پنجشنبه 2 شهريور 1396 - 5:35
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

فرهنگ متين

 

چهره­هاي خندان ملت، بازتاب موفقيت نمايشگاه است

 

گفتگو با مهدي فيروزان مديرعامل شهر كتاب

 

در کشورمان رسم اين است که در محافل تخصصي کتاب را به عنوان يک محصول فرهنگي بررسي کنند بنابراين کمتر به کتاب به عنوان يک صنعت نگاه شده است چنانکه خرده فروشي­هاي کتاب در دنيا صنايع قدري هستند که در چند سال اخير دستخوش تغييرات زيادي شده­اند. همچنين فروشگاه­هاي بزرگي در دنيا بوجود آمده است که کار تحويل کتاب را به دست مخاطبان انجام مي­دهد اما در کشور ما حرفه­ي کتاب فروشي بيشتر از آنکه به عنوان يک حرفه نگاه شود يک کار فرهنگي محسوب مي­شود هيچ کدام از ما نشنيده­ايم که کتاب فروشي در ايران کاري سودآور باشد البته اين تصوري است که بايد تغيير کند در اين ميان شهر کتاب يک نمونه موفق خرده فروشي کتاب است که در سال­هاي اخير از محبوبيت فراواني برخوردار شده است تجربه­هائي که اين مرکز در بهبود شرايط و بدست آوردن توفيقات قابل ذکر در عرصه مطالعه، و فروش محصولات فرهنگي و به نوعي فرهنگ سازي ميان جامعه و عموم مردم از سر گذرانده است مي­تواند دستاويز مناسبي براي سامان دهي هرچه بيشتر به بازار کتاب و توزيع و توليد اين صنعت باشد. بهتر است اين تجربيات از نگاه مهدي فيروزان مديرعامل شهر کتاب عنوان شود هرچند که موضوع گفتگو آسيب­هاي نمايشگاه داري و برگزاري نمايشگاه بين المللي کتاب است اما وي ما را بي نصيب از کسب تجربيات فرهنگي و بين المللي مؤسسه خود نگذاشت باشد که بتوان نگاه­هاي مديران فرهنگي را و شايد همت خموش­شان را جوششي دوباره بخشيد.

- حضور کمي ناشران در نمايشگاه بيست و پنجم کتاب تهران بسيار چشمگير بوده است. نظرتان در اين رابطه چيست؟   

ببينيد گران شدن کتاب باعث مي­شود که عملاً فاصله­اي ميان پيکره و بدنه جامعه کتاب خوان و نشر و چاپ ايجاد شود که متأسفانه در اين دو سال گذشته شاهد گران شدن کتاب بوده­ايم که اين خودش مي­تواند دلايل گسترده­اي به همراه داشته باشد. اين اواخر به دليل تفاوت نرخ ارز و گران شدن نرخ ارز گراني­هائي را در سطح صنعت چاپ و نشر شاهد بوده­ايم که البته اين گراني­ها نگراني­هائي را به همراه داشته است بنابراين عده­اي از ناشران از هزينه کردن براي توليد اثر فاخرتر صرف نظر مي­کنند از طرفي محدوديت­هائي وجود دارد که در اين ميان از حضور برخي از ناشران در نمايشگاه کتاب جلوگيري مي­کنند که البته گاهي عدم حضور اين ناشران کار ناثوابي هم نبوده است چرا که خاطره خوشي از ورود اين ناشران به درون نمايشگاه به خاطر نداريم اما با اين وجود، تعداد کتب و ناشران جديد سال به سال افزايش و رشد داشته است و اين نويدبخش موضوعات بسيار خوبي است چرا که نشان دهنده استقبال مردم از اين نمايشگاه و رضايت آنان و ناشران است.

- معتقديد که حتي با نوع نمايشگاه داري هم مردم رضايت کامل دارند و ناشران از حمايت­ها خوشحال هستند؟

اجازه دهيد يک موضوع را براي شما روشن کنم. نمايشگاه براي ما تنها عملکرد يک نمايشگاه را ندارد نمايشگاه کتاب براي ملت ايران فضائي را ايجاد کرده است که در آن مي­توانيم دوستي و محبت­مان را نسبت به آشنايان و همکاران قديمي و جديد افزايش و تازه کنيم. همين چند لحظه پيش بود که بنده سه نفر از دوستاني که سالها با يکديگر دوست و همکار بوديم و چند وقتي بود که از يکديگر خبري نداشتيم را ملاقات کردم اين ملاقات باعث خوشحالي و گفتگو دو طرف شد و به نوعي پيوندها را تازه کرد. اگر بخواهيم عملکرد نمايشگاه کتاب را بررسي کنيم بايد از چند منظر به آن نگاه شود اول اينکه متقاضيان مي­توانند با مراجعه به نمايشگاه کتاب­هاي مورد نيازشان را با قيمت ارزان و تخفيفات ويژه خريداري کنند دوم اينکه نقدينگي ناشران در نمايشگاه کتاب به شدت رشد مي­کند ما در بازار کتاب شاهد هستيم که وقتي ناشرين کتاب­ها را مي­فروشند تقريباً هشت ماه بعد مي­توانند به نقدينگي برسند اما نقدينگي در نمايشگاه کتاب نقدي و آني است. ناشران با اين نقدينگي مي­توانند به طرح­هاي جديد و به نوعي پرداخت بدهي­هايشان بپردازند و هجمه فشارها را تا اندازه­اي کم کنند سوم اينکه در بحث شادي و نشاط ما با برگزاري نمايشگاه کتاب شاهد يک شادي و شور و نشاط بي نظير ميان مردم هستيم چهره­ها اکثراً شاد و خندان است ما در دنيا کمتر نمايشگاه­هائي را داريم که اولاً اينگونه مورد استقبال قرار مي­گيرند و همچنين مي­توان شور و نشاط را ميان بازديدکنندگان به اين وضوح مشاهده کرد فروشندگان و بازديدکنندگان علارغم فضاي نامساعد و شايد شرايط سخت برگزاري نمايشگاه همچنان شور و اشتياق خود را حفظ کردند اين ملت 10 روز در اين مکان جمع مي­شوند و به شادي و نشاط مي­پردازند آيا ما نمونه­اي به اين بزرگي در جهان سراغ داريم؟

- برخي از کارشناسان معتقدند که اگر ما سيستم توزيع کتاب را سامان دهي کنيم ديگر ضرورت برگزاري نمايشگاه کتاب به اين صورت احساس نخواهد شد؟

نگاه کنيد هر پديده­ي جذابي اگر زمان آنرا زياد کنيم ديگر جذابيت اوليه­اش را از دست خواهد داد اگر اين حرکت با نمايشگاه انجام شود و به نوعي اين نمايشگاه دائمي شود ديگر اين شکوه و جذابيت را نخواهد داشت بنابراين نمايشگاه بايد حالت فصلي و يا سالانه داشته باشد تا بتوان شاهد اين استقبال عظيم باشيم از طرفي بحث توزيع کتاب يک جريان طولاني و پرفراز و نشيب است که حتي سامان دهي به اين جريان ضرورت وجود نمايشگاه حتي بدين صورت را هم نفي نمي­کند ما هيچ امري را در تاريخ هنر جهان نداريم که اگر زمان آنرا طولاني کرده باشيم ميزان جذابيت آن به روزهاي اول تأسيس و تشکيل آن مانده باشد. چرا تنها وجوه مادي و اقتصادي آنرا مورد بازبيني قرار مي­دهيم. چرا نبايد به اين نمايشگاه از لحاظ اقتصادي و فرهنگي و اجتماعي نگاه کرد به نظرم برگزاري نمايشگاه يک ظرفيت ديداري و گفتگو ميان اعضا خانواده­ها را فراهم مي­کند مثلاً پدر خانواده که با فرزند خود شايد در طول يک هفته يک ساعت هم گفتگو نمي­کند در نمايشگاه مي­تواند به مدت 8 ساعت بر سر تک تک موضوعات و کتاب­ها  بحث کند. اين اتفاق در ميان حوادث جاري در تهران شلوغ و پر از ترافيک و آلوده و نامهربان يک اتفاق جالب و منحصر به فرد است.

- به نظر مي­رسد که اکثر فعاليت­ها جريان سازي در نمايشگاه فعاليت­هاي دولتي باشد آيا با خارج کردن دولت از بدنه نمايشگاه از ميزان امکانات و هيجان کاسته نخواهد شد؟

بنده هم اين نکته را قبول دارم که حضور ناشران دولتي بر هيجان نمايشگاه افزوده است اما بايد اين نکته را هم در ذهن داشته باشيم که دولت بايد کم کم تصدي گري­اش را کنار بگذارد و به نوعي بازار کتاب و نشر را به فرمول مشروع اقتصادي که سنت الله است بسپارد که اين فرمول مشروع همان بحث عرضه و تقاضا است دولت بايد گام­ هايش را از اين بازار پس بکشد و تصدي گري را کنار بگذارد بايد بگذارد که اين عرضه و تقاضا به صورت طبيعي مخاطبان خودش را پيدا کند به نظرم دولت هم مي­تواند با حذف يارانه­ها کم کم اين امر را تحقق بخشد و مي­تواند از جنبه­هاي ديگري ناشران را مورد حمايت قرار بدهد و کم کم دولت به سمتي حرکت کند که از تجربه­ي اقتصادي ديگر دول و حکومت­هاي توسعه يافته و يا در حال توسعه در اين امر استفاده کند چرا که حادث شدن اين اتفاق باعث خواهد شد که سيستم نشر بازسازي شود.

- در اين ميان ناشران متولي فرهنگي و هنري بزرگ کشور مانند حوزه هنري يا ارشاد اسلامي در پيوند مردم با فرهنگ کتاب و کتابخواني چقدر مؤثر و مفيد عمل کردند؟

بگذاريد مثالي بزنم. کتاب دا به عنوان يک مثال مي­تواند اينجا مطرح شود مطمئن هستم که اکثر کساني که کتاب دا را مورد مطالعه قرار داده­اند کساني بودند که قبل از خواندن اين کتاب کتاب خوان نبودند ولي با خواندن کتاب دا به خواندن علاقمند شدند و کتاب خواندن را ادامه دادند. کتاب (دا) با اين ميزان چاپ فکر مي­کنم که بايد تعداد نسخه­ي آن به بالاي 250 هزار نسخه رسيده باشد اگر خوب دقت کنيم و منصف باشيم بايد گفت که فکر نمي­کنم کتابي در ايران وجود داشته باشد که 250 هزار مخاطب آن باشند. اگر کساني مصمم شدند که کتاب دا را خريداري و مطالعه کنند از همين تبليغات مفيد دهن به دهن و شفاهي بوده است و از طرفي بايد ظرفيت­هاي نشر سوره مهر را هم مورد تمجيد قرار داد چرا که اين سوره مهر بود که توانست به اين ظرفيت­ها دست پيدا کند و اين ميزان خلاقيت را از دل يک کتاب بيرون بکشد و مخاطبان را به گونه­اي جذب کند که هرکسي و در هرجا سخن از کتب تأليفي اين ناشر بزرگ و عظيم بعد از انقلاب باشد. به حق بايد به مديران اين مجموعه تبريک گفت چرا که هنوز هم شاهد هستيم که کتب اين ناشر با اقبال عمومي و بزرگي در خارج و داخل نمايشگاه روبرو شده است.

- شاهد هستيم که يکي از پرفروش­ترين کتب نمايشگاه بيست و پنجم دو اثر از همين ناشر بزرگ بوده است.

و اين مطئن باشيد که قطعاً اثر حضور کتاب دا در ميان مردم است. کتاب نورالدين پسر ايراني که از شاهکارهاي خاطره نويسي جنگ ما است واقعيتي از جنگ را براي نسلي عنوان مي­کند که هيچ ذهنيتي از جنگ و اتفاقات پيراموني آن ندارند اين کتاب داراي هيجان و اکشن است بنابراين مخاطب را مي­­بلعد. شما نبايد فکر کنيد که اگر جهان به اکشن مي­پردازد و اين حرکت بيهوده­اي است و يا قصد دارد پيام­هاي انتزاعي خودش را خوراکي براي ما کند برعکس امروز اکشن از ويژگي­هاي جذب مخاطب مکتوب و حتي ديداري است رشد فضاي جنگ و خاطرات دفاع مقدس و رويکرد مردم به اين سمت و سو براي دارا بودن قالب اکشن در آثار مکتوب است که البته اگر چنين نبود نمي­توان مفاهيم مهم و عميق جنگ را هم به تصوير ذهن مخاطب کشيد چرا که تنها دست آويز هنرمند و نويسنده به تصوير کشيدن اين حقايق با استفاده از قالب اکشن است.

- در گفته­هايتان اشاره کرديد که نبايد از ناشران به طرق حمايت­هاي جاري، حمايت صورت بگيرد چرا که اين کار تصدي گري دولت را دو چندان مي­کند، کمي پيرامون اين مطلب توضيح و راهکار ارائه دهيد؟

به نظرم بايد دولت به جاي دادن سوبسيد کاغذ و يا مقولاتي از اين دست، فروشگاه­هاي زنجيره­اي فروش کتاب تأسيس کند چرا که فروشگاه­هاي کتاب به چند دليل از نظر اقتصادي هم در بازار توزيع و فرهنگ کتابخواني اثر خواهد گذاشت فروشگاه­هاي زنجيره­اي با توزيع در محدوده شهر تهران و شهرستان­ها و دسترسي مخاطب به کتاب را آسان کرده­اند و اين در صورتي است که حتي جذابيت­هاي اقتصادي را رعايت مي­کنند. فروشگاه­ها مي­توانند ويترين بسيار خوبي باشند، بازديدکنندگاني خواهندداشت که اگر براي خريد هم نيامده باشند و هدفشان تنها تفريح و سرگرمي باشد باز هم کتب در معرض ديد آنان قرار خواهد گرفت.

- مخاطبان ما علاقه دارند اندکي هم پيرامون شکل گيري ايده شهر کتاب که شما به عنوان مدير اين مجموعه پرقدرت و فعال و فراگير فعاليت مي­کنيد آشنائيت داشته باشند چرا که يکي از نظرات کارشناسان اين مورد بوده است که بهتر بود جاي برگزاري سالانه نمايشگاه کتاب تعدادي نمايشگاه دائمي در سراسر کشور به صورت و در قالب شهر کتاب داشته باشيم که بتوانيم با اين عملکرد سيستم توزيع کتاب را اندکي سروسامان بدهيم.

خوب اگر بخواهم دقيق بگويم سال 1357 بود که اين مجموعه تأسيس شد اما ما مطالعات­مان را از سال 73 آغاز کرده بوديم هدف اصلي ما اين بود که در يک کلان شهر مانند تهران با دارا بودن مناطق گوناگون بتوانيم سيستم را اجرا کنيم که مردم مجبور نباشند براي تهيه کتاب خود مسير طولاني منزل تا جلوي دانشگاه تهران را طي کنند اين مرکز علاوه بر اينکه يک خدمت بزرگ فرهنگي است در کنار آن يک بازار اقتصادي است که ايجاد شغل و کارآفريني نيز دارد که اين ايده در آن زمان از جنبه­هاي مختلف مي­توانست مورد بررسي قرار بگيرد اما اين نکته را فراموش نکنيم که شهر کتاب مثل هر موجود ديگر در حال تحول است و اهداف امروز شهر کتاب با اهداف سال تأسيس آن برابر است هرچند که در گذر زمان دچار تفاوت­هائي نيز شده است در سال 75 شهر کتاب با استانداردهاي خاص خودش تأسيس شد و در صنعت کتاب نوآوري­هائي را نيز بوجود آورد که باعث تغيير کل بازار کتاب گرديد مفهوم بسته بندي در توسعه امروز محدود به کالا نيست بلکه فضاي فروشگاه را هم در برمي­گيرد شهر کتاب مکاني است که در فروش کتاب نوآوري داشته است در اين فروشگاه­ها خريدار در انتخاب کتاب خاص خودش کاملاً آزاد است و حق انتخاب دارد فضاي شهر کتاب بسيار زياد و مانند قديم ديگر فضاها کوچک نيست کتاب­ها روي يکديگر انباشته نمي­شوند و کار يافتن کتاب آسان است موسيقي زيبا به گوش مي­رسد و تقسيم بندي کتاب رنگ و روي آن را جلا مي­دهد. به هر حال اين ايده­ها هم ايده­هائي است که اکثراً وارداتي است اما اين اشکالي ندارد که ما ايده­هاي سالم و صالح کشورهاي ديگر را در راستاي رسيدن به اهداف فرهنگي طراحي و پي ريزي کنيم. شهر کتاب بر اين ايده­ها استوار شد عده­اي از مسئولين که علاقمند به فرهنگ بودند در سفرهايشان فروشگاه­هاي فرهنگي کشورهاي ديگر را ديده بودند و متوجه شدند که در دنيا کتاب به صورت ديگري عرضه مي­شود. اگر بتوان انديشه را خوب بسته بندي و عرضه کرد آن انديشه هميشه خوب و زنده خواهد ماند استفاده از تجربه جهاني و شناسائي شرکت­هاي معتبر جهاني توسط مشاوران خاص باعث شد که اساسنامه­ها و تجربه­هاي مختلف دنيا جمع آوري بشود و ما اينگونه بود که با ظرفيت­ها و ايده­هاي بسيار نوئي روبرو شديم. همان طور که مي­دانيد ملت ما جزء اولين ملت­هائي است که در کتابت، فرهنگ و تمدن نقش داشته است و شايسته استفاده از آخرين انديشه­هاي دستاوردهاي اقتصادي انديشه کتاب نيز هست. که اين در حوزه کتاب شهر اتفاق افتاد. البته مي­توان اين جامعيت را به کل برگزاري نمايشگاه کتاب هم تعميم داد چرا که مي­توان از مسئولين و نمايندگان فرهنگي کشورمان توقع داشت با حضور در مجامع و فضاهاي فرهنگي ديگر کشورها دستاوردهاي بکر و جالب آنان را براي عملياتي کردن به کشورمان سوغات بياورند که برگزاري فضاهاي فرهنگي و هنري مانند نمايشگاه کتاب تهران با استقبال و موافقان بيشتري همراه شود. همان تجربه­اي که کتاب شهر از سر گذراند و به موفقيت رسيد.                                   

    

 

سه‌شنبه 2 خرداد 1391 - 12:23


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری