دوشنبه 1 آبان 1396 - 5:49
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان كهكيلويه و بويراحمد

 

نگاهي گذرا به زندگاني امام باقر(ع)

 

 

مادر او حضرت فاطمه دختر امام حسن مجتبي (ع) است كه مكني به ام عبد‌الله يا ام‌ الحسن بود و با اين ترتيب آن حضرت هم از جانب مادر و هم از جانب پدر فاطمي و علوي بوده است، لقب ايشان به دليل دانش بيكران باقر يا باقر العلوم بوده است …

صدوق و طوسي در امالي خود روايت كرده‌ كه رسول‌الله (ص) آن حضرت را باقر ناميد و به جابر‌بن عبد‌الله انصاري فرمودند: « اي جابر زمان يكي از اولاد مرا كه از فرزندان حسين است درك خواهي كرد، او هم نام من است و علم را با مهارت بسط ميدهد و ميشكافد، وقتي او را ديدي سلام مرا به او برسان».

 

*شخصيت اخلاقي:

در گفتار راستگو ترين و در ديدار گشاده رو ترين و در بذل جان در راه خدا بخشنده ترين و در اخلاق متواضع ترين مردمان بود.

از خوف خدا بسيار ميگريست و هنگام مشكلات اهل بيت را جمع ميكرد و با هم به ذكر و استغفار ميپرداختند. قسمت عمده درآمد خود را در راه خدا انفاق مي فرمود و خود مانند غلامانش در مزرعه كار مي‌كرد.

در زهد و فضل و تقوي و آشنايي با رموز قرآن و سنت و تفسير و احكام شرع سرآمد همگان بود …

علي بن عيسي اربلي در كتاب كشف الغمه و انب طلحه در مطالب السوول و سبط ابن جوزي در تذكره الائمه و ساير محدثين اهل سنت از عبد‌الله بن عطاء مكي روايت كرده‌اند كه گفته است: علماء را نزد هيچكس حقير تر از آن نديدم كه در محضر ابو جعفر محمد بن علي ديدم …

امام محمد باقر (ع) در مورد نمونه‌اي از اخلاق امام باقر روايت است كه مردى از اهل شام در مدينه ساكن بود و به خانه ‏امام بسيار مى‏آمد و به آن گرامى مى‌‏گفت: «...در روى زمين بغض و كينه‌ا‏ى كسى را بيش از تو در دل ندارم و با هيچكس بيش از تو و خاندانت دشمن نيستم! و عقيده‌‏ام آنست كه اطاعت‏ خدا و پيامبر و امير مؤمنان در دشمنى با توست، اگر مى‌‏بينى به خانه تو رفت و آمد دارم بدان جهت است كه تو مردى سخنور و اديب و خوش بيان هستى!» در عين حال امام عليه السلام با او مدارا مى‌‌فرمود و به نرمى سخن مى‌‏گفت.

چندى بر نيامد كه شامى بيمار شد و مرگ را رويا روى خويش ديد و از زندگى نوميد شد، پس وصيت كرد كه چون در گذرد ابو جعفر «امام باقر» بر او نماز گزارد.

شب به نيمه رسيد و بستگانش او را تمام شده يافتند، بامداد وصى او به مسجد آمد و امام باقر عليه السلام را ديد كه نماز صبح به پايان برده و به تعقيب نشسته است، و آن گرامى همواره چنين بود كه پس از نماز به ذكر و تعقيب مى‌‏پرداخت؛ عرض كرد: آن مرد شامى به ديگر سراى شتافته و خود چنين خواسته كه شما بر او نماز گزاريد.

فرمود: او نمرده است... شتاب مكنيد تا من بيايم.

پس برخاست و وضو و طهارت را تجديد فرمود و دو ركعت نماز خواند و دست‌ها را به دعا برداشت، سپس به سجده رفت و همچنان تا بر آمدن آفتاب، در سجده ماند، آنگاه به خانه‏ شامى آمد و بر بالين او نشست و او را صدا زد و او پاسخ داد، امام او را برنشانيد و پشتش را به ديوار تكيه داد و شربتى طلبيد و به كام او ريخت و به بستگانش فرمود غذاهاى سرد به او بدهند و خود بازگشت.

ديرى بر نيامد كه شامى شفا يافت و به نزد امام آمد و عرض كرد: «گواهى مى‌‏دهم كه تو حجت ‏خدا بر مردمانى.»

 

*اصحاب امام باقر (ع)

آوازه علوم و دانش امام باقر (ع) چنان اطراف و اكناف پيچيده بود كه ملقّب به باقرالعلوم; يعنى شكافنده دانش ها گرديد. در مكتب امام ابوجعفر باقر العلوم -كه درود فرشتگان بر او - شاگردانى نمونه و ممتاز پرورش يافتند كه اينك به نام برخى از آنان اشاره مى ‏شود:

1- ابان بن تغلب: او محضر سه امام - امام زين العابدين، امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهم السلام - را درك نمود .

ابان از شخصيت‌هاي علمي عصر خود بود و در تفسير، حديث، فقه، قرائت و لغت تسلط بسياري داشت.

والايي دانش ابان چنان بود كه امام باقر عليه السلام به او فرمود: در مسجد مدينه بنشين و به راي مردم فتوا بده، زيرا دوست دارم، مردم فردي چون تو را در ميان شيعيان ما ببينند.

 

2- زراره: دانشمندان شيعه از ميان شاگردان امام باقر و امام صادق (ع)، شش تن را فقيه تر مي‌شمرند كه زراره يكي از آنها است.

از امام صادق نقل است كه فرمود: اگر "بريد بن معويه"، "ابوبصير"، "محمد بن مسلم" و "زراره " نبودند، آثار پيامبر (معارف شيعه) از ميان مي‌رفت، آنان بر حلال و حرام خدا امين هستند. باز فرمود: بريد، زراره، محمد بن مسلم و احول در زندگي و مرگ نزد من محبوبترين مردمان هستند.

 

3- كميت اسدي: شاعري سر آمد بود و زبان گويايش در دفاع از اهل بيت، اشعاري پر مغز مي سرود. اشعارش چنان كوبنده و رسواگر بود كه پيوسته از طرف خلفاي اموي تهديد به مرگ مي‌شد.

 

4- محمد بن مسلم: فقيه اهل بيت و از ياران راستين امام باقر و امام صادق عليه السلام بود. چنان كه گفته شد، امام صادق او را يكي از آن چهار تن به شمار آورده كه آثار پيامبر به وجودشان پا برجا و باقي است.

 

*شخصيت علمي:

بي ترديد چنان كه بسياري از علماي اهل سنت، نيز گفته اند، امام باقر عليه السلام در زمان حيات خويش شهرت فراواني داشته و همواره محضر او از دوست دارانش، از تمامي بلاد و سرزمينهاي اسلامي، پر بوده است. موقعيت علمي ايشان، به مثابه شخصيتي عالم و فقيه، به ويژه به عنوان نماينده علوم اهل بيت، بسياري را وا مي داشت تا از محضر او بهره گيرند و حل اشكالات علمي و فقهي خود را از او بطلبند. در اين ميان، اهل عراق كه بسياري از آنان شيعه بودند بيش از ديگران مفتون شخصيت آن حضرت شده بودند.

 

مراجعه كنندگان، خضوعي خاص نسبت به شخصيت علمي امام داشتند چنان كه عبدالله بن عطاي مكي گويد: علما را در محضر هيچ كسي كوچكتر از زمان حضور در محضر امام باقر عليه السلام نديدم. حكم بن عينيه با تمام عظمت علمي اش در ميان مردم، در برابر آن حضرت مانند دانش آموزي در مقابل معلم خود به نظر مي رسيد.

 

شهرت علمي امام، در حد تعبير ابن عنبة، مشهورتر از آن است كه كسي بخواهد آن را بيان كند. اين شهرت در زمان خود ايشان، نه تنها در حجاز كه «كان سيد فقهاء الحجاز» بلكه حتي در عراق و خراسان نيز به طور گسترده فراگير شده بود. چنانكه راوي مي گويد: ديدم كه مردم خراسان دور حضرت حلقه زده و اشكالات علمي خود را از ايشان مي پرسيدند.

 

ذهبي درباره امام باقر عليه السلام مي نويسد: ايشان از كساني است كه بين علم و عمل، سيادت و شرف و وثاقت و متانت جمع كرده و براي خلافت اهليت داشت.

 

ابرش كلبي از هشام بن عبدالملك پرسيد: اين كيست كه مردم عراق او را در ميان گرفته و مشكلات علمي خود را از وي مي پرسيدند؟ هشام گفت: اين پيامبر كوفه است، خود را پسر رسول خدا و شكافنده علم و مفسر قرآن مي داند.

 

*دوران زندگي و شهادت ايشان:

امام باقر (عليه السلام) با پنج خليفه از خلفاى بنى اميّه معاصر بود كه عبارتند از: وليد بن عبد الملك (96 ق) و سليمان بن عبد الملك ( 99 ق) و عمر بن عبد العزيز (101 ق) و يزيد بن عبد الملك (107ق) و هشام بن عبد الملك ( 125 ق) معاصر بوده است. و همه آنان جز عمر بن عبدالعزيز در ستمگرى و استبداد و خودكامگى دست كمى از نياكان خود نداشتند و پيوسته براى امام باقر (عليه السلام) مشكلاتى فراهم مى‌نمودند.

ولى در عين حال، او از طريق تعليم و تربيت، جنبشى علمى به وجود آورد و مقدّمات تأسيس يك مركز علمى اسلامى را در دوران امامت خود پى ريزى كرد كه در زمان فرزند بزرگوارش امام جعفر صادق (عليه السلام) به نتيجه كامل رسيد.

روش كار پيشوايان ما به ويژه امام سجّاد و امام باقر (عليهم السلام) كه در اوضاع فشار و خفقان به سر مى بردند به شيوه مخفى و زيرزمينى بود، شيوه اى كه موجب مى شد كسى از كارهاى آنان مطّلع نشود. همين كارهاى پنهانى، گاهى كه آشكار مى شد، خلفا را سخت عصبانى مى نمود در نتيجه، وسايل تبعيد و زندانى آنها فراهم مى شد.

سرانجام، امام باقر (عليه السلام) كه پيوسته مورد خشم و غضب خليفه وقت، هشام بن عبدالملك بود، به وسيله ايادى او مسموم شد و در روز دوشنبه 7 ذيحجّه سال 114 هجرى قمرى در 57 سالگى به شهادت رسيد. بدن مطهر آن درياي بيكران دانش خدايي در خاك بقيع، در كنار پدر و جد بزرگوارش امام حسن مجتبي و امام سجاد عليهما السلام به خاك سپرده شده است.

*كلماتي از آن بزرگوار:

1 - همانا خداوند عز و جل نگاه دارد بوسيله تقوي بنده را از آنچه عقلش بدان دسترسي ندارد.

2 - بردباري جامه شخص دانا و عالم است مبادا خود را از آن برهنه كني.

3 - خدا بر خويش مهرورزي را لازم كرده و رحمت او بر خشمش پيشي جسته و از روي راستي و درستي به انجام رسيده، پس چنان نيست كه خداوند به بندگان خشم آغاز كند پيش از آنكه آنان او را به خشم آورند...

4 - هر ملتي كه كتاب خدا را به پشت سر انداخته خدا نيز علم كتاب را از آنها بگيرد …

5- حريص بر دنيا، همچون كرم ابريشم است كه هر چه پيله را بر خود بيشتر بپيچد، بيرون آمدنش مشكل تر مي شود.

منابع

1- رساله امام محمد باقر عليه السلام، سعد الخير

2-اصول وفروع کافي ،شيخ کليني ،ترجمه سيد جواد مصطفوي

3 - منتهي الاامال، شيخ عباس قمي

4-اعلام الوري لمؤلّف: أمين الإسلام الشيخ أبي علي الفضل بن الحسن الطبرسي.

 

 

مهدي فتاحي پور

کارشناس فرهنگي شهر لنده

 

سه‌شنبه 2 خرداد 1391 - 10:9


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری