سه‌شنبه 31 مرداد 1396 - 13:56
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

معنويت در آئينه تصوير

 

نگاهي به دو فيلم مطرح سي امين جشنواره فيلم فجر که در آينده نزديک اکران خواهند شد:

 

«ملکه»(محمدعلي باشه آهنگر):

1-درباره فيلم:

ملکه پنجمين فيلم محمد علي باشه آهنگر، فيلمي در گونه دفاع مقدس است. پژوهش فيلم ملکه از ارديبهشت 87 آغاز شد و تا ارديبهشت 88 ادامه پيدا کرد.

فيلمنامه در بهمن 88 به نگارش در آمد و از فروردين تا دي ماه 89 بازنويسي شد که در اين بازنويسي شخصيت هايي به فيلمنامه اضافه شدند و روند قصه تغيير کرد. سرانجام  در بهمن 89 فيلمبرداري ملکه آغاز شد و در ارديبهشت 90 به پايان رسيد.

باشه آهنگر درباره ملکه مي گويد: «من به بررسي شرايط انساني آدم ها در مواجهه با پديده جنگ علاقه مندم. در بيداري روياها بيست سال پس از جنگ، در فرزند خاک سيزده سال پس از جنگ و در ملکه دو سال پاياني جنگ؛ فضاهايي را نشان داده ام که جنگ به وجود آورده و تاثير هايش را روي آدم ها بررسي کرده ام. در فيلم گم شده هم که در سال 78 ساختم به همين موضوع از وجه ديگر پرداختم. اين هميشه دلمشغولي من بوده است.»

2-تحليل فيلم:

ملکه مضموني شريف و انساني دارد اما همچون بسياري از فيلم هايي با چنين مضاميني، هرگز به دام شعاري بودن و احساسات گرايي نمي افتد. فضاسازي فيلم بسيار موفق و مثال زدني است.

انگار حوادثي را که در فيلم پيش روي داريم در مکان اصلي وقايع و در فضاي آن سالهاي دفاع مقدس در حال رخ دادن هستند. فيلمبرداري و کارگرداني فيلم قدرتمندانه است و تماشاگر را به شدت درگير فضاي داستان مي کند.

ملکه تصويري متفاوت از دفاع مقدس پيش روي مي گشايد. ما در طول فيلم هيچ گاه عراقي ها را از نزديک نمي بينيم.

تصاوير عراقي ها در فيلم محدود به نماهاي دور و لرزاني از آنها در دوربين ديده باني است. تصاوير لرزاني که (با فيلمبرداري درخشان عليرضا زرين دست) حسي استثنايي، تاثيرگذار و واقعي به فضاي منطقه جنگي داده است.

داستان فيلم دير شروع مي شود و نيمه اول فيلم طولاني و خسته کننده است به همين جهت ملکه نياز به يک تجديد نظر جدي در مقوله تدوين دارد.

بازي ميلاد کي مرام به خوبي چالش هاي فکري شخصيت رزمنده را منعکس مي کند. مصطفي زماني هم در نقش روح يک رزمنده موثر ظاهر شده است و لحظات چالش برانگيزي براي شخصيت اصلي رقم مي زند. اينجا ديگر نقش روح مانند بسياري از فيلم ها و سريال ها عنصري تحميلي و زايد نيست.

اگر جشنواره فيلم فجر امسال را سال سينماي دفاع مقدس مي خوانديم سخني به گزاف نگفته بوديم. چهار فيلم ملکه، ضدگلوله، روزهاي زندگي و شور شيرين در ژانر(گونه) دفاع مقدس ساخته شدند و دو فيلم بوسيدن روي ماه و خرس به اثرات و عوارض جنگ پرداختند.   

«بوسيدن روي ماه»(همايون اسعديان):

1-درباره فيلم:

بوسيدن روي ماه داستان دو خانم مسن(احترام‌ سادات و فروغ) است که در همسايگي هم زندگي مي‌کنند. آنها بيست ‌سالي است که انتظار فرزندانشان را که در جنگ مفقود الاثر شده اند را مي‌کشند.

بوسيدن روي ماه هشتمين فيلم همايون اسعديان است. اسعديان در طلا و مس مضموني ديني را با ظرافت و زيبايي به تصوير کشيده بود.

اسعديان، بوسيدن روي ماه را باز هم مانند طلا و مس براساس طرحي از منوچهر محمدي ساخت.(که تهيه کننده هر دو فيلم هم هست.) فيلمنامه بوسيدن روي ماه را هم خود اسعديان به نگارش درآورده است.

شيرين يزدان‌ بخش بازيگري که در سال‌هاي اخير به سينماي ايران معرفي شده، نقش يکي از شخصيت هاي محوري فيلم را بازي مي کند.

رابعه مدني ديگر بازيگر اصلي فيلم هم مادر امير شهاب رضويان کارگردان سينماست. فيلمبرداري بوسيدن روي ماه از 18 فروردين 1390 در تهران آغاز شد و پس از 45 جلسه به پايان رسيد.

2-تحليل فيلم:

با اينکه بوسيدن روي ماه در مجموع فضايي غمگنانه و داستاني تلخ دارد ولي فيلم هرگز به دام احساسات رقيقه و اشک و آه نمي افتد. شخصيت هاي فيلم واقعي و باورپذيرند و مفهوم ايثارگرانه فيلم به شيوه نسبتا موثري منتقل مي شود.

هر چند باور نداشتن پيرزن به کشف پيکر پسر شهيدش و سپس پذيرش ناگهاني آن، در فيلم جا نمي افتد و جاي سئوال دارد.

بوسيدن روي ماه ريتم کندي دارد و مصالح داستاني فيلم اندک است. همچنين فيلم اوج و فرود دراماتيک چنداني ندارد. همه اين مسائل موجب شده، فيلم در بسياري از لحظات حالت يکنواخت، تکراري و کسالت باري پيدا کند.

بازي بازيگران به خصوص دو بازيگر سالمند قابل توجه است. در زمانه اي که شخصيت هاي اصلي اکثر فيلم هاي روي پرده را جوانان تشکيل داده اند. انتخاب دو زن سالمند در نقش هاي اصلي ريسکي بزرگ و ايده اي دشوار بوده است. به خصوص که اسعديان توانسته تا حد امکان تا انتها جذابيت فيلم را حفظ کند و تماشاگر را به دنبال اين دو شخصيت متفاوت و غير متعارف بکشاند.

نقش آفريني شيرين يزدان بخش در نقش پيرزني که عزم خود را براي اقدامي ايثارگرانه جزم کرده، ديدني است. بازي رابعه مدني هم در نقش پيرزني سرزنده و شيرين، يکي از جذابيت هاي اصلي فيلم به شمار مي آيد. بازي شاداب و زنده اي که فضاي تلخ فيلم را متعادل کرده است.

ارتباط جذاب پيرزن با نوه اش حکايت از همدلي نسل قديم و جديد دارد. پيرزن، نماينده اي از نسل قديم است که مانند يک دوست با نوه اش برخورد مي کند و از موضع يک داناي کل يا معلم اخلاق، دختر را خطاب قرار نمي دهد و مدام او را نصيحت نمي کند.

صابر ابر در نقش يکي از مسئولان بنياد شهيد بازي خوبي ارائه کرده، قيافه در هم کشيده اش به خوبي بيانگر وضعيت دشوار شخصيتي است که ميان وظايف قانوني و انساني اش سرگردان مانده است. بحث هاي متعدد او با مردي که از طرف پيرزن آمده (مسعود رايگان) جلوه بيروني و عملي اين چالش و دغدغه ذهني است.

همانطوري که گفته شد فيلم حتي در لحظات احساسات برانگيزش نمي خواهد سوزناک باشد. مثل صحنه اي که پيرزن مي گويد خوابي ديده که پيکر يافت شده متعلق به پسرش است؛ با اينکه صحنه به شدت عاطفي است به دنبال اشک انگيز بودن نيست و تنها تفکري غمگنانه را بر تماشاگر مستولي مي سازد.

    

 

چهارشنبه 10 خرداد 1391 - 9:48


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری