جمعه 28 مهر 1396 - 16:12
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

شيما حسن زاده

 

سهم مردم از مطالعه، تنهائي است

 

 

گفتگو با سعيد بيابانکي

 

در شرايط کنوني و برغم گسترده و حيرت آور فناوري­هاي جديد ارتباطي و شبکه ارتباطات مجازي در جهان، تأليف و انتشار سنتي کتاب و کتاب خواني همانند روزنامه و روزنامه خواني همچنان جايگاه و اهميت و نقش خود را داراست و هيچکس نمي­تواند مدعي شود که روش سنتي در سايه­ي شيوه­هاي جديد و مدرن اطلاع رساني و کسب آگاهي قرار گرفته هرچند تکنولوژي جديد تحول عظيم و شگرفي در اين عرصه ايجاد کرده است و کسي نمي­تواند منکر اين دگرگوني شود. از طرفي اين يک تصور غلط است که فکر کنيم توسعه شبکه اينترنتي، مخاطب و علاقه مندان به مطالعه و تحقيق را از کتاب بي نياز کرده است هرچند جاي خود را دارد و کتاب و انتشار مکتوب و سنتي آن همچنان بر حضور و ايفاي نقش جدي خود تاکيد مي­ورزد. پس در اين ميان دولت­ها و سياست گذاران فرهنگي هم نبايد از اين مقوله غافل شوند بلکه بايد به ترويج فرهنگ تاليف و انتشار کتاب و کتاب خواني در جامعه اهتمام بورزند. اين ضرورت اجتناب ناپذير و در طول ساليان پس از انقلاب اسلامي مورد تاکيد موکد قرار گرفته است اما اينکه تا چه اندازه جدي گرفته شده است و در عمل موفق بوده است و توانسته با حذف موانع نيازهاي جامعه را تأمين کند و از طرفي علاقه و رضايت مندي عموم مردم از کميت و کيفيت آثار توليدي چه ميزان بوده است سؤالاتي است که بايد با پرسش از کارشناسان چيره دست اين حوزه از آن مطلع شد. بنابراين در ادامه اين سلسله گفتگوها ميزبان سعيد بيابانکي هستيم. بيابانکي نويسنده و شاعر مشهور حوزه ادبيات داستاني که در بيست و پنجمين دوره نمايشگاه­هاي بين المللي کتاب تهران با دو اثر به نام­هاي (هي شعر تر انگيزد) و (نامه­هاي کوفي) شرکت کرده است، در گوشه­اي خلوت به تک تک سؤالاتمان اينگونه پاسخ مي­دهد:

- پيرامون آثار ارائه شده به نمايشگاه بيست و پنجم بين المللي کتاب توضيح بفرماييد؟

قصد داشتيم که سه کتاب از بنده را به نمايشگاه کتاب برسانيم که از اين ميان کتاب نامه­هاي کوفي که مجموعه شعر عاشورائي و مذهبي است آماده ارائه به نمايشگاه کتاب است که از طرفي بخشي از اين کتاب هم شعرهاي عاشقانه را دربرمي­گيرد. به نوعي اين کتاب داراي سه فصل است که فصل اول آن خيزران نام دارد که داراي هفت شعر عاشورائي و انتظار است. فصل دوم اين مجموعه سياه و سفيد نام دارد. که مجموع 30 شعر در فضاهاي مختلف عاشقانه است از طرفي فصل سوم کتاب هم نامه­هاي کوفي نام دارد که منسوب به باورهاي ما از عاشورا و اندکي هم طنز تلخ است. کتاب در سال گذشته اواسط بهمن ماه به چاپ رسيد که خدا را شکر تا اکنون استقبال بسيار خوبي از آن شده است و انتظار مي­رود اين استقبال در نمايشگاه دائمي کتاب هم ادامه داشته باشد. از طرفي مجموعه شعر ديگري نيز به نمايشگاه خواهد رسيد که (هي . . . شعر تر انگيزد) نام دارد که همان طور که از اسم آن پيدا است به مجموعه شعرهاي طنز اختصاص دارد. اين مجموعه 50 شعر طنز در خود جاي داده است که از اين ميان 30 شعر از آن به بنده اختصاص دارد و اشعار ديگر اشعاري که بنده به همراه جواد زهتاب کار کرديم. به نوعي فضاهاي طنز هم به قالب­هاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و . . . اختصاص دارد يکي از نکات ويژه­ي اين مجموعه نام بردن از 30 شخصيت و چهره هنرمند به عنوان قافيه و مقولات مختلف ديگر ادبي است که براي اولين بار در يک کتاب طنز اتفاق مي­افتد. شايد بتوان گفت تا به حال در هيچ کتاب ديگري تا اين اندازه با شخصيت­هاي سياسي و چهره­هاي هنري و فرهنگي کشور شوخي نشده باشد. اين کتاب توسط انتشارات سپيد باوران در مشهد منتشر شده است و کليه امور توليد اين کتاب هم در مشهد انجام گرفته است. البته ناگفته نماند که برخي از اشعار اين کتاب قبلاً توسط مردم از طريق sms دست به دست شده است که البته از اين موضوع بسيار خوشحال هستم که مردم اين طنز را در ميان خود راه دادند نمونه­ي آنرا مي­توان طنز معروف گلنار دانست که اين شعر توسط بنده در چنين مجمع هنري و فرهنگي قرائت شده است. اين اثر در نمايشگاه حاضر خواهد شد و بايد ديد نظر مردم چيست و مردم پيرامون اشعار چگونه قضاوت خواهند کرد. البته به نظر مي­آيد استقبال خوبي از اين مجموعه شعر انجام بگيرد. يک کتاب ديگر هم توسط انتشارات مرواريد قرار بود چاپ شود که اين اشعار نيز در قالب طنز بيان شده بود به نوعي اين اشعار تک بيت­هائي بود که توسط بنده سروده شده بودند. در يک مصرع يک بيت از حافظ آورده بودم و بيت ديگر را بر همان وزن سروده بودم که البته اين کتاب در مرحله مجوز گرفتن است و به نظر نمي­رسد به نمايشگاه کتاب برسد. اسم کتاب ضد حالات بود که احتمالاً به برفک تغيير نام خواهد داد اين کتاب مجوز نگرفته است اما دو کتاب ديگر به نمايشگاه خواهند رسيد.

- نمايشگاه بين المللي کتاب تهران در ميان قالب­هاي مختلف نمايشگاهي در جهان در ميان فروشگاه­هاي کتاب قرار مي­گيرد شما اين اتفاق را يک فرصت مي­دانيد يا يک غفلت؟

شما اگر به نمايشگاه­هاي خارج کشور به خصوص کشورهاي اروپائي نگاه کنيد مشاهده خواهيد کرد که اين نمايشگاه به هر منظور و در مورد هر نوع کالائي که برپا شده باشند محلي براي خريد و فروش اجناس ندارند بلکه همانطور که از اسم مراسم هم برمي­آيد اين اتفاق محملي است براي به نمايش گذاشتن کالا و موارد توليد شده که متقاضيان با توجه به شرايط خاص براي خريد کالا به تهيه فرم و نام نويسي مي­پردازند که پس از انجام امورات مختلف کالاي مورد نظر توسط پست براي آنان ارسال خواهد شد. البته نمايشگاه تهران از اين مورد مستثني است. در کشورهاي ديگر نمايشگاه­هاي کتاب بصورت شش ماه يا يکسال يکبار برگزار مي­شود که مختص نمايش آثاري است که در چاپ اول چاپ مي­شوند به نوعي انتشارات مختلف سعي دارند آثار جديدشان را به نمايش بگذارند در حاليکه در تهران ناشران هر آنچه که در انبارها موجود است براي عرضه به مخاطبان عرضه مي­کنند ناشران در خارج از کشور اگر در طول سال 1000 عنوان کتاب جديد داشته باشند تنها اين کتاب­ها را عرضه مي­کنند و از طرفي نمايشگاه به هيچ عنوان محل خريد و فروش کتاب نيست شما با پرکردن فرم کتاب را از طريق پست خريداري کرده و درب منزل ارسال مي­شود در برخي از مواقع هم کتاب توليدي تنها يک ماکت از کتاب است که در معرض ديد عموم قرار مي­دهند به نوعي خريداران کتاب را پيش خريد مي­کنند و تيراژ کتاب هم بر اين اساس توليد مي­شود اين حرکت يک نيازسنجي قانونمند، دقيق و مطلوب است که در اکثر نمايشگاه­هاي کتاب در جهان اجرا مي­شود.

- در ايران اين روش ناشناخته و تعريف نشده است.

دقيقاً. در ايران چقدر اين گونه نيازسنجي­ها انجام مي­شود يک کتاب که يک نويسنده يا مترجم با موضوع ويژه چاپ مي­کند در يک تيراژ پايين مثلاً سه هزار نسخه چاپ مي­شود و از طرفي يک اثر نامطلوب هم با تيراژ سه هزار تا چاپ مي­شود. وقتي هم سؤال مي­کنيم هيچ دليل خاصي براي اين نوع چاپ و نشر دريافت نمي­کنيم اين نوع اتفاقات باعث نابودي بازار نشر و چاپ و هدر دادن کاغذ مي­شود و باعث مي­شود نمايشگاه­هاي ما به يک فروشگاه بي در و پيکر تبديل شود که از جستجو در اين مراکز تنها خستگي و به هيچ نرسيدن دست پيدا خواهيم کرد. ازدحام بيش از حد و خستگي و خستگي و خستگي تنها ارمغان چنين مراکزي است نمايشگاه­ها در اکثر کشورهاي جهان محلي است براي تضارب آرا به صورتيکه نويسندگان به صورت چهره به چهره با يکديگر آشنا مي­شوند از طرفي عده­اي از متقاضيان هم از شهرستان­ها مي­آيند که بايد اين امکانات ويژه براي اين افراد هم مهيا باشد. از طرفي يکي از نقاط ضعف ويژه اينگونه نمايشگاه­ها برگزاري همزمان نمايش آثار آموزشي در کنار ناشران عمومي و غير درسي است که قرار دادن اين دو قالب کتب در کنار يکديگر اشتباه بزرگي است که اين دو قالب بايد از يکديگر جدا شوند و هر کدام نمايشگاهي جداگانه در دو مقطع زماني جدا و مشخص اجرا شوند اينکه بعد از نمايشگاه اعلام کنند مثلاً 10 ميليون بازديد کننده و ميزان قابل توجهي خريد توسط مخاطبان صورت گرفته است يک افتخار نيست. بايد ديد که ناشران چقدر توانستند انتظارات مخاطبان خود را برآورده کنند.

- اگر اين اتفاق بيافتد که بازار خريد و فروش کتب عمومي سياه خواهد شد.

جلوتر از اينکه اين اتفاق بيافتد با مخالفت همه جانبانه ناشران مواجه خواهد شد چرا که ناشران ورشکست خواهند شد اما به هر حال بايد اين اتفاق بيافتد. ادغام کردن اين دو گونه فرهنگي يک اشتباه بزرگ بوده است البته در اين مسير براي رشد و حرکت کيفي نمايشگاه اتفاقات مختلفي روي داده است که از نمونه­هاي آن مي­توان به بحث رونمائي کتاب اشاره کرد ناشران بايد عادت کنند که براي کتاب­هاي چاپ اول رونمائي برگزار کنند که البته اين حرکت طي سالهاي گذشته به صورت جدي از طرف ناشران پيگيري شده است کتب بايد با حضور ناشر، مترجم يا مؤلف قبل و يا در نمايشگاه رونمائي شوند تا کتب متقاضي خودش را بشناسد. خواننده وقتي از کتاب مورد نظر شناخت و اطلاعاتي نداشته باشد چطور مي­تواند انتخاب درستي داشته باشد تبليغات زودهنگام حرکتي است که به خوبي انجام گرفته است و ناشران توانسته­اند با اين حرکت مخاطبان بيشتري را به سمت کتب خود جلب کننده تبليغات به گونه­هاي مختلف انجام مي­شود که مي­توان از مهمترين اين گونه تبليغات در صدا و سيما و فضاهاي مجازي اشاره کرد. البته نبايد از اين موضوع غافل ماند که تبليغات زودهنگام انجام مي­شود اما ميزان و فضاهاي تحت پوشش بسيار کمي را در برمي­گيرد. تبليغات محيطي در اين زمينه بسيار کم صورت گرفته است.

- موضوع کتاب و کتاب خواني را مي­توان به عنوان يک صنعت نگاه کرد؟

امروز کتاب و کتاب خواني در اکثر کشورهاي جهان حتي کشورهاي در حال توسعه به عنوان يک صنعت پذيرفته شده است اما متأسفانه در ايران هنوز اين اتفاق نيافتاده است ما هنوز در صدا و سيمايمان نتوانسته­ايم برنامه­اي بسازيم که بتواند بازار کتاب و کتابخواني را گرم کند و مردم را به مراکز فروش کتاب بکشاند. متأسفانه شاهد اين هستيم که برنامه­هاي توليدي در اين عرصه سرد و بدون جذابيت ساخته مي­شود در اکثر برنامه­هاي تبليغاتي و هنري در فضاهاي مختلف رسانه­اي کشور از هنرمندان و چهره­هاي جذاب و افتخار آفرين دعوت به عمل مي­آيد که برنامه­هاي توليدي و تبليغي هرچه بهتر و اثرگذارتر توليد شوند اينجا سؤالي مطرح مي­شود که ما در کداميک از برنامه­هاي تبليغي­مان توانسته­ايم مردم را به بدنه شعر و شاعري و به طور کلي ادبيات پيوند بزنيم. برنامه 90 و برنامه هفت هرکدام در عرصه رسانه بازار محافل ورزشي و سينمائي را داغ مي­کند اما کداميک از برنامه رسانه­اي ما سعي در داغ کردن بازار نشر و کتاب داشته­اند. چرا تبليغات تنها به 10 روز نمايشگاه ختم مي­شود؟ مديران فرهنگي ما به خوبي مي­دانند رشد فرهنگ کتاب و کتابخواني نياز به يک برنامه درازمدت با پيگيري مداوم و مستمر دارد اما چرا مديران در برنامه­هاي طراحي شده کم کاري مي­کنند از دايره شناخت کارشناسان نيز خارج شده است. آيا در اين ميان 4 تا تهيه کننده و کارگردان مستعد و آگاه پيدا نمي­شود که در عرصه رسانه کار را به دست بگيرد و برنامه سازي مؤثر و اثرگذار انجام دهد. اگر اين برنامه­ها ساخته نشود عملاً کشور در برابر تهاجمات فرهنگي واکسينه نخواهد بود و با کوچکترين فعاليت ضد فرهنگي اهالي فرهنگ و فضاي فرهنگي کشورمان آسيب پذير نشان خواهد داد.

- به نظرتان بسته­هاي حمايتي مسئولين در جهت رفاه بيشتر مخاطبان و بازديدکنندگان لازم و کافي است؟

فعاليت­هاي حمايتي نسبتاً مناسبي در اين زمينه انجام گرفته است اما مشکل مردم و به طور کلي مشکل اين عرصه عدم مردم نيست. به نوعي شايد مردم با بالا رفتن قيمت کتاب هم مشکلي نداشته باشند اما بحث اصلي بحث خواندن و علاقه و انگيزه موجود در خواندن و مطالعه کردن ميان مردم ما است. امروز با اينکه نهاد کتابخانه کتاب­هاي توليدي را هم خريداري مي­کند اما باز هم مردم هستند که علاقه­اي به خواندن و مطالعه کردن ندارند اين نشان مي­دهد که هيچ گونه کار فرهنگي درازمدتي در اين زمينه از طرف مسئولين انجام نگرفته است چرا که اگر چنين بود مردم تا اين اندازه نسبت به اين عرصه بي انگيزه نشان نمي­دادند. مردم افرادي کم مطالعه و کم سواد هستند مردم حتماً شب­هاي جمعه به رستوران­هاي گران قيمت و صرف غذاهاي گزاف مي­پردازند و به نوعي به نيازهاي اوليه­شان به خوبي تن مي­ دهند اما هيچ تمايلي به خواندن ندارند چرا که احساس نياز نمي­کنند به نوعي مي­توان گفت که کتاب از سبد کالاي خانواده خارج شده است و يا در رده­هاي پايين نيازهاي مردم قرار گرفته است. اين بي سوادي يک نسل خطر بسيار بزرگي است.

- فضاهاي مجازي به رشد اين فضاهاي فرهنگي کمکي کرده است؟

اين دليل مناسبي نيست که چون از فضاهاي مجازي استفاده مي­کنيم پس سرانه مطالعه مردم مي­تواند پايين باشد ما مي­توانيم شاهد اين باشيم که کشورهاي فقيرتر با دسترسي بالاتر از ما به فضاهاي مجازي سرانه مطالعه­شان ده­ها چه بسا صدها برابر ملت فرهنگي ايران است. مي­توانيم کشور هند را مثال بزنيم. اين ضعف ما را نشان مي­دهد استفاده از فضاهاي مجازي بالا است اما درصد مطالعه همچنان کف نمودار متوقف شده است. چرا خودمان را گول مي­زنيم و قيمت کتاب را مقصر مي­دانيم امروز جايگاه فرد کتاب خوان و باسواد تنزل پيدا کرده است سهم افراد از مطالعه تنهائي است. چرا که کسي که مطالعه مي­کند و هزينه­هاي جاري زندگي را به نفع مطالعه سرشکن مي­کند با نگاه کردن به همسايه خود مي­بيند که کسي که هيچ جايگاه علم و شناختي ندارد از بهترين امکانات و جايگاه اجتماعي ميان ديگر افراد جامعه برخوردار است. آيا اين مقوله توليد بي انگيزگي خواهد کرد؟ آيا ما مطالعه مي­کنيم که منزوي شويم. معيارها تغيير کرده است. امروز اگر تفاوتي ميان جامعه کتاب خوان و کتاب نخوان باشد مي­توان طلبکار بود اما وقتي در اين ميان تفاوتي نيست يا اگر هست قابل لمس نيست انگيزه­ها کشته مي­شوند.

- آيا مي­توان مطالعه اينترنتي را جايگزين تورق و لمس موجوديت آثار مکتوب کرد؟

هنوز هم اگر 100 کتاب اينترنتي بخوانيم به مانند يک کتاب مکتوب نيست. يعني احساس مي­کنم هيچي نخوانده­ام لمس کتاب مرا اقناع مي­کند و احساس مي­کنم اکثر افراد اهل مطالعه هم اينگونه باشد. در قديم هم فضاي خواندن­ها اينگونه بود و اثرگذار و ماندگاري يافته­ها ثابت­تر بود. دنياي مجازي براي اهالي کتاب دنياي جدي نيست. هرکاري کنند کتاب جايگزين ندارد.

- به نظرتان اگر اين عرصه به انحصار دولتي­ها درآيد وضعيت بهتر نخواهد شد؟

به هر حال بايد قبول کرد که امکانات اهالي دولتي نسبت به مجامع خصوصي امکاناتي بسيار گسترده­تر است و شايد در زمان کوتاهتري بتوانند به اين فضا جامعيت و مسير بدهند اما با اين حرکت کلاً مخالف هستم چرا که انحصار يک صنعتي مثل چاپ و نشر و کتاب و کتاب خواني توسط دولت زمينه ساز اتفاقات تلخ ديگري نيز خواهد شد که مجال صحبت در اين باره نيست اما مي­توان با سامان دادن به ديگر اجزاي اين صنعت مانند بحث توزيع فضاي فرهنگي و پاسخ به نياز مخاطب را به نحو خاصي پاسخ مثبت داد. تا زمانيکه اين توزيع در سطح کشور به صورت معين و مفيد و يکپارچه انجام نگيرد نمي­توان از اين صنعت توقع نتيجه مطلوب داشت امروز شاهد اين نکته هستيم که برخي از کتب در هر کجا يافت مي­شوند و برخي ديگر که کتب اساسي و اثرگذار هستند معدود به دست مخاطب مي­رسند اين عدالت نيست. چه کسي بايد به اين موازين نظارت کند؟ در اين مسير مي­توان از ابزارهائي چون تبليغات هم کمک گرفت چرا که بحث توزيع بسيار مهم است و دنياي خاص خودش را هم دارد اين جريان مي­تواند يک کتاب را بالا ببرد يا در نطفه خفه کند اينجاست که بحث ناعدالتي به ميان مي­آيد که متأسفانه شاهد هستيم برخي از کتاب­ها در سراسر کتاب فروشي­هاي خيابان انقلاب موجود است اما برخي ديگر اصلاً پيدا نمي­شوند که در اين ميان بحث تبليغات منفي و اشتباه هم به ميان مي­آيد.

- رهبري در گوشه­اي از فرمايشات فرمودند که مطالعه مفيد بهتر از کتاب خواني است. در اين مسير نقش کتابداران چقدر مهم است؟

در اين ميان کتابداران هم بي علاقه نشان مي­دهند. متأسفانه برخي از افرادي که در اين زمينه هيچ سر رشته­اي ندارند در جايگاه فروشنده قرار گرفته­اند. يک کتابدار و فروشنده خوب کسي است كه در اين زمينه بتواند اطلاعات مناسبي را به خريدار ارائه کند که خريدار مشتاق به خريداري کتاب شوند. مطالعه کتابدار در انتخاب کتاب توسط خريدار بسيار مهم است اگر چيزي غير از اين باشد يا خريدار بايد به نام نويسنده اعتماد يا بايد مثل بنده که اصفهاني هستم به قيمت کتاب نگاه کند يا مانند زنان خانه دار به زيبائي کتاب نگاه کنند و به فکر دکور منزلشان باشند.

- آيا مديران و متوليان امر در اين باره از وجود اين معضلات بي اطلاع هستند؟

قطعاً اينگونه نيست. اين مشکلات سالهاست که دامن گير بازار نشر و چاپ کشور است. اما در اين ميان مشکل تنها مديران ما نيستند. شما به همين نمايشگاه کتاب نگاه کنيد. آيا اين حرکت بيشتر شبيه کارناوال نيست. مردم چرا شرکت مي­کنند؟ شايد جاذبه­هاي توريستي و تفريحي باعث حضور اين افراد مي­شود؟! از نظر بنده که داير کردن اين فضا با اين قالب موجود تنها حاصلي که براي بازديدکنندگان به همراه خواهد داشت خستگي و خستگي و خستگي است.   

 

يكشنبه 31 ارديبهشت 1391 - 9:58


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری