چهارشنبه 26 مهر 1396 - 3:44
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

محمدرضا صادقي

 

سفرنامه يک روزنامه نگار به سرزمين افغانستان

 

گزارشي از جلسه نقد و بررسي کتاب«در پايتخت فراموشي» نوشته محمدحسين جعفريان

 

نشست نقد و بررسي کتاب«در پايتخت فراموشي» نوشته محمدحسين جعفريان با حضور نويسنده و منتقدان و کارشناسان ادبي؛ بهروز افخمي و محمد سرور رجايي در فرهنگسراي انديشه تهران برگزار شد. در ابتداي اين نشست، جعفريان با بيان اينکه پيش از تدوين اين کتاب خاطره تاليف يادداشت‌هاي هفتگي با عنوان «چکر در ولايت جنرال‌ها» را داشته است، گفت:«اين يادداشت‌ها و استقبال از آن نشان داد که مردم ايران تشنه دانستن درباره سرزمين افغانستان هستند؛ به ويژه هنگامي که اين موضوع با زباني متفاوت نيز همراه باشد.»

وي افزود:«من بارها به افغانستان سفر کرده‌ام و دو دوره نيز رايزن فرهنگي ايران در اين کشور بوده‌ام و در کنار آن درباره اين سرزمين فيلم مستند هم ساخته‌ام و همه اين ها باعث ارتباط بيشتر من با آن شده است. من در سال 80 سفري به شمال افغانستان داشتم که تنها منطقه‌اي بود که هنوز به دست طالبان نيفتاده بود و قصد داشتم يک روز از زندگي احمدشاه مسعود در اين منطقه را به تصوير بکشم. پس از بازگشتم از اين سفر بود که مسعود ترور شد و يک سال بعد به مناسبت سالگرد ترورش بود که مرا دوباره به افغانستان دعوت کردند که ما حصل آن سفر با همراهي بهروز افخمي منجر به نوشتن اين کتاب شد.»

جعفريان ادامه داد:«در اين سفر بسيار مشتاق بودم ببينم افغانستاني که دو دهه گرفتار جنگ بوده و تنها چند ماهي است که آزاد شده است، کابلي که روزي 600 کشته و زخمي مجروح از خود به جاي مي‌گذاشته در چه وضعيتي قرار دارد. همسفري من با افخمي در اين سفر منجر شد که سفري خاطره‌انگيز باهم به اين ديار داشته باشيم و براي من لااقل اين حسن را داشت که بودن در کنار افخمي را ياد گرفتم.»

 

اين نويسنده افزود:«در اين کتاب بيشتر به حواشي پرداختم و سعي کردم با به تصوير کشيدن کابل هفت ماه پس از آزادي از دست طالبان بر جذابيت آن بيفزايم و به همين خاطر ابايي ندارم که بگويم «در پايتخت فراموشي» بخشي از تاريخ مستند معاصر افغانستان است.»

وي همچنين گفت:«به من گفته شده که کتاب تو اگر با تحليل همراه بود، غني‌تر مي‌شد. من اين حرف را مي‌پذيرم، اما خودم را مي‌شناسم. اگر اين کار را امسال منتشر نمي‌کردم تا نمايشگاه سال بعد انتشار آن طول مي‌کشيد.»

جعفريان ادامه داد:«وقتي در ايران صحبت از افغانستان مي‌شود، همه فوري صحبت از اشتراکات فرهنگي آنها با خودمان مي‌کنند؛ در حالي که کمتر به شناخت اين سرزمين تن مي‌دهيم. اين مردمان در همه جاي ايران با ما همراه هستند، اما خيلي از ما هنوز نمي‌دانيم که زبانشان فارسي است. گاهي يادمان مي‌رود که زبان فارسي از دره‌هاي بدخشان بود که براي نخستين بار به خراسان آمد و صاحب اصلي اين زبان ساکنان آنجا بودند. ما گاهي يادمان مي‌رود که بايد بيشترين ارتباط فرهنگي در جهان را با اين سرزمين داشته باشيم؛ چرا که تنها سرزمين همزبان با ما در جهان است.»

جعفريان گفت:«امروز در سايتي خبر خواندم که رايزني فرهنگي ما در اتيوپي کلاس زبان عربي برگزار کرده است. دقت کنيد اين در حالي رخ داده است که مقام معظم رهبري تاکيد داشته‌اند مهم‌ترين کار ما در خارج از کشور آموزش زبان فارسي است. اين تنها يک نمونه از صدها نمونه‌اي است که شعار مي‌دهيم و به آن عمل نمي‌کنيم.»

در ادامه نشست، بهروز افخمي با اشاره به اينکه سفر به افغانستان به منظور تحقيق براي ساختن يک اثر مستند يا سينمايي بود، گفت:«من به شخصيت احمد شاه مسعود علاقه زيادي داشتم و بعد از ترور او هم زياد به اين موضوع فکر کردم که وي به عنوان فرمانرواي افغانستان نمي‌توانسته بي‌دليل دو روز پيش از حوادث يازدهم سپتامبر کشته شده باشد و همه اينها من را به اين وا مي‌داشت که درباره او بدانم.»

وي افزود:«وقتي در افغانستان پا مي‌گذاري، حس مي‌کني به بخشي از ايران بزرگ سفر کرده‌اي؛ ايران بزرگي که تاجيکستان و آذربايجان هم جزوي از آن است، اما در مورد افغانستان همه جنبه‌هاي زندگي در آن براي من قابل توجه بوده است و حس مي‌کردم اگر بخواهم در آنجا فيلم ‌بسازم، مثل فيلم ساختن در ايران برايم لذتبخش خواهد بود.»

افخمي گفت:«محمدحسين جعفريان از گذشته‌هاي دور برايم درباره افغانستان سخن گفته بود و مرا به اين سرزمين علاقه‌مند کرده بود. خودم هم حکايت‌هاي طولاني زيادي درباره اين سرزمين شنيده بودم و هر آنچه هم که راجع به اين سرزمين شاعران و نويسندگان ما مي‌نوشتند مي‌خواندم و همواره در حال سبک سنگين کردن اين بودم که ببينم چطور مي‌شود درباره اين سرزمين اثري داستاني ساخت. اثري که خود افغان‌ها نيز در ساخت آن نقش داشته باشد.»

وي با اشاره به کتاب گفت:«من ياداشت‌هاي جعفريان را  يک گزارش بي‌طرفانه و يک نمونه کامل از ژورناليزم مي‌دانم. آنچه در اين کتاب خوانده مي‌شود، نمونه عيني همان اتفاقاتي است که براي ما رخ داد و اين از نقاط قوت کتاب است.»

در ادامه اين نشست، محمد سرور رجايي، از شاعران افعانستان در سخناني با تشکر از جعفريان براي پرداختن به فرهنگ افغانستان گفت:«به نظر من زحمتي که جعفريان در اين کتاب کشيده است به مراتب از بسياري از فرهنگيان افغانستان نيز بيشتر بوده است.»

وي افزود:«من در سال‌هاي جنگ کابل در اين شهر بودم. اسم جعفريان را شنيده بودم، اما نديده بودمش. پس از مهاجرتم به ايران بود که در سال 75 در روزنامه قدس شعري از او درباره افغانستان خواندم و ناگهان اشک از چشمانم سرازير شد و اين موضوع من را واداشت تا با او آشنايي بيشتري پيدا کنم.»

 

وي افزود:«کتاب جعفريان بسيار هوشمندانه نوشته و گردآوري شده است و به زيبايي يک مقطع تاريخي پس از حضور طالبان در افغانستان را تصوير کرده است. از سوي ديگر، زيبايي ديگر کتاب در ارتباط عمودي است که در آن وجود دارد و مخاطب وقتي آن را مطالعه مي‌کند، دوست دارد صفحه به صفحه آن را دنبال کند و اين هوشمندي حتي در نام هوشمندانه کتاب نيز ديده مي‌شود.»

رجايي ادامه داد:«اين کتاب بايد خيلي زودتر از اينها منتشر مي‌شد. در اين کتاب کارکرد خاطره‌نويسي به کلي فراموش شده است و همين موضوع آن را دوست داشتني کرده است و شايد اين کار و کار اميرخاني تلنگري باشد به ذهن ما که دوباره به سفرنامه نويسي رجوع کنيم.»

وي در ادامه به نقدهاي خود بر اين کتاب اشاره کرد و گفت:«نقد من بر اين کتاب ساختاري و محتوايي نيست. فکر مي‌کنم برخي مطالب با سهل ‌انگاري در کتاب عنوان شده است. مثلا بخش‌هايي که جعفريان درباره منوي هتل در کتابش آورده است مي‌توانست کمي منصفانه‌تر نوشته شود. او در کتاب خود دائم از لغت افغاني بهره مي‌برد؛ در حالي که افغاني تنها به طايفه پشتون‌ها مي‌گويند و ما افغانستاني هستيم نه افغاني.»

رجايي افزود:«کتاب در صفحات نخستين خود به کرات از واژه ترور استفاده کرده و اين نوعي انرژي منفي را به مخاطبان به ويژه مخاطبان افغان وارد مي‌کند؛ به ويژه اينکه درباره مسعود در کشور من ذهنيت‌هاي خاصي وجود دارد.»

محمد سرور رجايي در پايان گفت:«جعفريان با تکرار برخي موارد به نظرم در کتابش دچار نوعي خودشيفتگي شده که اين موضوع مي‌توانست به نوعي با کمتر عنوان کردن برخي موارد تعديل شود.»

کتاب«در پايتخت فراموشي» نوشته محمدحسين جعفريان توسط انتشارت سوره مهر به چاپ رسيده است.

 

شنبه 6 خرداد 1391 - 11:21


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری