دوشنبه 20 آذر 1396 - 5:27
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

شورها و شعارها

 

نگاهي به فيلم روزهاي زندگي(پرويز شيخ طادي)

 

درباره فيلم: روزهاي زندگي ششمين فيلم پرويز شيخ طادي است. آخرين فيلم شيخ طادي شکارچي شنبه با بازي علي نصيريان بود که فروش پاييني داشت. شيخ طادي براي ساخت روزهاي زندگي ابتدا کوشيد فيلم را در سوسنگرد و فضاهاي واقعي بسازد اما اين مسئله به دلايلي ممکن نشد و فيلمبرداري برخلاف ميل او در شهرک دفاع مقدس انجام گرفت.

موضوع فيلم الهام گرفته از روزهاي پس از پذيرش قطعنامه است. فيلمبرداري روزهاي زندگي از اواخر دي سال 89 آغاز شد اما بيش از حد معمول طول کشيد که دليلش مشکلات مالي بود. اين فيلم يکي از توليدات سيما فيلم در جشنواره اخير فجر بوده است. فيلم پس از پايان فيلمبرداري و آغاز مراحل فني در مرحله ساخت موسيقي و تدوين نهايي متوقف شد. اعتراض هاي شيخ طادي به عدم همکاري سيما فيلم در پرداخت دستمزد عوامل از حاشيه هاي توليد اين فيلم بوده است.

حميد فرخ نژاد در حالي که تنها يک هفته به پايان فيلمبرداري مانده بود به اميد اينکه سيما فيلم بد قولي هايش را در زمينه مالي جبران کند گروه را ترک کرد. اصرار هاي شيخ طادي هم بي فايده بود و فرخ نژاد حاضر به ادامه همکاري نشد. اين اتفاق سبب شد تغييراتي به فيلمنامه تحميل گردد.

يکي از امتيازات روزهاي زندگي، طراحي جلوه هاي ويژه آن است. شش ماه پيش از آغاز فيلمبرداري در حالي که فيلمنامه هنوز کامل نبود، طراحان جلوه هاي ويژه بصري(حسين صفا و مهدي مطوري) همکاري خود با گروه فيلمسازي را آغاز کردند. طراحان جلوه هاي ويژه به همراه شيخ طادي به شهرک سينمايي دفاع مقدس رفتند و او دقيقا به آنها گفت که چه مي خواهد و محل هر اتفاقي کجاست. سپس طراحان جلوه هاي ويژه بصري با فيلمبردار و طراح صحنه تبادل نظر کردند تا بتوانند به آنچه مد نظر کارگردان است، برسند.

از اواخر فاز دوم فيلمبرداري کار طراحان جلوه هاي ويژه بصري رسما آغاز شد. فاز اول که مربوط به صحنه هاي درمانگاه مي شد، در تهران فيلمبرداري شد و فاز دوم هم مربوط به فيلمبرداري صحنه هاي پناهگاه بود و در قزوين انجام گرفت. پس از آن طراحان جلوه هاي ويژه بصري وارد مرحله طراحي صحنه هاي جنگ و درگيري شدند.

در روزهاي زندگي 120 نما با زماني حدود 10 دقيقه داراي جلوه هاي ويژه بصري هستند. جلوه هاي ويژه بصري شامل اضافه کردن انفجار و آتش و دود به صحنه ها و برخورد شليک ها بر زمين تا طراحي پرواز جنگنده ها و لشکر تانک ها بود. هلي کوپتري که در فيلم ديده مي شود هم کاملا به صورت مجازي طراحي شده است. آتش گرفتن آمبولانس و منفجر شدن هلي کوپتر هم توسط جلوه هاي ويژه بصري انجام گرفته است.    

تحليل فيلم: روزهاي زندگي با وجود آنکه فيلم متوسطي است ولي در کارنامه فيلمسازي شيخ طادي گامي به جلو محسوب مي شود و تاکنون بهترين فيلم شيخ طادي است.

نقطه قوت فيلم در کارگرداني آن است. صحنه هاي جنگي فيلم شاهدي بر اين مدعا هستند. به خصوص سکانس حمله دشمن به بيمارستان صحرايي پس از پذيرش قطعنامه که به لحاظ قدرتمند بودن، تماشاگر را بي اختيار به ياد نيمه اول فيلم کيميا (احمدرضا درويش) مي اندازد.

در اين سکانس تصاويري واقع گرا از جنگ پيش روي داريم. نماهايي مي بينيم از فضايي آخر الزماني و مملو از انفجار، دود، آتش و خون و ايثار و شهادت که به شدت باورپذير است. ناگفته پيداست کارگرداني چنين سکانس پرجمعيت و پر حادثه اي چقدر دشوار است. رشادت و فداکاري کادر پزشکي مانند رزمندگان در اين سکانس تاثير گذار است برخلاف بيشتر صحنه هاي فيلم که اين ايثار در قالب ديالوگ و به گونه اي شعاري بيان مي شود.   

روزهاي زندگي با مضمون ايثار و جانفشاني پزشکان و پرسنل پزشکي در روزهاي جنگ به غير از سکانس حمله دشمن گاه تک صحنه هاي تاثيرگذاري هم دارد. همدلي فرخ نژاد با رزمندگان زخمي در برخي از صحنه ها خوب پرداخته شده است. جلوه هاي ويژه فيلم هم در ابعاد سينماي ايران قابل قبول است. به خصوص ترکيب جلوه هاي ويژه بصري و ميداني به خوبي انجام شده است.

اما متاسفانه در مجموع آنچه باعث شده فيلم از اثري متوسط فراتر نرود ضعف فيلمنامه است و اينکه شيخ طادي به جاي بيان غير مستقيم مفاهيم ارزشمندي که مي خواهد مطرح کند به شعار دادن و بيان مستقيم روي آورده؛ که اين بدل به پاشنه آشيل فيلم شده است.

مثلا مي توان به صحنه اي اشاره کرد که از نگاه رزمنده اي مجروح شمايلي مذهبي را مي بينيم که تصويري بسيار گل درشت و شعاري است و با فضاي کلي فيلم هيچ تناسبي ندارد و انگار ناگهان به داخل يک فيلم معناگرا پرتاب شده ايم.

يا صحنه اي که پس از پذيرش قطعنامه يکي از رزمندگان هنگام تحويل سلاح مي گويد: «ما براي پيروزي آمده بوديم» و از همرزمش جواب مي شنود: «چه طوري؟ وقتي هنوز بر خودت پيروز نشدي؟» که اين ديالوگ شعاري جملات قصار کتب اخلاقي را به ياد مي آورد و در فضاي حساس پس از پذيرش قطعنامه نمي توان آن را باور کرد.

شخصيت هاي فيلم تک بعدي هستند و پرداختي سياه و سفيد و تيپيک دارند. در آنها جلوه هاي متفاوت و حتي گاه متناقضي از «شخصيت» مشاهده نمي شود. شخصيت ها يا مانند دکتر و پرستار فيلم مظهر اعتقاد، شجاعت و ايثار هستند يا مانند دکتر تازه وارد نمونه کاملي از بي اعتقادي، ترس و حقارت.

روزهاي زندگي همچنين در برخي از لحظات منطق خلق حوادث و داستان پردازي را ناديده مي گيرد. مثل صحنه اي که پرستار بدون هيچ توجيه منطقي از پناهگاه بيرون مي آيد تا پزشک اسير شده را نجات دهد و به شيوه اي کاملا بي منطق و ابتدايي جان همه بيماران و کادر پزشکي را به خطر مي اندازد.

بازي فرخ نژاد تا پيش از نابينا شدن قابل توجه است. اما به هنگام نابينايي نمي توانيم او را در قالب وضعيت جديد باور کنيم؛ و او در نظر مخاطب تنها دارد نقش يک نابينا را بازي مي کند.

روزهاي زندگي مانند کيميا دو پاره است. در نيمه دوم فيلم وقتي حمله دشمن فروکش مي کند و کادر پزشکي و مجروحان در پناهگاه مخفي مي شوند فيلم ايستا مي شود. شيخ طادي سعي کرده با صحنه هاي خروج پرستاران از پناهگاه براي تهيه غذا و ... فيلم را از يکنواختي خارج کند ولي پس از چندي اين صحنه ها حالت تکراري و کسالت باري پيدا مي کنند.

 

دوشنبه 8 خرداد 1391 - 10:26


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری