يكشنبه 2 مهر 1396 - 22:58
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان بوشهر

 

نگاهي به سيره اعتقادي، الهي حضرت امام خميني رحمه الله عليه

 

چکيده:

حضرت امام (ره)، احيا گر قرن معاصر، نقش تاثير گذاري در بيداري اسلامي داشتند، ايشان در سايه ايمان واعتقاد راسخ خود ضمن رهبري خردمندانه، نهضت مردم ايران، اميد را در دل تمام مسلمانان جهان روشن نمودند.

ايشان داراي ابعاد شخصيتي ممتازي است که بعد ديني واعتقادي ايشان، بسيار حائز اهميت است. وي با ملاک قرار دادن ارزشهاي الهي، مجددا فضاي جامعه را که در گير هوسها وشهوات ناشي از القائات جوامع غربي وشرقي بود،به فضاي روح بخش ايمان ومعنويت مبدل کرد ودر اين فضا ي روحاني جواناني پر شور ومومن تربيت شدند که از اهداء، بالاترين وارزشمند ترين عنصر وجودي خود که همان جانشان بود دريغ نکردند؛ودرخت اسلام را با خون آبياري نمودند.

در اين پژوهش سعي شده است، ضمن بررسي اسناد به چاپ رسيده از زندگي حضرت امام خميني(ره) ابعاد حيات معنوي ايشان در حد بضاعت موجود بررسي شود.

واژه هاي کليدي: سيره، اعتقادي، الهي، امام، خميني، رحمه الله عليه

  

مقدمه:

تاريخ بشري همواره در اعصار مختلف توسط انسان هايي دچار تغيير و تحولات قابل ملاحظه اي شده است؛ که در برخي از سرزمين ها،آزادي و زدوده شدن استبداد مرهون رهبران سياسي خود بوده و انقلاب هاي صورت گرفته نيز اگر چه جنبه مردمي داشته و با حمايت توده هاي مختلف مردم به ثمر رسيده است؛ ولي هيچگاه خالي از تفکرات مادي نبوده است و صرفا تلاش جهت رسيدن به دنياي آرماني تر بوده است.

انقلاب اسلامي ايران به رهبري حضرت امام خميني (ره) جزء انقلاب هاي محدود بوده که به رهبري خردمندانه، ايشان توانست حکومتي اسلامي بر پايه اعتقادات مذهبي بنا نهد که بي شک در عصر معاصر بي نظير است. مقوله دين، مذهب و اعتقادات اسلامي انقلاب ما يکي از بارزترين وجوه اين دستاورد عظيم است.

امام خميني (ره)، ضمن داشتن اعتقادات راسخ و با الگو پذيري از زندگي حضرات معصومين (ع) بار ديگر ترجمان آيات الهي شد؛ و با ايجاد همبستگي ديني و اعتقادي در به ثمر رساندن انقلاب شکوهمند اسلامي ما نقش تاثير گذاري ارائه نمود.

در اين بين زهد و پارسايي حضرت امام ((ره)) و در جات بالاي تقواي ايشان را نبايد ناديده گرفت که بدون داشتن حتي کوچک ترين امکانات و صرفا با تکيه بر الطاف الهي حکومتي فاسدي را که بيش از 2500سال قدمت داشت را ساقط نمايد.

نکته مهم تر اينکه اعتقادات راسخ بنيان گذار انقلاب اسلامي ايران تنها فاکتور برجسته اي است که مي توان به عنوان ابزار رهبري جامعه به آن اشاره کرد.

همچنين حمايت و پذيرش ايشان توسط مردم جامعه نيز بر گرفته از همين چهره ديني و مذهبي ايشان بود؛ زيرا که مردم مسلمان ما بخوبي در يافته بودند؛ که حرکت الهي حضرت امام خميني (ره) جهت استقرار اسلام است که مي تواند تمام خواسته هاي انساني ومشروع ايشان را بر آورده نمايد.

در روند حرکتي حضرت امام (ره) جهت به ثمر رساندن انقلاب اسلامي و مردمي ايران، امدادهاي الهي نقش تاثير گذاري داشت و اين در سايه زهد و پارسايي اين انسان وارسته و الهي بايد جستجو کرد.

درا ين مجال کوتاه ضمن بر شمردن ابعاد اعتقادي و اخلاقي زندگي حضرت امام (ره) به نقش ارزشمند مقوله دين و مذهب در جريانات مختلف حيات سياسي، اجتماعي کشور خواهيم پرداخت.

 

بخش اول: نگاهي به سيره عملي و اعتقادي حضرت امام خميني (ره)

پرداختن به تمام ابعاد عملي واعتقادي حضرت امام (ره) در مجالي کوتاه مقدور نيست؛ در اين فرصت به برخي از مهمترين ابعاد اعتقادي ايشان مي پردازيم.

1.عمل به تکليف:

حضرت امام (ره) در تمام شرايط زماني و مکاني آنچه را که مورد رضايت خداوند بود به انجام رساند. بگونه اي که گفته ها و مستندات در اين رابطه زياد است. همه همراهان و پيروان ايشان کتاب ها در اين زمينه نقل کرده اند و مردم جامعه ما نيز خاطرات فراواني را در اين رابطه از ايشان به ياد دارند. وي ملاک ارزش دهي به تمام امور را رنگ خدايي داشتن مي دانست و تمام امور را به حضرت حق محول نموده بودند.

وي در پاسخ به نگراني افراد و اظهار نظرهاي آنها در خصوص ادامه قيام مردمي مي فرمايند: وظيفه ما عمل به احکام الهي است و اين ديگر به عهده خداست که نتيجه اعمال ما در زمان حيات ما يا پس از آن تحقق يابد.(رجايي، 1384، 16).

خاطرات رسيده از ياران امام (ره) نيز بيانگر همين مدعاست که هيچ ابزار مادي نتوانست روند حرکتي ايشان تا ثير منفي بگذارد و در اين راستا رضايت شخص مدنظر نبوده است.

2.پاسداري از حريم اسلام:

موضع گيري شفاف و قاطع حضرت امام (ره) در تمام صحنه هايي که اسلام عزيز نياز به حمايت دارد قابل توجه است از آن جمله، حمايت از فلسطين، مبارزه با شبهاتي که در مباني دين اسلام و شيعه وارد مي شد و هزاران نمونه از اين دست در تاريخ نوراني زندگي حضرت امام (ره) فراوان است.

ايشان هرگاه اسلام را در خطر مي ديدند؛ ذره اي کوتاه نيامده و به طور کامل از حريم دين و اسلام پاسداري مي نمود. ايشان در خصوص ملاک قرار گرفتن اسلام در تمام امور خطاب به شوراي نگهبان مي گويد: اگر مردم هم با شما (شوراي نگهبان) مخالفت کردند و شما ديديد قانوني از مجلس گذشته که بر خلاف قوانين اسلام و قانون اساسي است، ردش کنيد (رجايي،1384،31) بنابراين رهبر انقلاب اسلامي ايران معيار رهبريش جز الله و رضايت او نبود و مردم نيز بواسطه اين معيار در خط و مسير او گام نهادند و او را از خود دانسته و با وي همراهي نمودند.

3.سازش ناپذيري با دشمن:

ابهت هيچ قدرتي نتوانست حضرت امام (ره) را بخود جذب نمايد و آن را متمايل به خود کند. ايشان همواره با تقوا و پارسايي خويش ابهت مستبدين را در هم شکست و آن ها را وادار نمود که در مقابل افکار ايشان که بر گرفته از اسلام ناب بود سر فرود آوردند و خود را با منويات ايشان هماهنگ نمايند. به عنوان نمونه ايشان در خصوص اسرائيل غاصب اشاره مي کنند که:

((سران کشورهاي اسلامي بايد توجه داشته باشند که اين جرثومه فساد را که در قلب کشورهاي اسلامي گماشته اند تنها براي سرکوبي ملت عرب نمي باشد، بلکه خطر و ضرر آن متوجه همه خاور ميانه است. نقشه استيلا و سيطره صهيونيسم بر دنياي اسلام  و استعمار بيشتر سرزمين هاي زرخيز و منابع سرشار کشورهاي اسلامي مي باشد و فقط با فداکاري، پايداري و اتحاد دولت هاي اسلامي مي توان از شر اين کابوس سياه استعمار رهايي يافت و اگر دولتي در اين امر حياتي که براي اسلام پيش آمده کوتاهي کرد، بر ديگر دولتهاي اسلامي لازم است که با توبيخ و تهديد و قطع روابط او را وادار به همراهي کنند))(تبيان، 1378،8)

البته اين قاطعيت وعدم سازش پذيري حضرت امام (ره) مربوط به به يک يا چند دول مستبد نبوده است بلکه ايشان تمام ايادي شرق وغرب را مد نظر داشتند وهر کس به فکر تعدي به آب وخاک وحريم اسلام را داشت مورد خطاب حضرت امام (ره) است.تا بدانجا که هم اکنون نيزچندين رژيم استبدادي در کشورهاي اسلامي سرنگون شده وحکومت به دست اسلام گرايان قرار گرفته است.

4.اسطوره مقاومت:

دوران تبعيد حضرت امام (ره) وهمچنين فشارها ي روحي فراواني که بر ايشان وارد آمد به گواه تاريخ قابل توجه بوده است. ايشان در تمام اين صحنه ها ودوران تنها با صبر واستقامت که بر گرفته از دستورات دين مبين اسلام بود در مقابل همه نا ملايمات صبر وتقوي پيشه کردند وتوانستند با وجود اينکه فرسنگها فاصله با قيام مردم داشتند، انقلاب اسلامي را هدايت نمايند.البته اين توان با لا تنها در دوران انقلاب اسلامي خلاصه نمي شود؛ ودر حالي که هنوز کشور در تب وتاب دوران ستم شاهي بود جنگ 8ساله ما با کشور عراق نيز شاهد مديريت بي نظير حضرت امام (ره) هستيم. که مردم ايشان را مقتداي خويش قرار دادند وصحنه هايي را به ثبت رساندند که بر گرفته از قيام امام حسين(ع) بود وبه عشق رهبري امام راحل(ره) برگ زريني بر افتخارات نظام اسلامي افزود.

با نگاهي عميق به تدابير وتصميم گيريهاي حضرت امام (ره) شاهد مقاومت مثال زدني ايشان در تمام صحنه هاي پيش روي نظام اسلامي هستند.ايشان هيچگاه منافع شخصي را بر منافع جمع ترجيح ندادند وهمواره دغدغه ايشان، دغدغه دين ومردم بود واين نيز خود يکي از مصاديق بارز مقاومت ايشان است

 

بخش دوم: حضرت امام خميني (ره) در منظر انديشمندان

اظهار نظر بزرگان وانديشمندان جهان شايد يکي از بهترين دلايل بزرگي شخصيت حضرت امام (ره) با شد. حضرت امام (ره) در سرتا سر جهان بويژه دربين مستضعفان عالم وتمام آزاديخواهان محبوبيتي خاصي دارد.وانديشه هاي حضرت امام (ره) همواره الهام بخش قيامهاي اسلامي جهت رسيدن به آزادي است. در زير نگاهي گذرا به نگاه نخبگان جهان در خصوص موضوع بحث، با همان محوريت سيره اعتقادي والهي حضرت امام (ره) خواهيم داشت.

اکرام علي اف، حاج علي-رئيس شوراي مرکزي حزب اسلامي:

((حضرت امام خميني (ره) احياء کننده دين اسلام بود؛ امام خميني(ره) بعد از قرنها اسلام ناب محمدي(ص) را زنده کرد وبه مردم جهان نشان داد که اسلام چه مي گويد؟ومردم مسلمان آذربا يجان با پيروي از مقام معظم رهبري، راه امام راحل را ادامه خواهند داد.)).(بيرکي،1385،4)

شيخ الاسلام پاشا زاده- آشکو_ رئيس اداره روحانيت قفقاز: 

((در اثر تلاش،کوشش ومجاهدتهاي امام خميني (ره) بود که، ما مسلما نان براي نخستين بار در طول تاريخ احساس قدرت مي کنيم.گرچه ايشان از ميان ما رفته است ولي احکام وفرامين،کتا بها وسخنان ايشان باقي است)).(همان،4)

جبرئيل احمد – دبير کل جبهه خلق براي آزادي فلسطين:

((خداوند حضرت امام (ره) را رحمت کند که به اسلام ومسلمين چهره در خشان انقلابي را باز گرداند که ارتجاع وقدرتهاي استکباري جهان سعي در تيره ساختن آن داشتند، امام امت، اسلام را به اصالت خويش باز گرداند واسلام ومسلمين را عزت وعظمت بخشيد)).(همان،112)

زمزمي، تراب- نويسنده:

((نهضت امام خميني(ره) اميد صدها ميليون مسلمان وميلياردها انسان تحت ستم در سراسر جهان است)).(همان،218)  

نخست وزير زامبيا:

((فقدان امام خميني(ره) – قدس سره الشريف –را تسليت مي گويم. ايشان نه تنها رهبر مردم ايران بلکه رهبر همه مبارزان وآزاديخواهان جهان بودند وبه همين لحاظ بود که ما از چاپ کتاب آيات شيطاني در کشورمان جلوگيري کرديم)).(همان،221)

الحسين، محمد_رئيس مجلس ملي سودان :

((امام (ره) بود که به اسلام صلابت وبه مستضعفين عزت بخشيد ومجد آنان را به آنها باز گرداندو عزت و آبروي رسول خدا و مومنين شد)).(همان 229)

آ.بيل،جيمز- استاد دانشگاه و محقق آمريکايي:

((امام خميني (ره) مانند بسياري از جوانان مذهبي مشتاق در شهرهاي کوچک در قلب ايران، ثروت مادي اندکي داشت، اما از استعداد طبيعي سرشاري برخوردار بود. او سر انجام صاحب تخصص فوق العاده اي شد وبه يک معلم ومدرس مردمي فلسفه اخلاقيات بدل گشت)). (همان،277)

پونتيکي-هفته نامه:

((امام خميني(ره)، به تمام معني يک زاهد بود وحتي تا آخرين لحظه، خانه مختصر وکوچک خود را براي زندگي در يک خانه بزرگتر ترک نکرد. ايشان طي مدت اقامت در پاريس در همدردي با مردم ايران که در زمان انقلاب با کمبود سوخت مواجه بودند،از استفاده وسايل گرم کننده محل اقامت خود امتناع مي کرد)).(همان،284)

آبزرور، هفته نامه چاپ لندن

((امام خميني (ره)، مردي هم پاي پيامبران کهن است که دنيارا به پيروي از اصول ديني دعوت کرد.پيام وي براي مردم جهان خلوص عقيده وپيروي از سادگي در مقابل پيچيدگي وآلودگي هاي غرب بود واين رمز موفقيت وي و احساس افتخار پيروان اوست)).(همان، 340)

ايندي پندت، روزنامه:

((به ندرت اتفاق مي افتد که يک مرد به تنهايي بتواند مسير تاريخ را عوض کند، اما اين درست همان کاري بود که آيت الله خميني (ره) از عهده آن بر آمد)). (همان،342)

بزي، عماد- نويسنده استراليايي:

((عظيم ترين احيا گر مسلمان دوره معاصر بي شک امام خميني (ره) است،که با اعلان دوره اي جديد،مسير تاريخ را تغيير داد وبا فرستادن نيروهاي جديد به ميدان انقلاب، تغييرات عميقي پديد آورد؛ که عمق آنها را نسلهاي آينده بهتر درک خواهند کرد)). (همان 410)

اينک جا دارد حال که نخبگان جهان اينگونه در مقام شامخ امام (ره) قلم فرسايي کرده اند.ما نيز بعنوان يک ايراني ضمن افزايش شناخت خويش از تمام ابعادزندگي حضرت امام (ره) ونصب العين قرار دادن پيامها وفرامين الهي او گام موثري در راستاي تعالي نظام اسلامي بر داريم.در اين بين نقش دانشگاهيان وپژوهشگران جامعه اسلامي ما بسيار حائز اهميت است.ولازم است که تلاش همه جانبه اي جهت نهادينه کردن منويات امام راحل در سرتا سر جامعه برداشته شود.

نياز به بازنگري تاريخ انقلاب اسلامي ونقش رهبري ديني امام راحل يک ضرورت است که بايد براي نسلهاي مختلف انقلاب اسلامي تبيين گردد.

بدون شک تکريم حضرت امام (ره)تکريم دين است؛ زيرا که معيارهاي اصلي رهبري خود را مبتني بر باورهاي وارزشهاي ديني قرار داده بود ودر اين راستا از هيچ تلاشي فروگذار نگرديد.

 

بخش سوم: سياست ودين از ديدگاه امام خميني(ره)

جدا ناپذيري دين از سياست همواره دغدغه عالمان دين در اعصار بوده است. حضرت امام خميني (ره) نيز با عزمي راسخ همواره در صدد بودند که بتواند به سياست حاکم بقبولانند در تصميم گيريها ي سياسي، دين بايد محور باشد؛ ايشان در اين رابطه مي گويد:

((والله اسلام تمامش سياست است. اسلام را بد معرفي کرده اند. سياست مدن از اسلام سرچمه مي گيرد. اسلام دين سياست است با تمام شئوني که سياست دارد؛ اين نکته براي هرکس که کمترين تدبري در احکام حکومتي، سياسي، اجتماعي واقتصادي اسلام بکند آشگار مي گردد)).(جمشيدي،1388،93و92)

همانطور که اشاره شد معياري که حضرت امام (ره) در تمام ابعاد زندگي خود بر گزيد مبتني بود بر ارزشهاي ديني واسلامي،بنابراين مقوله زندگي سياسي ايشان نيز از اين مقوله جدا نيست يعني بر پايه اسلام ودين؛ وايشان سياست را وسيله اي جهت تعالي زندگي بشر در سايه اعتقاد به خداوند مي داند.بر همين اساس از ديد امام (ره) حکومت نيز ابزاري است براي تحقق عدل ومعنويت در جامعه وبه وجود آوردن يک جامعه عادل ومعتدل وعاري از انحرافات، چه اگر عدل در جامعه بنا شودانسان در مسير کمال سعادت حرکت مي کند.اما در جايي که نشان از عدالت نيست؛ نشان از سعادت وصلاح وخير وراستي نيز وجود ندارد. پس سعادت انسان در گرو تحقق عدالت در همه ابعادش در جامعه است(جمشيدي،1388،193)

حضرت امام (ره) پس از استقرار نظام اسلامي چه در جهت سياست داخلي وچه خارجي، ارزشهاي اسلامي را ملاک عمل قرار داده وسياست مبتني بر نه شرقي ونه غربي جمهوري اسلامي را پايه گذاري نمود.در زير به برخي از اين ابعاد وموضع گيريهاي توام با درايت وشجاعت حضرتش خواهيم پرداخت:

1.مسئله فلسطين:

موضع گيري خردمندانه امام راحل(ره) در مقابل مسئله فلسطين ومستضعفين عالم ستودني است، ايشان به درستي تشخيص دادند که اسرائيل غاصب چشم به تمام دنياي اسلام دارد:

((شما خيال مي کنيد اسرائيل قانع است به اين امور ؟ اسرائيل بنايش براين است که همه اين مسلمين را ازبين ببرد.آمريکا هم بنايش بر اين است که اسلام نباشد در کار. اينها براي اينکه جمهوري اسلامي، اسم اسلام را دارد مي خواهد به اسلام عمل کنند همه با آن مخالفت کردند.از حيث تبليغات مي گويند که ما ها آمريکايي هستيم؛ مي گويند ما اسرائيلي هستيم.مائي که بيست سال، بيشتر است بيست سال حتما بيشتر است فرياد زده ايم که گرفتاري مردم از دست آمريکاست وازاسرائيل، ما اسرئيلي هستيم اما آنهايي که نشستند آنجا واسرائيل دارد مي رود ممالک خودشان را ازبين مي برد، آنها نخير،همه مخالف اسرائيل هستند. اگر مخالفيد چه کرديد؟چه عملي انجام داديد؟))(بيا نات امام (ره)،11/3/1361،صحيفه،ج16،ص17)

2.نامه تاريخي امام به گورباچف:

نامه تاريخي حضرت امام (ره) به گور باچف،داراي ابعاد سياسي،الهي است که بنظر مي رسد تا کنون آنچنان که شايسته است در مورد آن پژوهش صورت نگرفته و نتوانسته که به نسلهاي مختلف ابعاد اين نامه حکمت آميز مطرح شود. نامه اي که حضرت امام (ره) در 11دي 1367به گورباچف صدر هيات اتحاديه جماهير شوروي نوشت، در خصوص دعوت به اسلام وبيان عجز تفکر مادي در تامين نيازهاي بشر، پيش بيني شکست کمونيسم بود.

در قسمتي از اين نامه آمده است ((آقاي گورباچف وقتي از گلدسته هاي مساجد بعضي از جمهوريهاي شما پس از 70سال بانگ((الله اکبر))وشهادت به رسالت حضرت ختمي مرتبت – صلي الله عليه وآله وسلم- به گوش رسيد، تمامي طرفداران اسلام ناب محمدي(ص) را از شوق به گريه انداخت. لذا لازم دانستم اين موضوع را به شما گوشزذ کنم که بار ديگر به دو جهان بيني مادي والهي بينديشيد)).(سعادتمند،1386،11)

3.مرتد شدن سلمان رشدي:

هنگامي که سلمان رشدي که از عيادي صهيونيسم به ساحت دين ورسول اکرم (ص) توهين مي نمايد؛ حضرت امام (ره) اعلام مي دارد، که اين انسان مرتد است وهر مسلماني موظف است که خون اورا بريزد واو را بسزاي اعمال ننگين خود برساند.پس از اين فتواي تاريخي که نشات در سازش ناپذيري وصلابت وروحيه انقلابي حضرت امام (ره) داشت؛ جواناني در سرتا سر جهان اسلام آمادگي خود را جهت عمليات استشهادي اعلام مي دارند.وآرامش رشدي را به همراه تيم محافظ اوبر هم مي زند وهزينه هاي مراقبت از وي براي دولت انگليس به شدت با لا مي رود. واين يکي از با شکوهترين فتوي وارتباط يک مرجع عاليقدر با جامعه ديني است که آثار اين حرکت همچنان نيز گريبا نگير رشدي وايادي استکبار است.

مي توان گفت: اين قرن، قرن امام (ره) است وحقيقتا در ايران ودنياي اسلام، هيچ کس به اندازه امام (ره) در اين قرن اثر مهم نگذاشته اند. اين يک قرن که امام در آن زندگي مي کردند- ودر 10سال آخر ايشانم را در خود نداشته- اما انديشه هاي امام (ره) به اندازه زمان حضورشان کارساز بوده است، يعني 10سال وخيلي سالهاي آينده را بايد به امام فرض کنيم (اهوازي،1386،234)

 

بخش چهارم، حضرت امام خميني (ره) وايام الله

در دوران انقلاب اسلامي روزهاي بياد ماندني رقم خورد که هر کدام ازاين روزها در نزديک کردن نهضت به پيروزي بسيار حائز اهميت بوده است، بي شک اين ايام را بايد ايام الله دانست. در هر کدام از ايام وروزها نقش بيدار کننده حضرت امام خميني(ره) قابل توجه است. در زير به برخي از اين ايام خواهيم پرداخت.

1.يوم الله 15خرداد:

در اين روز قريب 15هزار نفر از مردم مظلوم وستمديده ايران به خاک و خون کشيده شدند. مردم ايران اسلامي که قيام عاشوراي حسيني را سرلوحه خود قرار داده بود فرياد ملتي که شهادت مکتب اوست اسارت ندارد را در دستور کار خويش قرار داد وبرگ زريني در به ثمر رساندن قيام الهي خود رقم زد.اين قيام که در 15 خرداد 1342 مصادف با 12محرم،رخ داد. حضرت امام (ره) به روشنگري پرداخت. ايشان با صدور پيامي خاطر نشان نمود که : ((همان سان که شهادت سيد مظلومان وهوا خواهان قرآن در روزعاشورا سر آغاز زندگي جاويد اسلام وحيات ابدي قرآن کريم بود، آن شهادت مظلومانه واسارت آل الله،تخت وتاج يزيديان را که با اسم اسلام، اساس وحي را به خيال خام خود مي خواستند محو کنند، براي هميشه به باد فنا سپرده وآن جريان، سفيا نيان را از صحنه تاريخ به کنار زد، اين شهادت دلاورانه ملت مظلوم ايران، تخت وتاج پهلويان وجريان پهلوي صفتان را که با اسم اسلام مي خواستند اسلام را از صحنه خارج نمايند وافکار غرب ونشخوار آمريکا را جانشين وحي کنند. از تاريخ ايران بيرون راند. در حقيقت دستاورد نهضت 15خرداد 42، پيروزي 22بهمن 1357بود.(سعادتمند،1386،129)

2.يوم الله 17شهريور:

کشتار وحشيانه 17شهريور ((جمعه خونين)) ديگري در تاريخ انقلاب اسلامي به يادگاري گذاشته است. خبر گزاريها تعداد شهيدان اين روز را صدها نفر گزارش کردند.اين کشتار به بهانه شکسته شدن حکومت نظامي صورت گرفت لکه ننگين ديگري بر دوران ستم شاهي بود. رهبر فرزانه انقلاب اسلامي نيز در اين رابطه چنين موضع گرفتند:

((چهره ايران امروز گلگون است ودلاوري ونشاط در تمام اماکن به چشم مي خورد. آري اين چنين است راه امير مومنان علي (ع) وسرور شهيدان امام حسين (ع). اي کاش ((خميني))در ميان شما بود ودر کنار شما در جبهه دفاع براي خداي تعالي کشته مي شد. ملت ايران مطمئن باشيد که دير يا زود پيروزي از آن شماست. شاه حکومت آشتي ملي مي خواهد روحانيت شريف ايران وسيا سيون محترم را در کشتار خود سهيم گرداند؛ولي فريب او خيلي زود برملا گرديد)).(همان،145)

3.يوم الله 22بهمن:

22بهمن سرآغاز پيروزي انقلاب اسلامي. روزي پيروزي ملت ايران به همراه رهبر اعظم الشان خود که چشمهاي جهانيان را خيره کرد ومعادلات جهاني رابر هم زد تا يکبار ديگر حرکت ملت ما ترجمان آيات الهي شود.

در اين پيروزي تاريخي علاوه بر اتحاد ويکدلي مردم،رهبري حضرت امام (ره) را نبايد فراموش کرد،رهبري که از سوي مردم پذيرفته شد وايشان نيز بدون انگيزه هاي دنيايي وصرفا بر طبق ملاکها ي ديني در اين وادي گام برداشت. ايشان در يکي از پيامها ي خود در 22بهمن 1358چنين مي گويد:

((ملت عزيز ايران، شما شرق تجاوزگر وغرب جنا يتکار رابه وحشت انداخته، هيچگاه با هيچ قدرتي سازش نکنيد که يقين دام نمي کنيد که؛ وهرکس در هر مقام که خيال سازش با شرق وغرب را داشت بي محابا وبدون هيچ ملاحظه اي اورا از صفحه روزگار بر اندازيد. که سازش با شرق وغرب خود باختگي است وخيانت به اسلام ومسلمين است.امروز روز شهادت وخون است، وما هرروز انتظار همه گونه توطئه را در سراسر ايران داريم. ولي مکتب اسلام عزيزمان دستورمي دهد تا دست از آزاديخواهي واستقلال طلبي بر نداريم ومانيز بر نخواهيم داشت)).(همان،161)

4.يوم الله 12فروردين:

پس از پيروزي انقلاب اسلامي تصميم گيريها ي خردمندانه امام (ره)، رفراندوم جمهوري اسلامي ايران را در 12فروردين 1358رقم زد ودر آن ملت قيام کننده ايران وخسته از ظلم واستبداد ستم شاهي بالغ بر 98در صد به جمهوري اسلامي ايران راي دادند. تا حکومت اسلامي ورهبر ديني آن بيش از پيش مشروعيت يابد وچشمها ي مستضعفين عالم به کشورما خيره گردد. حضرت امام (ره) در خصوص حضور آگاهانه وگسترده مردم در اين روز الهي گفتند:

((صبحگاه 12فروردين که روز نخستين حکومت الله است از بزرگترين اعياد مذهبي وملي ماست؛ ملت ما بايد اين روز را عيد بگيرند وزنده نگه دارند. روزي که کنگره هاي قصر 2500سال حکومت طاغوتي فرو ريخت؛ وسلطه شيطاني براي هميشه رخت بر بست وحکومت مستضعفين که حکومت خداست به جاي آن نشست (همان،236)

اين رفراندوم که در فاصله زماني کمي از پيروزي انقلاب اسلامي با کيفيت با لايي برگزار شد نشان از يکرنگي ويکدلي مردوم جامعه داشت. اتحاد ويکدلي که پس از گذشت 3دهه از انقلاب اسلامي هنوز نيز شاهد آن هستيم و در اکثر فراخوانيها شاهد حضور ميليوني شهروندان ايراني هستيم که اين ريشه در انقلاب تاريخي مردم مسلمان ايران دارد.

 

بخش5:حضرت امام خميني(ره) و دفاع مقدس:

يکي از مهمترين وقايع زمان رهبري امام خميني (ره)، وقوع جنگ ايران وعراق بود که با حمايت ابر قدرتها وبا تجاوز عراق به ايران در شهريور 1359 آغاز شد وبه مدت 8سال به طول انجاميد. حضرت امام مديريت عالي جنگ را خود بر عهده داشت ودر تمام مراحل جنگ رهنمودها وپيامهايش راهنما واميد بخش نيروهاي مبارز ايراني در قبال صداميان بود.امام خميني (ره) که شعار جنگ جنگ تا دفع فتنه از عالم را وجهه همت خود قرار داده بود وبه هيچ بهايي حاضر به دست کشيدن از آرمان خود نبود، سرانجام به خاطر ملت ونظام وانقلاب قطعنامه 598شوراي امنيت سازمان ملل متحد را پذيرفت(جمشيدي،1388،44) با تدبيرالهي حضرت امام (ره) جنگ تحميلي به پايان رسيد وآغازگران جنگ به هيچ يک از اهداف پليد خود دست نيافتند. براستي در اين جنگ نا برابر، کشور با چندين کشوردر گير بود ودشمن ما از حمايت چندين کشور ابر قدرت بهره مند بود.

جنگ 8ساله تحميلي دستاوردهاي زيادي براي کشور داشت وخون بيش از 200هزار شهيد کشور را در مقابل توطئه هاي مختلف بيمه نموده است. وامروز آزادي وسربلندي کشور مرهون شهيدان وامام شهيدان است. در طول اين ايام حضرت امام (ره) لحظه اي از آرمانهاي اسلامي خود عدول نکرد ودر تمام تصميم گيريها، فرامين کلام الله مجيد وسيره معصومين(ع) در جهاد را مد نظر داشتند.

تشکيل بسيج مستضعفين يکي از دستاوردهاي مهم دفاع مقدس بود. نيروهاي مردمي که جهت پاسداري از کيان اسلام همواره در صحنه حضور داشتند وبا رهبري حضرت امام (ره) روحيه اعتماد بنفس خود را چنان بکار برده که صحنه هايي همپاي عاشوري را رقم زد وعصر معاصر را که در گير هيجانات کاذب ومستي ناشي از تکنولوژي بود بيدار نمود وبه صراط مستقيم رهنمون کرد. دفاع مقدس که با تدابير حضرت امام (ره) پشت سر کذاشته شد , باعث سازندگي در تمام نسلها شد ومردم کشور ما را به اين باور رساند که در سايه ايمان وتوکل بر خداوند مي توان بر تمام سختيها فائق آمد وجلوي طمع استکبار وبد خواهان که به کيان اسلام چشم طمع دوخته اند ايستاد.

حضرت امام فرمودند:(( مادر جنگ ابهت 2ابر قدرت شرق وغرب را در جنگ شکانديم)). پس از جنگ تحميلي نيز همين نسل تربيت شده، شروع به بازسازي ويرانيهاي جنگ نمود ودوران پر افتخار سازندگي را پشت سر گذاشت وهم اکنون کشور ما با داشتن جوانان با روحيه و مبتکر شاهد پيشرفت روز افزون هستند

 

بخش6:حضرت امام خميني(ره) وجانشيني ايشان:

لازم بود نهال نوپاي اسلام پس از دوران درخشان حيات اسلام به فردي شايسته محول شود که حضرت امام (ره) خيلي قبل از وفاتشان اين مهم را در دستور داشتند وشخصي را نيز دراين رابطه مدنظر قرار دادند. ايشان پس ازاينکه متوجه شدند گزينه مورد نظر نمي تواند شايستگي لازم را جهت رهبري داشته باشد وي را عزل نموده واز موضع خود کوتاه آمد يکي از آخرين جمله هاي از وصيت نامه سياسي الهي امام (ره)اين است که ملاک تشخيص آدمها حال حاضر آنهاست. اين درتمام طول تاريخ بوده که گروهي در جبهه حق تغيير موضع داده ويا از جبهه باطل به سوي جبهه حق آمده اند. پس از گذشت زمان واز آنجايي که جامعه اسلامي ماهمواره به عنوان دنياي اميد امت اسلام مورد حمايت حضرت بقيه الله العظم وحضرت حق مي باشد. شخص ديگري ازاسلاله پاک رسول الله (ص)سکان هدايت جامعه را بدوش گرفتند.

در جامعه اسلامي ما انتخابات مستقيم وغيرمستقيم توسط خود مردم انجام مي شود در خصوص انتصاب ولي فقيه ورهبر کشور نيز مجلس خبرگان رهبري نقش تعيين کننده اي دارد. اين مجلس که انتخاب شده خود مردم است در شرايط حساس، تصميمي حياتي ومهم را اتخاذ نمود. پس از رحلت حضرت امام (ره) نيز اين مجلس وارد شور شد ومقام معظم رهبري حضرت امام خامنه اي را بعنوان رهبر انقلاب اسلامي انتخاب نمود. البته حضرت امام (ره) در حين حيات خويش، مقام معظم رهبري را شايسته رهبري مي دانند وبارها مسئولين ارشد نظام اسلامي بر اين مهم صحه گذاشته اند.در دوران رهبري ايشان نيز کشور دچار تغيير وتحولات زيادي شده است ودر هر کدام از اين جرينات شاهد تدابير اصولي مقام معظم رهبري مي باشيم. که اوج آنرا ميتوان در مديريت الهي ايشان در خنثي کردن فتنه 88عنوان. امروز ولي فقيه نه تنها رهبري جامعه ما ر ا برعهده دارد، بلکه مورد توجه ساير ملل مسلمان دنيا نيز مي باشد. گروههاي اسلامي نظير حزب الله لبنان که در مقابل تجاوزهاي اشغالگران صهيونيسم مي ايستد. بدون شک آرمانهاي خود را از انقلاب اسلامي ورهبران گرانقدر آن دارد واين مهم بارها توسط رهبران آن تاکيد شده است.

در خصوص بحث جانشيني قابل ذکر است که، طبيعي است که بر اساس نظريه انتخاب تعيين جانشين از سوي رهبر يا ولي فقيه امري مردود به شمار مي آيد بلکه اين مردم هستند که جانشين رهبر را بر مي گزينند. مگر آنکه مردم ضمن انتخاب رهبر به اواختيار واگذاري مقام خويش به به ديگري يا تعيين جانشين را تفويض کنند. در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيزچنين حقي براي رهبر در نظر گرفته نشده است. اين در حالي است که برخي از طرفداران اين نظريه قائل به گزينش جانشين شده اند؛ براي نمونه گفته شده است، امام راحل (ره)به عنوان ولي فقيه، حق نصب فقيهي را براي بعد ازخود به عنوان رهبر داشته است.همانطور که امام صادق(ع) فقيهان زمان خود را بعنوان حاکم تعيين فرموده اند.

اين معنا در باره حضر ت امام (ره) غلو آميز نيست وهرگز نمي خواهم امام را در عرض ورديف امام معصوم(ع) قرار دهم. بلکه اين حق ناشي از مسئوليت اداره ورهبري امت است. همانطور که امام علي(ع) حق تعيين استاندار داشته اند فرزندش امام صادق (ع) هم،چنين حقي را دارند. به همين ترتيب ولي فقيه حق تعيين رهبر بعد از خود را دارا مي باشد.

به اين نظريات ايراداتي چند وارد کرده اند:

اولا : حضرت امام صادق(ع)، امام بعد از خويش را تعيين نکرد، بلکه اورا معرفي نمود وبين معرفي ونصب تفاوت است.

ثانيا:فقيه ديگري که خود طبق مبناي نصب از سوي معصومين (ع) به ولايت منصوب شده است معنا ندارد که بار ديگر از سوي رهبر قبلي نصب شود.

ثالثا: استفاده از ((فاني قد جعلته عليم حاکما))چگونه به فقهاي منصوب تسري داده مي شود که همه آنها هم بگويند ((فاني قد جعلته حاکما)) بعلاوه اين نوع نگرش با طرز فکر امام خميني (ره) در آثار وي چون،ولي فقيه وکتاب البيع در رساله اجتهاد وتقليد جور در نمي آيد.چه او او هرگز اشاره اي به نصب جانشين از سوي ولي فقيه نکرده ولذا اوبه نصب فقيه پس از خود معتقد نبوده است. همچنين از تماميت نظريه نصب وادله آن نيز نمي توان اين مساله را استنباط کرد بلکه شايد بتوان گفت که فقيه صرفا در زمان حيات خود مي تواند اختيارات خويش را (کلا يا بعضا در شرايط خاص) به ديگري واگذار کند يا اينکه اصولا به نفع ديگري(که شرايط احراز ولايت را دارد) از ولايت کنارگيري نمايد.

بنابراين از تماميت نظريه انتصاب نيز مساله انتخاب جانشين از جانب يک ولي فقيه به صورت مشخص وخاص ودر قالب تعيين خاص بر نمي آيد.(جمشيدي، 1388، 635و634 )

اما آنچه که از سيره اعتقادي والهي حضرت امام (ره) بر مي آيد اينست که ايشان نقش مردم را در تعيين سرنوشت خود موثر مي داندولحاظ نمودن خواسته هاي مردم که ولي نعمتان جامعه از سوي ايشان لقب گرفتند از اوجب واجبات دانسته اند. ايشان خدمت به مردم وجلب رضايت ايشان را ضامن بقاء جامعه اسلامي مي دانند ومسئولين نظام را نيز به اين مهم دعوت مي نمايند. بنابراين مسئله رهبري وجانشين نيز نمي تواند در ديدگاه امام (ره)جنبه شخصي باشد ودخالت مردم با انتخاب افرادي صالح در قالب مجلس خبرگان جهت تعيين رهبري خود صادق گوياي اين مدعا ست.

دشمنان اسلام نيز پس از رحلت حضرت امام خميني (ره) به خيال خام خود در صدد بودند که به نظام نوپاي اسلامي ما ضربه وارد نمايند واحساس مي کردند اين انقلاب اسلامي که مرهون خون هزاران شهيد است پس از رحلت امام(ره) از هم گسيخته خواهد شد واين در حالي بود که در ضل توجهات حضرت بقيه الله العظم وتعييدات الهي شاهد حضور فردي شجاع،مدبر،محبوب وانديشمند بر سکان رهبري جامعه اسلامي بوديم.

يکي از ويژگيهاي بارز نظام اسلامي ما حضور حداکثري مردم در تمام جريا نات مي باشد؛در خصوص آنچه بعد از رحلت امام(ره) پيش آمد نيز نقش ممتاز وکليدي مردم چه در مراسم خاکسپاري امام (ره) وچه در همراهي با آرمانهاي ايشان وانتخاب مقام معظم رهبري قابل ستايش است ودر تاييد اين مطلب نيز جمله حضرت امام (ره) خود گويا ستکه فرمودند: ((شما از مردم حجاز در عهد رسول الله نيز بهتر هستيد)).

 

بخش7:امام خميني(ره) وسياست خارجي:

سيره اعتقادي،الهي حضرت امام (ره) در خصوص سياست خارجي نيز مبتني بر ارزشهاي ديني واسلامي بود. ايشان در اين رابطه طرفداران مظلومان عالم بود؛ وبا ددمنشي سردمداران غرب وشرق به مبارزه پرداخت. وي در هرکجا ي عالم که مظلومي را که فرياد فرياد دادخواهي داشت،حمايت نموده واعلام مي نمود که چنين کشورهايي با روحييه تجاوزگري جايي در سياست خارجي ما نخواهند داشت. در اين رابطه ميتوان به پيام ايشان در خصوص قطع رابطه با آمريکا اشاره نمود:

((ملت شريف ايران، خبر قطع رابطه بين ايران وآمريکا را دريافت کردم واگر کارتر در عمر خود يک کار کرده باشد که بتوان گفت به خير وصلاح مظلوم است،همين قطع رابطه است. رابطه بين يک ملت بپا خواسته براي رهايي از چنگال چپاولگران بين المللي با يک چپاولگر عالمخوار،هميشه به ضرر ملت مظلوم وبه نفع چپاولگر است ما اين قطع رابطه را به فال نيک مي گيريم، چون که اين قطع رابطه دليلي بر قطع اميد آمريکااز ايران است. ملت رزمنده ايران اين طليعه پيروزي نهايي را که ابرقدرت سفاکي را وادار به قطع رابطه يعني خاتمه دادن به چپاولگريها کرده است، اگر جشن بگيرد حق دارد. ما اميدواريم نابودي سر سپردگاني مثل سادات وصدام حسين بزودي انجام گيرد وملت هاي شريف اسلامي به اين انگلهاي خائن، آن کنند که ملت با محمدرضا ي خائن کرد؛ وبه دنبال آن براي آزاد زيستن وبه استقلال تمام رسيدن، قطع روابط با ابرقدرتها خصوصا آمريکا نمايند. من کرارا گوشزد نموده ام که رابطه ما با امثال آمريکا، رابطه ملت مظلوم با جهانخواران است)).(سعادتمند،1386،26)

همانطور که از اين پيام بر مي آيد قاطعيت بدون سازش امام خميني (ره) مرزبندي واضح وروشني با استکبار وايادي آن ترسيم نموده است. واکنون 3دهه از انقلاب شکوهمند اسلامي مي گذرد تمام تلاشها جهت ضربه زدن به نظام اسلامي ما بي نتيجه مانده است، وايادي شرق وغرب نتوانسته اند به اهداف پليد خود نائل شوند، که اين در سايه حمايت هاي حضرت حق وائمه معصومين (ع)، اتحاد وهمبستگي مردم ورهبري متعهدانه ولي فقيه مي با شد.

البته موضع گيريهاي بحق جمهوري اسلامي ايران در سياست خارجي خود باعث شده است،ساير دول آز اديخواه عالم نيز به طبع ما در مقابل زياده خواهي مستکبرين عالم بايستند واجازه ندهند که سرمايه هاي مادي ومعنوي ايشان به غارت برود.هرچند که خوي ددمنشانه استکبار بدنبال چپاول دول مظلوم عالم است ودشمني آنها بويژه با امت اسلام، يک کينه ودشمني ديرينه است ودر همه حال بايد بيدار، واز غفلت وکوتاهي دور بود. 

 

بخش8:تربيت واخلاق از ديدگاه امام خميني (ره)

هدف از خلقت انسان بر طبق نص صريح قرآن کريم عبادت وبندگي خداوند بزرگ است. وارزش وجودي هر انساني بستگي به اين دارد که بتواند در اين راستا گام بردارد. واين تنها ويژگي است که خداوند فقط براي انسان قائل شده است. ودر واقع قدرت شناخت ودرک از  آن انسان است وبه همين واسطه انسان اشرف مخلوقات است ومقام خليفه الهي را از خود نموده است. حضرت امام (ره) نيز با با موقعيت سنجي مثال زدني  تمام محورهاي حرکتي خود را بر مبناي به کمال رساندن انسان وارزش دهي به او قرار داد.

بنا براين امام خميني(ره) با توجه به ويژگيهاي که از انسان ترسيم مي کند وبر اساس منزلت وجايگاه وشاني که براي انسان قائل است، مصلحت واقعي وسعادت حقيقي وراستين او را در اين مي بيند که اين موجود چند بعدي وهمه جانبه از همه استعدادهاي دروني خود بهره جسته وبه منزلت حقيقي خود که نيل به مقام خليفه الهي است،واصل گرددگستره خير وسعادت راستين، ناشي از ابعاد مختلفي است که امام خميني (ره) آنها را براي انسان بر مي شمارد وچون به برابر ي ذاتي انسانها باور دارد ودر سنجش کلي خود، مصلحت همه انسانها را مورد توجه قرار مي دهد.او از آنجايي که انسان را در تعيين سرنوشت خويش آزاد مي داند واو را در پيمودن مسير سعادت يا شقاوت مختار مي داند، از هرگونه اکراه واجباري براي تحقق سعادت حقيقي او پرهيز مي کند، ولي با کاربرد همه شيوه ها و روش هاي رايج جهت را بر مخاطبان خويش تمام مي سازد  تا در آنجام تکاليف انساني والهي، کوتاهي و قصور نشده باشد. اينگونه مسائل بويژه در آثار چون شرح چهل حديث، شرح حديث جنود عقل وجهل، تفسير سوره حمد وغيره به وضوح بيان شده است. براي نمونه در شرح چهل حديث آورده است، هان اي عزيز گوش دل باز کن ودامن همت به کمر زن وبه حال بدبختي خود رحم کن، شايد بتواني خود را به صورت انسان گرداني واز اين عالم به صورت آدمي بيرون روي که آن وقت از اهل نجات وسعادتي، بنابراين انسان بالقوه خليفه وجانشين خدا در روي زمين است وموجودي است عظيم، متعالي، با فطرتي پاک، خداگونه واستعدادهايي که توانايي رساندن اورا به سعادت ابدي وحقيقي دارند. اما مهم اين است که انسان بتواند با به بکار گيري استعدادها بصورت وقرار گرفتن در مسير صراط مستقيم وعدالت که دشوارترين مسير است به سوي انسان حقيقي گام بردارد وبه صورت بالفعل جانشين وظيفه خدا شود واين امر بس سنگين است چه نياز به استقامت وعدالت در تمام امور و لحظات زندگي دارد و بالجمله، استقامت وعدم خروج از وسطيت در همه مقامات از اشد امور است بر سالک در مجموع، امام خميني (ره) مصلحت انسان را تحصيل کمالات، تزکيه نفس، پاسخ به نداي فطرت خدايي، عدالت آزادي، رفع نيازهاي مادي ومعنوي، تامين سعادت دنيوي واخروي، رشد تعالي، ودر يک کلام آدم شدن وتقرب الي الله وخدمت به همنوعان وذوب شدن در خدا وجامعه مي داند.(جمشيدي،1388،179،178)

بنا براين تربيت ديني جامعه يکي از مهمترين دغدغه هاي حضرت امام (ره) بود وايشان اين مهم را يکي از نيازهاي جامعه بويژه نسل جوان مي دانست. ايشان در سايه همين تربيت ديني واسلامي بود که توانست جوانان،پر شور وبه کمال رسيده اي را به جامعه اسلام تقديم نمايد. که بتوانند در شرايط حساس به اسلام خدمت نمايند.معنويت، گمشده جامعه ما بود که بواسطه القائات غرب وشرق در فساد وتباهي غوطه ور بود وبا روشنگريهاي حضرت امام (ره) شاهد آن بوديم که جامعه به سمت تعالي حرکت نمود وتوانست سرود معنويت واخلاق را در سطح جامعه طنين انداز نمايد. وانقلاب ديني وفرهنگي حضرت امام (ره) يکي از مهمترين دستاوردهاي نظام ماست که لازم است اين وديعه الهي در تمام اعصار توسط آحاد مردم حفظ گردد.

 

بخش 9 : نتيجه گيري

آنچه از زندگي سراسر اخلاص وتقواي الهي حضرت امام (ره) برداشت مي شود. اين است که ايشان در خدا ذوب شده بود ووجود الهي آن نمي توانست ظلم وبيداد روزگار را ببيند. در جامعه متدين ما، فرهنگ بيگانه، فرهنگ برهنگي و هوس را چنان گسترش داده بود که جوانان ما، نسبت به آنچه در اطرافشان مي گذشت بي تفاوت بودند. وآنچه معيار وارزش بود دنيا طلبي وزياده خواهي بود. حضرت امام (ره) هنگامي که ديد دژخيمان نسبت به اقتصاد ما طمع دارند وبدنبال چپاول ثروت مردم هستند. وارد صحنه مبارزه شد وبا افشاي همه جانبه سياست هاي آمريکاي جنا يتکار پرده از اهداف ومقاصد شوم ايشان برداشت.وي اعلام کرد((اي علماي اسلام،من احساس خطر مي کنم، اي روحانيون بپا خيزيد واسلام را نجات دهيد)). ايشان سيره معصومين (ع)، ويژه قيام امام حسين(ع) را بعنوان الگو به جامعه معرفي مي نمايد واعلام مي دارد که قيام حسين (ع) بايد الگو وسرمشق قرار گيرد. ومردم نيز که پيشينه فرهنگي شان نشان از اعتقاد راسخ به ائمه اطهار (ع) دارد؛ حضرت امام (ره) را بعنوان کسي که مي تواند آنها را از يوغ ستم شاهي نجات دهد پذيرفتند وحضرت امام (ره) نيز چه در زماني  که در تبعييد بود وچه زماني که در کشور بودند، به افشاگري در خصوص استعمارگران پرداخت.

البته در کنا ر قيام مردمي عنا يات حضرت حق وتوجهات حضرت بقيه الله العظم را نيز نمي شود نا ديده گرفت بلکه انقلاب اسلامي ما به رهبري امام خميني (ره) را نمي توان به صرف يک حرکت مردمي دانست، در اين قيام وحرکت بدون شک ردپاي عنا يات ومعجزات الهي را ميتوان به وضوح مشاهده کرد که البته اين عنايات وتوجهات صرفا شامل دوران پيروزي انقلاب نمي شود ودر تمام سه دهه انقلاب اسلامي شاهد اين معجزات وتوجهات الهي هستيم. وتا مادامي که ارتباط الهي ملت ما برقرار است واتحاد وهمدلي وجود دارد ميتوان اميد وار باشيم که کشوري آزاد ورها از تمام قيود استکبار هستيم.

پرداختن به ابعاد شخصيتي حضرت امام (ره) کار آساني نيست زيرا ايشان برگزيد ه شده بود تا ترجمان آيات الهي بشود واميد مستضعفان عالم به خاموش نگرآيد؛ وبه عالم اسلام اثبات نمايد. که در صورت که در کنار هم با يکدلي ووحدت قرار بگيرند مي توانند در مقابل هر تهاجمي مقاومت نمايند واين ريشه در اعتقادات الهي ايشان داشت.

حضرت امام (ره) فارغ از هرگونه ابزار مادي واعم از تحصيلات کلاسيک، تجهيزات نظامي، نقشه جنگي و...، توانست به صرف اعتقادات وتوکل بر خداوند رژيمي 2500ساله را براندازدتا نقش معجزه آساي ايمان را براي همگان زنده نمايد.

نقش آفريني حضرت امام (ره) بواقع زنده نمودن قيام معصومين (ع)است. اگر چه ايشان معصوم نبودند ولي چنان رهروي صديقي بود که توانست با مدد گرفتن از همين سيره معصومين (ره)،تداوم گر راه روشن اهل بيت (ع)باشند.

ابعاد قيام و شخصيت ايشان بدون شک از مرزهاي کشور نيز گذشت وهمينک قيامهاي مردمي در اکثر دول اسلامي برعليه استبداد نمي توان بي تاثير از قيام الهي مردمي ما دانست.

حضرت امام(ره) اثبات نمودند که ظلم وستم نمي تواند پابرجا باشد؛ و مردم دنيا نبايد با بي توجهي نسبت به سرنوشت خود به زير سلطه مستبدين عالم شود، امروز اگر سرزمين ما در اشغال هيچ متجاوزي نيست ومي توان در اين سرزمين آزادانه زيست،مرهون فداکاريهاي شهيدان وامام شهيدان است. واين از خود گذشتکي بايد در همه ادوار ارج گذاشته شود.

حضرت امام (ره) در گفته اي مي فرمايند( (پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملکت شما آسيب نرسد)). بنابراين ميتوان نتيجه گرفت که محوريت ولي فقيه در جامعه تا چه اندازه مي تواند نسبت به تعالي جامعه اهميت داشته باشد.

اکنون که مديريت و رهبري جامعه برعهده يکي ديگر از فرزندان زهراي اطهر (س) است؛ که با گوش به فرمان ايشان، ضامن آزادي و صلابت جامعه ما خواهد بود.

در واقع يکي از بزرگترين دستاوردهاي سير، در سيره حضرت امام (ره)، رسيدن به اهميت وجايگاه ولي فقيه مي باشد. در طول تاريخ نيز هرکجا رهبران ديني مردم تضعيف شده اندزمينه حضور وبروز دشمن فراهم شده است.

زندگي امير المومنين علي(ع) خود يک نمونه بارزي است از اين مدعا است؛هنگامي که ايشان 25سال خانه نشيني را اختيار کردند وبا وجود اينکه حضرت رسول اکرم (ص)، ايشان را در بين امت اسلام بعنوان رهبر وجانشين بعد از خود معرفي مي کند؛ گروهي سود جو ودنيا طلب چگونه اين حق مسلم را غصب مي کنند وفرصت هدايت ورهبري امت اسلام را از حضرتش مي گيرند.

امروز نيز تنها زمينه سعادت را بايد در اسلام وعمل به دستورات ديني جستجو کرد.ولا غير،زيرا نمي توان با معيارهاي دنيايي امتي را به سعادت رساند واين سيره معصومين (ع)ونائبين ايشان، نظير حضرت امام (ره)،به وضوح به منصه ظهور رسانده اند.

نکته قابل توجه ديگر اينکه همواره آزادي وسربلندي جامعه اسلامي ما مورد حسد دژخيمان بويژه آمريکاي جنا يتکار است. بنابراين همانطور که در 30ساله انقلاب اسلامي شاهد توطئه هاي آنها هستيم، بايد همچنان خود را مجهز به سلاح ايمان علم  وتقوا نمائيم تا بتوانيم که در مقابل اين ددمنشي ها مقابله نمائيم وانشاءالله انقلاب اسلامي خود را به انقلاب حضرت حجت متصل نماييم.

نکته مهم ديگري که در اين مجال ضروري بنظر مي رسد اينکه، وصيت نامه سياسي الهي بايد در تمام ادوار انقلاب اسلامي مدنظر قرار گيرد ووصا يا ورهنمودهاي امام راحل (ره) مي بايست در تمام اعصار ملا ک عمل قرار گيرد. شخصيت ايشان وراهکارهاي عالمانه وي نشان داد که در سايه ايمان به خداوند مي توان بر مشکلترين موانع نيز فائق آمد. وي با دستمايه قرار دادن فرامين کلام الله مجيد وسيره ائمه معصومين (ع)توانست حکومتي مبتني بر ارزشهاي ديني واسلامي را پي ريزي نمايد، که اميد تمام مستضعفان عالم قرار گيرد. حضرت امام (ره) داراي سيره وروشي بود که نمي توان براي آن تاريخ مصرف قائل شد بلکه هرچه بود صلابت واستواري مثال زدني ايشان است.

نکته قابل توجه ديگر خطاب به قشر تحصيلکرده نظام اسلامي است، امروزه که تقليد از بيگانگان وزندگي ماشيني آنها به عنوان يک عادت در آمده است وافراد زندگي غربي را براي خود يک افتخار مي پندارند، الگو پذيري از شخصيت ممتاز امام راحل(ره) براي جوانان تحصيلکرده ما اعم از حوزويا ودانشگاهيان بسيار موثر ومفيد خواهد بود.اين الگوبرداري هم در ساده زيستي، تقوا وپرهير گاري، شجاعت وصبر وساير ابعاد ممتاز شخصيت ايشان مي بايست صورت گيرد.

نبايد سيره حضرت امام (ره) وتبيين شخصيت ايشان منحصر به ارائه واحد هاي درسي باشد، مي بايست متوليان تعليم وتربيت جامعه اسلامي ما به گونه اي با اين مقوله مواجه شوند، که جوانان جامعه ما الگوبرداري از شخصيت ايشان را بعنوان يک نياز جهت تکامل روحي واخلاقي خود بدانند.وبراستي چه با شکوه الگويي است پيروي از خط انبياء و عالمان دين.

لازم است دائم براي مردم جامعه ما تکرار شود که آنها براي چه قيام نمودند وبا چه ابزاري توانستند حکومت اسلامي را بثمر برسانند. مردم بايد متوجه باشند عوامل از هم گسيختگي نظام اسلامي ما چه مي باشد.مرور  دوران مختلفي که بر کشور گذشته است، در تنوير افکار جوانان جامعه ضروري است. حضرت امام وآرمانهاي مقدس ايشان مي بايست به نسل جوان،دختران وپسران جامعه با جذاب ترين صورت ممکن ارائه شود. در صورتي که نسلهاي مختلف انقلاب اسلامي با آرمانهاي امام راحل بيگانه شوند ويا خداي نکرده نخواهند که اين اصول الهي را بپذيرند با يد شاهد افول ارزشها و وابستگي همه جانبه به غرب باشيم.

با توجه به جوان بودن جامعه ما، رسيدگي به امور تربيتي جوانان ونوجوانان از اولويتهاي کاري است. يکبار حضرت امام در بازيابي نسل جوان ورساندن آن به مرز خود باوري چنان موفق عمل کرد که جهان را به حيرت انداخت واينک اين نسل با يد ادامه دهنده خون هزاران شهيدي باشد که از عزيز ترين چيز خود گذشت تا بتواند سربلند باقي بماند.

به غير از عموم مردم دولتمردان جامعه اسلامي نيز اين وظيفه سنگين را برعهده دارند که ضمن عمل نمودن به وصاياي حضرت امام (ره)، مردم جامعه را ولي نعمتان خود بدانند واز کوچکترين خدمت به ايشان دريغ نورزند. که کوتاهي در خدمت ونا اميدي مردم از نظام اسلامي، گناهي نا بخشودني است وتبعات سنگيني را بر جامعه اسلامي تحميل خواهد کرد.خدمت در جامعه اسلامي هيچ گاه پايان نمي پذيرد وبايد تلاش مجدانه در سايه توکل بر خداوند جزء اصول وبرنامه هاي زندگي هر فرد مسلمان ايراني باشد.

نکته حائز اهميت ديگر اين که رسانه هاي مکتوب وغير مکتوب جامعه نيز مي بايست اهداف نظام اسلامي خاصه منويات حضرت امام راحل (ره) و مقام معظم رهبري را که جدا از اهداف حضرت امام نمي باشد فراموش نکرده ودر توليدات خود آرمانهاي نظام اسلامي را به بهترين وجه ممکن به تصوير بکشند.همانطور که امام راحل (ره) فرمودند: ((صدا وسيما يک دانشگاه است)). مي بايست رسانه ملي نيز نقش روشنگري خود را به بهترين وجه ممکن ارائه نمايد واز امکانت موجود بصورت علمي، پاسخگوي نيازهاي جامعه باشد.

به غير از اين حوزويان ما در مدارس علمي نيز نقش تعيين کننده اي در تداوم راه امام خميني (ره) دارند. ايشان بايد با رعايت ذي طلبگي وساده زيستي بتوانند آرمانهاي انقلاب اسلامي را در سطح جامعه تبليغ نمايند وذره اي از اهداف مقدس اسلام کوتاه نيايند. بدون شک اسلام عزيز مرهون خون هزاران روحاني وعالم ديني است که توانستند، با از خود گذشتگي و حضور مستقيم در صحنه نقش روشنگري قابل توجهي در حيات جامعه اسلامي داشته با شند. اينک نيز اين وظيفه در اين برهه حساس عميق تر وقابل توجه تر است. حضرت امام نيز روحانيون جامعه وعالمان ديني مردم را پيشگامان حرکت هاي انقلابي مي دانستند وهمواره به ايشان توصيه مي کردن که از جهاد علمي واخلاقي فروگذار نباشند. با توجه به دسترسي عالمان ديني جامعه به تريبونهاي بسيار مهم نظير مساجد وحتي مراکز علمي لازم است با منطقي ترين صورت ممکن نسل جوان وآحاد مردم را تداوم ارزشهاي انقلاب راهنمايي کنند ومساجد ومرکز ديني محلي براي انديشه ورزي وتفکرات پوياي اسلامي شود.

پايگاه مساجد، پايگاهي بس عظيم است که لازم است ضمن تقويت آن نسل جوان جامعه را به آن علاقه مند نمود وتلاش کرد اين مرکز جذابيت هاي لازم را جهت تربيت صحيح مخاطبان خود داشته باشد.

شناخت سيره الهي اعتقادي حضرت امام (ره) از يک سو وانتقال اين سيره وروش از سوي ديگر مواردي بود که در اين مجال کوتاه به آن پرداخته شد. انقلاب نوپاي اسلامي ما در حالي که سه دهه از حيات پر برکت خود را پشت سر مي گذارد. بحرانهاي زيادي را پشت سر گذاشته، که چه در حيات حضرت امام (ره) وچه در دوران رهبري حضرت آيت الله خامنه اي،شاهدبهترين تدابير در اين بحرانها هستيم واين نشات از ميزان تقيد و ايمان ايشان در حل اين مشکلات است. در همه اين موارد نقش مرد م نيز نقشي محوري واساسي بوده و درکنار ولي فقيه زمان خود توانسته اند سرود زيباي همدلي واتحاد را به بهترين نحو ممکن سر دهند.

وصيت نامه سياسي الهي حضرت امام (ره)، يکي از مهمترين اسناد راهبردي نظام اسلامي ماست که با يد ضمن بررسي همه جانبه آن،تمام سطوح مملکتي خود را موظف بدانند از آن تبعيت نموده ودستورات آنرا سرلوحه برنامه ريزيهاي خود نمايند.بدون شک نقش امام (ره ) در به ثمر رسيدن انقلاب اسلامي کليدي است واين نبايد از يادها برود. سيره زندگي امام (ره) در همه ابعاد، سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و... بايد در همه اعصار در جامعه ساري وجاري باشد وجايگاه ولايت فقيه جايگاهي، ممتاز باشد که بتواند با پشتوانه مردمي استقلال جامعه را در تمام، سطوح برآورده کند. نکته پاياني قدر داني همه ما از اين نظام اسلامي است که براي ما عزت وافتخار را آفريد وحضرت امام (ره) نيز فرمودند: حفظ نظام اسلامي از اوجب واجبات است. وهمه ما بايد اين وديعه الهي را با جان ودل پاس بداريم واجازه ندهيم دست ناپاک بيگانگان به آن برسد.

 

منابع و مآخذ:

1.اهوازي، عبدالرزاق،1386، امام خميني(ره) به روايت آيت الله هاشمي رفسنجاني،موسسه تنظيم ونشر آثار امام خميني(ره)،تهران

2.جمشيدي، محمد حسين، 1388، انديشه سياسي امام خميني (ره)،موسسه تنظيم ونشرآثار امام خميني(ره).تهران

3.داستاني بيرکي،علي،1385،امام خميني(ره) از نگاه نخبگان جهان،نشر عروج،تهران

4.رجايي،غلامعلي،1384،برداشتهايي از سيره امام خميني (ره)،نشر عروج،تهران

5.سعادتمند،رسول،1386،نامه ها وپيام هاي امام خميني (ره)،جلد دوم، انتشارات تسنيم، قم

6.فلسطين ازديدگاه امام خميني(ره)،1378،موسسه تنظيم ونشر آثار امام خميني(ره)، تهران

7.قادري،سيد علي،1383،زندگينامه امام خميني (ره)بر اساس اسناد وخاطرات وخيال، نشرعروج، تهران

 

  محمودرضا قائم پور

 کارشناس حراست اداره کل تبليغات اسلامي بوشهر

 

چهارشنبه 10 خرداد 1391 - 9:45


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری