دوشنبه 30 مرداد 1396 - 13:8
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان مازندران

 

کار و اشتغال در سيره پيامبر اعظم(ص)

 

« اشتغال » امروزه در جامعه ما، يکي از مسائل اساسي و موضوعات مورد بحث مي‏باشد، و هرکس نسبت به فراخور حالش و براساس رشته تخصصي و انديشه‏هاي خود، در مورد چگونگي اشتغال جوانان و آداب و شيوه‏هاي کار، علل و انگيزه‏هاي بيکاري، انواع مشاغل، اولويت انتخاب شغل‏ها و... سخن گفته و بحث مي‏کند.

اشتغال به کارهاي مفيد و مورد نياز جامعه، داراي اثرات و نتائج قابل توجه براي همه افراد جامعه اسلامي است که از جمله آن‏ها مي‏توان به فوائد زير اشاره نمود:

1-    زمينه رستگاري

اساساً کار و اشتغال در بينش توحيدي اسلام، يک ارزش محسوب مي‏شود و تلاش بيشتر در کارهاي دنيوي و اخروي، زمينه سعادت و رستگاري افراد را در دنيا و آخرت فراهم مي‏نمايد و آنان را تا درجه جهادگران در راه خداوند بالا مي‏برد. رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مي‏فرمايد: «اَلْکادُّ عَلي عِيالِهِ کَالمُجاهِدِ في سبيل اللّه؛ کسي که براي تأمين معاش خانواده‏اش تلاش مي‏کند، همانند مجاهد در راه خداست.»

2-    تأمين مخارج زندگي

يک مسلمان با پيش گرفتن کسب حلال، مخارج زندگي خود را تأمين نموده و تا حدودي از فقرِ اقتصادي، اخلاقي و فرهنگي خود و جامعه مي‏کاهد.

3-    وسيله ارتباط سالم

اشتغال به کار، افراد را در زندگي تحت يک برنامه منظم و منسجم قرار داده و آنان را در روابط اجتماعي و معاشرت با ديگران ياري مي‏نمايد.

4-    آرامش روح و وجدان

تمام کساني که به کارهاي مفيد اقتصادي اشتغال دارند و بر اساس احساس وظيفه به شغل مناسب و آبرومندانه خود مي‏پردازند؛ علاوه بر اين که آرامش روح و روان و وجدان خود را فراهم مي‏کنند، به نوعي تفريح نيز مي‏پردازند؛ هم چنان که افراد سُست عنصر و بيکار معمولاً به اضطراب و افسردگي و عذاب وجدان دچار هستند.

5-    بيدار نمودن روحيه خلاّقيت

اشتغال به کسب‏هاي مورد علاقه، روحيه ابتکار و خلاقيت را در افراد زنده کرده و استعدادهاي دروني آنان را شکوفا نموده و انسان را متوجه نيروهاي نهفته در اندرون خود مي‏سازد. و به اين ترتيب، مفيد و مؤثر بودن خود را باور نموده و اعتماد به نفس در او تقويت مي‏شود. چنين فردي با روحيه سرشار از عشق به کار، از زندگي خود لذّت برده و براي رسيدن به اهداف عالي تلاش مي‏کند.

6-    تثبيت موقعيت اجتماعي

اشتغال به کار مفيد و مورد نياز جامعه، راه رسيدن به موقعيت اجتماعي يک فرد مسلمان مي‏باشد و شغل او هر قدر از نيازهاي جامعه بکاهد و موجب تقويت و استقلال و آزادي و عزّت مسلمانان گردد، همان مقدار موقعيت اجتماعي صاحب شغل در ميان افراد جامعه اسلامي، بيشتر و بالاتر خواهد بود.

خداوند مي‏فرمايد: «وَ اَنْ لَيْسَ لِلانْسانِ اِلاّ ما سَعي»؛ و اين که براي انسان بهره‏اي جز سعي و تلاش او نيست.

7-    جلوگيري از مفاسد

بيکاري افراد، موجب ضررهاي جبران‏ناپذير و داراي مفاسد بي‏شمار براي اجتماع مسلمانان است؛ به اين معنا که يک فرد با انتخاب يکي از مشاغل مورد نياز جامعه و اشتغال به آن، باري از دوش مردم و مسئولين برمي‏دارد و در مقابل، فرد بيکار نه تنها مشکلي را در جامعه حل نمي‏کند بلکه خود، مشکل آفرين و سربار جامعه اسلامي نيز مي‏شود و علاوه بر اين که نيرويي هدر رفته، نيروهاي ديگري را به خود مشغول خواهد کرد.

با توجه به نکات فوق در اين نوشتار، اشتغال و موضوعات مربوط به آن در سيره و سخن حضرت رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ، مورد بحث قرار گرفته است.

 

اهميّت کار

در سيره پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فعاليت‏هاي اقتصادي افراد، ارزش بالايي دارد. آن حضرت کارگران و توليدکنندگان در عرصه اقتصادي را چنان تشويق مي‏کند که در طول تاريخ جوامع بشري، هيچ فرقه و مذهبي چنين جايگاهي براي اساسي‏ترين رکن جامعه، يعني تأمين کنندگان حياتي‏ترين کالاي اقتصادي، قائل نشده‏اند.
انس‏بن مالک مي‏گويد: هنگامي که پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ازجنگ تبوک برمي‏گشت، سعد انصاري ـ يکي از کارگران مدينه ـ به استقبال آن حضرت آمد. هنگامي که رسول اللّه صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم با او دست داد، لمس دست‏هاي زِبْر و خشنِ مرد انصاري، حضرت خاتم الانبياء صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم را تحت تأثير قرار داد. براي همين، از او پرسيد: چرا دست‏هاي تو اين چنين کوفته و خشن مي‏باشد؟ آيا ناراحتي خاصّي به دستان تو رسيده است؟

عرضه داشت: يا رسول اللّه! اين خشونت و زبري دستان من، بر اثر کار با بيل و طناب است که به وسيله‏ي آن‏ها زحمت مي‏کشم و مخارج خود و خانواده‏ام را تأمين مي‏نمايم.
«فَقَبَّلَ يَدَهُ رسولُ اللّهِ صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم و قالَ: هذِهِ يَدٌ لا تَمَسُّها النّار؛ پيامبراکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم دست او را بوسيده و فرمود: اين دستي است که آتش (جهنم) آن را لمس نخواهد کرد.»

نکوهش افراد سست عنصر

رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم گاهي با جوانان سالم و نيرومندي مواجه مي‏شد. بازوهاي ستبر و اندام مناسب آنان، موجب شگفتي پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مي‏گشت. آن حضرت با آنان احوال پرسي نموده و از وضعيت زندگي و شغلشان سؤال مي‏نمود، اگر در جواب گفته مي‏شد که: وي فردي بيکار است و هيچ گونه شغلي ندارد؛ آن بزرگوار ناراحت مي‏شد و مي‏فرمود: «سَقَطَ مِنْ عَيْني؛ از چشمم افتاد.» (فرد بيکار در نظر من ارزشي ندارد.) اطرافيان مي‏پرسيدند: يا رسول اللّه! چرا اين افراد را دوست نمي‏داريد؟ پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مي‏فرمود: براي اين که اگر مؤمن شغلي نداشته باشد که با آن امرار معاش کند، براي امرار معاش، از دين خود خرج خواهد نمود.
آن حضرت در گفتاري حکيمانه، افراد تنبل و بي‏حال را که تن به کار نمي‏دهند و مي‏کوشند که از دست رنج ديگران بهره‏مند شوند، مورد نکوهش و سرزنش شديد قرار داده، مي‏فرمايد: «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ اَلْقي کَلَّهُ عَلَي النّاسِ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ يَعُولُ؛ از رحمت خدا دور است، از رحمت خدا دور است کسي که بار زندگي خود را به گردن مردم بيندازد. ملعون است، ملعون است کسي که اعضاي خانواده‏اش را (در اثر ندادن نفقه) تباه کند.»

البته سيره و سخن پيامبراکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم در مورد افراد بيکار ـ که با بهانه‏هاي واهي فرصت‏هاي شغلي را از دست مي‏دهند ـ حاوي نکته مهمي است و آن، اين که بيکاري ريشه بسياري از مشکلات و گرفتاري‏ها در زندگي يک جوان فعال و پر انرژي است. زيرا اگر يک فرد مسلمان مخارج زندگي خود را با فعاليت‏هاي اقتصادي سالم و اشتغال به يک کسب پاکيزه و حلال، تأمين نکند به ناچار براي تأمين زندگي‏اش ارزش‏هاي ديني را زير پا گذاشته و به راه‏هاي فريبنده که به ظاهر سود سرسام آوري هم دارند، کشيده خواهد شد. و اين، مصداقي از همان امرار معاش از راه دين و ايمان است که در کلام پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم بود.

گذشته از اين، بيکاري يک فرد نه تنها موجب از ميان رفتن استعدادهاي دروني وي مي‏شود و او را به فردي تن پرور و بي‏خاصيت مبدل مي‏سازد، بلکه به عنوان يک معضل و بيماري اجتماعي، يک جوان مسلمان و پاک و سالم را، دچار انواع مفاسد اخلاقي و اجتماعي و بيماري‏هاي روحي خواهد ساخت.

در حقيقت يک عضو فعال و پر انرژي که از سرمايه‏ها و ذخاير خدادادي جامعه اسلامي است و بايد به عنوان سرباز جامعه عمل کند، سربار جامعه خواهد شد؛ به همين دليل پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم بيکاري را براي يک جوان خطرناک مي‏داند.

نقش انگيزه‏هاي مقدّس در اشتغال

از منظر حضرت محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم تمام فعاليت‏هاي يک مسلمان مي‏تواند نوعي ارتباط با آفريدگار جهان محسوب شده و علاوه بر ارزش اقتصادي و دنيوي، از پاداش‏هاي معنوي نيز درجهان آخرت برخوردار مي‏باشد.
آري کار براي خدا، نقش مهمي در شکل دادن به رفتار اقتصادي انسان دارد. به علاوه اين انگيزه مي‏تواند قواي جسمي و روحي وي را در فعاليت‏هاي اقتصادي چند برابر نمايد؛ به خاطر هدف والاي وي، کار او نيز مقدّس خواهد شد. رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم بر اين باور بود که: «اَلْعِبادَةُ سَبْعُونَ جُزْءاً اَفْضَلُها طَلَبُ الْحَلالِ؛ عبادت خداوند هفتاد جزء است و بهترين آن‏ها طلب روزي حلال است.»

آن حضرت اشتغال به کارهاي حلال را مانند ساير عبادات، بر زن و مرد مسلمان ضروري دانسته و مي‏فرمايد: «طَلَبُ الْحَلالِ فَريضَةٌ عَلي کُلِّ مُسْلِمٍ و مُسْلِمَةٍ؛ به سراغ درآمد حلال رفتن، بر هر مرد و زن مسلمان لازم است.»

بنابراين، انگيزه‏هاي مقدّس مي‏تواند همه کارها و فعاليت‏هاي اقتصادي يک مسلمان را ـ اعم از کارهاي تجاري، کشاورزي، صنعتي و خدماتي ـ فرا گرفته و آن‏ها را در شمار عبادات قرار دهد.

در روايتي آمده است که: روزي رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم با جمعي از اصحاب در محلي حضور داشتند. در آن ميان، چشمان آنان به جواني نيرومند و زيبا اندام افتاد که در اول صبح به کار اشتغال داشت. ياران پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم گفتند: يا رسول اللّه! اگر اين جوان نيرومند، نيرو و انرژي خود را در راه خدا مصرف مي‏کرد، چقدر شايسته مدح و تمجيد بود! حضرت فرمود: اين سخن را نگوييد! اگر اين جوان براي تأمين معاش مي‏کوشد و انگيزه او بي‏نيازي از ديگران است، او در راه خدا قدم برداشته، و اگر هدف او پذيرايي از پدر و مادر ناتوان خود باشد، باز هم در راه خدا کار مي‏کند و اگر مقصود او سر و سامان دادن به خانواده و فرزندانش باشد، او به راه خدا رفته و انگيزه مقدّسي دارد.

در سيره پيامبراکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ، هدف از رفتارهاي اقتصادي جلب رضايت خداوند است. و رضايت پروردگار، انگيزه مقدّس و هدف والايي است که يک انسان مسلمان را در سخت‏ترين شرايط به فعاليت‏هاي اقتصادي وادار مي‏کند. و او حاصل زحمات خود را در راه رضاي الهي خرج مي‏کند.

اما از نظر متفکّران مادّي و اقتصاددانان غربي، هدف نهايي از کار، دست يابي به لذت‏هاي فردي است. و در آن صورت، انگيزه کار، دست يابي به حداکثر سود و درآمد است و تمام صفات اخلاقي و انساني تحت الشعاع سود جويي‏هاي مادي قرار گرفته و به تدريج انسان از ماهيت خود خارج شده و در عرصه‏هاي زندگي فقط به سودهاي سرشار مادي مي‏انديشد؛ گرچه در اين راه، حقوق ديگران تضييع شده واخلاق و انسانيت از ميان برود.

روش‏هاي ترويج اشتغال

حضرت رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم براي ايجاد انگيزه توليد و کسب درآمد در وجود مسلمانان، از روش‏هاي مختلفي بهره مي‏گرفت که به برخي از آنان اشاره مي‏شود:

الف) زمينه سازي براي رشد استعدادها

آن حضرت با استفاده از فرصت‏هاي مناسب براي شکوفايي نيروهاي دروني و استعدادهاي نهفته افراد، زمينه سازي مي‏نمود و از اين طريق، در آنان انگيزه توليد و کسب درآمد را تقويت مي‏کرد. روايت زير، نشانگر اين روش رسول گرامي مي‏باشد:
مردي از اصحاب در تنگناي زندگي قرار گرفت. وي که داراي شغل مناسبي نبود و بسياري اوقات از بيکاري رنج مي‏برد، خانه نشين شد. روزي همسرش به وي گفت: اي کاش به محضر پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مي‏رفتي و از او درخواست کمک مي‏نمودي! مرد با پيشنهاد همسرش به حضور رسول اللّه صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم رفت. هنگامي که چشم حضرت به او افتاد، فرمود: «مَنْ سَأَلْنا اَعْطَيناهُ وَ مَنْ اسْتَغْني اَغْناهُ اللّهُ؛ هرکس از ما کمک بخواهد، ما به او ياري مي‏کنيم ولي اگر بي‏نيازي بورزد و دست حاجت پيش مخلوقي دراز نکند، خداوند او را بي‏نياز مي‏کند.»

او پيش خود فکر کرد که مقصود پيامبر، من هستم و بدون اين که سخني بگويد، به خانه برگشت و ماجرا را براي همسرش بازگو کرد. زن گفت: رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم هم بشر است. (و از حال تو خبر ندارد.) او را به وضع زندگي نکبت بار و پر مشقّت خود آگاه کن.

مرد ناچار براي بار دوم به حضور پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم رفت اما قبل از اين که حرفي بزند، پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم همان سخن قبلي را تکرار کرده و فرمود: «مَنْ سَأَلْنا اَعْطَيناهُ وَ مَنْ اسْتَغْني اَغْناهُ اللّهُ.» بازهم بدون اظهار حاجت، به خانه برگشت ولي چون خود را همچنان در چنگال فقر و بيکاري، ضعيف و ناتوان مي‏ديد، براي سومين بار با همان نيّت به مجلس رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم رفت. باز هم لب‏هاي رسول اللّه صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم به حرکت در آمد و با همان آهنگ ـ که به دل، قوّت و به روح، اطمينان مي‏بخشيدـ همان جمله را تکرار کرد. اين بار اطمينان بيشتري در قلب خود احساس نمود؛ حس کرد که کليد مشکل خويش را در همين جمله يافته است. وقتي که خارج شد، با قدم‏هاي مطمئن‏تري راه مي‏رفت. با خود فکر مي‏کرد که ديگر به دنبال کمک خواستن از بندگان نخواهم رفت. به خدا تکيه مي‏کنم و از نيرو و استعدادي که در وجودم به وديعت نهاده شده است، بهره مي‏گيرم و از او مي‏خواهم که مرا در کارهايم موفق گردانيده و از ديگران بي‏نياز سازد. با اين نيّت، تيشه‏اي عاريه گرفت و به جانب صحرا رفت. آن روز مقداري هيزم جمع کرد و فروخت و لذت حاصل دست رنج خويش را چشيد. روزهاي ديگر به اين کار ادامه داد تا به تدريج توانست از حاصل درآمد خويش، ابزار کار را فراهم نمايد. بازهم به کار خود ادامه داد تا صاحب سرمايه و شتر و غلاماني شد. وي در اثر تلاش و کوشش شبانه‏روزي، يکي از افراد ثروتمند گرديد. روزي به محضر پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم آمده و وضعيت خود را به آن حضرت گزارش داد که چگونه در آن روزِ فلاکت بار به محضر حضرت آمده و چگونه سخن پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم وي را به تحرک و کار واداشت. پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فرمود: من که به تو گفتم؛ هرکس از ما کمکي بخواهد، ما به او کمک مي‏کنيم ولي اگر بي‏نيازي بورزد، خدايش او را کمک خواهد نمود.

  ب) روش‏هاي رفتاري

گرچه رهنمودهاي گفتاري، در تربيت افراد تأثير دارد اما اقدامات عملي، به مراتب بيشتر از شيوه‏هاي گفتاري مؤثر است. براي همين پيامبراکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم نه تنها با راهنمايي‏ها و زمينه سازي‏هاي خود موجب هدايت افراد به سوي ميدان‏هاي کاري شد بلکه خود عملاً وارد صحنه شده و همدوش با ديگران کار مي‏کرد.

رفتار رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم را مي‏توان تبلور اصول و ارزش‏هاي اسلامي قلمداد نمود. آن حضرت همچنان که در صحنه‏ي سياست، حکومت، اخلاق، معارف، علوم و حکمت، خطابه و ساير صفات والاي انساني اسوه تمام عيار مسلمانان به شمار مي‏آيد، رفتار اقتصادي آن حضرت نيز مي‏تواند شيوه‏اي موفق و کارآمد براي چگونه زيستن باشد.

نمونه هايي از سيره عملي حضرت رسول صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم :

خانه سازي

امام صادق عليه‏السلام به فردي که در اثر جهل و غرور، تن به کار نمي‏داد و خود را نيازمند ديگران نموده بود، فرمود: برو کار کن! و در بالاي سرت بار حمل کن. (و هرچه مي‏تواني تلاش کن.) و از مردم بي‏نياز باش.

سپس به وي فرمود: همانا رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم سنگ‏ها را به دوش خود حمل مي‏کرد و ديوار خانه‏اش را مي‏ساخت.

باغداري

علي عليه‏السلام روزي به سلمان فرمود: اي [ابا [عبداللّه! باغي را که پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم با دستان خويش آن را ساخته و درخت‏هايش را کاشته است، براي فروش به‏مشتريان عرضه کن. سلمان باغ پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم را به معرض فروش گذاشت و به دوازده هزار درهم فروخت.

دامداري

روزي حضرت رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فرمود: ما بَعَثَ اللّهُ نَبيّاً اِلاّ راعي غَنَمٍ؛ تمام پيامبران الهي پيش از آن که به مقام نبوت برسند، مدتي چوپاني کرده‏اند. قالُوا: وَ اَنتَ يا رَسُولَ اللّه؟؛ از پيامبر سؤال شد: آيا شما نيز چوپاني کرده‏ايد؟ قال: وَ اَنَا رَعَيْتُها لاَِهْلِ مَکّة بِالْقَرارِيط؛ فرمود: بله، من مدتي گوسفندان اهل مکه را در سرزمين «قراريط» به چراگاه برده‏ام.»

بازرگاني

پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم قبل از ازدواج، با خديجه يک قرارداد تجارتي بسته بود. طبق آن قرار دادِ مضاربه‏اي، پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم متعهد شده بود که با سرمايه خديجه به يک سفر تجارتي برود و در مقابل، آن حضرت در منافع کالاهاي بازرگاني خديجه شريک باشد. بعد از توافق طرفين، خديجه شتري راهوار و مقداري کالاهاي ارزشمند در اختيار حضرت محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم نهاد و به دو غلام خود سفارش کرد که در اين سفر تجارتي به همراه آن حضرت باشند و دستوراتش را اطاعت نمايند. اين سفر تجارتي پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم به شام، تا حدودي وضعيت اقتصادي و مالي آن جناب را سر و سامان داد. بعد از پايان سفر، کارداني و شايستگي اين جوان قرشي مورد تقدير و ستايش خديجه ـ ثروتمندترين و سرشناس‏ترين زن مکه ـ قرار گرفت و بدين منظور، مبلغي را علاوه بر قرار داد، به او پرداخت. اما نبيّ اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فقط مبلغ معيّن در قرارداد را دريافت کرده و از اخذ وجوه اضافي خودداري نمود. سپس وجوه حاصله از تجارت شام را به خانه ابوطالب عليه‏السلام برد و همه را در اختيار عموي گرامي‏اش گذاشت تا اين که مقداري وضع زندگي حضرت ابوطالب عليه‏السلام سر و سامان يابد.

امام صادق عليه‏السلام در مورد کارهاي تجارتي پيامبر عليه‏السلام سخنان ارزنده‏اي دارد. اسباط بن سالم مي‏گويد:

روزي به حضور امام صادق عليه‏السلام شرفياب شدم، آن حضرت پرسيد: عمربن مسلم چه مي‏کند؟ گفتم: حالش خوب است اما ديگر تجارت، نمي‏کند. امام صادق عليه‏السلام فرمود: ترک تجارت، کار شيطاني است. ـ اين جمله را سه بار تکرار کردـ آنگاه امام ادامه داد: رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم با کارواني که از شام مي‏آمد معامله مي‏کرد و با بخشي از درآمد آن معامله قرض‏هاي خود را ادا نموده و بخشي ديگر را در ميان نيازمندان فاميل تقسيم مي‏نمود. خداوند در مورد تاجران خداجو و باتقوا مي‏فرمايد: «رِجاٌ لٌ لا تُلْهيهم تِجارَةٌ وَ لا بَيعٌ عَنْ ذِکْرِاللّه»؛14 مرداني که تجارت و داد و ستد، آنان را از ياد خدا غافل نمي‏کند.»

همکاري در فعاليت‏هاي اجتماعي

1-    ساختن مسجد

هنگامي که مسجد قبا ـ اولين مسجد در تاريخ اسلام ـ ساخته مي‏شد، حضرت خاتم الانبياء صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم همدوش ساير مسلمانان کار مي‏کرد. آن حضرت سنگ‏هاي کوچک و بزرگ را برمي‏داشت و آن‏ها را بغل مي‏نمود و حمل مي‏کرد. به طوري که سفيدي گرد و خاک سنگ‏ها کاملاً در بدن آن حضرت نمايان بوده و حکايت از سخت کوشي آن حضرت داشت. گاهي مردي از اصحاب به نزدش مي‏آمد و التماس مي‏کرد که: يا رسول اللّه! پدر و مادرم فداي تو باد! اجازه بده سنگ و خاک را من ببرم و به جاي شما کار کنم. رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مي‏فرمود: نه، تو هم سنگ ديگري بردار. بالاخره آن حضرت در اثر کوشش‏هاي شبانه روزي، ساختمان مسجد قبا را به پايان برد.
همچنين در تأسيس ساختمان مسجد النبي صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم آن حضرت علاوه بر راهنمايي مسلمانان در طرح ريزي بناي مسجد، خود نيز در کنار آنان کار مي‏کرد و آن چنان از جان و دل کارهاي ساختماني را انجام مي‏داد که مسلمانان تحت تأثير قرار مي‏گرفتند. اسيد بن حضير يکي از آنان بود که جلو آمده و گفت: يا رسول اللّه! اجازه بفرماييد تا من به جاي شما سنگ‏هاي سنگين را حمل کنم. فرمود: نه، تو يکي ديگر ببر.
يکي از مسلمانان نيز اين شعر را قرائت مي‏کرد:

لَئِنْ قَعَدْنا والنَّبيُّ يَعْمَلُ

فَذاکَ مِنّا الْعَمَلُ الْمُضَلَّلُ

اگر ما بنشينيم در حالي که پيامبر کار مي‏کند، رفتار بسيار زشت و ناپسند انجام داده‏ايم!

2-    راهسازي

امام صادق عليه‏السلام به نقل از پدر بزرگوارش حضرت باقر عليه‏السلام فرمود: پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم يکي از راه‏هاي عمومي را ـ که آب خراب کرده بودـ با چيدن سنگ تعمير نمود. به خدا سوگند! انسان‏ها و چهار پايان تا اين لحظه از آن استفاده مي‏کنند.

3-    انجام کارهاي منزل


رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله علاوه بر اداره حکومت اسلامي و حلّ و فصل مشکلات مسلمانان، به کارهاي منزل نيز رسيدگي مي‏کرد.

امام صادق عليه‏السلام فرمود: «کانَ رَسُولُ اللّه صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم يَحْلِبُ عَنْزَ اَهْلِهِ؛ رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم پيوسته بز خانواده‏اش مي‏دوشيد.»

ج) ره توشه‏هاي پيشه وران

حضرت خاتم الانبياء صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم با اين که مسلمانان را به اشتغال در کارهاي توليدي، خدماتي، کشاورزي و ساير مشاغل توصيه مي‏کرد ولي به لحاظ موقعيّت جغرافيايي و با توجه به آب و هواي مناطق مختلف، به برخي از شغل‏ها اهميّت خاصّي قائل بود. در اين‏جا به نقل چند مورد از گفتارهاي آن حضرت مي‏پردازيم:
1-  «تِسْعَةُ اَعْشار الرّزقِ في‏التّجارَةِ وَالْجزْءُ الْباقي في السّابياء ـ يعني الغنم ـ ؛  در آمد در داد و ستد و باقي مانده آن در دامپروري (و کارهاي توليدي) است.»
2-  « مَنْ غَرَسَ شَجَرَةً فَاَيْنَعَتْ، غَرَسَ اللّهُ بِها شَجَراً فِي الْجَنَّةِ؛ هر مسلماني که نهال درختي بنشاند و آن درخت (بر اثر کوشش‏هاي باغبان) به ثمر بنشيند، خداوند متعال در مقابل آن درخت، درختي در بهشت قرار مي‏دهد».

3- در سيره اقتصادي پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم باغداري، زراعت و کشاورزي آن چنان از اهميت برخوردار است که آن حضرت در مورد تضييع حقوق آنان، به دولت مردان اسلامي هشدار داده و ضمن دستورالعملي، دهقانان را به زمامداران اسلامي کاملاً سفارش نموده و به علي عليه‏السلام فرمود:

يا علي! مبادا در حکومتِ تو به دهقانان و کشاورزان ستم شود.

 

 

پي نوشت :

1-    نجم / 39.

2-    فقه الرضا، ص 208.

3- اسدالغابه، ابن اثير،ج 2، ص 169؛ الاصابه، ابن حجر، ج 3، ص 72 و النهايه، ج 4، ص 202.
4- بحارالانوار، ج 100، ص 10 و مستدرک الوسائل، ج 13، ص 11.
5-  تحف العقول، ص 37 و الکافي، ج 4، ص 12، (باب کفاية العيال و التوسع عليهم).
6- بحارالانوار، ج 100، ص 209
7- همان.
8- المحجّة البيضاء، ج 3، ص 140.
9- اصول کافي، باب القناعه، حديث 7 و داستان راستان، ص 28 و 29.
10- وسايل الشيعه، ج 17، ص 38.
11- حلية‏الابرار، ج 1، ص 331.
12- ميزان الاعتدال، ج 3، ص 293.
13- بحارالانوار، ج 16، ص 22 به بعد.
14- نور / 37.
15- وسائل الشيعه، ج 17، ص 14 و 15.
16- معجم الکبير، طبراني، ج 24، ص 318.
17- مناقب آل ابي‏طالب، ج 1، ص 161 و فتح الباري، ج 7، ص 193.
18- حلية‏الابرار، ج 1، ص 329
19- الکافي، 5، ص 86.
20- وسائل الشيعه، ج 17، ص 11.
21- کنزالعمال، ج 3، ص 896، حديث 9079.
22- تهذيب الاحکام، ج 7، ص 154.

 

رقيه مرادي

 مسئول امور بانوان نمايندگي تبليغات اسلامي کياکلا

 

 

يكشنبه 28 خرداد 1391 - 11:10


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری