چهارشنبه 1 شهريور 1396 - 1:1
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

فرهنگ متين

 

سال به سال کم توجه­تر از پارسال

 

گفتگو با حسين فتاحي

نمايشگاه کتاب ما با نمايشگاه­هائي مانند بولونيا، فرانکفورت يا لندن يک تفاوت عمده دارد و اين تفاوت به سيستم فراگير توزيع کتاب در آن کشورها بازمي­گردد توزيع کتاب در همه­ي شهرهاي کشورهاي اروپائي وضعيتي مناسب دارد که همه نمايشگاه­هايشان وضعيتي چنين مناسب دارد در اين کشورها در طول سال فروشگاه­هاي کتاب چند طبقه­اي با زيربناي کتاب در طول سال فعال هستند که به فروش کتاب اشتغال دارند و به عنوان مثال يک طبقه با هزار متر مربع مساحت تنها به کتاب­هاي بخش کودک و نوجوان اختصاص دارد اگر ما چنين فروشگاهي را در ايران داشته باشيم مردم ما ديگر منتظر نمي­شوند تا سالي يکبار نمايشگاه برپا شود تا تمام کتاب­هائي را که مي­خواهند بخرند به خاطر همين مسائل نمايشگاه ما تبديل به فروشگاه شده است. از طرفي شاهد هستيم که بيش از 50% مردم براي تفرج و تفريح يا گذراندن وقت­شان به نمايشگاه مي­آيند اما 50% ديگر واقعاً براي خريدن کتاب به نمايشگاه مي­آيند که از اين تعداد هم عده­ي زيادي براي خريدن کتاب­هاي آموزشي و دانشگاهي به نمايشگاه مي­آيند همه­ي اين بخش­ها بايد از يکديگر تفکيک شوند چون محل توزيع کتاب­هاي دانشگاهي هم در سطح تهران از يکديگر فاصله دارد و به عنوان مثال فردي که در غرب تهران زندگي مي­کند بايد براي خريد کتاب­هاي دانشگاهي­اش به مرکز شهر و راسته انقلاب بيايد. بنابراين خلا سيستم توزيع مناسب اين مشکل را براي عمده­ي مردم بوجود آورده است.

حسين فتاحي نويسنده و منتقد ادبي کشورمان سخت معتقد است که براي پايان دادن به اين مشکلات بايد اول سيستم توزيع کتاب را سامان دهي کرد: مشکل اصلي اين حوزه خلا توزيع است و اين مشکل هم راه حل خودش را دارد. راه حل آن هم ساختن فروشگاه­هاي بزرگ متمرکز در سطح شهرها است. بايد به اين سمت حرکت کنيم که دولت فروشگاه­هاي بزرگي را تأسيس کند و اين فروشگاه­هاي بزرگ را موظف کند از همه­ي ناشرين کتاب بخرند مثلاً ناشري مانند سوره مهر تنها دغدغه توليد داشته باشد و نه توزيع. از طرفي شهر کتاب­ها هم که مدتي قبل با اين هدف تأسيس شدند در حال حاضر کم کم تغيير کاربري دادند و اين فروشگاه­ها بيشتر به عرصه عرضه لوازم التحرير شده است. در اين 25 دوره که نمايشگاه برگزار شده است اتفاق خاصي در جذب مخاطبين و ناشرين به عنوان يک نمايشگاه کتاب با کارکرد حقيقي نمايشگاه کتاب اتفاق خاصي نيافتاده است. اگر به اين موضوع بپردازيم که هر ساله عده­اي از ناشرين و مخاطبين به بهانه خريد کتاب دور هم جمع مي­شوند و امکان را دارند که هر کتابي که مي­خواهند خريداري کنند کار بزرگي انجام گرفته است شايد در چند سال اول هم مي­شد گفت که اين حرکت بزرگ باشد اما انتظار اين است که يک اتفاق بزرگ ثانويه در پس اين استقبال­هاي خوب در سالهاي اوليه نمايشگاه کتاب رخ بدهد. اين اتفاق بزرگ که همه منتظر رخ دادن آن هستند و قرار شد بعد از برگزاري­هاي دوره­هاي اول اتفاق بيافتد، نيافتاد. البته نمي­خواهم رخ دادن اين رويداد را نفي کنم با اين سيستم فشل توليد و به خصوص توزيع کتاب که ما در سطح کشور داريم همين برگزاري نمايشگاه به اين صورت هم اتفاق بزرگي است و نبايد از حق گذشت. اما اينکه نمايشگاه تبديل به فروشگاه مي­شود اين اتفاق بايد بيافتد چون چاره­اي نداريم. ببينيد در اين فضاي فشل همين هم غنيمت است. نمايشگاه کتاب به نظرم غنيمتي است در بازار خلا سيستم توليد و توزيع مناسب کتاب. در اين ناکارآمدي بازار مي­شود اميد داشت که سالي يکبار حداقل مخاطبان و علاقمندان براي رفع نيازهايشان مي­توانند سري به يک اجتماع بزرگ ادبي و هنري بزنند. اين اتفاق مثل اين است که کسي بايد هر روز آب نخورد تا نيازش برطرف شود اما حالا اين شخص سالي يکبار اين اتفاق برايش مي­افتد که اگر همين سالي يکبار هم نباشد از دست مي­رود. حالا که خلا آموزش در کشور داريم همين سالي يکبار هم براي مردم آموزش ديدن مقولات فرهنگي و ادبي خودش غنيمتي است اما اين نوع برگزاري و زمينه سازي فرهنگي ايده آل جامعه فرهنگي نيست. ايده آل اين است که در طول سال ناشرين بتوانند کتاب­هاي چاپ اول­شان را با معرفي و عرضه در نمايشگاه­هاي دائمي به دست مخاطب برسانند اما اين اتفاق نمي­افتد. از طرفي ناشرين حتي راضي هستند که اين اتفاق در غالب غير از نمايشگاهي و حتي به صورت توزيع محصولات فرهنگي رعايت شود که اين اتفاق هم نمي­افتد. يعني همان طور که محصولات ديگر مانند لوازم خانگي، بهداشتي، آرايشي و تزئيني و خوراکي از آدامس و پفک گرفته تا مهمترين ملزومات خوراکي مردم که در هر شهر و روستايي مراکزي براي عرضه­ي اين محصولات وجود دارد و در دسترس همگان قرار گرفته است بتوانند محصولات فرهنگي را هم به همين منوال به دست مخاطب برسانيم. اگر قبول داريم که کتاب جزء ملزومات زندگي مردم هست و اگر قبول داريم که مي­گويند برنج و گوشت و روغن خوراک جسم است و کتاب خوراک روح است بايد در همان سطح هم توزيع کتاب وجود داشته باشد.

- به نظر مي­رسد متوليان فرهنگي اعتقادي زيادي به اين مثال نداشته باشند.

هرکسي در عرصه فرهنگي خودش بايد به اين مثال مقيد باشد و هرکسي از خودش بايد شروع کند. بنده خودم اين نکته را کاملاً قبول دارم. واقعاً فکر مي­کنم که نظامي که اعاده و ادعاي انقلاب فرهنگي بودن مي­کند و ملتي که ادعاي 2500 سال قدمت فرهنگي و ادبي دارد و از حافظ و سعدي و خيام صحبت مي­کند و اين مشاهير جاي افتخار کردن هم دارند بايد متوليان در کنار پرداختن صرف به موضوعات خوراکي و پوشاکي فکري هم به حال ادبيات و خوراک فکري مردم جامعه داشته باشند يعني الان در شهرهاي کوچک که هيچ در شهرهاي بزرگ و مراکز استان­هاي ما هيچ جائي که بتوانيم همه­ي کتاب­هاي چاپ شده را پيدا کنيم را نداريم. حتي اين اتفاق در تهران هم نيافتاده است اگر به اين مقوله اينطور نگاه کنيم خوب نخواهد بود وقتي که اين محافل و فروشگاه­ها نباشد برگزاري 10 روز نمايشگاه با هر عنواني از جمله فروشگاه بزرگ کتاب تهران اين غنيمت است. منتها نبايد به اين غنيمت گذرا اکتفا کرد اگر اين دوره­ي 10 روزه نباشد در طول سال مخاطبان براي رفع نيازهاي فرهنگي­شان مکان خاصي را در دسترس ندارند که بتوانند مشکلاتشان را رفع کنند در شهرستان­ها که اوضاع بدتر است اين افراد بايد به تهران بيايند و در تهران در خيابان­هاي بزرگ و بي در و پيکر براي پيدا کردن يک کتاب از صبح تا شب دور بزنند.

- اگر تصور کنيم که همه­ي اين اتفاقات خوب و قشنگ اجرائي شود و سيستم توزيع کتاب را هم سروسامان بدهيم اصلاً نيازي به برگزاري نمايشگاه کتاب خواهيم داشت و از طرفي اصلاً مردم اين احساس نياز روحي را دارند؟

بله. اگر سيستم توليد و توزيع درست شود خيلي از مشکلات رفع خواهد شد ما چون مرکز خاصي براي انگيزش اين حس در مخاطبان و مردم نداريم احساس مي­کنيم مردم هم به نيازهاي فرهنگي­شان فکر نمي­کنند. اگر در مراکز استاني، مجتمع­هاي بزرگ فروش کتاب راه اندازي کنيم و همه­ي کتاب­ها را در اين مراکز به مخاطبان عرضه کنيم ديگر نمايشگاه کتاب هم به گفته شما به اين صورت ضرورتي در برگزاري نخواهد داشت اما اين موضوع مردم کتاب را نمي­شناسند قبول ندارم مردم به خوبي از نيازهاي فرهنگي­شان مطلع هستند اما مراکزي نيست که اين نيازها در طول سال برطرف شود تنها يک بازه زماني 10 روزه اين وسط هست که مردم را در طي سال به فکر وا مي­دارد که مي­توانند نيازشان را در اين 10 روز مرتفع کنند در حاليکه نيازهاي فرهنگي و فکري يک نياز کلي است که در طول سال مردم با آن برخورد مي­کنند بنابراين اين مردم بايد بتوانند نيازشان را در طول سال با مراجعه به مراکز بزرگ رفع کنند اين نوع فکر يک فکر ايده آل نيست.

- برگزاري نمايشگاه­هاي دائمي در طول سال مي­تواند پشتوانه محکمي براي زمينه سازي­هاي فرهنگي باشد.

بله مي­تواند اين اتفاق بيافتد. موضوع اين است که نمي­خواهيم از ديگر کشورهائي که اين مشکل را حل کرده­اند ياد بگيريم و يکبار براي هميشه اين مشکل را مرتفع کنيم. نمونه­ي اين فکر در کشورهاي ديگر انجام شده است و نتيجه خوبي هم داده است. در شهرهاي بزرگ دنيا در محله­اي و يا در هر منطقه­اي از آن شهر يک فروشگاه بزرگ طراحي و تأسيس شده است. مثلاً اگر تهران را به 10 منطقه اصلي تقسيم کنيم مثلاً در منطقه شمال شرقي، شمال غربي يا شمال جنوب، شمال غرب و شمال وسط، مرکز شمال، مرکز وسط مرکز جنوب همين طور غرب وسط غرب شمال و غرب جنوب و . . . تقسيم کنيم و در اين مناطق يک نشر و فروشگاه دائمي که خيلي هم هزينه ندارد مانند يک ساختمان بزرگ با 4 يا 5 هزار متر زيربنا و چند طبقه مي­توان اين کار را انجام داد اين فروشگاه همه­ي کتاب­هاي موجود در کشور را عرضه بکند البته چگونگي آنرا مي­توان فکر کرد و بعد عمل کرد. مثلاً مردم شرق يا غرب يا جنوب و شمال تهران هر وقت که خواستند به اين مراکز مراجعه کنند و نيازشان را برطرف کنند اگر اين کار را در مراکز استاني هم انجام بدهيم مشکل بسيار راحت حل خواهد شد. مثلاً مرکز استان اصفهان که از شهرهاي کاشان و نطنز و شهررضا در طول سال به اصفهان مي­آيند براي رفع نيازها ديگر نياز نباشد تهران بيايند اگر آنجا بروند به کليه کتاب­ هاي چاپ شده در طول سال دسترسي خواهند داشت. اين کار قدم بزرگي است. در دنيا اين فروشگاه­ها زنجيره­اي است و معمولاً در استفاده از اين مراکز تحقيقات و امتيازات ويژه­اي به ناشرين، بازديدکنندگان و اهالي نشر و تأليف مي­دهند که بتوانند بازار را پررونق کنند. سيستم توزيع هم با اين حرکت سامان دهي مي­شود. چرا که مي­توان در اين مراکز با راه اندازي فروش اينترنتي و منطقه کتاب را در اسرع وقت به دست مخاطب رساند شخص صبح به اين مراکز مراجعه مي­ کند و سفارش کار مي­دهد و شب اثر مورد نظر تحويل او خواهد شد البته اين يک سيستم خاص و عجيب و غريب و تازه نيست سيستم­هاي عظيم و بسيار بهتر و پيشرفته­تر توزيع در سراسر جهان وجود دارد اما ما از برقراري چنين سيستمي هم در کشورمان ابتر مانده­ايم. البته قدم قبل­تر از اين حرکت اين است که ما يک نمايشگاه دائمي و بزرگ در حد و اندازه نمايشگاه­هاي کتاب تهران در پايتخت داشته باشيم که البته اين امکان ندارد. بنابراين باز هم معتقدم که در اين بازار فشل برگزاري نمايشگاه کتاب تهران غنيمت است.

- البته برخي معتقدند مهمتر از توزيع اين سيستم توليد است که با عدم نيازسنجي مناسب باعث مي­شود کتاب­هاي پرخواننده به صورت مطلوب به دست مخاطبان نرسد؟

من آمار دارم که خيلي از ناشران نمايشگاهي مي­گويند که ده­ها کتاب ما در طول سال آمار فروششان به اندازه فروش يک روز نمايشگاه نيست!! پس اگر ما امکاني فراهم کنيم که مردم بيايند و کتاب­هايشان را در طول سال از اين مراکز خريداري کنند اين بازار رونق مي­گيرد. مي­شود با کم­ترين هزينه در اين نمايشگاه­ها به همه­ي ناشرين دسترسي داشت که اگر مي­خواستند مخاطبان به صورت انفرادي تک تک اين ناشرين را در سطح شهر پيدا کنند مستلزم صرف هزينه­ي بسيار زياد و وقت گزاف بود. اين نکته مهم است که آمار نشان مي­دهد فروش يک سري از کتاب­ها در 10 روز نمايشگاه به اندازه کل فروش آن کتاب در طول سال است اين يعني برگزاري نمايشگاه دائمي اين فرصت را براي ناشر و مؤلف پديد مي­آورد که نقدينگي را بالا ببرند چرا که مخاطب با مراجعه به اين مراکز کليه نيازش را در يک مکان پيدا و رفع مي­کند. از طرفي ما بايد اين نکته را هم در نظر بگيريم که کتاب­هاي کودک و نوجوان ما در عرصه فضاي فرهنگي بسيار ابتر و غريب مانده است. اين نسبت براساس مقايسه توجه به کتب بزرگسال و کودک و نوجوان است. که البته خود کتب بزرگسال هم با اقبال مناسبي روبرو نشده است. ما در کشور 80 ميليون جمعيت داريم. آمار آموزش پرورش 15 ميليون دانش آموز است حداقل 5 ميليون کودک داريم بنابراين 60 ميليون جمعيت بزرگسال داريم از اين 60 ميليون چند درصد کتاب خوان هستند يک درصد که بايد باشد يک درصد ميليون مي­شود 6 ميليون. آمار کتاب ما ميانگين 2هزار است. يعني ما 2 هزار کتاب را بين 60 ميليون تقسيم کنيم يا بين همين 6 ميليون کتاب خوان به هرکدام چقدر مي­رسد براي هر چند هزار نفر يک کتاب داريم. کدام کتاب 6 ميليون و يا 600 هزار يا 60 هزار يا 6 هزار نسخه است. اين سيستم توزيع است که مشکل فروش را پديد مي­آورد اگر سيستم توزيع مناسب باشد اين نيازسنجي هم به خوبي صورت مي­گيرد و کتاب به فروش مي­رسد. الان کتاب­ها که در نمايشگاه هستند يا در يک فروشگاه در يک گوشه­ي خاص شهر وجود دارد فروش محدودي خواهد داشت ولي اگر اين کتاب در يک سيستم توزيع جامع عرضه شود ميزان فروش آن بالا خواهد رفت ما 30 استان داريم اگر هر استاني 100 کتاب بخواهد با خود تهران و مراکز آن تيراژ يک کتاب خود به خود بايد بالاي 2000 نسخه باشد اما چون توزيع مناسب نداريم جمعيت 14 ميليوني تهران بايد 100 کتاب داشته باشد. اين مسخره است. بعد دانش آموزان ما در سه مقطع دبستان، راهنمائي و متوسطه هرکدام به طور متوسط 500 هزار مخاطب و کتابخوان داريم تيراژ کتاب ما در اين مقطع سني چقدر است خيلي شانس بياوريم 5 هزار تا است. اين به هر نفر چقدر مي­رسد؟ به نظرم ما فقط مشکل توزيع داريم اگر اين مشکل را حل کنيم فضاي فرهنگي و مطالعاتي ما در سطح کشور بسيار کم دغدغه­تر خواهد بود. الان اين پيشنهادات را 10 سال که دارم عنوان مي­کنم راه حل اين­ها بسيار راحت است. مثلاً ارشاد سالها است که به مخاطبان بن کتاب مي­دهد يکسال ندهند و هر سال يکي از اين فروشگاه­ها ساخته شود اگر از ده سال پيش تا الان تنها هر سال يک مرکز فروش بزرگ و مجهز ساخته مي­شد ما الان 10 فروشگاه بزرگ کتاب در 10 نقطه تهران و يا هر استان داشتيم که هر کدام براي خودشان يک نمايشگاه بزرگ تهران بودند. اگر دولت در اين مسير مراکزي را طراحي کند که همه­ي عناوين کتب را به فروشگاه­هاي در حال حاضر شهرمان هم ارائه کند باز شاهد مشکلات کمتري نسبت به الان مي­بوديم. الان وقتي به فروشگاه­هاي و مراکز ارائه کتاب در تهران سر مي­زنيم شاهد هستيم که برخي از کتاب­هاي مفيد و مهم اصلاً وجود ندارد و برخي ديگر از کتاب­هاي کم خاصيت کل بازار را گرفته است. اگر بخواهيم پاي مافياي بازار نشر را به اين گفتگو باز کنيم در بهترين حالت بايد از دولت کمک خواست که به اين سيستم فشل توزيع سروسامان بدهد. دولت بايد با توزيع کنندگان قرار داد امضا کند که در صورتيکه بتوانند همه کتاب­ها را به فروشگاه­هاي معتبر ارائه کند اجازه فعاليت در بازار نشر را داشته باشند اين کار را مي­توان کرد. دولت چطور مي­تواند فضاهاي کاذب طلا و سکه و دلار را مي­تواند بشکند و سامان دهي کند براي بازار نشر و کتاب نمي­تواند اين کار را انجام دهد؟

- استفاده از فضاهاي مجازي در اين رابطه چقدر مي­تواند کمک کند؟

اين فضاها مشکل کتاب خواني را تا حدي حل مي­کند اما مشکل توزيع حل نمي­شود مشکل توزيع کتاب به اين صورت است که هنوز يک بازار منسجم و هماهنگ و فراگير در اين عرصه نداريم. مثلاً در بازار موبايل يک مرکز و محيط متمرکز، فعال و ويژه و سامان دهي شده داريم که هرکسي از هر کجا به اين مراکز مراجعه کند نيازشان مرتفع خواهد شد اما کتاب اين جريان را ندارد. بايد يک فروشگاه يا يک سري خيابان به اين سبک و سياق داشته باشيم که فراگير و همه گير باشد. البته خيابان انقلاب هست اما سيستم ندارد مثلاً 50 ناشر از قديم بودند که براي خودشان کتاب فروشي زدند که کتاب­هاي ديگر ناشران را هم عرضه نمي­کنند تازه اگر هم باشد شخص بايد از شهرستان­ها به اين مراکز بيايند تا بتوانند نيازشان را برطرف کنند تازه اگر اين اتفاق بيافتد. از طرفي براي پيدا کردن هر ناشر بايد به يک گوشه از اين شهر بزرگ سر بزند. ناشرين که همه بصورت متمرکز در اين خيابان حضور ندارند. از طرفي بزرگسال مي­ خواهد يک رمان خوب خريداري کند بايد در 20 فروشگاه وقت بگذارد و دنبال کتاب مورد نظرش بگردد تا شايد توانست رمان مورد نظر را خريداري کند. اگر بتوان يک فروشگاه دائمي به صورت ساختمان­هاي منطقه­اي در سطح تهران و ديگر مراکز استاني داشته باشيم همان فروش 10 روز نمايشگاه کتاب را در طول سال در اين مراکز فرهنگي خواهيم داشت به نظرم شهرداري و صدا و سيما و حوزه هنري و ارشاد چهار مرکز متولي امور فرهنگي مي­توانند با تخصيص يک بودجه مناسب به ساخت اين مراکز اهتمام بورزند. خيلي راحت مي­توان طي چند سال اين مشکل را حل کرد. اين کار شدني است. متأسفانه ما دچار روزمرگي شديم و از ناشر و خبرنگار و اهالي رسانه تا مؤلفين و متوليان فرهنگي کتاب به دنبال اين هستند که اين 10 روزه نمايشگاه کتاب برگزار شود و بعد پرونده­ي آنرا تا سال آينده نبنديم و دنبال کار خودمان برويم. اين آسيب­ها عموماً تکراري است و از طرفي آمارها هم غيرواقعي است. مثلاً از يک اثر 120 هزار نسخه به فروش رفت يا ديگر عناوين خبري ديگر که ما در ظاهر شاهد اين اتفاقات در سطح شهر و مردم نيستيم. از طرفي لفظ نمايشگاه بين المللي کتاب هم در اين وادي دچار مشکل شده است چرا که ما از بسياري از کشورهاي صاحب فني شرکت کننده­ي خاصي در نمايشگاه نداريم اما در اين بازاري که ما هيچي نداريم داشتن همين نمايشگاه هم غنيمت است.                   

 

شنبه 13 خرداد 1391 - 10:42


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری