شنبه 25 آذر 1396 - 4:49
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

روايتي از سينماي روياپرداز هاليوود

 

نقد «هنرمند»(ميشل هازاناويسيوس) برنده اسکار بهترين فيلم 2012

فيلم «هنرمند» درباره ستاره بزرگ سينماي صامت، جورج والنتين(ژان دوژاردين) است که پس از برخورد با يک زن جوان بازيگر به نام پپي ميلر(برنيس بژو) و همچنين ورود صدا به سينما، زندگي‌اش دچار تحول مي‌شود. جورج نمي‌تواند با تحولات سينما کنار بيايد و خودداري لجوجانه اش در پذيرفتن تغييرات زمان، او را در سراشيبي سقوط و نابودي قرار مي دهد. همسرش او را ترک مي کند و در آپارتمان محقري با سگ وفادارش، تنها مي ماند. در حالي که پپي که به او علاقه دارد، با ورود صدا،‌ روز به روز در حال اوج گرفتن است و ...

ميشل هازاناويسيوس (کارگردان «هنرمند») با تماشاي شيفته وار و دقيق تعداد فراواني از فيلم هاي صامت موفق شده ويژگي‌هاي ميزانسن و دکوپاژ فيلم‌هاي صامت را به نحو خلاقانه اي باز آفريني و اثري نوستالژيک خلق کند؛ که اداي دين جذابي به سينماي صامت است.

از مهم ترين خصوصيات فيلم هاي صامت، استفاده از حجم بالايي از کنش ها و تاکيد بر جزييات هر کنش در آنهاست. در حقيقت در سينماي صامت در غياب عنصر صدا، اين حرکات و کنش ها هستند که با ما سخن مي گويند.

به همين جهت هازاناويسيوس با به کارگيري صحنه هايي پر از حرکت و انتخاب شخصيت اصلي پرجنب و جوش به همراه سگ بامزه اش توانسته به حال و هوا و ساختار يک فيلم صامت وفادار بماند. در «هنرمند»، کنش ها و واکنش هاي سريع، پر طراوت و غافلگير کننده والنتين از روي پرده سينما تا زندگي واقعي اش امتداد مي يابد و تا پايان به فيلم، ديناميسم تصويري مورد نياز را مي بخشد.

در سينماي صامت، ميميک و زبان بدن بازيگران ارزش دراماتيکي معادل با ديالوگ، در سينماي ناطق  دارد. هازاناويسيوس هم در آرتيست ميميک و زبان بدن بازيگران فيلم را به گونه اي به کار گرفته که احساسات و افکارشان را در قالب نقش به خوبي منعکس کنند و حتي در صورت لزوم کنش هايشان را برجسته و موکد سازند.

بازيگران مستعد فيلم هم به کمک کارگردان آمده اند و بازي هاي قابل توجهي ارائه داده اند. به خصوص ژان دوژاردين که با ميميک استثنايي خود و خنده هاي پر جاذبه اش، نوسانات احساسي قهرمان فيلم را از سرخوشي و غرور تا مبارزه جويي و در هم شکستگي به خوبي بازتاب مي دهد.

هازاناويسيوس مانند فيلم هاي صامت کلاسيک مرتبا از وايپ(wipe) استفاده مي کند. وايپ يکي از شيوه هاي انتقال از يک نما به نماي ديگر است. ساده ترين آن به شکل خطي است که از يک طرف پرده به طرف ديگر حرکت مي کند در حالي که نماي روي پرده را مي روبد و نماي بعدي از پشت آن به تدريج ظاهر مي شود.

وايپ معمولا براي ايجاد يک تغيير صحنه اي بدون از دست دادن يا نقصان ضرباهنگ دراماتيک به کار برده مي شود. وايپي که با استفاده از اشياء يا شخصيت ها به قصد پاک کردن يک صحنه، صورت مي گيرد، «وايپ طبيعي» نام دارد. البته در سينماي معاصر ديگر استفاده از وايپ چندان رايج نيست.

وايپ ها در فيلم هاي صامت، ما را به شيوه اي انرژيک و با طراوت از صحنه اي به صحنه بعد منتقل مي کنند و در «هنرمند» هم در صحنه هايي که شخصيت هاي اصلي در تکاپوي به اوج رسيدن يا بقاء هستند وايپ ها به فيلم ديناميسم تصويري موثري بخشيده اند.

مثلا وقتي والنتين مي خواهد با ساخت فيلمي صامت به مقابله با سينماي ناطق برخيزد. نماهاي تايپ شدن فيلمنامه و حضور او سر صحنه  فيلمبرداري و مراحل ساخت فيلم، با وايپ هايي به سرعت به هم متصل مي شوند و بدين ترتيب تکاپوي سخت کوشانه والنتين براي بقاء به خوبي به تصوير کشيده مي شود.

يا صحنه اي را به ياد بياوريم که پپي ميلر به ستاره اي تازه اوج گرفته، بدل شده است. در اين صحنه با وايپ هايي«طبيعي» توسط پوستر فيلم ها به صحنه هايي از فيلم هاي او پيوند مي خوريم و در انتها هم مي رسيم به نمايي از تشويق پر شور تماشاگران در داخل سالن سينما.

«هنرمند» داستان سقوط يک ستاره از اوج به حضيض است. والنتين وقتي زمزمه هايي درباره ناطق شدن سينما مي شنود، در کابوسي خود را کاملا مقهور اين پديده جديد مي يابد. در کابوس والنتين صداي اشياء به وضوح و با تاکيد گوش مي رسد(صداي برخورد ليوان با سطح ميز، زنگ تلفن و...) و حتي برخورد يک پر با سطح زمين صداي يک انفجار را دارد! ولي در اين کابوس تنها والنتين بي صداست؛ حتي فرياد هايش را نمي توانيم بشنويم. در اين کابوس(و همچنين در دنياي فيلم) «صدا» معادل «قدرت» و هجوم بي رحمانه آينده است و بي صدا بودن والنتين هم معنايي به جز مغلوب شدن او در مقابل اين پديده جديد تکنولوژيکي ندارد.

زماني که والنتين وسايل به حراج گذاشته شده خانه اش را در منزل پپي مي يابد، احساس مي کند مورد ترحم قرار گرفته، در هم مي شکند و به اوج نا اميدي مي رسد. به سراغ هر کدام از وسايلش که مي رود، نماهايي از کنار زدن پارچه ها قطع مي شود به نماهايي از سه مجسمه کوچک که معادل تصويري موقعيت اسفناک او هستند. چنين شيوه اي از تدوين سبک «تدوين» سينماي شوروي(دهه 20 و 30) و مونتاژ ديالکتيکي آيزنشتاين را به ياد مي آورد.

همان طور که ذکر شد برگ برنده هازاناويسيوس در «هنرمند» در بازسازي دقيق و خلاقانه لحظاتي از سينماي صامت است. هنرمند داستاني ساده و حتي در برخي لحظات کليشه اي دارد؛ اما آنچه فيلم را متفاوت و تازه مي سازد و از شخصيت ها و داستان آشنايي زدايي مي کند. جلوه هاي تاثيرگذار و جذابي است که «هنرمند» از سينماي صامت(و متناسب با حال و هوا و زيبايي شناسي تماشاگر امروزين) پيش روي قرار مي دهد. شاهد اين مدعا آن است که اگر «هنرمند» را به صورت فيلمي رنگي و ناطق پيش خود تجسم کنيم. مي بينيم که چه فيلم ضعيف و کليشه اي به ذهن متبادر خواهد شد.

«هنرمند» در زمانه رونق سينماي سه بعدي و پيشرفت هاي حيرت انگيز جلوه هاي ويژه کامپيوتري و در عصري که تماشاگران عادي سينما حوصله و تحمل ديدن حتي دقايقي از فيلم هاي صامت قديمي را ندارند و حتي فيلم هاي ناطق سياه و سفيد را به صورت رنگي شده، مي توانند تحمل کنند؛ نظر خاص و عام را جلب کرده و با استقبال قابل توجهي روبرو شده، که اين چيزي شبيه يک معجزه است.

البته هنگام روبرو شدن با فيلمي چون «هنرمند» در کنار توجه به امتيازات تکنيکي و ساختاري بايد به اين نکته هم توجه کنيم که هر چند اين اثر محصول فرانسه است ولي کاملا منطبق بر مولفه هاي سينماي روياپرداز هاليوود حرکت مي کند. چنين آثاري معمولا ماهيتي واقع گريز و روياگونه دارند.

اگر بخواهيم به شيوه اي واقع گرا با داستان «هنرمند» برخورد کنيم. در انتهاي فيلم ديگر ستاره سينماي صامت نخواهد توانست از فلاکت و بدبختي نجات پيدا کند. پاياني که منطبق بر وقايع تاريخي پس از ظهور سينماي ناطق هم هست.

اما هماهنگ با فرمول روياپرداز و واقع گريز سينماي هاليوود در پايان فيلم، ستاره سابق سينماي صامت در آخرين لحظه به گونه اي معجزه آسا نجات مي يابد و حتي دوباره اوج مي گيرد تا فرمول هميشگي «پايان خوش» چيزي کم نداشته باشد و هاليوود هم همچنان پر زرق و برق، جذاب و بي عيب و نقص جلوه کند و باقي بماند.

 

 

يكشنبه 31 ارديبهشت 1391 - 10:6


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری