يكشنبه 4 تير 1396 - 18:23
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

پاي منبر معرفت

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

نکاتي حيرت انگيز درباره بسم الله

 

 خداي متعال براي اينکه به انسانها بياموزد که کار را به نام خدا آغاز کنند هم سوره هاي قرآن و هم ابتداي قرآن را با «بسم الله الرحمن الرحيم» آغاز کرده است و رسول خدا (ص) نيز در حديثي فرمود "هر کاري که به نام خدا شروع نشود ابتر است".

 کتاب مقدس قرآن مجموعه اى از سخن الهى است که در مدت 23 سال به وسيله امين وحى جبرائيل بر قلب نازنين پيشواى گرامى اسلام حضرت محمد مصطفي(ص) نازل گرديد که در طول حيات مبارک پيامبر(ص) و زندگي ائمه اطهار(ع) تفسير برخي از آيات قرآن از زبان مبارک اين بزرگواران بيان شد، اما بسياري از آيات قرآن توسط مفسران و علماي اسلام بر اساس روايات اسلامي تفسير شد که نتيجه اين تلاشها تاکنون نگارش صدها کتاب تفسيري بوده است.

 

تفسير آيه « بسم الله الرحمن الرحيم»

  
 جمله بسم الله الرحمن الرحيم 114 بار بر پيامبر اکرم(ص)نازل شده است؛ در 113 سوره به عنوان سرفصل آمده و از آنجا که اول سورهٔ برائت بسم الله نازل نشده و در سورهٔ نمل علاوه بر ابتداي سوره، در آيه« إنّه من سليمان و إنّه بسم الله الرحمن الرحيم» نيز اين جمله مبارکه آمده است مجموعا 114 آيه مي شود.
 
 «بسم الله الرحمن الرحيم» جزء‌ سوره حمد و ديگر سوره هاي قرآن به شمار مي رود -الا سوره توبه- و اگر کسي سوره حمد را در نماز يا غيرنماز، واجب شد که بخواند، اگر اين آيهٔ‌ بسم الله را نخواند سوره را ناقص خوانده، چرا که اين آيه جزء سورهٔ فاتحة‌ الکتاب است.
 
 بنابر روايتي، احتمالاً براي اولين بار، سلمان فارسي به درخواست ايرانيان ترجمه سوره حمد و «بسم الله الرحمن الرحيم » را انجام داد که در آن ترجمه «بسم الله ...» «به نام يزدان بخشاونده» آمده و در ترجمه تفسير طبري که مترجم آن ناشناس است، به صورت «به نام خداي مهربان بخشاينده » ذکر شده و تا زمان حاضر با اندک تفاوتي به صورت «به نام خداوند بخشنده مهربان» باقي مانده است.
 

 عبارت «بسم اللّه الرحمن الرحيم » نخستين عبارت قرآن است که در اول سوره علق (اقرا) بر پيامبر(ص) نازل شد و در احاديث شيعي اين عبارت سرآغاز قرآن معرفي شده است. از روايتي که کليني از امام صادق (ع) نقل مي کند، آغاز همه کتب آسماني «بسم الله الرحمن الرحيم » بوده است. اين عبارت در ابتداي تمام سوره هاي قرآن، جز سوره برائت (توبه) آمده است. همچنين سوگند دادن خدا به «بسم الله الرحمن الرحيم »، در برخي ادعيه، حاکي از ارزش اين آيه است.

 ارتباط محتواي«بسم الله» با مضمون هر سوره
 
 بر اساس نظر اکثر مفسران هر باري که «بسم الله الرحمن الرحيم» نازل مي شد معناي جديد و مصداق تازه‌اي را در برداشت به اين معني که محتواي بسم الله آن سوره با مضمون آن سوره در ارتباط است. چون مضمون سور فرق مي ‌کند، ‌مضمون اين بسم الله ها هم فرق خواهد کرد و پايان هر سوره با نازل شدن بسم الله مشخص مي ‌شد.
 
ادب الهي در شروع کار/ نافرجام بودن هر کاري که با نام خدا آغاز نشود

 خداي متعال براي اينکه به انسانها بياموزد که کار را به نام خدا آغاز کنند هم سوره هاي قرآن و هم ابتداي قرآن را با «بسم الله الرحمن الرحيم» آغاز کرده و علماي فريقين(شيعه و سني) از رسول خدا (ص) نقل کرده اند « کل امر ذي بال لم يبدأ فيه ببسم الله فهو ابتر» يعني «هر کاري که به نام خدا شروع نشود ابتر است». بنابراين اگر انسان کاري را به نام خدا شروع نکند، هرگز به مقصد نمي ‌رسد.
 
عبادتي که با نام خدا شروع نشود هم ابتر است
 
 خداي سبحان با آغاز سوره فاتحة الکتاب به بسم الله به ما آموخت که اين حمد و عبادت خدا را نيز به نام خدا آغاز کنيد تا به مقصد برسيد. معلوم مي ‌شود اگر عبادت هم به نام خدا نباشد ابتر است چون حسن فعلي دارد ولي ارتباط را انسان حفظ نکرده است. هر چه به نام خدا نباشد، او هالک است زيرا چيزي که به نام خدا نباشد لا شيء‌ است به صورت شيء. بقاء فقط از آن خداست و کاري که براي وجه الله نباشد پايدار نيست.
 
 امام صادق(ع) در روايتي از بسم الله به عنوان کليد درهاي طاعت ياد کرده و مي فرمايد: درهاى گناهان را با استعاذه (پناه بردن به خدا) ببنديد و درهاى طاعت را با بسم اللّه‏ گفتن بگشاييد. همچنين امام صادق (ع) در حديثي فرمودند: هرگاه يکى از شما وضو بگيرد و بسم اللّه‏ الرحمن الرحيم نگويد، شيطان در آن شريک است و اگر غذا بخورد و آب بنوشد يا لباس بپوشد و هر کارى که بايد نام خدا را بر آن جارى سازد، انجام دهد و چنين نکند، شيطان در آن شريک است.
 
نزديکي«بسم الله» به اسم اعظم/ اسم اعظم از سنخ لفظ و مفهوم نيست

 بر اساس روايات اسلامي"اسم اعظم" به بسم الله به قدري نزديک است که سياهي و سفيدي چشم به هم نزديک هستند. اسم اعظم از سنخ لفظ و مفهوم و يا صورتي ذهني نيست؛ که اگر کسي اين کلمات را ياد گرفت بتواند مرده‌اي را زنده کند و مانند آن. اسم اعظم مقام است جزء‌ درجات اولياي الهي است که اگر روح به آن درجه ولايت رسيد،‌ اين کلمات را بر زبان جاري کند آن اثر را خواهد داشت. لذا اولياي الهي با «بسم الله الرحمن الرحيم» کار مي ‌کردند.
 
 همان طوري که خداي سبحان هر چه را که بخواهد با «کن» انجام مي ‌دهد، بندهٴ آن مولي هم به اذن آن مولي، هر چه را بخواهد با بسم الله انجام مي ‌دهد. نمونه‌اش را قرآن در جريان نوح بيان کرده است که «بسم الله مجريها و مرسيها» جريان نوح را که قرآن کريم طرح مي ‌کند مي ‌فرمايد او که مسلط بر اين طوفان سهمگين بود، کشتي را با نام خدا حرکت مي ‌داد و با نام خدا آرام مي ‌کرد و يا سير و سکون اين کشتي با نام خدا بود.
 
 آنکه عبد کامل است به اذن خدا از «بسم الله» کاري مي گيرد که مولاي او از «کن» کاري را مي‌گرفت. چون اين عبد به جايي رسيده است چيزي نمي ‌خواهد مگر اين که خدا بخواهد. لذا گفتند «بسم الله الرحمن الرحيم به اسم اعظم آنقدر نزديک است که سياهي چشم به سفيدي چشم نزديک است»

 آيت الله جوادي آملي در اين باره مي گويد: اسم اعظم مفهوم نيست که با علم حصولي و وجود ذهني اثر کند. اسم اعظم حرف نيست که با حرف کسي مرده را زنده کند يا با حرف کسي بر دريا مسلّط بشود، کشتي را با حرف براند. اين چنين نيست. عالم نه با حرف اداره مي ‌شود، نه با مفهوم ذهني. عالم با آن مقام انساني اداره مي ‌شود.
 
 اگر بسم الله همراه آن مقام بود، از جان يک موحدي «بسم الله» نشأت گرفت، يک موحد کامل گفت «بسم الله الرحمن الرحيم» اين است که از اسم اعظم سهمي دارد و مي ‌تواند بر عالم به اذن آفريدگار عالم اثر بگذارد و مسلط بشود. و گر نه اسم اعظم يک کلمه‌اي باشد انسان در بين کلمات جستجو کند آنها را بخواند و بدمد و مرده‌اي را زنده کند اين افسانه است. يا اسم اعظم يک مفهومي باشد که هر کسي که اين مفهوم را به خاطر سپرد، درخت پژمرده‌ را سرسبز کند، اين قصه است.
 
 عالم که با مفهوم و با لفظ نمي ‌گردد. عالم با حقيقت مي ‌گردد. هر کسي به مقام ولايت رسيد مانند انبياي الهي، آن مقام را پيدا مي ‌کند و از آن کلمات آن اسم ها را استفاده مي کند و الا چه خاصيت دهد نقش نگيني. آن انگشترها را اگر ديگران هم داشته باشند اگر انگشت، انگشت سليمان نباشد، نقش نگين که اثري ندارد. و اگر جان، جان اولياي الهي نباشد بسم الله آن اثر را نمي ‌گذارد.

 مبدأ اشتقاق و تحول در کلمهٴ «الله»/ تحير شورافکن و ممدوح
 
 «الله» از« ألِهَ » به معني «عبادت» مشتق است؛ يا از «ألَهَ» و «وَلَهَ» به معناي تحير و «إلٰهَ» بر وزن کتاب به معناي مکتوب است. خدا را آنچناني که هست نمي ‌توان شناخت اين تحيّر و وله يک تحير ممدوح است بر خلاف تحير مذموم. تحير براي انساني که راه را طي نکرده است مذموم است و عذاب مي ‌آورد. اما تحير براي کسي که به مقصد رسيده است نشاط و انس مي ‌آورد. خداي سبحان، الله إله است يعني «مألوه» و «معبود» يا «إلٰه» است يعني «مألوه» و مورد تحير و کم کم علم بالغلبه شد و چون ذات همهٔ کمالات را داراست از اين جهت مي‌گويند الله، نام ذات هستي است که مستجمع همهٔ کمالات است نه مفهوماً‌ اشتمال همهٔ کمالات در اين مفهوم اخذ شده باشد.
 
تفسير « الرحمن الرحيم»/ رحمت رحمانيه خداوند فراگير و مطلق است
 
 در حديثي از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: رحمان اسم خاص است اما صفت عام دارد ( نامى است مخصوص خدا ولى مفهوم رحمتش همگان را در بر مى گيرد ) ولى رحيم اسم عام است به صفت خاص ( نامى است که بر خدا و خلق هر دو گفته مى شود اما اشاره به رحمت ويژه مؤمنان دارد) .
 
 خداي سبحان دو رحمت دارد يک "رحمت مطلقه" که آن رحمت مطلقه ديگر مقابل ندارد. يک "رحمت خاصه" است که مقابل آن "غضب" است. آن رحمت مطلقه که فراگير است حتي جهنم را هم زير پوشش دارد آن ديگر مقابل ندارد. غضبي که مقابل آن رحمت باشد، نيست. اين که فرمود: «و رحمتي وسعت کلّ شي» هر که شيء است مشمول رحمت من است و اينکه در ادعيه هم گفته مي ‌شود خداي سبحان «يا من سبقت رحمته غضبه» يا تو را سوگند مي ‌دهيم «برحمتک التي وسعت کل شيء» اين رحمت مطلقه است و رحمت مطلقه مقابل ندارد. چيزي که مقابل اين رحمت باشد عدم است نه غضب.
 
 پيامبر اکرم (ص) در اين مورد مي فرمايد: خداوند بزرگ صد باب رحمت دارد که يکى از آن را به زمين نازل کرده است و در ميان مخلوقاتش تقسيم نموده و تمام عاطفه و محبتى که در ميان مردم است از پرتو همان است، ولى 99 قسمت را براى خود نگاه داشته و در قيامت بندگانش را مشمول آن مي سازد.
 
 اساس کار خداوند بر رحمت است و مجازات جنبه استثنائى دارد که تا عوامل قاطعى براى آن پيدا نشود تحقق نخواهد يافت، چنانکه در دعا مى خوانيم «يا من سبقت رحمته غضبه : اى خدائى که رحمتت بر غضبت پيشى گرفته است» . انسانها نيز بايد در برنامه زندگى چنين باشند ، اساس و پايه کار را بر رحمت و محبت قرار دهند و توسل به خشونت را براى مواقع ضرورت بگذارند و اينکه قرآن 114 سوره دارد ، 113 سوره با رحمت آغاز مى شود و تنها سوره توبه که با اعلان جنگ و خشونت آغاز مى شود و بدون بسم الله است، اين خود گوياي بسياري از نکات اخلاقي و رفتاري براي ما انسانها و مسلمانان است.

 «بسم الله» حواميم سبعه ومسبحات ستّه براي رسيدن به هدف مشترک آن سور
 
 آيت الله جوادي آملي در تفسير آيه « بسم الله الرحمن الرحيم» سوره حمد به اشتراک مضمون برخي از سوره هاي قرآن اشاره کرده و مي گويد: گاهي چند سوره يک مضمون مشترک و واحدي را دارند. مثل «حواميم سبعه» و «مسبّحات سته» و مانند آن.
 
 اين حواميم هفتگانه که اول همهٔ اينها "حم" است و با حم شروع مي ‌شود يک معناي مشترکي را تعقيب مي کنند، گرچه براي هر يکي از اين هفت حم هدف خاص است لذا هفت سوره شد. ولي همهٔ اين هفت سوره يک جامعي دارند که از آن جهت حواميم سبعه با حرف مقطع حم شروع مي ‌شود. بسم اللهي که مربوط به اين هفت سوره است با هدف مشترک اين هفت سوره مناسب است.رسول خدا (ص) هر شب قبل از خوابيدن اين شش سورهٔ مسبحات را قرائت مي کردند و اين جزء سنن و دستورات ما هم هست که هر شب انسان اين شش سوره را قرائت کند.

 متعلَّق بسم الله
 
 گفتن بسم الله در آغاز هر کار هم به معنى استعانت جستن به نام خدا است، و هم شروع کردن به نام او و اين دو يعنى استعانت و شروع که مفسران بزرگ ما گاهى آن را از هم تفکيک کرده اند و هر کدام يکى از آن دو را در تقدير گرفته اند به يک ريشه باز مى گردد. در واقع اين دو لازم و ملزوم يکديگرند يعنى هم با نام او شروع مى کنم و هم از ذات پاکش استمداد مى طلبم.
 
 پس بسم اللهي که در اول قرآن است انسان به نام خدا شروع مي ‌کند که به هدف اين قرآن که نوراني شدن است، برسد. چون خداي سبحان قرآن را نور ناميد بسم اللهي که در اول قرآن است براي اين است که انسان به اين هدف واحد قرآن که نوراني شدن است، برسد. بسم اللّهي که در هر سوره است براي رسيدن به هدف خاص آن سوره است و بسم اللهي که در مسبحات ستة است براي رسيدن به هدف مشترک آن شش سوره تسبيحي است. بسم اللّهي که در حواميم سبعه است براي نيل به هدف مشترک آن هفت حاميم است و مانند آن.

 در بعضي از تعبيرات بزرگان آمده است که همهٔ معارف قرآن کريم در سورهٔ حمد جمع شده است که آن فاتحة الکتاب است. ام الکتاب است و مانند آن؛ و همهٔ معارف سورهٔ فاتحهٴ الکتاب در بسم الله الرحمن الرحيم جمع شده است و همهٔ آن اسرار در" باء" بسم الله الرحمن الرحيم جمع شده است و اميرالمؤمنين(ع) مي فرمايد: من نقطة باء بسم الله الرحمن الرحيم هستم.
 
قداست و برکت نام خدا
 
 «بسم الله الرحمن الرحيم» آنچنان از قداست برخوردار است که انسانها موظفند اين نام را تسبيح و تکريم کرده و آن را فراموش نکنند. نه اين نام را در جاي باطل به کار برند و نه در کار حق از اين نام غفلت کنند و نه در کنار اين نام، نام ديگري يا ديگران را ببرند. لذا خداي سبحان هم اين اسم را مظهر برکت قرار داد، هم مظهر تسبيح، هم اوصاف تشبيهيه را در اين اسم ظاهر کرد و هم برکات تنزيهيه را، هم فرمود «تبارک اسم ربک» هم فرمود «سبّح اسم ربک».
 
 خداوند فرمود: «فسبّح باسم ربک العظيم»و «سبح اسم ربک الاعلي»(اين نام را تنزيه بکن). اين طور نباشد که در کنار اين نام شريکي براي او قائل باشي و بگويي به نام خدا و به نام خلق قهرمان خدا. اين تنزيه نام خدا نيست. اين توهين نام است که در کنار اين نام، نام ديگري يا ديگران باشد. و مبادا بگويي اول به نام خدا، دوم به نام فلان شخص. خدا نامش اولي است که ثاني برنمي ‌دارد. نه در کنار او نامي است، نه او اول است و ديگري يا ديگران ثاني. اين نام را تنزيه بکن.
 
 وقتي آيه«سبح اسم ربک الاعلي» نازل شد، رسول خدا (ص) فرمود: «اجعلوها في سجودکم» آنرا در سجده قرار بدهيد، که در سجده مي ‌گوييم: سبحان ربي الاعلي و بحمده. وقتي آيه«سبح اسم ربک العظيم» نازل شد پيامبر(ص) فرمود: «اجعلوها في رکوعکم» لذا در رکوع مي ‌گوييم: سبحان ربي العظيم و بحمده. اينکه خداي سبحان فرمود نام مرا گرامي بداريد «تبارک اسم ربک ذي الجلال و الاکرام» براي اينکه اين نام منشأ برکت است. اين نام نشانه و علامت آن هستي محض است که همهٔ خيرات از ناحيه اوست.
 
شرط حلّيت ذبيحه ذکر اسم الله است نه بخصوصه
 
 خداوند در قرآن مي فرمايد «و لا تأکلوا ممّا لم يُذْکَر اسمُ الله عليه و إنّه لفسقٌ» که اين يک حکم شرعي است. دستور اسلام اين است که وقتي مي ‌خواهيد ذبيحه را ذبح کنيد، نام خدا را ببريد «فاذکروا اسم الله عليها». اين جنبه اثباتي قضيه و اگر کسي عمداً نام خدا را نبرد، آن حيوان مردار مي ‌شود؛ يعني چيزي که حلال و طيب و طاهر بود مي ‌شود مردار و حرام و آلوده.
 
 يک شرط حليت ذبيحه آن است که ذابح مسلمان باشد و يک شرط ديگر اين است که حين ذبح بگويد «بسم الله الرحمن الرحيم». اگر يک مسلماني در حين ذبح، عمداً بسم الله را نگفت يا گفت به نام نامي فلان فرد و غيره و ذبيحه را سر بريد اين گاو و گوسفند حلال و پاک با اين کار حرام و آلوده مي شود.
 
بسم الله نشانه دين اسلام
 
 پيامبر(ص) و ائمه اطهار (ع) علاوه بر توصيه هاي عام نسبت به ذکر بسمله، در مواردي خاص، مانند اوقات خوردن غذا، نوشتن نامه ، رفتن به بستر براي خواب و برخاستن از بستر تأکيد بيشتري بر بيان بسم الله داشتند. با اين اوصاف ، ذکر بسمله براي مسلمانان به صورت شعار و نشانه دين اسلام درآمده است و بلند گفتن آن از نشانه هاي ايمان شمرده مي شود، چنانکه پيامبر اکرم(ص) هنگام تلاوت قرآن، بسمله را به صداي بلند مي گفت و مشرکان از او روي بر مي گرداندند که آية 46 سوره اسراء به همين نکته اشاره دارد.

منبع: خبرگزاري مهر

 

دوشنبه 1 خرداد 1391 - 10:19


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری