چهارشنبه 22 آذر 1396 - 12:48
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

چکامه ها و قطعه ها

 

با نگاهي بر سفر به فطرت گلسنگ

سفر به فطرت گلسنگ مجموعه اشعار علي موسوي گرمارودي است. شاعري که در بين شاعران معاصر کم و بيش صاحب سبک و شناخته شده است. گرچه به نظر مي رسد اين مجموعه تقريباً شامل تمامي سروده هاي مطرح شده شاعر باشد اما معمولا مجموعه هاي که انتشار مي يابند بصورت دفتر شعر منتشر مي شود.  اين مجموعه نيز از اين موضوع استثنا نيست. به بيان ديگر به نظر مي رسد اثر پيش روي گزيده اي از اشعار باشد. همچنين ياد آور مي شويم که آثاري که بدين گونه انتشار مي يابند حاصل سال ها تلاش نويسنده مي باشد به همين جهت اشعار آن ها نيز مخلوطي از دهه هاي مختلف زندگي شاعر است. همانطور که در اين کتاب نيز مشاهده مي کنيد اشعار از سال هاي متفاوتي گردآوري شده است به همين خاطر گاهي تفاوت آشکاري بين معاني، تعابير، کلمات و يا حتي سبک سروده ها به چشم مي خورد به طوري که ممکن است برخي از اشعار در دوران جواني و برخي نيز در ميان سالي سروده شده باشد به همين جهت به دليل تغيير در سبک نگرش در سال هاي مختلف عمر هر انساني اين تفاوت ها توجيه پذير است.

کتاب حاضر متشکل از پنج بخش اصلي است که در ادامه موضوع بحث به بررسي تک تک بخش هاي آن مي پردازيم. همانطور که ذکر شد اشعار در دوران هاي مختلف با سبک نگرش متفاوت سروده شده اما اين نکته هم قابل ذکر است که اين مسئله کمترين تاثير را بر قطعات ادبي دارد. به عنوان مثال اکثر شاعران سبک و طرز تفکر خاصي را در طول دوران زندگي دنبال مي کنند و گذر عمر تنها به تجربيات آن ها مي افزايد و باعث تکامل و رشد اين تفکرات مي گردد به همين خاطر نمي توان ادعا کرد که اشعار در طول دوران زندگي يک شاعر تغييرات عمده اي مي کنند بلکه تنها رشد يافته و همگام با تفکرات شاعر پيش مي روند.

همانطور که قبلا نيز ياداور شديم سفر به فطرت گلسنگ متشکل از پنج بخش اصلي است. بخش اول بدون عنوان و بدون نام گذاري آورده شده است اما بخش هاي بعدي نام گذاري گشته به همين جهت شايد اين مسئله در ذهن خواننده چنين تدايي کند که اشعار بخش اول ارتباط خاصي به هم نداشته و به دليل اينکه اين سروده ها هدف خاصي را دنبال نمي کنند پس نمي توان نام واحدي بر آن ها نهاد. اما اين برداشت به طور قطع درست نمي باشد چون اشعار اين قسمت اندکي از لحاظ معنايي و کاربد کلمات به هم نزديک هستند. و مي توان گفت دليل اين گونه طبقه بندي را تنها گردآورنده اثر مي داند. بهتر بود اين بخش نيز مانند ساير قسمت ها به صورت فهرست وار مرتب شود.

بخش دوم کتاب به نام اخوانيه ها يا همان چکامه هايي که من آغاز کردم و استادان و دوستان پاسخ دادند، خوانده مي شود. همانطور که از عنوان بخش نيز مشخص است اين قسمت شامل سروده هايي است که توسط ديگر شاعران پاسخ داده شده است در واقع اين اشعار در کنار سروده هايي که پاسخي بر آن هاست مجموعه اي کامل از مراودات و مشاعره ها را ارائه مي دهد. در بيشتر قطعات اين قسمت در ابتداي هر شعر نام شاعري که پاسخ دهنده است ذکر شده اما در پاره اي اوقات نيز اين اشارات در پاورقي کتاب عنوان گشته است. نکته قابل توجه ديگر نيز چنين بيان مي گردد که شاعر در برخي اشعار نيز سعي داشته دليل اين پاسخگويي را در پاورقي توضيح دهد که اين نکته به نوعي يادآوري براي خواننده محسوب مي شود. در بعضي از مواقع اين گفتگوهايي شاعرانه اندکي نيز پيش تر رفته و دور دوم مراودات را طي مي کند به عنوان مثال قطعه صبح گرمارود پاسخ استاد اوستا به چکامه اخواني شاعر است. بيشتر اشعار اين بخش گفتگو ها شاعرانه ميان استاد اوستا يا استاد احمد مهدوي دامغاني با شاعر را شامل مي شود.به عنوان مثال قطعه زير را از نظر مي گذرانيم:

 

گفتم آخر کس سخن زين دست با استاد گفت؟

شرم بايد تا که شاگرد از رخ استاد کند

 

گفت آري، ليک او چون جان شاگرد خود است

خود چرا کس از چين استاد، رودربا کند

 

قسمت سوم در واقع عکس بخش قبلي است يعني اشعاري در اين بخش جاي مي گيرند که پاسخ شاعر به سروده هاي ديگر شاعران است. در واقع شاعر ديگران را آغاز گر و خود را ادامه دهنده مي داند. شاعران پيش روي موسوي گرمارودي در اين بخش استاد بهاء الدين خرمشاهي، استاد عباس کي منش و مرتضي اميري اسفندقه را شامل مي شود. در راستاي نکته اي که در بخش فبل ذکر شد شاعر گاهي لازم مي داند که توضيحات مکملي را بر سروده هاي خود اضافه کند به همين منظور در ابتداي بخش و در قطعه اي که آغاز گر اين قسمت است اندکي در خصوص استاد بهاء الدين خرمشاهي صحبت شده و توضيحاتي در مورد آثار و زندگي ادبي اين شاعر ارائه شده است.

سوگواره ها بخش بعدي را تشکيل ميدهد اين قسمت شامل قطعاتي است که در فراق برخي شخصيت هاي مهم سروده شده است. قسمت آخر نيز به نا قطعه ها نام گذاري شده است. سروده هاي اين بخش شامل شعرهاي مختلفي در قالب قطعه است. در مجموع طبقه بندي ذکر شده بي نقص است اما نکاتي نيز در بر دارد به عنوان مثال اگر در ابتداي هر بخش فهرستي از سروده هاي همان بخش ذکر مي شد هم از نظر ظاهري شکيل تر به نظر مي رسد و هم اينکه به مخاطب فرصت اين را مي داد که سروده ها را در قالب فهرستي و در کنار هم ملاحظه و گاهي نيز مقايسه کند.

اما نکات مهمي نيز در مجموع در کل اثر به چشم مي خورد که بيان آن ها خارج از لطف نيست. در ادامه مطالبي که در بالا به آن اشاره شد بايد ذکر کرد که اثر پيش روي فاقد فهرست کلي است به طوري که در برخي اوقات خواننده دچار سر درگمي مي شود همانطور که مي دانيم ارائه يک فهرست مطالب باعث مي شود خواننده جمع بندي در ذهن خود از مطالب که قرار است در طي مطالعه اثر با آن برخورد کند ايجاد کند که اين مطلب نيز باعث در ک و فهم بهتر مخاطبين مي شود گرچه خوانندگان آثار ادبي علي الخصوص شعر اندکي از فرم خوانندگان ديگر آثار فاصله دارند به ببيان ديگر اندکي تخصصي تر به موضوع شعر و شاعري مي پردازند اما در مجموع بهتر است آثار به صورت کلي به مخاطبين خود بنگرد در واقع نويسنده نبايد چنين بينگارد که اثر او تنها مورد توجه مخاطبين خاص که علاقه مندان به آثاري ادبي هستند قرار مي گيرد بلکه شايد خوانندگان عادي نيز مخاطبين آن ها را تشکيل دهند.

سبک شاعر در مجموع اشعار طلب مي کند تا از کلمات با معناي عميق وگاهي نيز داراي ايهام استفاده کند به عنوان مثال در قطعه اي که در سطوح بالا به آن اشاره شد کلمه رودربا تعبيري از رودربايسي دارد در واقع نوعي از ايهام را به کار برده است اما به نظر مي رسد اندکي در استفاده از اين تکنيک زياده روي شده به طوري که در پاره اي اوقات خوانندگان در فهم کامل اشعار نياز به تامل و دقت بيشتري دارند. اين مطلب گاهي در پاورقي ها نيز نمايش داده شده است در واقع گاهي خود نويسنده لازم مي داند يا نيازي را حس ميکند تا توضيحات اندکي را در خصوص کلماتي که در متن به کاربرده است ارائه دهد.

در برخي از سروده ها نيز عدم وجود وزن و آهنگي به خصوص حس مي شود البته شايد اين نکته ناشي از سبک سروده هاي نويسنده باشد اما در مجموع لازم بود اندکي در وزن اشعار دقت بيشتري به عمل مي آمد. اما به دليل اينکه اکثر سروده ها در پي پاسخ به شاعران ديگر است از ديدگاه تخصصي تر اين نقيصه اي براي اثر محسوب نمي شود و شايد حتي اين تکنيک هاي به کار برده شده از جمله نکات مثبت نيز بر شمرده شود. در ابتداي کتاب نکته اي يادآور شده است که نسخه اي که پيش روي خوانندگان است آخرين ويراست اثر است اين مطلب يادآور مي شود که براي نشر نياز به ويرايش اثر است. ويرايش معمولا در مورد آثاري است که به نثر درآمده است و کمتر در مورد اشعار استفاده مي شود اما به نظر مي رسد سفر به فطرت گلسنگ توسط خود شاعر مورد ويرايش قرار گرفته است.

در مجموع کتاب حاضر داراي نقاط قوت نيشماري است که اثر را متمايز از ساير کتب از اين دست مي گرداند. گردآوري شدن و ارائه مطالب در يک مجموعه از جمله مطالبي است که اين تمايز را ايجاد مي کند. در مقايسه با ديگر اثار که به صورت تک بعدي ارائه مي گردد اين خصيصه پررنگ تر نمايش مي يابد و همچنين نقش مهمتري را در موفقيت کتاب بر عهده دارد.

در انتها لازم ميدانيم از انتشارات سوره مهر، ناشر برگزيده سال که زحمات بسياري را جهت انتشار آثار برجسته نظير کتابي که در اين بررسي به آن پرداخته شده است و همچنين خدمات بيشماري که به جامعه ادبي ارائه کرده است تشکر و قدرداني کرده و همچنين از نويسنده محترم کتاب نيز به جهت گردآوري اثارش در يک کتاب و ارائه زحمات چندين ساله خود به طرفداران و مشتاقان عرصه شعر و شاعري تشکر مي کنيم و همچنين اميدواريم شاعران و نويسندگان بيشتري به گردآوري مجموعه آثار خود مبادرت ورزند تا به ارتقاء سطح کيفي کتب و ادبيات کشور کمک کنند.

 

 

 

 

چهارشنبه 17 خرداد 1391 - 12:19


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری