يكشنبه 29 مرداد 1396 - 12:35
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

داود خسروي

 

اداي احترام به مادران شهدا

 

نگاهي به گروه فيلمسازي«زخم شانه حوا»(حسين قناعت) به مناسبت ورود فيلم به شبکه ويدئويي کشور:

 

حسين قناعت، کارگردان، نويسنده و مجري طرح متولد 1344 در آمل است. وي فعاليت سينمايي اش را در سال 1372 با دستياري کارگردان در فيلم تيک تاک (محمدعلي طالبي) آغاز کرد. زخم شانه حوا سومين فيلم قناعت است.

حسين قناعت درباره چگونگي ساخت فيلم زخم شانه حوا مي گويد: «من طرح اوليه اين فيلم را در سال 1378 و در جريان ساخته‌شدن فيلم سفر به فردا (محمدحسين حقيقي) نوشته بودم. در زمان ساخته‌شدن آن فيلم، من دستيار كارگردان و برنامه‌ريز بودم. وقتي اين طرح به ذهنم رسيد آن را با مرحوم ملاقلي‌پور در ميان گذاشتم و با تشويق او شروع كردم به نوشتن فيلمنامه. همان روزها كه فيلم‌برداري سفر به فردا در اهواز در جريان بود فيلمنامه اوليه زخم شانه حوا نيز نوشته مي‌شد.

 قرار بود اين داستان، مبناي ساخت اولين فيلمم باشد و براي تهيه آن هم با عليرضا شجاع ‌نوري صحبت كرده بودم. من آن‌زمان فيلم كوتاه نان را ساخته بودم كه در جشنواره فيلم‌هاي كودكان و نوجوانان اصفهان جايزه گرفته بود. آقاي شجاع‌نوري براساس فيلم كوتاهي كه از من ديده بود پيشنهاد كرد فعلاً به جاي دنبال‌كردن آن طرح بهتر است يك فيلمنامه با حال و هواي سينماي كودك و نوجوان بنويسم و بسازم.

من هم دست به كار نوشتن من و نگين دات كام شدم كه در جشنواره فيلم‌هاي كودكان و نوجوانان با استقبال مواجه و برنده جايزه‌اي شد كه شرايط ساخت فيلم بعدي‌ام ماجراهاي اينترنتي را فراهم كرد. بعد از ساخت دومين فيلمم بار ديگر فيلمنامه زخم شانه حوا را به جريان انداختم كه اين‌ بار و در مقطعي از كار قرار بود محمدرضا شرف‌الدين تهيه‌كنندگي كار را برعهده بگيرد؛ اما نشد.

بعد از اين ماجرا در سيما فيلم با سيد مسعود اطيابي وارد مذاكره شدم. در سيما فيلم با ساخت يك فيلم تلويزيوني براساس اين طرح موافقت شده بود اما از آن‌جا كه چنين وضعيتي مطلوب من نبود و خوشبختانه تا آن‌زمان هيچ قراردادي را امضا نكرده بودم از ساخت فيلم به شكل ويدئويي انصراف دادم. در اين مدت و حتي پس از آن، خيلي‌ها براي خريد حقوق اين فيلمنامه ابراز تمايل كردند اما از آن‌جا كه زخم شانه حوا يك كار دلي بود من بيش‌تر دلم مي‌خواست خودم آن را بسازم.

در اين مقطع باز هم مرحوم ملاقلي‌پور براي ساختن آن تشويقم كرد و اين ‌بار توصيه كرد كه اين فيلمنامه را به اكبر نبوي نشان بدهم. ايشان فيلمنامه را خواندند و اظهار تمايل كردند كه آن را تهيه كنند و با حوزه هنري وارد مذاكره شدند.

وقتي بعد از دو سال كليد كار زده شد پروژه بنا به دلايلي، بعد از تقريباً يازده روز فيلمبرداري متوقف شد. مدتي بعد شنيدم ادامه فيلم را قرار است كس ديگري بسازد. اما اين ماجرا هم به سرانجام نرسيد و زخم شانه حوا با همان مقدار راش كه فيلمبرداري شده بود مدت‌ها توي قوطي ماند. بايد اشاره كنم تقريباً هجده دقيقه از فيلم، تدوين‌شده و بقيه آن متوقف مانده بود.

اين‌ بار خودم پيش‌قدم شدم و به مسئولان حوزه هنري گفتم اگر شما تمايل داشته باشيد خودم حاضرم فيلم را تكميل كنم. پيشنهاد آنها اين بود كه توليد بقيه فيلم كه تقريبا نود درصد آن بود به صورت ويدئويي تصويربرداري شود. اما من به آنها گفتم حاضرم با همان مقدار بودجه تصويب‌ شده كه باقيمانده، بقيه فيلم را بسازم.

فيلمبردار اوليه فيلم، محمد داودي بود اما براي فيلمبرداري صحنه‌هاي باقيمانده حسن كريمي اين مسئوليت را پذيرفت و... خلاصه، كار به جريان افتاد. از آن‌جا كه خودم سال‌ها سابقه دستياري و برنامه‌ريزي داشتم به گونه‌اي فشرده برنامه‌ريزي كردم كه كار در موعد مقرر تمام شود و خوشبختانه فيلمبرداري، حتي كمي زودتر از آن‌چه برنامه‌ريزي كرده بوديم به پايان رسيد.

براي توليد بخش ‌هاي باقيمانده حدود سي روز در نظر گرفته بوديم اما آن نود درصدي كه از فيلم باقي مانده و شامل صحنه‌هاي شمال و تهران بود در بيست و پنج جلسه به پايان رسيد.»

قناعت درباره موضوع فيلم مي گويد: «وقتي كه صحبت‌ سينماي جنگ و دفاع مقدس مي‌شود، جنگ و كشت و كشتار و تيراندازي به ذهن مخاطب نزديك مي‌شود ولي اين فيلم از اين نظر با تمام اين فيلمها فرق مي‌كند.

زخم شانه حوا قصه مادران و زنان جنگ است و اصلا اتفاقاتي كه مي‌افتد، بخش زيادي از آن مي‌تواند اصلا در جنگ نباشد. عشق مادري يكي از دلايل اصلي و اصرار اصلي من براي تحمل سختي‌هاي اين چند ساله براي ساخت اين فيلم بود. هدف من فقط اداي دين كوچكي به اسم بزرگ و مقدس مادر در اين فيلم بود.

ما در اين فيلم كشت و كشتار نداريم. زخم شانه حوا داراي قصه عاطفي در بستر جنگ است. فيلم زخم شانه حوا بيشتر به درد‌ دل خانواده‌هاي جنگ مي‌پردازد تا به خود جنگ و از زخمي که جنگ در قلب مادران شهدا ايجاد کرده و سختي‌هاي فراواني که تحمل کرده‌اند، سخن مي‌گويد.»

قناعت درمورد ساخت فيلم در گونه دفاع مقدس مي گويد: «من براي اين كار خيلي سختي كشيدم. يكي از مشكلات آن درآوردن فضاي آن سال‌هاست. مثلا ما وقتي براي فيلمبرداري به راه‌آهن رفتيم، به ما گفتند همين است و تمام.

دست به هيچ چيز نزنيد. ما گفتيم راه‌آهن آن سال ها كه اين شكلي نيست. در نهايت ما مجبور شديم با روزنامه و دكور و تخته يك طوري شكل سالن‌ راه‌آهن را به آن سالها نزديك كنيم يا اينكه مجبور شديم مدام سرباز‌هايي پرچم به دست را از پشت زمينه رد كنيم كه شكل جديد راه آهن ديده نشود.

اين موضوع ساده‌ترين شكل كار است. به هر شكل وقتي كه شما مي‌خواهيد فضاي جنگ را بيان کنيد، بايد به آن‌ سال‌ها برويد. البته يكي از مشكلات اين طور كارها، بحث بودجه و حمايت است؛ اما نه حمايت به شكل درستي انجام مي‌شود و نه بودجه خوبي براي يك فيلم جنگي كنار گذاشته مي‌شود.»

قناعت درباره انتخاب بازيگران مي گويد: «بخش زيادي از بازيگران گيشه‌اي، بازي اين سكانس‌هاي نوشته شده را نمي‌توانستند در بياورند؛ چون عده زيادي از اين بازيگرهاي گيشه‌اي اصلا بازيگر نيستند و فقط صورت خوبي دارند. من در اين فيلم نياز به بازيگر داشتم، كسي كه بتواند بازي كند.

سخت‌ترين نقش ما، نقشي بود كه خانم آهو خردمند بازي كرد. يك مادر، يك بازيگر به اين سن و سال، تصور كنيد، توپ و تانك و خاك و شهرك سينمايي و راه‌آهن و ...؛ اول بازيگر بايد خيلي بازيگر باشد كه نقش را دربياورد و دوم اين كه بايد روحيه خوبي داشته باشد و آن‌قدر حرفه‌اي باشد كه ما را پشت صحنه اذيت نكند.

خوشبختانه خانم خردمند يكي از بهترين كانديدهاي ما براي اين نقش بود و من خيلي خيلي راضي‌ام از اينكه با اين هنرمند كار كردم. هومن سيدي، زهير ياري، نيره فراهاني و ... هم همين‌طور.

البته من از ابتدا براي نقش ننه حسين با كمال احترامي كه براي آهو خردمند قائل هستم، حميده خيرآبادي را انتخاب كرده ‌بودم، حتي زماني كه فيلمنامه را مي‌نوشتم وي در ذهنم بود، هنرمندي كه معتقدم مادر سينماي ايران بود.

زماني كه مطلع شدم حميده خيرآبادي به دليل بيماري قادر به بازي در فيلم نيست در ذهنم اين سؤال بود كه چه كسي مي‌خواهد اين نقش را ايفا كند، اما زماني كه آهو خردمند از سفر خارج از كشور بازگشت وي را براي نقش ننه حسين انتخاب كردم.»

قناعت در مورد نقش هاي هومن سيدي و علي سليماني مي گويد: «نقش هومن سيدي را در مرحله اول فيلمبرداري، بابك حميديان بازي مي كرد، اما حميديان در مرحله دوم فيلمبرداري كه بعد از تقريبا دو سال آغاز شد به دليل مشغول بودن، قادر به ادامه كار نبود، هرچند كه سيدي نيز به عقيده من توانست از عهده كار به خوبي برآيد.

شخصيتي که علي سليماني آن را در فيلم بازي کرده، از جمله نقش‌هايي بود كه قرار بود به واسطه شوخي‌هاي كلاميش كمي از تلخي فيلم بكاهد. اين روند كمك مي‌كرد كه تعادل در فيلم به خوبي برقرار شود. ديگر نقش‌ها نيز در جاي خود هر كدام توانسته بودند به فراخور جايگاهشان در پيشبرد قصه بكوشند.»

قناعت درباره جايگاه زخم شانه حوا در ميان آثارش مي گويد: « زخم شانه حوا بهترين فيلم من است و بعيد مي‌دانم ديگر بتوانم يك همچنين فيلمي بسازم. جايگاه آن در سينماي جنگ را نمي‌دانم ولي مي‌دانم كه فيلم خاصي است. فيلمنامه زخم شانه حوا فيلمنامه خاصي در سينماي جنگ است و امكان ندارد كسي بتواند پايان آن را حدس بزند. تمام تلاش من اين بود كه فيلمي براي دلم و در ستايش مقام مادر بسازم و از اين كار نيز پشيمان نيستم، اما اين برخوردي كه با فيلم من شد با شعارهاي حمايت از آثار ارزشي به هيچ وجه همخوان نيست.»

 اصغر پورهاجريان (طراح جلوه هاي ويژه) هم درباره زخم شانه حوا مي گويد: «سينماي ما يك سينما اقليمي و بومي است، بنابراين بايد در ساختار، نيز متكي به فرهنگ محلي خودمان باشيم. زخم شانه حوا سعي كرده از چنين اصلي پيروي كند، به همين دليل مادري كه در اين فيلم تصوير شده همان چيزي است كه ما در عالم واقعيت شاهد آن هستيم، در صورتي كه اگر مي‌خواستيم مادر را به شكلي هندي تصوير كنيم، بخش عمده‌اي از تماشاگران آن را پس مي‌زدند.»

مشخصات «زخم شانه حوا»:

نويسنده و كارگردان: حسين قناعت، دستيار كارگردان و برنامه ريز: مهرداد يزداني، منشي صحنه: افسانه قاسمي، تهيه كننده: حسن كلامي، مدير توليد: محمدعلي محمودي، مدير فيلمبرداري: حسن كريمي، طراح صحنه و لباس: محمداسماعيل معصومي، صدابردار: احمد صالحي، صداگذار: محمدرضا دلپاك، طراح چهره پردازي: فريد كشن فلاح، جلوه هاي ويژه: اصغر پورهاجريان

بازيگران: آهو خردمند، حسين عابديني، سحر دولتشاهي، زهير ياري، سليمه رنگزن، مالك سراج، محمود رضا قديريان، مرتضي زارع، فرزاد حاتميان، پارميدا اسدي و ...          

 

 

سه‌شنبه 16 خرداد 1391 - 9:16


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری