يكشنبه 26 آبان 1398 - 16:57
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ضياء آراسته

 

بهشت من اينجا

 

 

بهشت من اينجا – نمايشنامه – روايت ديگر -37

نويسنده :‌ عبدالرضا حياتي

چاپ و شمارگان : اول 90- 1000 نسخه

ناشر : كتابهاي سيمرغ وابسته به موسسه انتشارات اميركبير

 

ناشر در ابتداي کتاب بيان مي کند که جنگ که آغاز شد جوانان داوطلب براي دفاع و دفع تجاوز دشمن تا دندان مسلح به سوي جبهه ها جنگ شتافتند ، و آنها که ذوق و شوقي براي نوشتن در خود ديدند از همان آغاز جنگ قلم به دست گرفتند و بدون برنامه از پيش تعيين شده نخستين داستان هاي جنگ تحميلي و دفاع مقدس را آفريدند . نوقلمانان جنگ ديده از نخستين ماههاي وقوع تجاوز به خاک ايران اسلامي به سوي تجربه اي عظيم و فراسوي حيات متعارف پرتاب شدند ، و نخستين گام ها را براي خلق داستان را در اين  تجربه سترگ و در اين وادي کشف و شهود معناها و شعور ايماني و آرماني در زندگي فردي و جمعي خود در جبهه ها برداشتند . ناشر مي افزايد که بخش بزرگي از شبه داستانها  ، داستان هاي کوتاه و بلند در آن روزگار و به اقتضاي برخي الزام هاي برآمده از غيرت ديني و ميهني نوشته مي شد ، در تناسب ميان شتاب وقوع بي وقفه حوادث و ضرورت پاسخ گويي به نيازهاي فرهنگي ، در چهارچوب ساده ترين تعريف هاي داستان محدود مي ماند تا با رجوع به تنها يک هدف يعني رساندن « پيام » وظيفه نويسنده عجالتا ً انجام شود . ناشر تاکيد مي کند که ناديده گرفتن آن تلاش ها ، نديدن صداقت و تعهد شماري از نويسندگان برخاسته از هشت سال حماسه عظيم جانانه رزمندگان و ملت ايران است .

کتابهاي سيمرغ وابسته به موسسه انتشارات اميرکبير ناشر مجموعه « روايت ديگر » در پايان مقدمه يادآور مي شود که اکنون بعد از گذشت آن روزها و فاصله گرفتن از آن دوران مجال لازم براي رويت کل مجموعه آن رويداد بزرگ و درک هرچه دقيق تر و روشن تر جزء به جزء آن حماسه عظيم فراهم آمده است و در گوشه و کنار کشور تلاش خلاق داستان نويسان جوان و نوقلمان با ذوق و هوشمندي مشاهده مي شود که تعهد ، درک ، جستجو و تکنيک را باهم آميخته اند تا درباره حماسه هاي هشت سال دفاع مقدس آثار ارزشمند حول مضمون هاي مربوط به جنگ و دفاع مقدس خلق نمايند . ناشر در ادامه بيان مي کند که مجموعه « روايت ديگر »  با ورود به حوزه داستان ، داستان کوتاه ، نمايشنامه ، فيلمنامه و نقد ادبي دفاع مقدس پنجره اي تازه در مقابل خوانندگان مي گشايد تا نويسندگان جنگ ديده را در کنار نوقلمان و جوانان نويسنده امروزي قرار دهد  و با همراه شدن  با اين داستان نويسان « جنگ نديده و جنگ ديده » و ارج نهادن به شور و اشتياق آفرينشگرانه آنها سهمي هرچند اندک در نشر داستاني و هنري حماسه هاي جاودانه دفاع مقدس را دارا باشد .

پيرمرد ، عمو ، جوان ، جوان اولي ، جوان دومي و همچنين جوان سومي شخصيت‌هاي نمايش عبدالرضا حياتي را تشكيل مي‌دهند . اين نمايشنامه كوتاه با توصيف اتاقي كه به تاريكي يك قبر است و فقر از در و ديوار آن مي‌بارد شروع مي‌شود . در يك سوي آن در شلخته‌اي قرار دارد با لوازم اوليه و كهنه و دو پيرمرد فقير و تنها . پيرمرد آفتابه به دست وارد مي‌شود :

اين دل‌پيچه لعنتي ول كن نيست . { مي‌نشيند . }... واي ... دلم ... اينم شد زندگي ؟! ببين چه به روزم داره مياد؟! آدم نه مي‌تونه تو اين ويرونه بمونه و نه مي‌تونه بره بيرون ... اين ديگه چه عذابيه خدا ؟! اين چارديواري لعنتي هم كه به بادي بنده . كاشكي يكي پيدا مي‌شد و همراش مي‌رفتم تو همون چادرايي كه براي جنگ ‌زده‌ها زدن از اينجا بهتره ، زندگيم تلخ شده ، خدا زندگيشونو تلخ كنه . دست و پام ديگه جون ندارن ! آخ خدا ديگه نمي‌تونم رو پاهام بند شم . بذار خرت و پرتامو جمع كنم شايد فرجي بشه ! شايد يكي از اين در و همسايه‌ها دلش به رحم بياد و منو با خودشون ببره . واي چه نزديك بود !... كاشكي ... كاشكي عربي بلد بودم . اون وقت ديگه ترسي نداشتم . مي‌رفتم جلوشون و درو براشون باز مي‌كردم بهشون مي‌گفتم اتفضل ... اتفضل ... مينشوندمشون اون بالا ، براشون چايي درست مي‌كردم ... بعد يواشكي با هم گپ مي‌زديم ... درددل مي‌كرديم ، بهشون مي‌گفتم آخه يه كم لوله خمسه خسمه تونو اونطرف‌تر بگيرين ... چرا همش گلوله‌هاتونو  نزديك اين خونه ميندازين ؟! ... مگه من چه پدركشتگي با شما دارم ؛ كاشكي عربي بلد بودم . اي لعنت به اين پيرمرد پس كي سروكله عمو پيدا مي‌شه . لااقل اون يه چندكلمه بلده ... حالا من چه خاكي تو سرم بريزم ... مي‌ترسم اونا درجا منو بكشن ...

بهشت من اينجا – نمايشنامه – روايت ديگر -37 به قلم عبدالرضا حياتي در چاپ نخست خود با شمارگان 1000 نسخه و با قيمت 8000 ريال توسط كتابهاي سيمرغ وابسته به موسسه انتشارات اميركبير به چاپ رسيده است .

 

 

 

 

چهارشنبه 10 خرداد 1391 - 10:1


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری