يكشنبه 4 تير 1396 - 3:4
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

محمدرضا صادقي

 

هويزه در کلام يک رزمنده

 

نگاهي به کتاب«گزارش به خاک هويزه»؛ خاطرات سردار يونس شريفي

 

 کتاب«گزارش به خاک هويزه» از جمله آثار ادبي قابل تأمل در بخش خاطرات دوران دفاع مقدس است که در آن، سردار يونس شريفي، از اهالي و رزمندگان شهر هويزه خاطرات خود از اين شهر را در شش ماه اول جنگ تحميلي روايت مي کند. مصاحبه با سردار شريفي و تدوين اين خاطرات را سيد قاسم يا حسيني، نويسنده و پژوهشگر حوزه ادبيات پايداري انجام داده که حاصل کار، پانصدو هشتادمين محصول دفتر و هنر مقاومت محسوب مي شود و در بخش خاطرات جنگ ايران و عراق، اين اثر، يکصدوهشتاد و چهارمين کتابي است که منتشر شده است. کتاب گزارش به خاک هويزه، از مجموعه کتاب هاي دشت آزادگان است که علاوه بر اين اثر، از اين مجموعه تاکنون کتاب هاي«پنهان زير باران» و «سهام خيام» منتشر شده که اين کتاب ها به بيان خاطرات دفاع بي سلاح مردم اين منطقه پرداخته اند.

سيد قاسم يا حسيني درباره چرايي آغاز نگارش مجموعه دشت آزادگان و کتاب گزارش به خاک هويزه گفته است: پس از بازديد از منطقه دشت آزادگان در سال 1382، طرح اين مجموعه در اختيار مرتضي سرهنگي (مدير مرکز مطالعات و تحقيقات فرهنگ و ادب پايداري و مسئول دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنري) قرار گرفت. بر اين اساس کتاب گزارش به خاک هويزه با خاطرات يونس شريفي- يکي از رزمندگان عرب و معروف دشت آزادگان- از شش ماه نخست جنگ، تدوين شد. در صفحه هاي اين کتاب سايه بلند مرداني را مي بيني که همه دشت آزادگان را مثل کف دست شان بلدند. حسن بوعذار يا حسن قطب نما يکي از صد ها مردي است که دشت ها و جاده هاي جنوب صداي نفس هاي او را به يادگار در دل خود نگه خواهند داشت.

خاطرات سردار شريفي در هجده فصل تدوين شده است. او در بخشي از کتاب درباره محدوده زماني وقوع حوادثي که در اين کتاب آمده اند.(شش ماه نخست جنگ) مي گويد:« براي من شش ماه سال نخست جنگ هشت ساله ايران و عراق به چهار مرحله تقسيم مي شود. مرحله اول از روز 31 شهريور ماه سال 1359 تا مجروح شدن حامد جرفي است. مرحله دوم از ورود برادر شهيد اضغر گندمکار تا 25 آبان ماه و شهادت ايشان در ماجراي مقاومت سوسنگرد. مرحله سوم 45 روزي که با سيد حسين علم الهدي بودم  که روز شانزدهم دي ماه به پايان رسيد و مرحله چهارم جنگ براي من از روز اول بهمن ماه و حضور در سپاه حميديه آغاز شد.»  (ص 245)

در فصل هاي آغازين کتاب به دوران کودکي و نوجواني و سپس جواني سردار يونس شريفي پرداخته شده و در بخش هايي از آن به ماجراهاي تلخ جريان خلق عرب اشاره مي شود که درگيري هاي ناخوشايندي را در ميان عده اي از ساکنان عرب زبان استان خوزستان به ويژه در هويزه و سوسنگرد رقم زده است.

در اوايل فصل ششم کتاب، نشانه هايي از شروع رسمي جنگ در اطراف شهر هويزه ديده مي شود که به مرور اين نشانه ها پر رنگتر مي شود و به لحاظ قرار گرفتن اين شهر در منطقه مرزي بين ايران وعراق، آتش جنگ خيلي زود در در اين نقطه شعله ور مي شود که حوادث بعدي پيامد اين رويداد تلخ است. البته دشمن هدف ها و نقشه هاي به مراتب بزرگ و وسيع تري در سر داشته که اشغال و عبور از شهر هويزه تنها بخشي از آن بوده است.« مسير اوليه دشمن و فلش حرکتشان به سمت هويزه نبود. مسير احتمالي حرکت ارتش عراق از مرز طلائيه و جفير و از آن جا طرف شهر اهواز بود. هويزه در حاشيه بود. دشمن مي خواست هر طور شده در همان يکي، دو روز نخست درگيري خود را به شهر مهم اهواز برساند و آن جا را به اشغال خود در آورد. اگر عراقي ها مي توانستند اهواز را اشغال کنند کار خوزستان تملم شده بود.» (ص61)

با اين حال، ارتش عراق نيمه شب ششم مهر ماه وارد شهر هويزه مي شود و شهر را اشغال مي کند. اين در حالي است که هنوز بسياري از ساکنان شهر در آن اقامت دارند. هسته هاي مقاومت مردمي در شهر شکل مي گيرد و به اين وسيله حماسه و مقاومت اهالي و رزمندگان هويزه وارد مرحله جديدي مي شود.

راوي خاطرات(سردار يونس شريفي) در ادامه به جزئيات اين مقاومت هاي مردمي مي پردازد که در بخش هاي مختلف به تشريح درباره آن ها توضيح داده است. سرانجام در خلال عمليات بيت المقدس در ارديبهشت 1361 هويزه پس از حدود يک سال و چند ماه از چنگ دشمن آزاد مي شود. از بخش هاي مهم  و تاثير گذار کتاب گزارش هب خاک هويزه، توصيف رشادت ها و نحوه شهادت شهيد حسين علم الهدي است که مظلومانه به شهادت رسيده است:« خاک را که کاملاً پس زدم ديدم بر خلاف اجساد ديگر که استخوان هاي جسدشان سالم است، جمجمه حسين خرد شده است. تمام استخوان هاي بدنش خرد و متلاشي شده بود. وقتي اين صحنه را ديدم ناخودآگاه ياد صحنه کربلا افتادم و اسب هايي که اجساد مطهر شهداي کربلا را زير پا له کرده بودند. با کمال تعجب ديدم که آرپي جي حسين زير بدنش قرار دارد. آرپي جي له شده بود. همان جا فهميدم اخباري که درباره رفتار عراقي ها با اجساد شهداي هويزه مي گفتند شايعه نيست بلکه حقيقت دارد. معلوم شد تانک هاي دشمن با شني خود روي جسد شهيد علم الهدي رفته اند و استخوان هاي بدنش را خرد کرده اند.» (ص 291 و 292)

بخش پاياني کتاب، عکس ها و اسنادي از وقايع و رويدادهاي مربوط به موضوع کتاب است. کتاب گرارش به خاک هويزه را اتشارات سوره مهر در تهران چاپ و منتشر کرده است.

 

 

 

دوشنبه 8 خرداد 1391 - 10:22


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری