سه‌شنبه 6 تير 1396 - 9:59
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

شيما حسن زاده

 

بايد به سوره مهر تبريک گفت

 

  

گفتگو با طيبه نهاني

گرفتاري مردم ماشيني شدن و زندگي و اسير شدن انسانها در چنگال ماشين­ها، توجه بيش از اندازه به امکانات صوتي و تصويري به جاي آثار مکتوب، گراني کتاب، تنوع نداشتن آثار، تعداد نسخ کم مطبوعاتي، خلأ برنامه­هاي متنوع تبليغي براي کتاب، معرفي نشدن کتاب­هاي جديد، ترجمه­هاي نامناسب کتاب­هاي خارجي و بي حوصلگي نسبت به مطالعه- نبود کتابخانه در منازل، شرايط نامساعد آموزشي و پرورشي، وضعيت خاص رسانه­ها و . . . و بطور کلي وجود مشکلات اقتصادي و فعال نبودن در زمينه تحقيقاتي موانعي هستند که باعث فاصله بين کتاب و کتابخواني مي­شود و از آنجاييکه ماهواره و رايانه و دنياي مجازي و . . . در حال حاضر جايگاه ويژه­اي در روند آموزشي و يادگيري به خود اختصاص داده­اند و به عنوان رسانه­هاي آموزشي نقش گسترده­اي در توسعه ساختارهاي اجتماعي در ميان جوامع بشري و همچنين انتقال پيام فرهنگ و جلوه­هاي غني در ابعاد مثبت يا منفي پيدا خواهند کرد. و تا حد زيادي رسانه­هاي نوشتاري نظير کتاب و مجلات و غيره را تحت الشعاع قرار داده­اند و به ظاهر توجه همگان را به خود جلب کرده­اند. اما با قدري تعمق خواهيم دانست که رسانه­هاي مکتوب و در صدر آنها کتاب به لحاظ دارا بودن ويژگي­هاي خاص همچنان با صلاحيت و استواري نقش تاريخي خود را در انتقال فرهنگ و دانش و هنر از نسلي به نسل ديگر حفظ کرده است.

لذا بايد به دنبال روش­هاي ترويج و اشاعه فرهنگ مطالعه بين آحاد جامعه بگرويم و روش­هاي نويني را که با خصوصيات نسل کنوني و مقتضيات زماني ما مطابقت داشته باشد مورد شناسائي قرار دهيم.

طيبه نهاني گوينده و گزارشگر چيره دست راديو تهران که صداي آشناي او را در برنامه­هائي چون جمعه­ها سلام، عصبانيت، خانه بي بهونه، تهران در شب، رواق و . . . به خاطر سپرده­ايم، مهمترين عوامل فاصله گرفتن قشر کتاب خوان از کتاب و محصولات فرهنگي را موارد فوق مي­داند هرچند جدا از اين عوامل، در طول گفتگو به مواردي خاص در حوزه­ي ضعف مديريتي به خصوص برگزاري برنامه­هاي سالانه­ي فرهنگي همچون نمايشگاه کتاب نيز اشارات ويژه­اي دارد؟

- شما به عنوان گوينده، نويسنده و کارگردان برنامه­هاي راديوئي و با توجه به اينکه امسال براي اولين بار به اجراي برنامه از داخل نمايشگاه بين المللي کتاب مي­پردازيد. نمايشگاه را از لحاظ کمي و کيفي چقدر آسيب پذير ديديد؟

همان طور که عنوان کرديد امسال براي اولين بار است که از داخل نمايشگاه به اجراي برنامه­اي مي­پردازم البته در سال­هاي گذشته اين پيشنهاد به بنده شده بود اما بنابر دلايل خاصي اين اتفاق عملي نمي­شد به هر حال به نظرم نمايشگاه کتاب را مي­توان از جهات گوناگون مورد آسيب شناسي قرار داد چرا که به نظرم برگزاري نمايشگاه کتاب بدين صورت داراي ضعف­هاي بسياري است. البته در اين ميان هم نبايد نکات آنرا ناديده گرفت اما اگر بخواهيم به آسيب­هاي نمايشگاه بپردازيم بايد عنوان کنم که مهمترين مشکل نمايشگاه بحث فصلي و غيردائمي بودن آن است چرا که وقتي اين اتفاق در 10 روز سال برگزار مي­شود بنابراين مي­توان توقع يک نوع هرج و مرج ده روزه را هم در اين ميان داشت هرج و مرجي که امروز کاملاً شاهد آن هستيم و فکر نمي­کنم کسي از نمايشگاه ديدن کرده باشد و گفته بنده را تصديق و تأييد نکند. وقتي برگزاري نمايشگاه در يک بازه زماني محدود اجرا مي­شود نويسندگان و ناشران و مخاطبان هم هرکدام به دنبال برطرف کردن حداکثر نيازهاي خود در کمترين زمان ممکن هستند که نتيجه­ي آن يک نمايشگاه فروشگاهي است. از طرفي يکي ديگر از آسيب­ها خلا حضور برخي از ناشران بزرگ و استخوان دار در صنعت چاپ و حوزه فرهنگ کتاب است. چرائي اين عدم حضور را بهتر است از مديران اجرائي و ناشرين کنار کشيده سؤال کرد اما به نظرم برخورد گزينشي ميان ناشران يک امر ناپسند در نمايشگاه است که مدتي است که در دوره­هاي خاص از نمايشگاه اتفاق مي­افتد بنابراين نمايشگاهي که در آن يک عده ناشر خاص راه مي­يابند نمي­توان به آن يک نمايشگاه­ تمام عيار و عنوان بين المللي داد چرا که اين نمايشگاه از همه­ي ناشرين دعوت به عمل نياورده است و به نوعي نمي­ تواند کارکرد خودش را داشته باشد چرا که در اين ميان از طرفي ناشران دولتي و خصوصي هم با شرايط يکسان وارد حوزه فروش نمي­شوند. اگر به بدنه نمايشگاه دقت شود شاهد خواهيم بود که بهترين امکانات در اختيار ناشران دولتي يا وابستگان به دولت هستند. اگر ناشران دولت از همه امکانات بهره ببرند بتوانند کتاب­هايشان را بدون هيچ مشکلي به بازار عرضه کنند بايد اين شرايط براي ديگر ناشران هم بوجود بيايد در غير اينصورت اين يک رقابت غيرعادلانه است مطمئن خواهيم بود که اين ناشر خصوصي است که در اين ميان متضرر خواهد شد. نبايد نمايشگاه به اين سمت حرکت کند فلسفه خلق نمايشگاه به اين سمت است که تازه­هاي کتاب سالي يکبار بر روي پيشخوان­ها قرار بگيرد و مردم بتوانند در يک محيط برابر به انتخاب و بررسي آثار دست بزنند اما اين اتفاق در نمايشگاه کتاب تهران نمي­افتد. متأسفانه شاهد هستيم دراين فضاي ناهنجار هم عده­اي براي تفريح صرف و سيزده بدر کردن و يا اتلاف وقت خودشان را به مصلي مي­رسانند و با انجام يک سري رفتارهاي ناهنجار صورت نامناسبي از ديد و بازديد فرهنگي را رقم زده و اين فضاي فرهنگي را با قهوه خانه­هاي سنتي اشتباه مي­گيرند.

- به نظر مي­رسد دولت از نظر حمايت­هاي مادي توانسته است انتظارات ناشران خصوصي را تا ميزان زيادي برآورده کند.   

اگر منظورتان اعطاي سوبسيد کاغذ و برداشتن ماليات و يا حمايت­هاي مالي از طريق اعطاي بن است که بايد بگويم اين اتفاق تا کجا و چگونه حاصل شده است. اين اتفاق براي بسياري از ناشران هنوز اجرا نشده است.

- طبق آمار ارائه شده ميزان اقبال عمومي به کتب منتشر شده در زمينه­ي انقلاب اسلامي و دفاع مقدس بسيار بالا بوده است دليل اين حرکت از نظر ما چه مي­تواند باشد؟

البته اگر اين آمار درست باشد بايد گفت که مردم کتاب خوب را ديدند و خريدند. بايد به شعور مخاطبان احترام گذاشت اين اتفاق حادثه جالبي است چرا که توانستيم در اين زمينه توليد جريان کنيم که کلاً توليد جريان در حوزه فرهنگي و ادبي يک حرکت مفيد است البته شايد در اين مسير تبليغات زياد شده است اما به نظر مي­رسد مردم انتخابشان را کرده­ اند و سعي دارند با خريداري اين کتب تاريخشان را بسازند و از آن مطلع شوند اتفاقي که براي نسل سومي­ها بسيار مفيد است. اين جريان سازي توسط هر گروهي انجام شود نيکو است و مهم نيست که ناشر دولتي يا غيردولتي است. مطلع شدن از گذشته و سابقه انقلابي و شجاعت شهدا در ميدان­هاي جنگ مفاهيمي است که هرچقدر به آن پرداخته شود باز هم کم است. بايد به سوره مهر تبريک گفت.

- چرا در نمايشگاه کتاب شاهد حضور کمرنگ نويسندگان بزرگ و بيشتر اين جوانان هستند که اين صحنه را پررنگ مي­کنند.      

ما شاهد اين ماجرا هستيم و متأسفانه بزرگان ادب و هنر از نمايشگاه فاصله مي­گيرند و اين جوانان هستند که چراغ نمايشگاه را با اثار خلاقه­شان روشن نگاه داشته­اند. اما اين اتفاق چندان ناخوشايندي نيست. به هر حال نمايشگاه جاي اين افراد است و اين جوانان هستند که بايد خودشان را به قضاوت مخاطبان بگذارند کتاب اولي­ها بايد با حضور در نمايشگاه­ها با مخاطبان ارتباط رو در رو برقرار کنند البته شايد نويسندگان بزرگ هم بخاطر يک سري سياست کاري­ها خودشان را از نمايشگاه دور کردند و از طرفي برخي جريان­ها هم اجازه حضور ايشان در نمايشگاه را فراهم مي­کنند البته اين افراد مشتري­هاي خودشان را دارند چرا که سالها در اين زمينه کسب تجربه کردند و مخاطبان با روحيات اين افراد به خوبي آشنا هستند. هرچند که خالي شدن نمايشگاه از چهره­هاي بزرگ ادبي چندان در طول زمان خوشايند نخواهد بود چه بسا خطرناک هم باشد.

- اگر بخواهيم به بحث کتاب و کتاب خواني بصورت زيربنائي نگاه کنيم مي­توانيم بگوييم که بحث تبليغ در اين زمينه مي­تواند جايگاه ويژه­اي داشته باشد بنابراين مراکزي چون ارشاد و حوزه هنري و صدا و سيما که از ابزار قدرتمندتري برخوردار هستند چقدر توانستند از اين ابزارها در راستاي زيرسازي فضاي فرهنگي کشور استفاده کنند؟

بيينيد معمولاً در عرصه­هاي فرهنگي و ادبي چيزي به نام تبليغ بيشتر شبيه به يک طنز است و اساساً در مقولات فرهنگي اين واژه جايگاهي ندارد. مديران ما نيازي به تبليغ در اين زمينه احساس نمي­کنند و سعي مي­کنند برنامه­ها را به صورت کمي تفسير کرده و به نوعي بيلان سازي انجام دهند. صدا و سيما که در اين زمينه بسيار ضعيف عمل کرده است هنوز دغدغه­ي خواندن براي مردم تعريف نشده است و کتاب در سبد کالاي خانواده جايگاهي ندارد. حالا بايد از يک سري افراد که دغدغه خواندن و هزينه کردن در اين مسير را دارند، گذر کرد اما اکثريت اين حقيقت يک حقيقت تعريف نشده است چندي پيش هم که اعلام شد ميزان مطالعه روزنامه جزو جنس کمي مطالعه و آمار و ارقام حساب شد. خب اگر اين جريان را دنبال کنيد به چه چيزي مي­­رسيد؟ ما آماري به لحاظ ميزان مطالعه عمومي مردم کشورمان نداريم. ما هنوز يک برنامه جامع و هماهنگ تبليغي در رسانه­ي ملي و در مراکز ديگر متولي اين امور نداريم. برنامه­اي که مخاطبان را با کتاب آشنا کند و به تفسير و نقد کتب مطرح و اثرگذار بپردازد همه­ي برنامه­ها منحصر به زمان برگزاري حوادث فرهنگ کشورمان مانند نمايشگاه­ کتاب شده است به عنوان مثال ما در اين ده روز برگزاري نمايشگاه همه نوع حمايت از نمايشگاه انجام مي­دهيم اما بعد از پايان نمايشگاه ديگر خبري از فرهنگ کتاب و کتابخواني نيست. اگر هم برنامه­اي در اين زمينه در تلويزيون داشته باشيم برنامه را در بدترين زمان ممکن پخش مي­کنيم. آيا اين يک خودزني فرهنگي نيست؟ ما در سطح مدارس هم هنوز هيچ کاري نکرديم. فرزندانمان را با حفظ يک سري مطالب غيرمفيد سرکار گذاشتيم. چرا که جامعه اين مورد را بيشتر مي­پسندند يک سري کتاب کمک آموزشي خريداري مي­ کنيم و پس از استفاده نصفه و نيمه از آنان به گوشه انبار هدايتشان مي­کنيم و از آنها مي­گذريم. فرهنگ کتاب و کتابخواني ما از اساس مشکل دارد از همين رو هم درباره معضل تبليغ در اين زمينه هيچ گاه فکري نشده است نمي­دانم اين مشکلات کي حل خواهد شد.

- برخي معتقدند فعاليت­هاي مراکزي مانند حوزه هنري از نظر برگزاري برنامه­هاي متنوع و آموزشي و پاتوق­هاي ادبي بسيار روشن و اثرگذار بوده است.   

مديران و کارشناسان نظر خودشان را دارند و من هم نظر خودم را دارم.

- به نظرتان مديران از اين اتفاقات آگاهي دارد؟

بايد از خودشان بپرسيد.

- از مديران سؤال کردم نظر خودشان را دادند مي­خواهيم نظر شما را بپرسيم.

من مدير نيستم که دغدغه مديران را داشته باشم اما معتقدم مديران بيش از اينکه دغدغه فعاليت فرهنگي داشته باشند دغدغه پرداختن به حاشيه­هاي مديريتي دارند.

- از حمايت­هاي مادي و معنوي که دولت از ناشران و بازديدکنندگان هر ساله در ايام برگزاري نمايشگاه انجام مي­دهد رضايت داريد؟

بايد حمايت را معني کنيم و بعد درباره­ي آن قضاوت کنيم. ببينيد وقتي پدر و مادري از حمايت صحبت مي­کند يعني فرزندشان از بچگي تحت کنترل و نظارت والدين به رفع تک تک نيازهايشان مي­پردازد تا بزرگ شود و بتواند براي خودش تصميم گيري کند به نظرم اين بن­ها و حمايت­هاي مالي از ناشرين و بازديدکنندگان حمايت نيست بلکه توهين به اين اشخاص است. حمايت يعني دولت با يک برنامه ريزي از هم اکنون طي يک زمانبندي مشخص حوزه نشر را دگرگون کند به زيرساخت­ها توجه کند. اهالي ادب و هنر را جمع کند و با بيان مشکلات به دنبال راهکار باشد اينکه نمايشگاه را با ارائه­ي يک بسته کاغذ رايگان يا چند بن راه اندازي کنيم و توقع فرهنگ سازي داشته باشيم يک حرکت غير منطقي است مشکل ما اين است که جامعه­ي هنري ما تنها از سمت مديران با حرف روبرو هستند و هيچ عملي در اين ميان مشاهده نمي­کنند. با اين برنامه ريزي­ها هيچ چيزي تغيير نمي­کند ما بايد شرايط را براي رشد ناشران خصوصي و دولتي يکسان فراهم کنيم و زمينه رقابت را متعادل کنيم اگر در اين بين ناشري اعتراض و گله داشته باشد که کسي نگذاشت که من اثري خلق کنم مي­توان او را به سخره گرفت اما الان ما يک چنين تعادلي را شاهد نيستيم. ما براي ناشران بي بضاعت هم گارد مي­گيريم!

- با اين وضعيت چرا شاهد کمي ناشرين در سطح بازار نشر هستيم؟

چرا در آمارهايتان به سراغ ناشراني نمي­رويد که با اين حوادث به خاک سياه نشسته­اند و تغيير کاربري داده­اند. درست است که رشد داشته است اما اين رشد تنها کمي بوده است که از پس اين رشد هم اهدافي تأمين مي­شود در حال حاضر تعداد ناشران ناراضي از ناشران راضي بيشتر است در اين ميان اگر به کيفيت آثار هم نگاه کنيد کاملاً مشهود است که ما به کدام سمت در حال حرکت هستيم. نتيجه کم ديدن موضوعات فرهنگي تهي شدن از فکر و خلاقيت است اتفاقي که براي جامعه­ي ادبي ما افتاده است هرچند هنوز به طور کامل اين جريان در حوزه ادبيات فراگير نشده است اما اگر مديران بيش از اين از خود درايت نشان ندهند فضاي ادبي­مان به کل از بين رفته و ما شاهد يک فضاي کسل و يأس آلود صرف خواهيم بود.     

 

يكشنبه 28 خرداد 1391 - 8:45


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری