پرداختن به کتاب يکي از ابزارهاي رسيدن به اين اصل مهم تلقي مي­شود به نوعي اين کشورها براي مطالعه کردن برنامه ريزي مي­کنند وقتي ما به کتاب فروشي­ها و يا کتابخانه­هاي کشورهاي غربي و يا اروپائي مراجعه مي­کنيم شاهد هستيم که اين مراکز از مهمانان فرهنگي­شان با بهترين امکانات رفاهي پذيرائي مي­ کنند نگاه اين افراد به هيچ وجه يک نگاه مادي نيست حتي ناشرين نيز چنين نگاهي را دنبال نمي­کنند اينکه چگونه مي­توان افراد را به اين حوزه علاقمند و جذب کرد امروز براي اين کشورها يک موضوع مهم و اصل محسوب مي­شود در حاليکه ما هم اين دغدغه را داريم اما با برنامه­ها و ابزارهائي که در حال استفاده کردن هستيم سرانه مطالعه در کشورمان بيشتر از چند دقيقه براي هر نفر نيست. ما در کشورمان سرانه مقاله نويسي مطلوبي داريم که اين موضوع کمکي به بحث مطالعه و کتابخواني نمي­کند امروز شاهد هستيم که اتفاقي که در حوزه کتاب کودک در حال رخ دادن است يک اتفاق جالب و پديده­اي تمام عيار است. در حال حاضر کتاب کودکان مانند کتاب­هاي داخل کشور ما تنها به متن و دارا بودن چند تصويرسازي کودکانه و غير حرفه­اي خلاصه نمي­شود در اين کشورها ابزارهاي جديد و خلاقانه­اي مانند بازي کتاب رايج شده است که کودک در مواجهه با آن سريعاً به کتاب علاقمند مي­شود در اين شيوه کودک هم به بازي مي­پردازد و هم موضوع کتاب را دنبال مي­کند زماني پدربزرگ­ها و مادربزرگ­ها داستان­ها را براي بچه­ها مي­ گفتند و داستان تعريف مي­کردند و بچه­ها مي­خوابيدند امروز براي مسائل مختلف کاري کردند يعني وسائل بازي درست کردند که بچه در تنهائي خودش هم با مطالعه درگير شود. يعني در هيچ جائي حوزه مطالعه را فراموش نمي­کند شما در آن فروشگاه­ها مي­بينيد که حتي ما مي­گوييم سودمدار هستند لوازمي را گذاشتند که مي­توانيد در روي راحت­ترين مبل­ها استراحت کنيد، وسائل پذيرائي مناسب وجود دارد و مي­توانيد يکي از کتاب­ها را برداريد از صبح تا بعدظهر اين کتاب را مطالعه کنيد اگر نياز به امکاناتي داشتيد اين امکانات را به شما مي­دهند، يک منظره زيبا و چشم انداز مناسب، مطالعه را انجام دهيد و بعد کتاب را نخريد و بياييد بيرون. اين بدان معني است که در اين حوزه به يک دانشي رسيده­اند که اگر بخواهند فروش بيشتري داشته باشند بايد مردم را بيشتر به اين حوزه دعوت بکنند شما در کتاب فروشي­ها مي­بينيد جائي را درست کردند که مانند شهربازي است و بچه­ها اگر دوست داشتند بازي کنند و در کنار اين فضا، مکاني هست که مادر در کنار بچه­هاي خود مي­نشيند و مادر مي­تواند براي فرزند خودش بخواند و پس از مطالعه کتاب را ببندند و بروند. چيزي شبيه مهدکودک­هاي ما اما اين مهدها در کتاب فروشي­ها جاري است خريد الزامي نيست. در واقع تشويق هم مي­کنند که کتاب همانجا خوانده شود و اگر دوست داشتيد مي­توانيد کتاب را بخريد. آنها چون بررسي کردند و مشاهده شده که در بحث فرهنگي و فرهنگ سازي سرمايه گذاري کنند در فروش آنان تأثير مثبت مي­گذارد چنين راهکاري را در اين سطوح پي گرفته­اند الان شما جرأت داريد برويد به يکي از اين کتاب فروشي­ها يکي از اين کتاب­ها را که مي­خواهيد بخريد ورق بزنيد که نويسنده اين کتاب چه کسي است. اجازه اين کار داده نمي­شود به نوعي نظرشان اين است که اگر مي­خواهيد بدانيد بايد کتاب را بخريد حتي در روزنامه فروشي­ها اگر کمي بايستيد فروشنده ناراضي خواهد شد و اعتراض مي­کند که يا روزنامه بخر يا برو. اين فرهنگ هنوز جا نيافتاده است که مي­تواند فرهنگ مطالعه افزايش و رشد اقتصادي هم داشته باشد و اساساً در اين مبحث يک برنامه ريزي کامل در آنجا مشاهده مي­کنيد. در کتابخانه­ها روش­هائي وجود دارد که اينجا نمي­توانيم مشاهده و يا حتي اجرا کنيم فضاسازي­هاي اين مراکز و از طرفي طراحي معماري کتاب فروشي­ها و کتابخانه­هاي ما امروز به شدت يک تخصص کامل معماري است کتاب­هاي زيادي در غرب وجود دارد که به شما آموزش مي­دهد يک فضاي مطالعاتي و کتاب فروشي را چگونه طراحي کنيد و کتابخانه خوب چه نوع کتابخانه­اي هست. استاندارهائي که ما الان در اين حوزه استفاده مي­کنيم و آموزش مي­دهيم اين استانداردها براي ده­ها سال گذشته است و امروز در دنيا روش توليد کتابخانه به شدت تغيير کرده است کتابخانه امروز ديگر جائي نيست که سرت را داخل يک کتاب فرو ببري و اگر مي­خواهي چائي بخوري از اين فضا بيرون هدايت شوي و يا يک کتاب را امانت بگيري شما در واقع در آنجا يک قسمت از زندگي­ات را ادامه مي­دهي. به نوعي پرسه­اي در اين حوزه بزني. در اين کشورها شاهد هستيم که يک فضاي شکيل و زيبا براي بسترسازي و بالا بردن فرهنگ مطالعه با امکانات و هزينه­هايشان اجرا مي­کنند و نتيجه هم مي­گيرند. نگاهشان به سمتي است که افراد بيايند و يک قسمت از وفاتشان را در اين مراکز بگذارنند همانند زماني که تلويزيون نگاه مي­کنيد. افراد از گذراندن وقت با يک برنامه مناسب القا مي­کنند که مي­توانيد وقتتان را اينگونه هم سپري کنيد.

- شايد مثل يک پاتوق است.

دقيقاً همين است خب حالا اطراف اين کتابخانه را مانند يک مجموعه نگاه مي­کنند کتابخانه­هاي دانشگاه­ها و معتبر مکانيزم جامع و همه جانبه براي مطالعه برنامه ريزي کردند براي مطالعه معماري و توليد کتاب را مبتني بر همين اصول طراحي کردند و به نوعي يک جامعيت يک پارچه دارند که به نوعي همه چيز برنامه ريزي شده است که شما وقت خودتان را مثبت و سالم سپري کنيد. از گذراندن وقتتان لذت ببريد. لذت بردن در حوزه کتاب امروز يک اصل است. اما چرا در اين کتابخانه­ها لذت مي­بريم يا براساس ضرورت کتاب را در کتابخانه­هاي کشورمان مي­خوانيم. بنده اگر يک محقق باشم و نياز به تحقيق داشته باشم مجبور خواهم بود که وارد کتابخانه بشوم اين ضرورت بر مبناي اين نوع اساس نگاه شده است. نگاهي که از اساس غلط است. نگاهي که به آن از نوع نياز اجباري برنامه ريزي بکنيم آن وقت همه چيز را تحت تأثير قرار خواهد داد اما اگر معکوس اين نگرش حرکت کنيم خواهيم ديد که ديگر ارکان فرهنگي مانند کتاب فروشي­ها، کتابخانه­ها و حتي نمايشگاه­هاي ما هم تغيير خواهند کرد شکل کتاب و موضوعات و تنوع پيدا خواهند کرد آنوقت بحث سود هم براي ما عملي خواهد شد. به آنان ثابت شده است که اگر در اين حوزه مي­خواهند سودآور نگاه کنند بايد نگاه را در اين حوزه تغيير دهند تا وقتي ما طور ديگري به اين حوزه نگاه نکنيم بزرگ و کوچک کردن فروشگاه­ها و نمايشگاه­هاي ما و ساختن کتابخانه­ها تغييري نخواهد کرد و تکرار گذشته است. گذشته­اي که الان ديگر به نيازهاي ما پاسخگو نيست و ما نياز به يک تحول جدي داريم.

- که معني جابه جائي مکان نمايشگاه نيست.

دقيقاً. اين تفکر غلطي است که در ذهن ما افتاده است. تحول جدي به معني تغيير نگرش به حوزه مطالعه است نه کتاب. کتاب اصل نيست مطالعه است. اين بخشي از تجاربي است که در دنياي غرب انجام شده است ما بايد براساس اين يک بازنگري اساسي در اين حوزه انجام دهيم. فکر نمي­کنم تغيير شکل تفاوتي نمي­کند الان هم اگر بخواهيم درباره شکل نمايشگاه بحث کنيم خيلي دردي از جامعه امروز ما که مي­خواهد سال 1404 به آن قله­ها برسد دوا نخواهد کرد نهضتي که رهبري فرمودند در اين حوزه، مفهوم نهضت تغيير شکل نيست يک دگرديسي محتوائي کامل است. که بند شکل هم براساس آن محتوا تغيير مي­کند نبايد شکل تغيير کند و محتوا همان باشد. اگر هر تغييري در شکل بدهيم امتيازات و اعتبارات بيشتر به انتشارات بدهيم سوپسيد به مؤلفين بدهيم. ميزان جوايز را ده برابر کنيم و زندگي مؤلفين را دگرگون و تأمين کنيم و چاپ کتاب و قيمت آنرا پايين ببريد و . . . اينها همه شکل جريان است اگر همه اين کارها را انجام دهيم اگر محتوا تغيير نکند جهت گيري ما هم تغيير نخواهد کرد.

- با توجه به اين سابقه فرهنگي و تاريخي ما و دارا بودن بزرگاني چون حافظ و سعدي و . . . که در اين عرصه از بزرگان بودند و با توجه به حادث شدن انقلاب فرهنگي اسلامي در ايران و علاقمند بودن مردم به فرهنگ و کتاب، چه استراتژي در اين رابطه مي­تواند اثرگذار باشد؟

در رابطه با استراتژي وقتي بحث کلان را مطرح مي­کند در مباحث خرد هم بايد استراتژي خود را داشته باشيم يعني در مباحث مطالعه با يک تعريف بزرگ بايد مباحث هويتي را در آنجا مطرح و تصميم گيري کرد و به نوعي اين جملات تصميم گيرنده را تبديل به متن و يک اساسنامه و ضابطه کنيم تا به اجرا برسيم. البته استراتژي کلان داريم اما استراتژي خرد به شدت مي­لنگد. در بخش­هاي مختلف مملکت ما استراتژي خردي براساس اهداف و سياست­هاي کلان تعريف نکرديم. سياست­هاي کلان بايد جزء و خرد شود.

- اين خرد کردن سياست به عهده چه کسي است. اين تعاريف توسط چه کسي بايد بنا شود؟

کشور ما در اين زمينه متولي دارد. شوراي عالي انقلاب فرهنگي يکي از متوليان خاص در زمينه مباحث خرد و کلان فرهنگي کشور ما است. شوراي انقلاب فرهنگي نبود شايد اين وظيفه بر گردن ارشاد يا ديگر نهادها مي­افتاد اما نخبگان فرهنگي کشور ما از اين شورا جمع هستند.

- اين شورا هم که اين تصميم گيري­ها را به مراکزي چون حوزه هنري و ارشاد واگذار کرده است؟

خب اين يک نوع پاسکاري است. دقيقاً چيزي است که اتفاق مي­افتد اين است که ما چيزي که در اين حوزه سياست گذاري و طراحي ساختارهاي جز مشغول پاسکاري کردن هستيم بعد دچار روزمرگي مي­شويم بعد براي گم کردن اين نقاط ضعف خودمان را درگير شکل و فرم محيط­هاي شکل و فرم محيط­هاي فرهنگي مي­کنيم. مسئله اصلي حوزه کتاب ما اين است که مسئولين ما در اين حوزه بايد ورود داشته باشند و استراتژي کلان را مصوب کنند و ضابطه اجرائي براي آن طراحي کنند. اينکه شما يک سند بسازيد و ضابطه اجرائي نداشته باشد اين کارکرد نخواهد داشت همه مسئولين کشور ما اين حرف مرا مي­فهمند که طراحي ضابطه اجرائي يعني فرار کردن به جلو. مفهوم اين فقط همين است. اگر ما قرار است سند توليد کنيم و ضابطه اجرائي نداشته باشد و بودجه نداشته باشد همه موضوعات مي­شود فرار به جلو. شما اگر الان در انقلاب فرهنگي اين مطالب را بازگو کنيد چهار تا سند معرفي خواهند کرد. دست ما در اين زمينه­هاي فرار به جلو اصلاً خالي نيست.

- البته نيازي نيست که اين مطالب در اين شوراي انقلاب فرهنگي مطرح شود همين مديران حوزه هنري يا ديگر دستگاه­هاي متولي از اين دست استاد کم ندارند.

آيا اسناد تهيه شده مبتني بر سند چشم انداز است؟ آيا اين اسناد از سند چشم انداز فاکتور گرفته شده است و اين اسناد را از دل سازمان­ها تهيه مي­کنند؟ برخورد سازماني نسبت به تهيه سند مي­کنيم؟ هر سازماني براساس تغييرات مديران سند توليد مي­کند و اين سند معني سند چشم انداز مي­دهد؟ ما يک نظام کل نگر ندارم.

- گاهي مديران شرايط امروز را عامل عملي نکردن اين اسناد تلقي مي­کنند.

اينقدر مديران ما اين جمله را گفتند که کهنه شده است. وجدان کاري که مقام معظم رهبري فرمودند فکر مي­کنم تنها يک شعار سالانه بود که توسط مديران در بايگاني اسناد خاک خورد. خوب بحث وجدان کاري که مقام معظم رهبري گفتند يک مطلب همه گير است و زمان ندارد. فکر مي­کنم کشور ما اينگونه نيست که ندانند چه درست و چه غلط است. اما مثلاً وقتي نگاه مي­کنيم و مي­بينيم که مبحث مطالعه يک چنين مشکل جدي دارد و بعد براي حل آن ظاهر نمائي مي­کنيم بايد که داستان را حدس زد. با بي نيال و رونمائي کردن که کار درست نمي­شود که البته کار مفيدي است کسي بر حرکت­ها نقدي ندارد.

- شايد بايد اين موارد در يک شاکله­ي کلي رقم بخورد.

اما متأسفانه اينگونه نيست. مسئولين تنها براي همان زمان مديريت خود نگاه مي­کنند که امسال 4 تا کتاب رونمائي کنيم و چند هزار جلد کتاب بفروشيم نمايشگاه کتاب هم شرکت کنم و به نوعي هدف کوتاه مدت يک ساله در نظر مي­گيرند.

- به دليل اينکه قطعاً سال آينده اين مدير در جاي ديگري مشغول ارائه خدمات فرهنگي خواهد بود.

متأسفانه اين ديد و نگرش در مديران ما وجود دارد. تغيير مديريت زياد اين افراد را نگران مي­کند که در مدت مديريت خودم يک حرکت خاصي انجام بدهم. از طرفي با دلسوزي سعي مي­کند کاري کند اما اين زحمات ما را به جاي خاصي نمي­رساند الان يک مقاله­اي که توليد شده است در اين ميان بازگو خواهد کرد که ما چقدر در اين سي سال براي توليد کتاب هزينه کرديم. موقعيت­هاي ما در حوزه توليد بوده است ما در زمينه بهره برداري موفقيتي نداشتيم. اگر جائي يک کتاب با استقبال مواجه مي­شود دليل اين که يک موفقيت پايدار نيست بهره برداران يعني مردم عادي ما در اين زمينه با موفقيت خاصي روبرو نبوديم. توليدکنندگان ما کتب با ارزشي توليد و نويسندگان تأليفات ارزشمندي دارند اما وقتي اين موارد را جمع مي­کنيم متوجه مي­شويم که ما در سرانه مطالعه دچار مشکل هستيم اينجا کار گره مي­خورد نداشتن استراتژي فراگير، همه پسند قابل اجرا، باعث مي­شود فعاليت­هاي بزرگ جز در موفقيت پيکره اصلي اثري نداشته باشد اگر بخواهيم نقد صحيح کنيم بايد بگوييم ما به حوزه بهره برداران و خوانندگان بي توجه بوده­ايم و متأسفانه با متدهاي سنتي براي حل مسئله اقدام کرديم اگر نقد جدي نکنيم کار جلو نمي­رود مي­توانيم از خودمان تشکر کنيم اما عملاً 10 سال گذشته با امسال تفاوتي ندارد. چقدر زحمت در اين دهه کشيده شده است اما چرا بايد به آن نقطه که مي­رسيديم موفقيتي تأمل نشده است؟ دليل اين اتفاق را همه­ي مديران به خوبي مي­دانند. همه دنبال پرتقال فروش هستند.

- شما پست سخت افزاري اين جذب را عنايت داشتيد که خوانندگان کتاب را ضرورت احساس کنند اما چرا تبليغ کتاب توسط رسانه­هاي فراگير و ملي به بدترين شکل ممکن هدف جذب مخاطبان را پيگيري مي­کند يعني ما از داشته­هاي سخت افزاري­ماي هم به بدترين نحو استفاده مي­کنيم.    

ببينيد در واقع فکر مي­کنيم ما فردگراترين نوع سيستم­هاي فرهنگي جهان را در ايران اجرا مي­کنيم. اين واقعيت است اما اگر بخواهيم يک نقد درست کنيم مشکل اصلي ما اين است که متولين و نهادهاي فرهنگي کشور ما درگير اصالت ابزار شده­اند. ابزار که اصالت پيدا کند فرد از محتوا دور مي­شود. در يک کورس از رقابت  افتاديم که تنها ابزارها را ارتقاء مي­دهيم کاري به محتوا نداريم. ما در مبحث فرهنگ و به صورت خاص در عرصه مطالعه فقط به ابزارها نگاه مي­کنيم حوزه تبليغ و رسانه يک ابزار براي کتاب است. اصل نيست. ما فکر مي­کنيم براي درگير کردن مردم با مطالعه بايد ابزارها را ارتقا دهيم اين اشتباه است. ابزارزدگي مفرط سياست فرهنگي کشور ما، ما را با بحران جدي مواجه کرده است که با اصل مطالعه و چرا خواندن غريبه شده­ايم. اصلاً نمي­دانيم چرا بايد مطالعه کنيم. اصلاً چرا بايد مردم يک کشور مطالعه کنند شايد اين يک سؤال عادي باشد اما همين سؤال محتوائي مي­آيد سياست­هاي مطالعاتي ما جهت مي­دهد تا ابزارها را بهتر به خدمت بگيريم. اصلاً شايد بايد ابزارها را تغيير دهيم. تا وقتي اين سياست­ها رعايت نشود نوع استفاده از ابزارها مشخص نخواهد بود. چون نمي­دانم ابزارها را تغيير مي­دهم همه اين اتفاقات ابزار محور است اصالت ابزار دست از گريبان متوليان هنري و فرهنگي ما برنمي­دارد.

- اگر بخواهيم يک مفهوم که براي مردم ناشناخته بوده است معني کنيم به نظر مي­رسد بايد نسل حال حاضر و يکي دو نسل گذشته هم جان فشاني کنند و هزينه کند تا بتوانيم سياست­ها را معني کنيم. البته به نظر مي­رسد در اين ميان مي­توانيم از ابزارها استفاده بهتر کنيم در نسل­هاي فرهنگي هم بتوانند در اين ميان با استفاده بهتر از ابزارها از خودشان هم در اين ميان مايه بگذارند.

البته نفي ابزار که نمي­توان کرد اما فرهنگ سازان ما همه مسائل را به ابزار ختم کردند و کسي نمي­تواند در اين راه خودش را هزينه کند. بايد سعي کنيم ابزار را که خود کتاب را هم شامل مي­شود تا اين اندازه پررنگ نکنيم. اگر کتاب را اصل کرديم مي­توانيم سياست­هاي مرتبط با آنرا پررنگ­تر کنيم. اگر فرض کنيم بحث مطالعه اصل است و هويت مطالعه و چرائي اين موضوع حل شود شايد شکل ابزارهاي ما بايد تغيير کند ما در پروسه نوآوري ابزارها قرار گرفته­ايم. حالا اين موضوع در حوزه معماري هم رخ داده است سعي مي­کنيم فضاي نمايشگاهي را تغيير دهيم. اما تا وقتي ذهنمان را تغيير ندهيم اين ابزار چندان کارآئي نخواهد داشت ابزار تسهيل کننده است اما اتفاقات بزرگ اين سي سال گذشته ما در حوزه­هاي مختلف مثل جنگ و دفاع مقدس و انقلاب ابزارگرا نبودند که اگر بودند چيزي از خودمان نداشتيم. چون نگاه ابزارنگرانه نداشتيم جنگ را اداره کرديم در اين مبحث هم مقام معظم رهبري يک جمله دقيقي دارند ايشان بحثشان اين است که با متدهايي که خودمان تجربه کرديم و سود کرديم که يکي از اينها بحث جنگ و انقلاب بوده است اينها را دوباره زنده کنيم. يکي از اينها اين نکته است که مثلاً سينماي دفاع مقدس آيا ابزارگراست؟ آيا سينماي آويني براساس ابزارها زنده است؟ آيا نوع دوربين مهم بوده است؟ البته دوربين داشتن مهم است اما قبل از دوربين نکات ديگري مهم است اگر آنها را فراموش کنيم مي­توانيم با خريد و خرج کردن به صورت ظاهري حرکتي انجام بدهيم اما سرانه­ي مطالعه­ي کشور را نمي­توانيم انقلاب کنيم مي­توانيم تنها به بهبود آن دلخوش باشيم اما در هر صورت امروز يک سري نيازهاي ديگري داريم.     

- چه عنصري در حوزه مطالعه مهم است؟  

اساساً اينگونه بايد مطرح کرد که ما در حوزه فرهنگي درباره مغرب زمين در حال مسابقه دادن هستيم جاده­اي که غربي­ها در اين سه قرن اخير طراحي کردند و در اين صد سال اخير کاملاً اصولي به جلو حرکت مي­کند. ما مطالعه مي­ کنيم براي افزايش آگاهي، اگر مطالعه ما آگاهي ما را از بين ببرد آيا مطالعه چيز خوبي است؟ اگر جائي مطالعه باعث شود اين اتفاق بيافتد رکن مهم مطالعه زير سؤال مي­رود ما در يک جاده­اي مسابقه مي­دهيم که اين جاده را اساساً يک نگاه کاملاً غربي ايجاد کرده و اين جاده جايگزيني اطلاعات به جاي آگاهي است. ما در عصر اطلاعات زندگي مي­کنيم که يعني هرچه در زندگي اطلاعات شما بالاتر برود به شما نمره بالاتري مي­دهند. شما در ابتداي بحث از افرادي نام برديد که در واقع اينها افرادي هستند که حکيم بودند که اگر چند نمونه اطلاعات هم دارند اين موارد را با يکديگر ترکيب کنند و از دل آن آگاهي بيافرينند. اين واقعيت حکماي بزرگ ايران بوده است. ايران که مهد دانش بوده است و در حوزه تاريخ کنکاش مي­کنيم شاهد هستيم که آگاهي اصالت داشته است و اطلاعات حرفي براي گفتن نداشته است وقتي اطلاعات اصالت پيدا مي­کند يعني ياري کردن در جاده­اي که براي ما طراحي شده است. در انتهاي کار مي­گويند شما چند تا کتاب خوانديد؟ شما رقم مشخص مي­کنيد و اين تعداد شماري يعني کميت اصالت پيدا کرده است. يعني ورق شماري مي­کنند. اين عدد مشخص کردن­ها ظلم به فرهنگ ما است ما در رينگي بازي مي­کنيم که خودشان چيدند و براي اينکه آگاهي کم شود ما را در اطلاعات افزائي غرق کردند.

- و خودشان هم مخالف اين جاده حرکت مي­کنند؟

بله اين برنامه براي ما است. اما خودشان مي­دانند که اين برنامه براي خودشان منطقي نيست براي همين براي خودشان برنامه­هاي ديگري مي­چينند. ما را در رتبگي انداختند که خودمان هم نمي­دانيم داريم با داشته­هايمان چه مي­ کنيم. يکنفر بايد پيدا شود و ترمزدستي اين ماشين در حال حرکت در اين جاده را بکشد و سؤال کند که اين جاده ته­اش کجاست؟ مگر قصد بالا بردن اطلاعات است؟ کتاب­هاي دانشگاهي ما را آمار بگيرد ببينيد چقدر از اين کتاب­ها در راستاي بالا بردن آگاهي است و سؤال ايجاد مي­کند. سؤال ذهن را پويا مي­کند اما بيشتر پاسخ مي­دهد. باعث مي­شود سؤالات مطرح نشوند و شما تنها جواب­ها را حفظ کنيد و فکر کنيم که جواب همه­ي سؤال­ها را داريم. هرکسي بيشتر پاسخ داد عالم­تر است. اين معياري است که براي ما به يادگار گذاشته­اند اما اينکه سؤال بيشتر کي دارد و چه کسي ذهن پوياتري دارد اين رينگ را اجازه بازي نمي­دهند در اين رينگ تنها خودشان حضور دارند. اما اين فضا در گذشته و ميان حکماي ما بوده است. در موسيقي ما فارغ از معرفت نبوده است. دنيائي که مرزبندي شده دنيائي که غرب براي ما طلب کرده است. دنيائي که ما را به توهم دانش نزديک کند که ما اين توهم را در بعد اينکه هرچه اطلاعات شما از بعد کمي بالاتر باشد به شما مدرک بالاتري مي­دهد. وقتي در يک تحقيق از دو منبع استفاده کنيد در ايران اين تحقيق از جامعيت کمتري نسبت به نمونه­ي کار ديگري دارد که از ده منبع آماري نمونه برداري کرده است. اين تعداد شماري­ها يک جاده اشتباه است. اينکه شما چقدر توانستي آگاهي توليد کنيد اصلاً اصالت ندارد اين نکته در بعد آموزشي ما به خوبي عيان است توليد کتب ما هم اصالت ندارد تا وقتي که دستگاه­هاي فرهنگي و ارشاد ما براي دادن بيلان کاري­ شان خودشان را موظف به تعدادشماري مي­کنند اين مبحث اصلاً نحوه­ي مطالعه را زير سؤال مي­برد. اصلاً کتاب بخوانيم که تعداد صفحات مورد مطالعه مثل يک هارد کامپيوتر هرچه بالاتر برود اين چه کمکي به ما مي­کند. هرچه هزينه هم بکنيم و دستگاه­ها و رسانه­هاي ديگر و تبليغ و ابزارها هم به کمک بيايند انتهاي کار سرعت ما از صد به صد و پنجاه خواهد رسيد اما يادمان رفته است که جاده بالقوه خطا است ما بايد صبر کنيم و از کميت شماري پرهيز کنيم. بيلان شماري توليدي مجلات ادارات ما سرشار از کميت شماري است.

- صفحات مملو از جداول مختلف است.

اين جدول از زماني آمده است که جدول ارائه کردند و فرمان دادند که داخل اين جدول بايد پر شود اما فرمت اين جدول وارداتي است. ما درباره ساختار مطالعه­ي ما در گذشته اصلاً اينگونه نبوده است فضا، فضاي تجربه و آزمايش بوده است مبناي آن براساس آگاهي بوده است. معيار آگاهي بوده و کميت فرصتي براي عرض اندام نداشته است. اينکه تعداد اطلاعات بالا برود معضلات کتب دانشگاهي ما هم هست. ما امروز نظام فرهنگي به سمتي حرکت مي­کند که جايگاه ما اينجا نيست. اين مباحث نکات مهمي را در خود دارد. ما در مراکز آموزشي و مجامع آکادميک نگاه کنيد مشاهده خواهيد کرد که اساتيد به سؤال عميق نمره مي­دهند يا به پاسخ صحيح؟ افرادي که پرورش مي­دهيم پاسخ­هاي بيشتري داشتند يا سؤالات پوياتري داشتند؟ آگاهي توليد سؤال مي­کند و براي ذهن نقش يک موتور محرکه را دارد ذهن درگير سؤالاتي مي­شود که خود به خود افزايش آگاهي پيدا خواهيم کرد اما شما امروز مسابقات تلويزيوني را نگاه کنيد هرکسي پاسخ بهتري بيان کند در جايگاه بالاتري قرار مي­گيرد.

- البته اين بار تمام بر دوش دانش آموزان نيست به نظر مي­رسد برخي از اساتيد هم در جايگاه خودشان قرار ندارند و به نوعي سطح آگاهي برخي از اساتيد هم جوابگوي سؤالات ذهني دانش آموزان نيست؟  

اين يک ساختار است که همه درگير آن هستند البته خواسته و ناخواسته اين اتفاق حادث شده است تصور همه هم اين است که کار درست را انجام مي­دهند. فرق استاد و دانشجو اين است که استاد از دانشجو 5 کيلومتر جلوتر است حال که اين جاده و مسير چقدر درست است نياز به بحث دارد که چند درصد افراد شرکت کننده در اين جاده از ناسالم بودن اين مسير مطلع هستند.

- يعني متوليان واقعاً اين موضوع را متوجه نيستند؟

نگاه کنيد بحث اطلاع داشتن متوليان نيست اين يک مسيري بوده است که براي ما تعريف شده است و ما ناآگاهانه در اين صد سال اخير درگير شديم و اين مسير را پذيرفتيم و بعد گاهاً اين مسير را احيا کرديم. اما وقتي ما انقلاب فرهنگي مي­کنيم منظور نيست که توليدات سيستم­هاي صنعتي فرهنگي را ارتقا دهيم منظور اين است که هاليوود بسازيم منظر اين است که ما تغيير جهت دهيم. وقتي ما در اين جاده هستيم کاري نکرديم يعني انقلابي رخ نداده است زماني شوراي انقلاب فرهنگي مي­تواند سياست گذاري کند که قائل باشد که شايد بايد جاده را عوض کنيم. بايد روي اين موضوع هزينه کنيم.

- به نوعي شايد جرأت نقد پذيري از درون مي­خواهد که اين ترمزدستي کشيده شود.             

 ما انقلاب کرديم که به سمت تعالي حرکت کنيم. هرجا که اشکال داريم بايد خودمان را اصلاح کنيم. نبايد دغدغه­هاي مديريتي و جايگاهي داشته باشيم متأسفانه فرهنگ براي برخي از مديران دغدغه نيست و بيشتر شبيه يک جايگاه شده است.

- البته بايد اين نکته را قبول کرد که متأسفانه مبحث فرهنگ تبديل به يک شغل شده است؟

بله. طرف بيان مي­کند شغل بنده فرهنگي است. مگر شغل غيرفرهنگي هم داريم. مگر شغل غيراخلاقي هم داريم. سؤال مي­کنم که آيا ما مديريت غيرفرهنگي هم داريم؟ آيا فرهنگ يک کالا است؟ مديريت فرهنگي بايد در ذات همه­ ي مديران باشد. وقتي به موضوع اينگونه نگاه نمي­کنيم موضوع فرهنگ يک گرايش مي­شود در گام بعدي بقيه مديران و گرايش­ها معتقد مي­شوند که بحث فرهنگي به آنها ارتباطي نخواهد داشت مانند دين. بگوييم کار دين براي يک سري افراد خاص است بقيه نبايد به دين کار داشته باشند در حاليکه بحث دين در ذات همه­ي افراد و گرايش­ها بايد وجود داشته باشد.

- متأسفانه اين جداسازي يک ذهنيت منفي درست مي­کند؟

شايد کساني که اين جداسازي­ها را کردند هدفشان بوجود آمدن اين مشکلات نبوده است اما مشکل از آنجا شروع مي­ شود که معلم رياضي خودش را فارغ از مباحثي چون فرهنگ، دين و يا اخلاق مي­دانم. کتابي هم تأليف مي­کنم که هيچ جاي آن به مباحث اخلاق و فرهنگ و خداشناسي برنمي­گردد. شما دروس يا کتب فيزيک بزرگ جهان را مشاهده کنيد خواهد ديد که اين افراد کساني بودند که بشدت خداپرست و خدا دوست بودند کساني بودند که در بخشي از زندگي­شان بشدت خداگرائي داشته است اين افراد در عالم نجوم و رياضيات بوده­اند اما ما در زمينه­هاي مختلف تحصيلي­مان اين جداسازي­هاي غربي که براي ما به ارمغان آورده­اند بايد ريشه­ي اين مباحث را بسوزانيم اگر به اين مبحث اينگونه نگاه کنيم طبقه بندي­هاي خطرناکي در حوزه­هاي مختلف اتفاق خواهد افتاد. ما مباني فکري کاملاً مشخصي داشتيم. حکومت­هاي شيعه اعتقادات خاص خودش را داشته و اگر ما داريم يک حکومت شيعي و ديني سالم ايجاد مي­کنيم بايد ببينيم در رفتارهاي ديگر هم اين حرکت را انجام مي­دهيم و يا اينکه از ابزارها براي رسيدن به مسيرهاي منفي ديگر حرکت مي­کنيم. نمي­توانيم به سمتي حرکت کنيم که با فرهنگ تطابقي

- حال فرض بگيريم کسي نيست که اين ترمزدستي را بکشد و اين مسير را هم پذيرفتيم با استفاده از اين ابزارهاي موجود چگونه مي­توانيم اين درد را اندکي درمان کنيم؟

يک واقعيتي وجود دارد که در حوزه فرهنگ نيازمند سوپرمن سازي نداريم. يعني يک فردي بيايد و يک شبه مشکل را حل کند ما نياز به اين افراد نداريم. بزرگترين اتفاق فرهنگي کشورمان در طول تاريخ که همين جنگ تحميلي است در آنجا روش فرهنگي ما سوپرمن سازي نبوده است که يک نفر بيايد و يک خط را بشکند نبوده است هر کسي در جاي خودش درست عمل کرده است. هرکسي در جاي خودش بوده است فرمانده هم توي خط کار کرده است نه کلاهش را بالا گذاشته است و نه خط شکن بوده است. به نظرم بايد اين راهکارها را در فضاي فرهنگي هم عملي کنيم هرکسي در جاي خودش درست عمل کند اين رمز موفقيت ما بوده است اگر کسي نمي­خواست سوپرمن جنگ شود ما جنگ را کلاً باخته بوديم اين راهکاري که مي­گويند و در فيلم­ها بيان مي­کنند که تو بيا نجات بده و تو مي­تواني نجات بدهي تو مسئول هستي و ناجي هستي اين جو به اين افراد داده مي­شود اين بازي­ها در حوزه فرهنگ پاسخ نمي­دهد. اين فرهنگ زماني سامان مي­گيرد که ما از کف جامعه شروع کنيم يعني رانندگان تاکسي و مردم خوب خيابان­ها و اصناف و دانش آموزان و دانشجويان، زنان خانه دار و . . . اگر براي اين افراد کاري نخواهد کرد اگر کسي فکر کرده که با پرورش چند نفر نخبه فرهنگي مي­توان کاري کرد سخت در اشتباه است. حداقل تجارب کشور ما اين را نشان نمي­ دهد اگر ما ناجي پروري کنيم نمي­تواند کار فرهنگي درستي در سطح کلان صورت بپذيرد فرض کنيد ما الان سرباز فرهنگي باشيم و هرکسي کار خودش را انجام دهد رفته رفته اين آب از دست رفته به جوي باز خواهد گشت. قرار نيست کسي جاي کسي ديگري دستور و نظر بدهد. بايد از جاي خودمان شروع کنيم الان ما در حال مصاحبه هستيم ممکن است کسي اين گفتگو را بخواند مي­تواند از همان جايگاهي که دارد براي رشد و بالا بردن توان آگاهي خود تلاش کند. از کف شروع کند اين مشکل با هيئت مديريتي و جايگاه و تدابير حکومتي حل شدني نيست. اين مردم هستند که فرهنگ سازي مي­کنند ما مي­توانيم حمايت و تشويق کنيم اما اگر قرار باشد نهادي يک تنه به جنگ و سامان دادن فضاي فرهنگي حرکت کند بهتر است سريع به اشتباه خودش پي ببرد. تو سوپرمن نيستي.                             

 

سه‌شنبه 30 خرداد 1391 - 8:44


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری