شنبه 27 آبان 1396 - 17:28
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

فرهنگ متين

 

ماندنمان در حوزه هنري يک تکليف است

 

گفتگو با علي اصغر يوزباشي

مشاهده نگيني در ميان بوستاني از درختان تنومند آنهم در کنار ساختمان­ها و بناهاي امروزي مي­تواند پاي هر رهگذري را سست کند گوئي از تاريخ گذشته طرحي در پيش چشم داريم. سالهاست هنرمندي بي ادعا در سکوت به پشتوانه عشقش آثار ارزشمندي را خلق مي­کند او متواضعانه خودش را هنرمند نمي­داند ولي مشاهده کارهايش همگان را بر آن مي­دارد که او را يک هنرمند قلمداد کنند.

علي اصغر يوزباشي با دستان توانمند و هنرمندش روايتگر عشق به خدا، اهل بيت و شهدا براي آيندگان است. به گفته خودش تحصيلات آکادميک ندارد و آثارش را به صورت تجربي خلق کرده است. او در سال 55 از رشته فني ماشين ابزار فارغ التحصيل شد. در سال 60 در راستاي اهداف انقلاب وارد حوزه هنري شد و تا سال 72 مسئول کتابخانه حوزه هنري بود. درسال 72 به دليل تغيير سيستم کتابخانه به بخش تجسمي وارد شد و مسئول اجرائي کارگاه مجسمه سازي شد. چند سالي به عنوان مسئول در آنجا مشغول بود اما چون درون مايه و ذوق هنري داشت طي مرور زمان به مجسمه سازي علاقمند شد. استاد از سالهاي 75 و 76 در زمينه مجسمه سازي شروع به فعاليت کرد که کارهايش بيشتر تجربي بود او اگرچه در اين زمينه آموزشي نديده بود اما با کار  در کنار دوستانش و به طور تجربي اين فن را آموخت. از جمله کارهايش مي­توان به مجسمه خوارزمي در دانشگاه اميرکبير و مجسمه سعدي در جزيره کيش اشاره کرد. همچنين استاد مجسمه ابن سينا را نيز به تنهائي اجرا و طراحي کرده است. يکي ديگر از کارهاي استاد: . . . بهتر است از اينجاي ماجرا به بعد را از زبان خودش بشنويم:

- اين روزها حضور شما در صحنه هنري حوزه هنري و سطح کلان کم رنگ شده است؟

حضور پررنگ ما در اين عرصه به زماني برمي­گردد که در اين فضاي پررنگ و برق هنري نبوديم. به زماني برمي­گردد که در جلوي درب کتابخانه حوزه هنري سنگر به پا مي­کرديم. آن زمان جناب آقاي عالي مسئول واحد تجسمي بودند که به دعوت ايشان بنده به عنوان مدير بخش مجمسه سازي واحد تجسمي حوزه هنري مشغول به فعاليت شدم. البته از ابتدا در اين مسير به طور علمي سررشته­اي نداشتم و بيشتر مشغول تجربه اندوزي بوديم که کم کم سعي کردم تجربياتم را در مرحله عملي به صورت کاملاً حرفه­اي اجرا کنم.

- مهمترين آثاري که خلق کرديد؟

آلبوم­هاي گسترده­اي در اين ميان وجود دارد که مي­توانيد ملاحظه کنيد اما در ماه مبارک رمضان بود که يک ماکت مومي براي موزه امام علي (ع) اجرا کرديم که پس از اينکه اجرا تمام شد به ما خبر دادند که در اين موزه مجسمه­هاي حجمي وجود ندارد و بايد اثر ديگري خلق کنيم اين اثر ماند تا زماني که صدام سقوط کرد که پس از آن توسط برادران سپاهي ما در نجف اشرف برنامه­اي در اين زمينه برگزار کردند که اثر به نجف ارسال شد و به نوعي در همان سرزمين نيز ماندگار و ثابت مانده است.

- خبري هم از شرکت در جشنواره­ها و فستيوال­هاي مختلف هم که نيست؟

کلاً علاقه­اي به شرکت در اين مراسم ندارم بيشتر سعي مي­کنم براي احساس دروني و دل خودم کار کنم همين مجسمه حريم که در حوزه هنري نصب شده است مواد اوليه آنرا از ضايعات حياط حوزه هنري جمع آوري کرديم و با عشق و احساسي که به اين اثر داشتم اجراي اين مجسمه را به دست گرفتم و نتيجه هم امروز کاملاً قابل روئت است. البته اين مجسمه براي افتتاح يکي از بخش­هاي سينمائي بدست جناب مومني اجرا شد که عکسي هم از آن دوران به عنوان سند دوستي­مان با جناب مومني داريم که در آرشيو موجود است.

- با کار کردن سفارشي مخالفتي نداريد؟

اگر کار کردن در مسير هنري هنرمند باشد مشکلي وجود ندارد. يادم مي­آيد زماني که قيصر امين­پور فوت کرد بنده تا چهلم ايشان مجسمه­اي از او کار کردم که اين کار کاملاً دلي بود اصلاً بحث سفارشي در اين ميان نبود. در اين مسير حتي جناب مومني که رئيس حوزه بودند کوچکترين کمکي نکردند. اما شهرداري منطقه شش به خواست خودش اين اثر را خريداري کرد و در پارک ملت نصب کرد. خوب حوزه هنري که داعيه دار حمايت از هنرمند متعهد است کجا بود. آيا اين وظيفه شهرداري تهران است که از هنرمندان متعهد حوزه هنري حمايت بکند.

- با اين رويکرد بهتر نبود ترک حوزه هنري مي­کرديد و مانند بسياري ديگر از  هنرمندان به صورت مستقل به خلق اثر مي­پرداختيد؟

اينکه ما در حوزه بمانيم يک تکليف است براي چه بايد از حوزه هنري برويم اينجا مأمن ما است. آيا حقوق 500 هزار توماني حوزه هنري در اين وادي هرکي به هرچي دردي از هنرمند دوا مي­کند. آيا اين ماندن براي هنرمندان منفعتي خاص به همراه دارد؟ مشکل از جائي شروع شد که هنرمندان مجسمه ساز با حضرت آقا ديدار کردند و نظرياتشان را به گوش ايشان رساندند ايشان هم تکليف کردند که ما بمانيم و حوزه هنري را خالي نکنيم و امروز شاهد اين هستيم که همين ماندن در حوزه هنري براي بسياري از اين مديران سنگين است.

- مگر رويکرد سياست حوزه هنري چيزي مغاير با اهداف فرهنگي و هنري نظام است؟

شايد در اين مسير همسو باشند اما از حرف زدن تا بناي عمل را گذاشتن دنيائي فاصله است. هرکسي مي­تواند ادعاي مسلماني کند اما آيا همه­ي ما مسلمان حقيقي هستيم اگر پول و امکانات را در سر راهت مشاهده کردي و از آن گذشتي مي­تواني مدعي هنرمند متعهد بکني. امروز مي­بينيم افرادي که تا ديروز تنها يک هنرمند ساده بودند امروز با بدست آوردن جايگاه­هاي مديريتي رنگ و لباس و شخصيت و حتي نحوه سلام و احوال پرسي کردن اين افراد تغيير مي­کند امام اين مباحث را به ما ياد نداد ايشان معتقد به پرهيز از نفس بودند.

- سفارشي کار کردن را يک معضل ديديد؟

اگر خاطرتان باشد براي مراسم 9 دي حوزه هنري طي يک فراخوان از هنرمندان عرصه­هاي مختلف دعوت کرد براي اين مراسم خلق اثر کنند خوب کداميک از هنرمندان به اصطلاح متعهد حوزه هنري براي اين حرکت که منشأ خوبي براي بيداري اسلامي در طول تاريخ محسوب مي­شود اثري خلق کرد؟ خوب اسم اين هنرمندان را مي­توان متعهد گذاشت؟ هنرمند متعهد را براي چه کسي و چه زماني مي­خواهيد؟ آيا همه چيز تنها به حرف زدن است؟ چرا کارها بايد براي ريا باشد چرا مسير نگاه­ها به سمت نگاه آماري حرکت داده مي­شود که اين نوع نگاه بسيار ضرر دارد. امام هميشه مي­گفتند بسيج تنها نبايد اسلحه بدست بگيرد بايد در عرصه­هاي ديگر هم شور و اشتياق و حرکت وجودي­اش را نشان دهد که مقولاتي مثل 9 دي از بهترين زمينه­ها است.

- ما شاهد اين هستيم که برخي ديگر از  هنرمندان از همکاران شما داراي امکانات لازم هستند و حتي مجسمه­هاي قوي از شهدا و مفاهيم ديني و مذهبي و اعتقادي در سراسر ايران اجرا و نصب کرده­اند.

ببينيد متعهد بودن يک تعريف خاص دارد. به ياد دارم در يک سمپوزيوم شهدا در پارک ولايت هنرمندي مي­گفت ببينيد کار به کجا رسيده و ما را چقدر گشنه نگاه داشتند که بايد از اين نوع کارها انجام دهيم!! خوب اين حرف در مراسمي گفته شد که براي شهدا برگزار شده بود. خب اين نشان مي­دهد که پشت اين حضور هيچ اعتقادي وجود ندارد و هنرمند تنها براي امرار معاش اين مقوله را پذيرفته است. چون اين يک اثر سفارشي است و بايد انجام بگيرد پس اين اثر بدون ذره­اي اعتقاد خلق مي­شود و قرار است براي آيندگان هم جاودانه بماند. خود من کارهائي مثل قيصر امين پور يا سيد حسن حسيني و يا بسياري از مجسمه­هاي ديگري را داشته­ام که کاملاً دلي کار شده است و هيچ کدام از هزينه­هاي ساخت يا خريد آنها را حوزه هنري نداده است.  

- با توجه به وجود يک نوع تفکر خاص کاسبکارانه در بعد هنر مجسمه سازي در قبل و بعد انقلاب رشد اين بعد هنري را در نزد هنرمندان امروز چگونه مي­بينيد؟

متأسفانه امروز کمتر کسي براي دلش کار مي­کند. اهالي فن اين هنر را خالي گذاشته­اند و هجرت کرده­اند. بنده به همه اين موضوع را گفته­ام و تأکيد کرده­ام که اگر انقلاب نمي­شد آيا هنرمندان ما اينقدر ديده مي­شدند؟ آيا هنرهاي ما به خصوص مجسمه سازي ديده مي­شد که استادي بتواند به رتبه استادي برسد و در دانشگاه­هاي هنر ما تدريس بکند؟ به نظرم بزرگان ما هرچه دارند از انقلاب است. که البته تاريخ نشان داده است که هنرمندان ما کمتر قدر اين موهبت را مي­دانند که نتيجه آنرا هم مي­توان در جريان 9 دي مشاهده کرد. معتقدم بنده و هستند هنرمنداني که اگر دنيا به يک طرف حرکت کند بنده همچنان بر اصول و مباني ولايت مدارانه خود خواهم ايستاد چرا که اين تفکر و پشتوانه هنري بنده بوده است. برخلاف خيلي­ها که قافيه را باختند.

- پس معتقديد انقلاب اسلامي بر روي هنر مجسمه سازي ما به شدت اثرگذار بوده است؟

شديداً بر اين باور هستم که اين انقلاب بزرگترين تأثيرات را داشته است. به ياد دارم در مقوله نمايشگاهي با عنوان کشتارهاي بوسني برپا شد که دوستي در آن مکان مي­گفت خدا کند که از اين اتفاقات باز هم تکرار شود تا ما به پولي برسيم.!! اين نشان مي­دهد که هنرمندان ما خواستار اتفاقات و فجايع انساني هستند تا بتوانند از اين مسير با گرفتن سفارشات مختلف براي خود درآمدزائي مي­کنند. يعني مباحثي مثل بيداري اسلامي. همين جناب حميد شريفي براي بحث بيداري اسلامي ده­ها پوستر خاص تهيه و اجرا کردند و از مسئولين حوزه هنري خواستند که با برگزاري نمايشگاهي رايگان اين نظرات و نگاه­ها را به ديده­ي مخاطبان برسانند که ايشان مخالفت کردند. آيا اين را مي­توان فعاليت هنري متعهد ناميد؟

- عده­اي از همين هنرمندان مورد نقد شما در دانشگاه­هاي هنري مشغول به تدريس هستند اين نوع نگاه به هنر در ديد هنرجويان چه بازتابي خواهد داشت؟

البته دانشجو هم مانند هر انساني ديگر قوه اختيار دارد اگر بخواهيم بگوييم که دانشجو همه­ي حرف­هاي استاد را بايد بدون قيد بپذيرد و اين گفته يک توجيه و گفتار غلط است دانشجو هم بايد براي خودش فيلتر داشته باشد.

- به هر حال به نظر مي­رسد تفکر اين افراد از تفکرات شما جذاب­تر باشد؟

بله تفکر شيطان هم نسبت به مسير خدا راحت­تر است مسير خداوند سختي­هاي خودش را دارد.

- سعي نکرديد تفکراتتان را لطيف­تر و جذاب­تر کنيد؟

چرا فکر مي­کنيد ما افرادي صفر و يکي هستيم. ما هم به خدا مي­فهميم. نگاه کنيد استاد حميد شريفي در دانشگاه­هاي ما تدريس مي­کند اما بار رواني فضاهاي دانشگاهي و نوع دانشجويان و اين درهم ريختگي اقتصادي و سياسي و فرهنگي چقدر مي­تواند براي اثرگذاري اعتقادات استادي چون شريفي بر ذهن و فکر هنرجويان ايجاد انگيزه و فضا کند. در فضائي که ميان هنرمندان فرق گذاشته مي­شود و اگر کسي از اسم فرد خاصي خوشش نيايد دايره هنرمندي وي منقطع خواهد شد. چه توقعي هست؟

- پس معتقديد که هنر مجسمه سازي بعد از انقلاب رشد چشم گيري داشته است؟

بله اين نکته را مي­توان به وضوح در ميادين، پارک­­ها و سراسر شهرستان­هاي کشورمان مشاهده کرد. ما قبل از انقلاب شاهد اين فراگيري نبوديم.

- البته به نظر مي­رسد اين تفکر خاص مقولات مذهبي به بحث مجسمه در اسلام به نوعي باعث يک سري موانعي بر سر راه رشد اين رشته گذاشته باشد؟

اگر اين مسير به نوعي جهت دار و داراي موانع بسيار است برگرفته از اين تفکرات نيست چرا که بايد به دنبال چيز ديگري بود که يکي از اين موارد مديريت غلط هنري و اجرائي است که هرکس براساس دستورالعمل خودش مسيري را مي­پيمايد.

- شما چگونه مي­بينيد؟

من به اين عرصه آرماني نگاه مي­کنم. يعني اين جنبه از نگاه هنري­مان را از امام خميني (ره) وام گرفته­ايم. ايشان در مانيفست هنري­شان اشاره­اي به کاربردهاي هنر دارند که اصلاً هنر براي چيست و کارآئي آن چگونه است. اينکه هنر صرف براي هنر باشد يک نگاه غلط است چرا که هرکسي مي­بايست حرفش را براي خودش بزند.

- ما طي شش ماهه دوم سال 1390 شاهد برگزاري جشنواره­هاي زيادي در عرصه هنري و تجسمي بوده­ايم که به نوعي به گفته مسئولين گل سر سبد آنها جشنواره هنري ايران 1404 بود. مي­خواستم بدانم که . . .

کدام گل سر سبد. اين گل پرپر هم نبود. اين افراد با برگزاري اين جشنواره به چه موفقيتي دست پيدا کردند. اصلاً اين جشنواره بيانگر چه هدفي بود؟ اين جشنواره هيچ ربطي به سند چشم انداز نداشت.

- به هر حال يک جشنواره جهت دار بود؟

جهت جشنواره به کدام سمت بود. به سمت هزينه کردن بيت المال براي رسيدن به هيچ؟ به نظرم اصلاً هنرمندان خودشان هم نمي­دانستند که در اين جشنواره بايد چه نوع کاري ارائه کنند. مثلاً اگر گفته شد که براي بيداري اسلامي اثر خلق کنيد آيا کشيدن يک درخت شامل اين خلق اثر هنري در رابطه با بيداري اسلامي مي­شود؟ کار بايد به گونه­اي باشد که مطلب را برساند. در کداميک از مجسمه­هاي خلق شده اين چشم انداز ديده شده بود.

- اکثر آثار هنري به خصوص در عرصه هنر مجسمه سازي کاملاً سفارشي بوده است.

خوب اين موضوع که بدتر شد. نگاه کنيد در بحث جشنواره­ها تا به حال که اينگونه بوده است که سفره­اي پهن مي­شود و هزينه­اي بايد صرف شود بدون اينکه هدف کاملاً شناسائي و اجرا شود. به ياد دارم در زمان جناب آقاي زم گروهي قصد داشتند جشنواره­اي با موضوعيت جوان برگزار کنند. استادي در اين ميان معتقد بود بايد کاري کرد که پول بيشتر به اين سمت حرکت کند!! اين نشان مي­دهد که اثر ماندگار و مؤثر بر ذهن جوانان که جشنواره هم براي اين افراد در نظر گرفته شده است معني خاصي ندارد اصل مطلب بازگشت سرمايه به صورت چند برابر آن است. خوب اين جشنواره برگزار مي­شود چه چيزي عايد مخاطب و جوانان خواهد شد. دانشجوي سردرگم امروزي چه چيزي از آن متوجه خواهد شد. باز هم به ياد دارم در بحث سفارشي کار کردن در يک جشنواره­اي دوستان قصد سفارش دادن آثار را داشتند وقتي ما متوجه شديم که اسامي برخي از هنرمندان در اين سفارشات وجود ندارد از قبول سفارش باز زديم. چرا که معتقديم چرا بايد در مقولات هنري تا اين اندازه تبعيض قائل شوند. چرا بايد اگر مديري از شخصي خوشش نمي­آيد هنرمند نزد مدير هنرش را از دست بدهد آيا برقراري عدالت به اين معني است؟ ده­ها جشنواره مي­توان براي اين نوع برخوردها به عنوان سند نام برد که همين جشنواره 1404 يا جشنواره عاشورائي از نمونه­هاي بارز آن هستند.

- بحث سفارش اثر به هنرمندان چيني هم که بازار گرمي دارد؟  

در آن بخش هم بحث پول و دلالي غوغا مي­کند سفري به استان همدان داشتيم که متوجه شديم رئيس مرکز موزه شهداي استان همدان افتخار مي­کند که نقاشي شهداي ما توسط گروهي از بهترين هنرمندان کره­اي در حال انجام است. آثاري که قرار است جاودانه شوند در موزه نگهداري و نسل­هاي بعدي از اين آثار شناخت و بينش بگيرند. از طرفي آيا اين هنرمندان در سنگرهاي ما بوده­اند؟ آيا صداي خمپاره را از نزديک گوش دادند؟ چه نوع تجربه­اي در اين زمينه دارند؟

- برخي از مديران دليل اين حرکت را خلأ هنرمندان توانمند و بالا بودن هزينه و دستمزد هنرمندان عنوان مي­کنند؟

اصلاً اينگونه نيست بهترين هنرمندان با سطح پايين­ترين دستمزدها در انتظار سفارش کار بسياري از مديران هستند همکاران بنده هنوز از غم معيشت در سطح اجتماع دچار سرخوردگي شده­اند آنوقت اين هنرمندان چيني و کره­اي هستند که در اين ميان جيب­هايشان را پر مي­کنند که البته اگر در اين ميان بحث دلالي را فاکتور بگيريم.

- مهمترين راه کار از نظر شما چيست؟

به گفته امام بزرگترين راهکار برخورد با نفس است. اگر صادقانه از يکديگر انتقاد کنيم و اين انتقاد را بپذيريم و براي رفع آن تلاش کنيم به نظرم مشکل بسياري از ما در اين عرصه حل خواهد شد اما هنوز بعد از گذشت چند سال از مديريت جناب مومني هنوز نتوانستيم يک دقيقه با ايشان صحبت کنيم چرا که احساس مي­کنيم ايشان بسياري از انتقادات را برنمي­تابند. چرا که ايشان قبل از سمت مديريت حوزه هنري فردي با روحيات خاص­تر و روشن­تري بودند.     

 

يكشنبه 31 ارديبهشت 1391 - 9:54


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری