دوشنبه 27 آذر 1396 - 6:38
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نظام پيشنهادات

 

سيد داوود تديني
مسئول اطلاع رساني كارگروه نظام پيشنهادها

 

بي انگيزگي قوه تعقل را تعطيل مي كند

 

مدير خوب كسي است كه براي موقعيت خود نگران نباشد، بلكه بيشتر براي كساني كه براي او كار مي كنند نگران باشد.

انسان ها با گرايش هاي متفاوت و نيازهاي مختلفي وارد محيط كار مي شوند و به نسبت ميزان انگيزش آنها، عملكرد آنان متفاوت است و نقش و انگيزه آنان در توسعه بر هيچ كس پوشيده نيست. مدير مي تواند در ايجاد انگيزه در كاركنان نقش حائز اهميتي داشته باشد. به وسيله اختصاص پاداش به افرادي كه عملكرد قابل قبولي دارند، يا عواملي چون غني سازي شغل، مشاركت دادن كاركنان در تصميم گيري و ترفيع و ارتقاء و شناسايي افراد موفق مي توان به اين نتيجه رسيد  اما آنچه مهم تر از همه و كارسازتر از ديگر عوامل است، رفتار الگوگونه خود مدير است. وقتي كاركنان ببينند كه مدير واقعا براي رسيدن به اهداف سازماني از خودگذشتگي نشان مي دهد و براي رضايت كاركنان نهايت تلاش را مي كند و براي آنان مانند پدري دلسوز و مهربان است قطعا براي آنان هيچ نيروي انگيزشي موثرتر از مشاهده اين رفتار نخواهد بود.

البته  برخي مديران با رفتارهاي نابجاي خود حداقل انگيزه اي را كه در يك فرد انجام كار و فعاليت وجود دارد مي خشكانند. اينان تنها بدنبال منافع خود در محيط سازمان هستند و با كاركنان زيردست خود نيز به رقابت ناشايست مي پردازند و البته خود نيز انگيزه اي براي ارتقاء سطح بهره وري فعاليت هاي سازمان ندارند و از سر ناچاري و گذراندن زندگي در محيط كار خود حاضر مي شوند.

امام علي(ع) به يكي ازفرماندهان مي نويسد: كسي كه ميل به كاري ندارد، غايب بودنش بهتر از شركت داشتن او در كارهاست و خانه نشيني او مفيدتر از قيام و همكاري اوست (نامه چهارم)

در اين فرمايش گرانبهاي اميرمومنان علي(ع) به اهميت انگيزه بيشتر پي مي بريم كه انگيزه داشتن يعني كار را با ميل و رغبت انجام دادن.

امام علي(ع) فرد بدون انگيزه و انجام دادن كار بدون ميل و رغبت را به گونه اي مي داند كه زيانش بيش از نفع آن است و بهره وري او را كاهش مي دهد.

وقتي انگيزه وجود ندارد يا انگيزه ضعيف است، شرايط زير بروز مي كند:

-       غيبت كارمند زياد مي شود و به بهانه هاي مختلف محيط كار را ترك مي كند، دير سركار حاضر مي شود و زود مي رود.

-       كيفيت و كميت كار او كاهش و در نتيجه ميزان زيان و ضررش افزون مي گردد.

-       ميزان هزينه هاي سازماني بيشتر مي شود.

-       موانع عمومي در كار ايجاد مي شود.

-       كارمند با كندي و بي حوصلگي كار مي كند.

-       كارمند پرخاشگر و يا منزوي مي شود.

-       نسبت به مسائل مهم سازمان بي توجه مي شود.

-       كارمند فقط درصدد بيرون كشيدن گليم خويش از آب است و به سود وزيان سازمان كار ندارد.

-       و بالاخره: بي انگيزگي، قوه تعقل او را از كار مي اندازد. در نتيجه خلاقيت و ابتكار از خود نشان نمي دهد.

طبق مطالعات صورت گرفته اغلب عوامل زير در برانگيختن انگيزه كاركنان موثر است:

-       احترام به كارمند

-       داشتن فرصت براي پيشرفت و بهبود فردي

-       داشتن فرصت انجام دادن كار مورد علاقه

-       پرداخت خوب

-       رفتار و منش مطلوب مدير و بدور از نمايش هاي ظاهر و ساختگي

-       اهميت دادن به كار كارمند

-       آزادي زياد در كار

و من الله التوفيق و عليه التكلان

 

چهارشنبه 17 خرداد 1391 - 12:57


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری