دوشنبه 5 تير 1396 - 20:8
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

بابك راكخواه

 

توانمندسازي موسسات قرآني- مردمي، نه حمايت مستقيم از موسسات

 

 انقلاب شكوهمند اسلامي ايران با تلاش و مجاهدت شهداي گرانقدر و زعامت بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني(ره) با هدف اعتلا و احياي آرمانها و احكام دين مبين اسلام و با تكيه بر امواج خروشان مردم با ايمان و اعتقاد به مباني قرآن كريم شكل گرفت و تداوم اين راه ارزنده نيز تحت زعامت رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آ‌يت‌الله خامنه‌اي(مدظله العالي) در بستر مردمي خود جريان يافت. اين مشخصه‌هاي مهم يعني ديني و مردمي بودن حركت عظيم انقلاب، همواره خصلت بزرگ تمامي حركتها و جريانهاي اجتماعي كشور بوده و خواهد بود. رشد و تعالي امور قرآني كشور نيز برخوردار از همين ويژگي بوده و گروههاي مردمي همواره به عنوان اصلي‌ترين بازوان اجرايي حكومت اسلامي در توسعه و نشر فرهنگ مبارك و انسان‌ساز قرآن‌كريم به ايفاي نقش پرداخته‌اند.

با گذشت زمان و لزوم قانونمندسازي امور قرآني و با هدف انسجام فعاليتهاي مؤسسات قرآني مردمي در كشور، ساماندهي اين نهادهاي مردمي در قالب «مؤسسات قرآني» ثبت شده آغاز شد و متعاقب آن با هدف اتخاذ روش هماهنگ، اتحاديه‌هاي استاني مؤسسات و مراكز قرآني مردمي از سال (1385) در (30) استان كشور ايجاد شد تا نقطه عطفي در مسير توسعه فرهنگ قرآني ايجاد شود.

به همين منظور به استناد بندهاي 4،7 ،16 و 17 اساسنامه سازمان تبليغات اسلامي مبني بر ساماندهي و حمايت از نهادهاي قرآني مردمي و با هدف سازماندهي نهادهاي قرآني مردمي موجود در كشور و تلاش براي برنامه‌ريزي منسجم و حفظ روحيه همبستگي، «اتحاديه مؤسسات قرآني مردمي كشور» با حضور نمايندگان قانوني اتحاديه‌هاي استاني در آذرماه (1388) در مشهد مقدس با تصويب اين اساسنامه موجوديت خود را رسماً اعلام نمود.

در همين راستا با محمد مهدي بحرالعلوم مدير امور استان‌ها و مؤسسات قرآني سازمان دارالقرآن كريم در مورد راه‌اندازي، چگونگي فعاليت، نحوه دريافت مجوز، حمايت‌هاي مالي و... از موسسات قرآني- مردمي به گفتگو پرداختيم.

 

هدف از تاسيس و لزوم حمايت از موسسات قرآني–مردمي چيست؟

به طور حتم منظور از حمايت از موسسات قرآني- مردمي تامين تمامي مخارج اين موسسات از سوي دولت يا نهادهاي حكومتي نيست البته اين تصور غلط در ذهن بسياري از موسسان اين مراكز كه براي دريافت مجوز فعاليت مراجعه مي‌كنند وجود دارد اگر نگاهي به انگيزه اصلي راه‌اندازي مراكز غيردولتي در حوزه‌هاي مختلف بيندازيم، متوجه خواهيم شد كه هدف از تاسيس مراكز غيردولتي تامين هزينه‌هاي فعاليت‌هاي مختلف سياسي، اجتماعي، اقتصادي و... از رهاورد كمك‌هاي مردمي است.

اگر يك نهاد دولتي بخواهد تمامي هزينه‌هاي يك نهاد مردمي را متقبل شود ديگر اين موسسه نبايد عنوان مردمي را با خود يدك بكشد چون همان نهاد دولتي مي‌تواند خود مستقيماً در امور مربوطه دخالت و در مراكز مختلف دفاتري را تأسيس كند پرداخت كامل هزينه‌هاي موسسات مردمي انتظاري نامعقول است. وقتي صحبت از حمايت مي‌شود بايد دقت لازم مبذول شود كه اين حمايت در راستاي راه‌اندازي چرخ موسسه‌اي نوپا و رسيدن به يك حدي از توانايي است به بيان ديگر حمايت از يك موسسه مردمي تا زماني لازم خواهد بود كه آن مجموعه روي پاي خود بايستد و به اين توانايي دست يابد كه از راه‌هاي مختلف، هزينه‌هاي خود را تامين كند اما چرا چنين برخوردي بايد با يك نهاد مردمي صورت گيرد؟ زيرا حمايت‌هاي ريالي به طور مستقيم قادر نخواهد بود در درازمدت همچنان ادامه يابد.

تامين هزينه‌ها مي‌تواند با توليد محصولات جديد از سوي موسسه مردمي، اخذ فعاليت‌ها از نهادها و مراكز مختلف، انجام فعاليت‌هاي اجرايي يا بهره‌مندي از كمك‌هاي خيرين و واقفين باشد و آن موسسه به حدي برسد كه در حوزه فعاليت خود شناخته شده و اعتماد ديگران را جلب كند كه اين اعتماد عاملي خواهد شد تا بتواند هزينه‌هاي خود را تامين كند و رسيدن به اين حد از توانايي آغاز قطع كمك‌هاي دولتي است.

اما چه مزايايي در حمايت غيرمستقيم از يك نهاد مردمي وجود دارد؟

حمايت‌هاي غيرمستقيم يعني نهاد دولتي در جهتي حركت كند و به دنبال آن باشد تا مجموعه‌اي از توافق‌ها را با ديگر دستگاه‌هاي دولتي داشته باشد تا بسياري از هزينه‌ها كه به يك موسسه مردمي وارد مي‌شود كاهش يابد. اين كاهش هزينه‌ها در ابتداي راه‌اندازي يك موسسه بسيار كارگشاست.رايزني با وزارتخانه‌هاي متعدد براي كاهش هزينه‌هاي موسسات مردمي يكي از مهم‌ترين كارهاي يك ستاد است. اين كاهش هزينه‌ها مي‌تواند در نيازهاي اوليه‌اي چون آب، گاز، برق و... صورت گيرد يا در نحوه دريافت تسهيلات روال ساده‌تري مقرر شود.

مي‌توان در يك حمايت غيرمستقيم برنامه‌هايي را طرح‌ريزي و اجراي آن را به موسسات مردمي واگذار كرد كه اين بهترين حركتي مي‌تواند باشد كه كار را اصولي تا هدف پيش خواهد برد يعني در امور قرآني آماده‌سازي محتواي طرح با نهاد قرآني مانند سازمان دارالقرآن الكريم است و اين موسسات قرآني-مردمي هستند كه عهده‌دار اجراي آن خواهند بود.

آيا دغدغه تامين هزينه‌هاي يك موسسه، عاملي نخواهد شد تا موسسان آن نتوانند زماني را براي پرداختن به طرح‌ها و ايده‌هاي جديد اختصاص دهند؟

در اين برهه زماني كه موضوع افزايش بودجه فعاليت‌هاي قرآني به طور جد مطرح شده و شاهد تصويب بودجه‌اي ويژه براي اين امر هستيم توقعات براي دريافت حمايت فزوني خواهد يافت و اين توقع فقط از سوي موسسات تحت حمايت سازمان تبليغات اسلامي مطرح نمي‌شود بلكه موسسات زير نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز اين انتظار را دارند حتي اين انتظارات وجود دارد كه هزينه رفت و آمد مدير و مربيان به اضافه شهريه مربيان و تبليغات را دولت متقبل شود. اگر قرار بود كه هر نهاد دولتي تامين كننده تمام اين هزينه‌ها باشد احتياج به مركز مردمي و صدور مجوز نبود و سازمان‌ها در شهرهاي مختلف دفتر دائر مي‌كردند.

اما جواب پرسش مطرح شده اين است كه بسياري از ايده‌ها و نوآوري‌ها مي‌تواند در جهت پوشش هزينه باشد موسسه‌اي كه صاحب ايده و طرح است جايگاه خود را در بين مخاطبان پيدا مي‌كند و ديگران نسبت به آن احساس نياز خواهند كرد و حاضرند در قبال خدمات آن موسسه هزينه‌هاي آن را پرداخت كنند و نمونه‌هاي زيادي از موسسات موجودند كه داراي فكر هستند و براي تامين هزينه‌ها راهكار مي‌انديشند و حركت مي‌كنند و موسسه داراي طرح در پوشش هزينه‌هايش موفق‌تر است.

بودجه‌‌هاي قرآني به چه شكل بايد هزينه شود تا بدون افزايش  انتظارات عاملي براي ارتقاي فعاليت موسسات مردمي باشد؟

اختصاص نيم درصد از بودجه دستگاه‌هاي دولتي به فعاليت‌هاي قرآني نبايد موسسات را وابسته دولت كند و انتظار حمايت دائمي را ايجاد كند. اين بودجه سال‌هاي گذشته نبود و بايد به اين انديشيد كه شايد سال‌هاي آتي نباشد به اين نيم درصد مي‌توان نگاهي خلاق داشت تا حتي بودجه سال جاري، هزينه‌هاي سال آينده را نيز تامين كند پيشنهاد سازمان دارالقرآن براي هزينه بودجه در بحث تبليغ و ترويج، عنوان «توانمندسازي موسسات قرآني – مردمي» است نه حمايت از موسسات. در راستاي اين توانمندي مي‌توان تربيت نيروهاي مديريتي براي موسسات را عهده‌دار شد و بايد فكر مديريتي و خلاق را در فرد پرورش داد تا مدير موسسه مردمي به دنبال تامين هزينه آينده برود. البته اين مورد اصلا به اين معني نيست كه موسسات قرآني–مردمي تبديل به بنگاه‌هاي اقتصادي شوند بلكه توجه به تامين هزينه‌ها تا مرحله خودكفايي است تربيت نيروهاي مديريتي كاملاً نگاهي آينده‌گرايانه است.

گفتيد دريافت كمك از خيرين، آيا افزايش بودجه‌ها عاملي نخواهد شد تا كمك‌هاي مردمي كاهش يابد؟

البته اين آسيب وجود دارد جامعه قرآني بايد درباره اين موضوعات بينديشد. الان ساز و كار لازم براي بهره‌مندي از كمك‌هاي خيرين فراهم نيست اما اين فكر كه با تزريق چنين بودجه‌اي در بدنه فعاليت‌هاي قرآني نيازي به حضور خيرين نيست كاملا غلط است. فعاليت‌هاي فرهنگي نبايد صبغه دولتي پيدا كند بلكه همانند گراميداشت آيين‌هاي مذهبي و مراسم عزاداري حسيني در ماه محرم و صفر بايد از توان مردمي كمك گرفت. اين يك حقيقت است كه مردم در پرداختن به شعائر ديني به اين موضوع توجه ندارند كه آيا حمايت دولتي صورت مي‌گيرد يا خير؟ ورود مردم به اين حوزه‌ها عكامل بركت كار است و وجود انگيزه معنوي مردم امور را استوارتر پيش مي‌برد. بودجه دولتي به طور حتم براي بخش‌هايي هزينه مي‌شود كه نياز به حضور نهادهاي دولتي ضروري باشد. تاكيد دارم كه بايد حامي فعاليت‌هاي مردمي بود.

 

چهارشنبه 17 خرداد 1391 - 12:9


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری

 

از اين نويسنده يا گزارشگر