يكشنبه 30 مهر 1396 - 19:7
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان بوشهر

 

نقش حجاب در ارتقاء امنيت اجتماعي

 

 چکيده:

گوهر اسلام، سعادت و نجات آدمي است و باورهاي ديني، احکام اخلاقي و فقهي در راستاي اين غايت مهم نازل شده اند. اين آموزه ها از خالق حکيمي تجلّي مي يابد که به نيازهاي روحي و جسمي، مادي و معنوي، فردي و اجتماعي بشريّت، کاملاً آگاه است. احکام الهي مربوط به پوشش زنان نيز با اين فلسفه و حکمت مدبّرانه صادر گرديده است.

زن با عنصر حجاب اسلامي، نه تنها به تهذيب، تزکيه نفس و ملکات نفساني پرداخته و قرب الهي را فراهم مي سازد، بلکه باعث گسترش روزافزون امنيّت اجتماعي و ايجاد زمينه اي جهت رشد معنوي مردان مي گردد؛ همچنان که خداوند سبحان، خطاب به پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله مي فرمايد:

«به مردان مؤمن بگو تا چشمان خود را از نگاه ناروا بپوشانند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که اين بر پاکيزگي جسم و جان ايشان، بهتر است (1)».

همچنين مي فرمايد:

«به زنان و دختران خود و به زنان مؤمن بگو که خويشتن را با چادرهاي خود بپوشانند که اين کار براي آن است که آنها به عفّت شناخته شوند تا از تعرّض و جسارت، آزار نکشند (در امنيّت کامل باشند) ؛ خداوند در حقّ خلق، آمرزنده و مهربان است(2)».

همان گونه که ذکر گرديد، حجاب و پوشش اسلامي براي مردان و زنان، تنها از کارکرد فردي برخوردار نيست و فقط براي سامان دهي خلقيّات و ملکات نفساني آدميان، مؤثر نمي باشد، بلکه از کارکرد اجتماعي نيز برخوردار است؛ غرايز، التهاب هاي جسمي و معاشرت هاي بي بند و بار را کنترل نموده، بر تحکيم نظام خانواده مي افزايد. همچنين از انحلال کانون مستحکم و پايدار زناشويي جلوگيري نموده و امنيّت اجتماعي را فراهم مي سازد. حال اگر کساني با نگرش ديني، اسلامي يا با رويکرد جامعه شناختي و روان شناسي به چنين کارکردها و تأثيرات مطلوب، به ويژه تأمين امنيّت اجتماعي پي ببرند، نه تنها هدفمندانه، زندگي مي کنند، بلکه براي رفتارها و انديشه هايشان دست به گزينش مي زنند تا به اهداف متعالي الهي و انساني دست يازند. از اين رو به مسأله حجاب نيز به عنوان راهبردي کارساز جهت تأييد و ترويج ارزش هاي اجتماعي، تأمين کننده سعادت آدمي و منشأ قرب الهي مي نگرند.

معني حجاب :

حجب و حجاب هر دو مصدر و به معناي پنهان كردن است، و حجاب به معناي پرده نيز هست در لسان العرب چنين آمده است:

«الحجاب: الستر و امراه المحجوبه: قد سترت بستر» (ابن منظور، 4/257)

«حجاب يعني پوشش و زن محجوب يعني زني كه با پوششي پوشيده شده باشد.»

واژه حجاب پنج بار در قرآن كريم ذكر شده است و تنها در يك مورد به پوشش زن از نامحرم اشاره دارد.

«وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ...» (احزاب/53)

«هنگاميكه چيزي از وسايل زندگي را (به عنوان عاريت) از آنان (همسران پيامبر) مي خواهيد از پشت پرده بخواهيد، اين كار براي پاكي دلهاي شما و آنان بهتر است.»

در اين آيه شريفه ضمير «هنّ» به همسران رسول خدا برمي گردد، و درخواست متاع از ايشان كنايه است و معنايش اين است كه با همسران پيامبر از پس پرده صحبت كنيد، به دليل اينكه دلهايتان دچار وسوسه نشود. (طباطبائي، 16/506)

خطاب آيه متوجه مردان است كه با زنان اختلاط نيابند و در صحبت كردن با زنان حريمي نگه دارند تا موجبات تحريك فراهم نيآيد.

مي توان گفت پشت پرده قرار گرفتن كه دستاويزي براي مخالفان حجاب شده است و آن را عدم آزادي زن مي دانند، يك امر ترجيحي است و قرآن كريم هر چيزي كه به عفاف نزديكتر باشد را مورد توجه قرار داده است اين بدان معناست كه تا زماني كه ضرورت ايجاب نكند، پرده نشين بودن بهتر و مطلوب تر است و اين هيچ منافاتي با آزادي و حضور زن در اجتماع ندارد.

سيره حضرت زهرا (س) نيز مؤيد همين معنا مي باشد. ايشان هنگامي كه ضرورت ايجاب كرد براي دفاع از حق به سوي مسجد شتافت و در حضور جمع زيادي از مهاجرين و انصار خطابه اي ايراد كرده و غاصبان حكومت را زير سؤال برد.

 

مفهوم خمار و جلباب:

دو واژه «خمار» و «جلباب» نقش كليدي در فهم حدود حجاب اسلامي دارند، و از اين دو با عناوين «مقنعه» و «چادر» در جامعه ما ياد مي شود.

ضرورت پوشيدن خمار از آيه شريفه سوره نور استفاده مي شود كه مي فرمايد: «وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ...» (نور/31) «روسري هاي خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشيده شود»

راغب ذيل واژه خمار مي نويسد:

«اصل الخمر ستر الشيء و يقال لما يستر به خمار و لكن الخمار صار في التعارف اسما لما تغطي الامرائه رأسها»؛ «خمار در اصل به معناي پوشاندن چيزي است و در اصطلاح پارچه اي كه زن سرش را با آن مي پوشاند اطلاق مي شود.» (راغب اصفهاني، 210)

در لسان العرب مي خوانيم:

«و الخمار للمرأه، و هو النصيف و قيل: الخمار ما تغطي به المرأه رأسها» (ابن منظور، 4/257)

«خمار براي زن است و آن دستاري است كه زن سرش را با آن مي پوشاند.»

بنابراين مي توان گفت كه «خمار» به معناي چارقد و مقنعه است و از آن جهت به آن خمار مي گويند كه سر را مي پوشاند، امّا نكته اي كه قابل توجه است اين است كه كاركرد مقنعه فقط پوشاندن سر نيست؛ بلكه بايد گريبان را نيز بپوشاند و اين معنا از كلمه «جيوب» فهميده مي شود .

صاحب «التحقيق» در تعريف «جيوب» آورده است:

«ماينفتح علي النحر، والجمع اجياب و جيوب و جابه يجوبه» (مصطفوي، 2/157)

«يعني قسمتي از پيراهن كه براي داخل شدن سر به آن باز مي باشد، پس جيب به معناي گريبان است.»

در اين آيه شريفه خداي متعال طرز پوشيدن خمار را به زنان آموزش مي دهد و به زنان مؤمن دستور مي دهد كه از پوششي استفاده كنند كه علاوه بر سر، گريبان آنها را هم بپوشاند، چون تا آن زمان خانم ها از روسري استفاده مي كردند و غالبا پشت گوش مي انداختند و چون يقه لباس آنها باز بود، پوشش كافي نداشتند و گردن و گريبان آنها در معرض ديد بود تا وقتي كه اين آيه نازل شد و امر به پوشاندن اين اعضا داد. (زمخشري، 3/235)

آيه اي ديگر چگونگي پوشيدن چادر را به زنان آموزش مي دهد و مي فرمايد:

«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لأزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا» (احزاب/59)

«اي پيامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو چادرهاي خود را بر خويش نزديك كنند، اين كار براي اينكه شناخته شوند و مورد آزار و اذيت قرار نگيرند بهتر است، (اگر خطا و كوتاهي از آنها سر زده توبه كنند) خداوند همواره آمرزنده و رحيم است.»

كلمه «يدنين» از ريشه «دنو» به معناي نزديك است. (راغب اصفهاني، 172) «جلباب» جامه اي است سرتاسري كه تمامي بدن را مي پوشاند . (طباطبائي، 16/364)

ابن منظور ذيل «جلباب» چنين مي آورد:

«ثوب اوسع من الخمار، دون الرداء، تغطي به المرأه رأسها و صدرها» (ابن منظور، 1/272)

«لباسي بزرگتر از خمار (روسري) كه غير از رداء است و زن سر و سينه‌اش را با آن مي‌پوشاند.»

در قاموس المحيط آمده است:

«جلباب كسرداب و ثوب واسع للمرأة دون الملحفه او ما تغطي به ثيابها من فوق كالملحفه او هو خمار» (فيروز آبادي، 1/49) «جلباب به غير از ملحفه بلكه مثل آن است و مانند «خمار» روي لباسهاي ديگر پوشيده مي‌شود.

عده اي گويند منظور از «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابِيبِهِنَّ» يعني اينكه جلبابها را بر روي خويش بيافكنند و صورت خويش را بپوشانند، در صورتيكه روايات وارده از ائمه اطهار عليهم السلام بر عدم ضرورت پوشش وجه و كفّين دلالت دارد، وليكن هرگاه زن احساس كند كه مورد نگاه شهواني مردان قرار دارد واجب است كه وجه و كفين را نيز بپوشاند.

جلباب در ملل و نحل مختلف مصاديق گوناگوني پيدا مي كند، امّا آن چيز كه در همه مشترك است، پوشش اندام و برجستگي هاي بدن است و بيانگر يك نوع پوشش سرتاسري است كه در ايران به آن چادر گفته مي شود و به عنوان حجاب برتر ياد مي شود.

 

رابطه ي عفاف و حجاب:

«عفاف» حالتي دروني و نفساني است كه غرايز را تعديل و تحت كنترل خود در مي آورد، مي توان گفت «حجاب» نيز به عنوان يكي از مهمترين ابعاد عفّت به كنترل درآوردن و تعديل غريزه خودنمايي و جلوه گري در زنان مي باشد.

در حقيقت عفاف را زباني بايد و آن حجاب است كه نماد تفكّر و انديشه ديني مي باشد. خداي تعالي در فرهنگ باشكوه عفاف از زن مي خواهد به عنوان يك انسان ، ارزش وجودي خويش را بشناسد و خود را ملعبه دست نامحرمان نسازد و از سوي ديگر همگان را به چشم پوشي از نامحرم دستور مي دهد، بلكه همه دست به دست هم نهاده عفاف اجتماعي را رقم زنند.

اگر بگوييم مهم‌ترين و پردامنه‌‌ترين بحث عفاف حجاب است، سخني به گزاف نگفته‌ايم؛ زيرا حجاب نقش بسزايي در كم نمودن تحريكات جنسي در جامعه به عهده دارد.

از آنجا كه زن از ظرافت‌ها و زيبايي هاي دروني خاصي برخوردار مي باشد، همواره مطلوب و مورد توجه مرد بوده است و از سوي ديگر غريزه خودنمايي و جلوه گري در زنان، كشش خاصي بين اين دو برقرار مي نمايد.

با توجه به اين مسائل، اسلام براي تعديل اين كشش و روابط بين زن و مرد حجاب را به زن مسلمان توصيه مي كند، تا فضاي جامعه پاك و پيراسته از هر گونه عامل تحريك زا باشد.

جواز كشف حجاب در مقابل نامحرم، اين غريزه را جهت مي دهد كه خودآرايي زن مختص به شوهر باشد و منع آن در برابر نامحرم، اين غريزه را كنترل مي سازد و از مرز شكني جلوگيري مي كند.

حضرت علي (ع) پوشش را مهمترين عامل تعديل حس زيبايي دوستي و خودنمايي دانسته و مي فرمايند:

«زكات الجمال العفاف» (آمدي، 4/105) «زكات زيبايي عفاف است.»

البته تنها با پوشش زنان در قالب چادر نمي توان ادّعاي عفاف كرد، زيرا ممكن است اين نيز حجابي باشد براي بي عفتي، به عبارت ديگر بيش از آنكه تن زن مرد را به سوي خود دعوت كند، كردار و گفتار وي تحريك كننده است، و حركات او را، نگاه هاي او را، و... حجابي ديگر بايد كه عفاف مستلزم آن است .

اگر چه حجاب شرط لازم براي رسيدن به عفاف است اما كافي نمي باشد و بايستي با ابعاد ديگر عفاف همگام شود.

بنابراين زن موظف است كه غرايزش را تحت كنترل در آورد و سپس تن خويش را در حجاب كامل بگيرد، زيرا اين نفسانيت زن است كه مرد را به سوي خويش مي كشد و حجاب تن هيچ مانعي براي چنين كششي نخواهد بود و اين تسلط بر نفسانيت در حد اعتدال همان عفاف است.

در هم تنيدگي اين دو آنقدر زياد است كه بدون يكديگر معناي خود را از دست مي دهند، در حقيقت مي توان گفت، حجاب بدون عفت صدفي است بدون مرواريد.

زن در قبال رعايت حجاب علاوه بر اعلام عفت خود، عفت جامعه را نيز تضمين مي‌نمايد، همان گونه كه خداي متعال پس از امر به درست پوشيدن چادر مي فرمايند:

«ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ»

«اين كار براي اينكه (به عفت) شناخته شوند و مورد آزار و اذيت قرار نگيرند، بهتر است.»

بنابراين رعايت حجاب بهترين راه اعلام عفت است و ثمره آن امنيت جنسي مي باشد، همان امنيتي كه امروزه حلقه مفقوده‌اي در جوامع غربي است.

 

رابطه ي حجاب و ارتقاء امنيت اجتماعي :

مقوله «پوشش و استتار بدن» به عنوان جزء جدايي ناپذير حيات انساني و مصداق اصلي حجاب، امري کاملاً مشهود و بي نياز از تعديل است. براي حجاب کارکردهايي در دو حوزه فردي و اجتماعي، قابل تصوّر است:

 

الف. کارکردهاي فردي:

همچون پاسخگويي به نياز فطري «خوداستتاري» و تأمين امنيّت در برابر گرما و سرما.

 

ب. کارکردهاي اجتماعي:

 هويّت بخشي و ايجاد امنيّت اجتماعي از جمله اين کارکردهاست، چراکه نوع پوشش و حجاب، نشان دهنده سنّت ها، ارزش ها و باورهاي يک جامعه است.

اسلام، حجاب را از مصاديق مهمّ تحقق امنيّت اجتماعي در جامعه معرّفي کرده است و چالش ها، زمينه ها و راهبردهاي بسيار مهمّي را براي شکوفايي ذهن نوانديش افراد جامعه در اين مورد تبيين نموده است.

بر اين اساس و به منظور آگاهي بيشتر از رابطه حجاب و امنيّت اجتماعي، ما برآنيم که در اين نوشتار جنبه هاي مختلف اين موضوع و اهمّيّت آن راتوضيح داده و تأثير آن را در حفظ ارزش هاي ديني بيان کنيم.

به طور کلّي در اين مقاله موارد ذيل مورد بحث و بررسي قرار گرفته است:

1. امنيّت اجتماعي، هدف اساسي وجوب حجاب.

2. امنيّت اجتماعي، فلسفه حقيقي وجوب حجاب.

3. پايه هاي تحقق امنيّت اجتماعي در سايه حجاب بانوان.

4. آثار و فوائد حجاب اسلامي و تحقق امنيّت اجتماعي.

5. آثار سوء بد حجابي و انهدام امنيّت اجتماعي.

6. بيان نتيجه و ارائه راهکارها و پيشنهاداتي جهت تثبيت امنيّت اجتماعي در سيطره حجاب اسلامي.

 

بنابراين، پوشش اسلامي به منزله يک حفاظ ظاهري و باطني در برابر افراد نامحرم، قلمداد مي شود که مصونيت اخلاقي، خانوادگي و پيوند عميق ميان حجاب ظاهري و بازداري باطني و از همه مهمّ تر امنيّت اجتماعي را فراهم مي سازد و پيشينه آن به اندازه تاريخ آفرينش انسان است؛ چراکه پوشش و لباس هر بشري، پرچم کشور وجود اوست. پرچمي که وي بر خانه وجودش نصب کرده است و با آن اعلام مي دارد که از کدام فرهنگ تبعيّت مي کند(3).

در سال هاي اخير، روند شبهات درباره حجاب و پوشش اسلامي، شدت يافته است و مطرح شدن شبهات فراوان در زمينه حجاب برتر به همراه عوامل ديگري مانند ضعف اعتقاد و عدم شناخت کافي از اين مسأله و ضرورت آن موجب تهديد امنيّت اجتماعي و اُفت روند استفاده از مصاديق چنين حجابي در جامعه شده است، که نتيجه اتّخاذ روش تخريبي بعضي مطبوعات و رواج پوشش هاي نامناسب در مقابل نامحرمان است؛ لذا ما به منظور اينکه اسلام، مشوّق حجاب و پوشش کامل براي زنان و دختران در برابر افراد نامحرم است، به بيان هدف و فلسفه اين مصداق مهمّ اسلامي و رابطه فراگير و تنگاتنگ آن با امنيّت اجتماعي از جنبه هاي مختلف مي پردازيم.

اميد است که راهکارهاي بيان شده در اين زمينه ها براي همه اقشار جامعه اسلامي به ويژه نسل جوان و انديشمند، مفيد باشد و عزمشان را براي عمل و گسترش آن، به نحو مطلوب و احسن، جزم نمايند تا امنيّت اجتماعي، تأمين شود. ثانيا نماد فرهنگي و ملّي بشريّت، درخشش روزافزون خود را حفظ نمايد.

 

 

 

امنيّت اجتماعي، هدف اساسي وجوب حجاب:

با توجه به آيات قرآن مجيد، به خوبي مشخص و معيّن مي گردد که هدف از تشريع وجوب حکم حجاب اسلامي دست يابي به تزکيه نفس، طهارت، عفّت و پاکدامني جهت استحکام و گسترش امنيّت اجتماعي است.

«و اِذا سَأَلْتُموهُنَّ مَتاعا فَسْئلوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِکُم أطْهَرُ لِقلوبِکُم و قُلُوبِهِنَّ(4)».

چون نگاه نامحرم توسط مردان، باعث تحريک و تهييج جنسي آنان و در نتيجه منجر به فساد و ريشه کن نمودن امنيّت اجتماعي مي شود، خداوند در کنار دستور حجاب و پوشش بدن به بانوان، مردان را نيز امر به حجاب و پوشش چشم داده و نگاه به نامحرم را بر ايشان، حرام کرده است. چنانکه در اين باره از امام رضا عليه السلام نقل شده است:

«حرّم النَّظَر الي شُعورِ النّساء المَحْجوبات بالاَزْواج و غَيْرهِنَّ مِنَ النّساء لما فيه مِنْ تَهْييجِ الرّجال و ما يَدْعوا التَّهْييج الي الفَساد و الدُّخول فيما لا يحلّ و لا يجمل(5)».

«نگاه به موهاي زنان باحجاب ازدواج کرده و بانوان ديگر، از آن جهت حرام شده است که نگاه، مردان را برمي انگيزد و آنان را به فساد فرامي خواند در آنچه که ورود در آن نه حلال است و نه شايسته».

از مجموع گفتار فوق روشن مي گردد که هدف از وجوب حجاب اسلامي علاوه بر موارد مذکور، ايجاد صلاح و پيشگيري از فساد، جهت تأمين و گسترش امنيّت اجتماعي است.

 

امنيّت اجتماعي، فلسفه حقيقي وجوب حجاب:

يکي از فلسفه هاي حقيقي وجوب حجاب، حفظ آرامش زن، مصونيّت جامعه از فساد و عمق و معنا بخشيدن به امنيّت اجتماعي با توسعه آن مي باشد. زيرا نفس آدمي، دريايي موّاج از تمايلات و خواسته هاي اوست که مهم ترين آنها به خوراکي ها، امور جنسي و مال و جاه و مقام، مربوط مي شود و بدون شک بالاترين خواسته هاي مردان، تمايل به جنس زن است. در سخنان عرفا آمده است:

«أعْظَمُ الشَّهْوَة، شَهْوَة النّساء(6)»:

«بزرگ ترين خواسته هاي مرد، رغبت به زنان است».

ارائه زيبايي ها و مواضع بدن زن، به شهوت و طمع مردان، دامن مي زند و آنها را به يک کانون جدّي خطر، مبدّل مي سازد که به سلب آرامش زن و امنيّت اجتماعي منتهي مي گردد. آنچه مي تواند از اين ناامني پيشگيري کند، پوشش زن از چشمان گرسنه نامحرمان است که با حجاب کامل اسلامي، عملي خواهد شد.

پوشش ديني، پيام عفت، شخصيّت و خداترسي زن مسلمان است و مردان جامعه نه تنها به چنين بانويي چشم طمع نخواهند داشت که او را نيرويي بالفعل در هرچه وسعت بخشيدن امنيّت اجتماعي دانسته و نجابتش را مي ستايند. در اين صورت است که زن نه تنها در سنگر حجاب خود، از تير نگاه هاي زهرآلود، سخنان آزاردهنده و برخوردهاي اراذل جامعه در امان خواهد بود، بلکه امنيّت و آرامش دروني خود و اجتماع خويش را برقرار خواهد کرد.

نکته معنوي و عرفاني قابل ذکر در اين باب، پيام الهي آفريدگار هستي، خطاب به زنان است:

«اي زن! آگاه باش، دنيا خراب آبادي است که هر نقطه آن به مين هاي شيطان و نگاه هاي آلوده، ناامن گشته است. اما فرشته هاي حجاب در محفل انس و ياد خدا در امنيّتي بي نظير به سر مي برند که ديگران از طعم آن بي خبرند(7)».

         شب تاريک و بيم موج و گردابي چنين حايل                                              کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها

 

پايه هاي تحقق امنيّت اجتماعي در سايه هاي حجاب بانوان:

پوششي که اسلام آن را به عنوان يک حکم شرعي اعلام کرده است، يک عمل ظاهري و گسسته از عوامل و پايه ها نيست، بلکه حجاب، خيمه عفاف بانواني است که آن را بر پايه هاي خود استوار نموده و باعث ترويج ارزش امنيّت اجتماعي مي گردند و به تحقق آن در جامعه اسلامي، کمک مي نمايند.

اکنون شايان ذکر است که اين پايه هاي اساسي بيان گردد:

 

1. ايمان به خدا و جهان آخرت

از مهم ترين عواملي که بانوان توسط آن به آرامش روحي و رواني دست يافته و امنيّت اجتماعي جامعه را فراهم مي نمايند، اين است که وقتي زن به خداي تعالي و علم و حکمت او ايمان آورد و معتقد گردد احکامي که براي بشريّت تشريع کرده، بودن نقص و داراي آثار مطلوبي است، از حکم الهي حجاب استقبال نموده، امنيّت اجتماعي جامعه را تضمين مي کند.

 

2. تقوا

پرهيزکاري بانوان، ضامن تأمين امنيّت اجتماعي است و تا اين پايه محکم معنوي در قلب بانوان شکل نگيرد، حجاب را نوعي محدوديّت براي خود قلمداد نموده و امنيّت اجتماعي انسان ها را تهديد مي نمايد.

خانمي که بداند تقواي الهي پادزهر بيماري دل هاست که حجاب هاي تاريک جان را غرق مي کند و لانه هاي هوس را برمي اندازد، آن را به کام جان خود مي ريزد تا عالم جانش، گلستان گل هاي سلم، طاعت و تسليم گردد و خيمه حجابش را برمي افروزد تا حافظ بوستان ارزش هاي خويشتن و آرامش دروني اجتماع خود شود.

 

3. آگاهي

شناخت سيماي زن، حقيقت حجاب، فلسفه و آثار آن از جمله پايه هاي مستحکم پوشش ديني و تبلور امنيّت اجتماعي است. وقتي خانمي به پاسخ دروني خود که چرا بايد پوشيده باشم نايل شود، پايه هاي حجاب ديني در او شکل گرفته و با آگاهي کامل به امنيّت اجتماعي ارزش مي بخشد و دوام آن را تضمين خواهد کرد. به طور کلّي، آگاهي زن نسبت به آثار مطلوب حجاب و مهم تر از آنها مسأله امنيّت اجتماعي باعث مي شود که نه تنها احساس سنگيني از پديده حجاب ننمايد، بلکه از آن به خوبي استقبال نموده، وسوسه هاي شيطاني را هيچ انگاشته و آرامش بروني و دروني اجتماع را وسعت مي بخشد.

همچنين اين پيام اصيل و عرفاني را هميشه آويزه گوش هاي خود مي گرداند:

«خواهرم! سرزمين جانت را با خورشيد آگاهي روشن کن تا بر زواياي وجودت بتابد و آن چنان که هستي خود را بشناسي، آنگاه دريابي که حجاب باله هاي شنا به سوي سرچشمه هستي امنيّت فردي و اجتماعي کامل است و پوشش هاي مهيّج وزنه هاي سنگيني است که زن را غريق ژرفاي مهيب دنيا نموده، امنيّت خود و جامعه خويش را برهم مي زند».

 

آثار و فوايد حجاب اسلامي بر تحقق امنيّت اجتماعي:

آثار و فوايد حجاب اسلامي بر گسترش امنيّت اجتماعي، بسيار است که برخي از آنها عبارتند از:

1. ايجاد آرامش رواني بين افراد جامعه.

2. جلوگيري از تهييج و تحريک جنسي و خنثي نمودن لذايذ نفساني.

3. کاهش چشمگير مفاسد فردي و اجتماعي در جامعه اسلامي.

4. حفظ و استيفاي نيروي کار در سطح جامعه اسلامي.

5. حضور معنوي گرايانه زنان و مردان در محيط اجتماعي.

6. کاهش تقاضاي مدپرستي بانوان.

7. حفظ ارزش هاي انساني، مانند عفت، حيا و متانت در جامعه.

8. مصونيّت زنان در همه زمانها و مکانها.

9. سلامت و زيبايي موقعيّت اجتماعي و فرهنگي مردان و زنان جامعه اسلامي.

10. هدايت، کنترل و بهره مندي صحيح از اميال و غرايز انساني.

11. مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب.

12. از بين بردن فشارهاي اجتماعي نامشروع و نابهنجار(8).

 

اکنون به توضيح برخي از فوايد مذکور مي پردازيم تا اثبات گردد حجاب از لوازم جدايي ناپذير و ابزارهاي اوليه و پايه اي جهت برقراري مداوم امنيّت اجتماعي است.

 

ايجاد آرامش رواني در افراد جامعه

نفس آدمي دريايي از خواستني ها و تمايلات است. زماني که به چيزي رغبت پيدا کند همانند دريا، توفاني مي شود و تنها راه آرام شدن جزر و مد اين دريا، رسيدن او به خواسته خويش است. لذا براي جلوگيري از چنين موقعيت مهلک و درد طاقت فرسايي، حجاب؛ داروي درمان کننده و موجد امنيّت و صفاي روحي است. همانطور که يک بانوي تازه مسلمان آمريکايي مي گويد: «سلامت روح مرد و جامعه با نوع و کيفيت پوشش زنان، رابطه مستقيم و غيرقابل انکار دارد(9)».

 

حفظ و استيفاي نيروي کار

اسلام با التفات ويژه به مسأله حجاب و پوشش زنان در محيط کار مي خواهد که محيط اجتماع از لذت هاي ناهنجار جنسي، پاک شده و راه را جهت حفظ نيروي قدرتمند روحي و جسمي با حضوري معنوي در محل کار، بگشايد. در مقابل، بي حجابي و بدحجابي باعث سوق دادن لذت هاي جنسي از محيط کار و کادر خانواده به اجتماع و در نتيجه، تضعيف نيروي کار افراد جامعه و برهم زدن امنيّت اجتماعي آنان مي گردد(10).

 

مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب

مبارزه با تهاجم فرهنگي، پديده جديدي نيست. در طول تاريخ بشر، جنگ فرهنگي، هميشه وجود داشته است. به عنوان نمونه، فرعون در برابر موسي عليه السلام به جنگ فرهنگي متوسل شده گفت: »مي ترسم آيين شما را دگرگون سازد، و يا در اين سرزمين فساد برپا نمايد!»(11). يکي از جنبه هاي مهم تهاجم فرهنگي غربي ها مبارزه با حجاب و از بين بردن امنيّت اجتماعي بوده و هست و اين امر، مشخصا از زمان رضاخان شروع شد. به اين صورت که تحت عنوان متحدالشکل شدن، با حجاب به مبارزه برخاستند و پوشيدن لباس روحانيّت را قدغن، و مجالس عزاداري امام حسين عليه السلام را نيز ممنوع کردند(12).

آنها همچنين به عنوان آزادي و هنر، انواع فساد و فحشا و ابتذال را ترويج دادند و حجاب را مانع اصلي اين آزادي حقيقي معرفي کردند و امنيّت اجتماعي افراد جامعه را به خطر انداختند.

حفظ حجاب و امنيّت اجتماعي و درک رابطه مستقيم و عميق اين دو مقوله، راهکارها و فوايد بسيار ارزشمندي را جهت مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب ارائه مي دهند:

1. باعث تبليغ فرهنگ ناب اسلامي و تشويق جوانان به ازدواجِ موفقِ اسلامي مي گردند.

2. جوانان را جهت تقويت روحيه و حفظ آرامش دروني به جاي سوق دادن به محيط فحشا و اعمال مبتذل، به شرکت در فعاليت هاي هنري، ورزشي، فرهنگي و مذهبي رهنمون مي شوند.

3. حفظ حجاب، نه تنها باعث ايجاد امنيّت اجتماعي فراگير مي شود، بلکه جهت مبارزه با تهاجم فرهنگي، مسؤولان را از واردات کالاي تجملاتي، لوازم بهداشتي و آرايشي مبتذل نهي مي نمايد(13).

 

آثار سوء بي حجابي و زوال امنيّت اجتماعي:

بي حجابي يا حضور تحريک کننده زنان در جامعه، از آثار زيانبار اخلاقي، سياسي، آخرتي و اجتماعي مختلفي برخوردار است که يکي از مهم ترين آن ها زوال امنيّت اجتماعي است. بي حجابي با اثرات مهلک خود که در ذيل آمده و شرح داده مي شود، باعث از بين رفتن بنيه اعتقادي و امنيّت اجتماعي بشريّت مي گردد.

 

1. سقوط شخصيّت

حجاب، قانون فطرت است و سرپيچي از قوانين فطري، زن را از هويت او خارج مي سازد و خروج از هويت انساني همان و سقوط از جايگاه بلند ارزشي شخصيتي همان. با افول شخصيّت زن، بي بندوباري در جامعه رايج و نظام خانوادگي مختل مي گردد و در نتيجه امنيّت اجتماعي از افراد جامعه، سلب مي شود(14). سقوط شخصيت زن به دلايل زير باعث اضمحلال امنيّت اجتماعي مي شود:

الف. زن با از دست دادن شخصيت خويش، ارزشهايش منهدم شده و هوسراني را در جامعه رواج مي دهد، در نتيجه سلامت اخلاقي و به دنبال آن امنيت اجتماعي نيز کاهش مي يابد.

ب. زنان، با غفلت از اصول اخلاقي اسلام، مسايل جنسي را به محيط جامعه کشانده و زمينه گسترش گناه و از هم پاشيدگي نظم اجتماع را به وجود مي آورند.

ج. زنان، با بي حجابي به معصيت کبيره خودنمايي گرفتار آمده و بي حيايي را در جامعه ترويج مي دهند، در نتيجه امنيّت اجتماعي، نابسامان گشته، از بين مي رود.

 

2. تزلزل خانواده ها

يکي از آثار زيانبار بي حجابي بانوان، تزلزل خانواده هاست، زيرا آنان با گسترش و رواج مسايل جنسي از خانواده به جامعه، مرتکب ظلمي فاحش و غيرقابل جبران اجتماعي مي گردند و روابط زناشويي در خانواده ها را متزلزل مي کنند، در نتيجه امنيّت خانوادگي با خطرات جدي از قبيل از هم پاشيدگي بنيان خانواده و عقده مند شدن مردان، روبرو مي شود و اين مشکلات زيانبار به محيط جامعه کشيده شده، امنيّت اجتماعي را در نظام اسلامي با آشفتگي جدي مواجه مي سازد.

از ديگر آثار سوء بي حجابي و تأثير آن در زوال امنيّت اجتماعي مي توان به فقدان تعادل فکري، رواني و اجتماعي افراد جامعه، ايجاد احساس بي مسؤوليتي در نسل جوان جامعه، از بين بردن انگيزه هاي ازدواج مشروع در جوانان و تقويت احساس بي ارزشي و پوچي انسان ها اشاره نمود، که به دليل گستردگي بحث، از توضيح آنها خودداري مي شود (ر.ک: مسأله حجاب، شهيد مرتضي مطهري، ص 80 - 95. حجاب و جامعه، زهرا حسيني موسوي، ص 9 - 70 و حجاب شناسي، چالش ها و کاوش هاي جديد، حسين مهدي زاده، بخش شبهه هاي وارده در حجاب و پاسخ هاي نغز آن از سوي دانشمندان اسلامي).

 

 

 

نتيجه:

از مباحث بيان شده در اين مقاله، به خوبي رابطه حجاب و امنيّت اجتماعي يا بعبارتي نقش حجاب در ارتقاء امنيت اجتماعي، آشکار مي گردد و نمايان مي شود که اسلام، جهت حفظ امنيت اجتماعي، طرفدار حجاب بيشتر و حداکثر بانوان، به ويژه زنان و دختران جوان در بيرون از منزل و در مواجهه با نامحرم است. از ديرباز، بعضي از مصاديق حجاب برتر، مانند لباس هاي بلند، مقنعه و چادر مشکي، ضامن امنيت بوده و داراي اصل و ريشه قرآني مي باشند. از اين مقاله به خوبي اين نکته فهميده مي شود و به دست مي آيد که مسأله حجاب، يکي از مهم ترين چارچوب هاي احکام الهي جهت تضمين سعادت فردي و اجتماعي بشريّت است و اينکه عده اي با استفاده از شبهات و روش هاي القايي تبليغ منفي، به جاي ارائه دادن طرح مشخص و جالبي براي ترويج الگوهاي مطلوب از حجاب اصيل و برتر، به جنگ روحي و رواني بر عليه زنان متديّن و عفيف جامعه و اضمحلال امنيت اجتماعي اقدام مي نمايند، به سختي در اشتباه و گمراهي آشکارند و بايد بدانند که از اقدامات نابهنجار خويش سودي جز تخريب شخصيت دروني خود نخواهند برد.

با توجه به واقعيّتهاي موجود از حجاب در جامعه، بايد تمام ابزارهاي فرهنگ ساز از قبيل کتاب، مطبوعات و صدا و سيما به سوي ارزش هاي اسلامي که يکي از بارزترين آنها رعايت پوشش و حجاب برتر و مطلوب و امنيت اجتماعي فراگير است، هدايت شوند و همه افراد را به مهم ترين وجهي رهنمون گردند.

 

منابـــع:

1. فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي، غلامعلي حداد عادل، ص 40.

2. بحارالانوار، علامه مجلسي، ج 104، ص 34.

3. تحليلي نو و عملي از حجاب در عصر حاضر، محمدرضا اکبري، ص 14 - 16.

4.مجموعه مقالات پوشش و عفاف، دومين نمايشگاه تشخيص منزلت زن در نظام اسلامي.

5. مسأله حجاب: استاد شهيد مرتضي مطهري، ص 94 - 84.

6. فصلنامه پژوهش هاي قرآني، 1386، شماره 51، پاييز و زمستان، نوشته سعيده موسوي نيا

 

گردآورنده: فاطمه رستــمي

 

چهارشنبه 17 خرداد 1391 - 11:2


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری