دوشنبه 27 آذر 1396 - 18:17
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

حجت الاسلام اسماعيل قبادي
مدیرکل تبلیغات اسلامی استان کرمانشاه

 

ضرورت و اهميت مشاوره

 

 

از ابتداي خلقت و آفرينش انسان، بشر بدون نهاد جمعي و گروهي نبوده است و به عبارت معروفتر، بشر موجودي اجتماعي است، خواسته ها و نيازهاي او با همکاري جمعي و همفکري ديگران، تأمين مي شود، نوآوري ها، خلاقيت ها، ابتکارات، پيشرفت ها و خلق آثار عجيب، حاصل تبادل فکر و بهره برداري از خرد جمعي است. تصميم سازي ها و تصميم گيري هاي مهم و سرنوشت ساز، بدون همفکري صاحب نظران، متخصصين و انديشمندان ممکن نيست. انتخاب مسير درست و دقيق و تعيين سرنوشت ها با مشاوره و مشورت امکان پذير است. ضرورت مشاوره را مي توان از دو لحاظ مورد بررسي قرار داد:

1-    ضرورت عقلي

2-    ضرورت شرعي

 

1- ضرورت عقلي

عقل بشر حکم مي کند از مشاوره و مشورت ديگران بهره مند باشيم، انسان از صميم قلب و با تمام وجود به افق کوتاه عقل و برد معرفت او اذعان دارد. «پشيماني» نشانه آن است که يا از عقل خود و ديگران استفاده نکرده ايم و يا دايره شناخت عقل محدود بوده است و به همين خاطر شديداً محتاج مشورت با ديگران و استفاده و بهره مندي از هوش و خرد ديگران هستيم.

در اسلام، عقل يکي از منابع استنباط احکام است. با قطع نظر از وجود آيات و روايات، عقل حکم مي­کند براي پيشبرد اهداف و تأمين مصالح عامه مردم و امور سرنوشت ساز، مثل مسأله جنگ و صلح و کارهاي زيربنايي، از خرد، دانش، آگاهي و حکمت ديگران استفاده گردد. زيرا رشد و تکامل بشر در گرو توجه به اين ضرورت عقلي است.

نگاهي به تجارب امت هاي گذشته و سرگذشت اقوام گذشته، ما را به مشاوره با اهل نظر و صاحبان خرد وادار مي کند. بنابراين، استفاده از عقل و خرد ديگران و استفاده از تجربه، تخصص، دانش و حکمت افراد از بديهيات بوده و هيچ انسان عاقلي در ضرورت آن ترديد ندارد.

2- ضرورت شرعي   

الف) آيات قرآن کريم

خداوند متعال در آيات متعددي و با اهميت فوق العاده اي به مسأله شورا و مشورت و ضرورت آن پرداخته که تنها به چند مورد اشاره مي شود.

1- «وَ شاورهم في الامر فاذا عَزَمتَ فَتَوَکَل عَلَي اللهِ ...»[1]

خداوند در آيه فوق فرمان و دستور به مشورت داده است و رسول خدا (ص) بر اساس آن مأمور به مشورت با امت و اصحاب شده است، به همين خاطر مي گويند مشورت يک امر واجب، لازم و ضروري است. زيرا کلمه «شاوِرهُم» فعل «اَمر» است و «اَمر» ظهور در وجوب دارد، بايد يادآوري کرد، پيامبر­(ص) و امامان­(ع) با اين که موظف به مشاوره با اصحاب بودند و گاهي نيز مشاوره مي کردند ولي در عين حال مشاوره آنان براي برطرف کردن جهل و ناداني و يا مصونيت از خطا و اشتباه نبود، بلکه مشاوره آنها به منظورهاي ديگري انجام مي­شد که بعداً بيان خواهيم کرد.

2 - «والذّين استجابوا لِرَبّهم وَ اَقامُوا الصَّلوة وَ اَمرُهُم شُوري بَينَهم»[2]

در آيه فوق خداوند تأکيد دارد که پيوسته کار مؤمنان با شور و مشورت است و چون اين مشورت در کنار واجبات ديگري مثل ايمان به خدا و اقامه نماز آمده است بايد مشورت هم واجب و ضروري باشد و همه مسلمانان نيز موظف اند در امورشان مشورت کنند. بعضي از علماء و مفسرين نيز گفته اند[3] چون شورا و مشورت از پايه هاي دين اسلام و يک مسأله قرآني و اسلامي است و بلکه از بزرگترين احکام الهي بوده، بر حاکمان و مسئولين واجب است مشورت کنند و امورات جاري و مهم را با مشاوره به پيش ببرند و گفته اند: لازم است در امورات ذيل، کارها و وظايف را با مشورت انجام دهند، در حل مشکلات جاري، امور مربوط به جنگ و صلح، تأمين مصالح عامه، کارهاي عمراني و تأمين راهکارهاي اساسي که با افراد متخصص و آگاه در هر مسأله و موضوع مشورت نمايند و از آيات فوق نتيجه گرفته اند[4] هر حاکم و مسئولي که مشورت را ناديده بگيرد و اهل مشاوره نباشد واجب است از مسئوليتش و مقامش بر کنار شود. (قرطبي) مي گويد: «الثانيه، قال ابن عطيه و الشورا مِن قواعد الشريعه و عزائم الاحکام، مَن لايستشير اَهلَ العلم و الدّين فعزله واجبٌ»، بنابراين آيه فوق «وَ امرهم شوري بينهم» دلالت بر فضيلت مشاوره در امور دارد.[5] 

شيخ طوسي (متوفي 460) مي نويسد: به هيچ کاري پيش از اين که با ديگران مشورت کنند اقدام نمي­کنند، زيرا گفته شده است، هيچ قومي در امورشان با يکديگر مشاوره نمي کنند الاّ اينکه به بهترين نظريه هاي موجود موفق مي شوند و دست مي يابند.[6]

زمخشري­(متوفي 538) مي نويسد: مردم­آن سامان(مدينه)پيش از اسلام و پيش از آمدن رسول خدا­(ص) به مدينه، رسمشان اين بود که هرگاه مطلب مهمي پيش مي آمد، گرد هم مي آمدند و درباره آن با هم مشورت مي کردند، پس خداي متعال در اين آيه آنان را به اين رسم نيکو ستود.[7]

طبرسي در مجمع البيان نزديک به همين عبارت را آورده است.[8]

از اين که آيه فوق در مکه نازل شده است و در مدينه هنوز حکومت اسلامي تشکيل نشده بود، استفاده مي شود که لزوم شورا و مشاوره، مخصوص به امور حکومت و اداره کشور نيست، بلکه در همه امور اعم از فردي، اجتماعي، فرهنگي، حکومتي و نظامي بايد مشورت کرد و در همه حال به عنوان يک امر پسنديده و مطلوب مورد تأکيد است.

3) «وَ الوالِداتُ يُرضِعنَ اُولادَهُن حَولَين کامِلين لِمَنَ ارادَ اَن يُتِمَ الرِّضاعَةَ ..... فَاِن اَرادا فِصالاً عَن تراضٍ مِنهُما وَ تَشاوُرٍ فَلا جُناحَ عَليهما ..... واتقوا الله و اعلموا اَنَّ اللهَ بما تعملون بصير»[9]

مادران فرزندان خويش را دو سال کامل شير مي دهند (يعني بدون ترديد اين کار را مي کنند) ... پس اگر پدر و مادر با رضايت و مشورت هم فرزند را کمتر از دو سال شير دهند گناهي بر آنها نيست (از شير دادن بگيرند)... از خدا بترسيد و بدانيد خدا به اعمال شما بينا است.

احتمالاً اينکه؛ مشورت پدر و مادر با هم باشد که ابن عباس اين تفسير را قائل است. ابن کثير نيز گفته است[10] يعني اگر مادر طفل و پدرش با مشورت هم، متفق شدند بر اينکه قطع شير طفل به مصلحت اوست، قطع شيرخوارگي او گناهي ندارد. بنابراين رأي و نظر يکي از والدين بر قطع شير اعتباري ندارد و جايز نيست به آن عمل کند.

بعضي ديگر گفته اند: چون در قرآن مقرر شده دو سال کامل بايد به بچه شير داد، اما اگر قطع شير با رضايت والدين و مشورت آنها باشد مجاز است. يعني اين جدايي از شير مقيد به رضايت و مشورت هر دو شده است تا مصلحت طفل مراعات گردد.[11]

و اين احتمال نيز مي رود که، منظور مشاوره والدين با پزشک متخصص باشد، زيرا پدر و مادر ممکن است بدون مصلحت طفل او را از شير خوردن بازدارند و لذا بايد با مشورت باشد، اگر با مشاوره باشد رعايت مصلحت طفل مي شود و اين نهايت توجه پروردگار به طفل ضعيف را مي رساند.

بنابراين مشورت پدر و مادر با هم، و مشورت والدين با متخصص و فرد آگاه، توجه جدي به اين مسأله را مي رساند آنهم از ناحيه پروردگار. رضايت پدر شرط است زيرا ولي طفل است، رضايت مادر هم شرط است زيرا به طفل از هر کس ديگر آگاه تر و دلسوزتر است، به هر حال بدون مشاوره قبل از دو سال کامل، جدايي طفل از شير جايز نيست.

 * نکات قابل توجه

1-  اين آيه مشاوره و مشورت را نه تنها با زنان جايز مي داند بلکه واجب مي داند به خاطر اينکه اينجا مادر به حال طفل آگاه­تر و دلسوزتر است، بنابراين معيار، آگاهي و دلسوزي مشاور است نه جنسيت آن. 

2-  در اين آيه، عليرغم علاقه، عاطفه و دلسوزيهاي بيش از حد مادر، خداوند با آنها اجازه نداده است بدون مشورت و مشاوره به تربيت و پرورش فرزندان بپردازند، تربيت و پرورش بسيار مهم است و نبايد با استبداد رأي و نظر همراه شود، وقتي خداوند در اداره تربيت و فرزند به والدين اجازه استبداد رأي نداده آيا در اداره امور کشور مجاز به استبداد خواهيم بود؟!

3-  بنابراين از اين آيه، وجوب مشاوره نيز استنباط مي شود، مخصوصاً در امور يک کشور و يک امت. زيرا وقتي که قرآن کريم ما را به مشاوره در کوچکترين مسأله تربيتي فرزند راهنمايي مي کند و اجازه خودرأيي به يکي از والدين نمي دهد، آيا به يک نفر اجازه استبداد در امر حکومت و امت را مي دهد؟ در حالي که عاطفه و عدالت حاکم نسبت به امت از عاطفه و عدالت والدين نسبت به طفل کمتر است.

4-  مسأله تغذيه خيلي مهم است، وقتي که در مورد شير خوردن مشاوره مي شود در بقيه موارد تغذيه نيز بايد مشاوره باشد. بنابراين مشاوره و توافق در امر تغذيه لازم است.

5-  اطلاق والد و والده با «اب» و «ام» فرق دارد. زيرا «اب» و «ام» بر پدر و مادر، زن و همسر، معلم، عمو و عمه اطلاق مي شود. مثل «ام المؤمنين» (به زنان پيامبر مي گويند)، اما والد و والده، به پدر و مادر حقيقي مي گويند.

      6-  «فَبَشِر عباد الذّين يستمِعُون القَول فَيَتَبِعُونَ اَحسَنَهُ اوُلئک الذّين هَداهم الله و اوُلئکَ هُمُ اوُلوا الالباب»[12]

پس بشارت ده، به آن بندگاني که گفتار و قول مختلف را مي شنوند و از بهترين آنها پيروي مي کنند. اينها (چنين افرادي) کساني هستند که خداوند هدايت شان کرده و اينها خردمندان هستند.

علامه طباطبايي مي گويد: اين آيه با آيه «وَ امرهم شوري بينهم» معني نزديک به هم دارند.[13]

 



[1]- آل عمران، 159

[2]- شورا، 38

[3]- قرطبي، تفسير قرطبي، دارالکتاب عربي، ج4، ص242

[4]- همان

[5]- تفسير مجمع البيان، ج9، ص33

[6]- تفسير تبيان، ج9، ص168

[7]- تفسير کشاف، ج4، ص228

[8]- تفسير مجمع البيان، ج9، ص33

[9]- بقره، 233

[10]- تفسير ابن کثير، ج1، ص284

[11]- کنز العرفان، ج2، ص234

[12]- زمر، 18

[13]- تفسير الميزان، ج18، ص63

 

يكشنبه 21 خرداد 1391 - 10:16


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری