پنجشنبه 26 مرداد 1396 - 16:11
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ضياء آراسته

 

در انتظار

 

در انتظار / نمايشنامه / روايت ديگر / 41

نويسنده : غلامحسين کشاورز

چاپ و تيراژ : اول 90 / 1000 نسخه

ناشر : کتابهاي سيمرغ وابسته به انتشارات اميرکبير

 

ناشر در ابتداي کتاب بيان مي کند که جنگ که آغاز شد جوانان داوطلب براي دفاع و دفع تجاوز دشمن تا دندان مسلح به سوي جبهه ها جنگ شتافتند ، و آنها که ذوق و شوقي براي نوشتن در خود ديدند از همان آغاز جنگ قلم به دست گرفتند و بدون برنامه از پيش تعيين شده نخستين داستان هاي جنگ تحميلي و دفاع مقدس را آفريدند . نوقلمانان جنگ ديده از نخستين ماههاي وقوع تجاوز به خاک ايران اسلامي به سوي تجربه اي عظيم و فراسوي حيات متعارف پرتاب شدند ، و نخستين گام ها را براي خلق داستان را در اين  تجربه سترگ و در اين وادي کشف و شهود معناها و شعور ايماني و آرماني در زندگي فردي و جمعي خود در جبهه ها برداشتند . ناشر مي افزايد که بخش بزرگي از شبه داستانها  ، داستان هاي کوتاه و بلند در آن روزگار و به اقتضاي برخي الزام هاي برآمده از غيرت ديني و ميهني نوشته مي شد ، در تناسب ميان شتاب وقوع بي وقفه حوادث و ضرورت پاسخ گويي به نيازهاي فرهنگي ، در چهارچوب ساده ترين تعريف هاي داستان محدود مي ماند تا با رجوع به تنها يک هدف يعني رساندن « پيام » وظيفه نويسنده عجالتا ً انجام شود . ناشر تاکيد مي کند که ناديده گرفتن آن تلاش ها ، نديدن صداقت و تعهد شماري از نويسندگان برخاسته از هشت سال حماسه عظيم جانانه رزمندگان و ملت ايران است .

کتابهاي سيمرغ وابسته به موسسه انتشارات اميرکبير ناشر مجموعه « روايت ديگر » در پايان مقدمه يادآور مي شود که اکنون بعد از گذشت آن روزها و فاصله گرفتن از آن دوران مجال لازم براي رويت کل مجموعه آن رويداد بزرگ و درک هرچه دقيق تر و روشن تر جزء به جزء آن حماسه عظيم فراهم آمده است و در گوشه و کنار کشور تلاش خلاق داستان نويسان جوان و نوقلمان با ذوق و هوشمندي مشاهده مي شود که تعهد ، درک ، جستجو و تکنيک را باهم آميخته اند تا درباره حماسه هاي هشت سال دفاع مقدس آثار ارزشمند حول مضمون هاي مربوط به جنگ و دفاع مقدس خلق نمايند . ناشر در ادامه بيان مي کند که مجموعه « روايت ديگر »  با ورود به حوزه داستان ، داستان کوتاه ، نمايشنامه ، فيلمنامه و نقد ادبي دفاع مقدس پنجره اي تازه در مقابل خوانندگان مي گشايد تا نويسندگان جنگ ديده را در کنار نوقلمان و جوانان نويسنده امروزي قرار دهد  و با همراه شدن  با اين داستان نويسان « جنگ نديده و جنگ ديده » و ارج نهادن به شور و اشتياق آفرينشگرانه آنها سهمي هرچند اندک در نشر داستاني و هنري حماسه هاي جاودانه دفاع مقدس را دارا باشد .

ناشر در کتاب حاضر بيان مي کند که افرادي از جامعه که داراي فرهنگي تقريباً نزديک به هم هستند کم يکديگر را مي يابند . اين ها غالبا ً کساني هستند که انديشه هاي پويا و افکاري برنا و ايماني قوي و خدايي دارند . اينان همچون درختي بارور با هزاران شاخه و برگ هر روز تناور مي شوند و در عمق خاک يا دل مردم ريشه مي دوانند و ميوه آن ، قهرمان هايي هستند که از دل حوادث برمي خيزند . کتابهاي سيمرغ وابسته به انتشارات اميرکبير مي افزايد که زماني که در جامعه اي انقلاب يا رويدادي اجتماعي صورت مي گيرد ، بعبارتي آن جامعه مي رود تا سنت هاي کهنه و پوسيده را براي هميشه مدفون کند و به جاي آن آداب و رسوم زنده و انسان سازي را جايگزين نمايد . بنابراين همزمان با اين تحول همه چيز رنگ تازه اي مي گيرد و هر خردي در آن جامعه نقشي پويا مي يابد . اين ناشر در پايان گفتار خود بيان مي کند وظيفه تک تک افراد آن جامعه است که خاموش نشينند و از خلاقيت ها و استعدادهاي خود کمک گيرند و در هر زمينه اي ، هرچند کوچک  در پيشبرد انقلاب و همدوش با ديگران گام بردارند .

گلي ، قلي ، رجب ، شيرين ، صفر ، ننه کرم ، کرم ، فريدون و ژاندارم جعفر شخصيت هاي نمايش « در انتظار » را تشکيل مي دهند . غلامحسين کشاورز اين نمايشنامه را در ده صحنه ترتيب داده است . در بخشي از صحنه هشتم نمايشنامه مي خوانيم :

گلي : نه خاله جان قاسم رو نديدن .

فريدون : شايد قاسم ، منظورم اينه که قاسم الان تو شهر باشه .

گلي : تو شهر چرا ؟

فريدون : جنگه ديگه ، ماموريتي ، چيزي يا اتفاقي .

{ فريدون صبحانه اش را خورده است .}

گلي : روم سياه ننه .

فريدون : دست شما درد نکنه مادر . صبحانه بسيار لذيذي بود . از کره و خامه و عسل و ده جور مرکبات که هر روز مستخدم رو ميز صبحانه برام ميچينه بيشتر بهم چسبيد .

گلي : نوش جونت ننه !  تو چقدر شکم داري که اين قدر برات رو ميز ميچينن؟

فريدون : { با خنده } از هرکدام يک لقمه سي چهل لقمه ميشه . آخه بعد يک ساعت شنا تو استخر ، بدن به غذا احتياج داره .

قلي : تو خونه شما استخر هس ؟

فريدون : خونه که نه ، بگو قصر و قصر بدون استخر هم مگه ميشه ؟

قلي : يهو بگو تو شاهزاده اي ؟ جل الخالق !

گلي : بميرم براي بچه مون قاسم که صبح ها علي الطلوع ميرفت براي شخم و کار زمين ، تا من ناشتايي ، نون و چايي براش ميبردم دو ساعتي کار مي کرد .

نمايشنامه در انتظار جلد 41 از مجموعه « روايت ديگر » به قلم غلامحسين کشاورز در چاپ نخست خود در شمارگان 1000 نسخه و با قيمت 7000 ريال توسط کتابهاي سيمرغ وابسته به انتشارات اميرکبير انتشار يافته است .

 

چهارشنبه 17 خرداد 1391 - 12:15


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری