سه‌شنبه 6 تير 1396 - 11:34
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان بوشهر

 

منزلت ائمه معصومين (ع) وعناد دشمنان

 

        در عصري که علوم بشري از اعماق خاک تا آن سوي افلاک را درنورديده و هر روز شاهد کشفي بزرگ درعرصه علوم هستيم ،جاي بسي شگفتي است که بشر از تسخير نفس سرکش خويش که دردرونش قرار گرفته ناتوان مانده است که اين ناتواني حقيقت انساني او به منجلاب گمراهي و ضلالت انداخته است.

هم اکنون درسرزمينهائي که شايد براي بعضي خوش باوران مدينه فاضله ومهد تمدن است شاهد قرباني شدن هويت حقيقي انسان وسقوط او به وادي بي انتهاي گمراهي وفساد هستيم.

شاهد صدق ما آمار تکان دهنده تولد روزانه هزاران فرزند نامشروع، قانوني شدن هم جنس گرائي و ازدواج با همجنس (که در حيوانات هم نيست) و زوال عفت و ترويج عشق هاي مثلثي ومربعي است.

منکرات لباس معروف پوشيده اند و جولان مي دهند و از معروف ها خبري نيست. در تقابل با حقايق که مظاهر اعلاي آن قرآن کريم، ائمه معصومين (عليهم السلام) و احکام الهي است، با تمام قوا ايستاده اند و در خدمت به شيطان از هيچ تلاشي مضايقه نمي کنند.

اين فاجعه مزد خوش خدمتي به نفس سرکش شيطاني و پشت نمودن به تعاليم انبياست و اين همان خروج از ولايت الهي و قرار گرفتن در ولايت شيطاني است.

ما در اين مقاله برآنيم با استمداد از نسخه شفابخش قرآن کريم، روايات معصومين (ع) و دليل عقلي، منزلت حاکمان حقيقي يعني ائمه معصومين (ع) را تبيين نموده و ثابت کنيم اين جايگاه مختص آنان بوده و ديگران در آن سهمي نداشته اند و تعدي به اين جايگاه و فرصت ندادن به حاکمان واقعي عامل سقوط انسانيت وتباهي جامعه شده است.

مطلب ديگري که در پي تحليل آنيم بررسي علل مقابله همه جانبه جبهه کفرعليه اديان الهي بويژه اسلام است که سعي مي کنيم با بياني ساده ولي محققانه آنرا خدمت شما علاقه مندان ارائه نمائيم .بهانه اين سخن اهانت هاي همه جانبه به ساحت مقدس قرآن کريم و اخيرا امام علي النقي (ع) در فضاي مجازي است.

تيزبيني اسلام و غفلت مسلمين

 خدمات ارزشمند اسلام با زعامت حضرت رسول اکرم (ص) مردم را از ظلمات جهالت به نور هدايت رهنمون نمود و تعصبات جاهلانه وعقايد خرافي را از آنان زدود و ارزش هاي انساني و الهي را نهادينه کرد و روح ايثار و بندگي الله را به آنان تزريق نمود .

حاصل تلاش حضرتش اقتدار امت اسلام ،وحدت وهمدلي مسلمانان و ريشه کني مظاهر شرک و بت پرستي و حاکميت ارزش هاي انساني شد.

دشمناني که از اين نهضت الهي بشدت متضرر شده بودند و معارضه خود را بي نتيجه مي ديدند، مايوسانه به انتظار رحلت حضرت محمد (ص) نشستند و خيال هائي براي انتقام از امت در سر پروراندند.

پيامبر رحمت حضرت محمد (صلي الله عليه وآله) در تقابل با اين توطئه از طرف خداوند ماموريت يافت جانشين خود را به مردم معرفي نمايد. اين ماموريت مهم بايد به بهترين شکل ابلاغ ميشد تا حجت برهمگان تمام و راه عذر بر منکران و متخلفان بسته شود.

 

غدير وابلاغ ولايت حضرت علي(ع)

در سال دهم هجرت آثار رحلت پيامبر يکي بعد از ديگري ظاهر مي شد و فرصت براي معرفي نهائي جانشين کمتر، گر چه اعلام وصايت حضرت علي (ع) همان روزهاي نخستين بعثت صورت گرفته بود. همان جلسه اي که پيامبر اسلام ابلاغ دعوت خود را به خويشان طبق آيه شريفه "وانذرعشيرتک الاقربين")1) انجام داد و اعلام کرد اولين کسي که قبول دعوت نمايد وصي و وزير من خواهد بود. دراين جلسه علي ابن ابي طالب (ع) سه بار اعلام آمادگي و وفاداري نمود. در مواقع مختلف نيز اين معرفي انجام گرفته بود از جمله در حديث "منزلت" و "يوم الدار" و "خاصف النعل"

     سرانجام در پايان مراسم حجه الوداع درسال دهم هجرت آن زماني که حاجيان درمسير برگشت به سوي اوطان خود بودند فرشته وحي نازل وفرمان "يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليک "(2) را صادر و بر ترک آن هشدار داد که "و ان لم تفعل فما بلغت رسالته" و امنيت و سلامتش را با "والله يعصمک من الناس" تضمين کرد.

پيامبر هم حق مطلب را ادا نمود و اميرالمومنين علي ابن ابي طالب (ع) را به عنوان وصي و جانشين خود به مردم معرفي و آنان را بر اين ابلاغ شاهد گرفت و فرمود بايد اين اتفاق را شاهدين به غائبين برسانند و در تکميل اين عمل حاضرين را به بيعت با علي امر نمود و صحابه امتثال نمودند.(3)

 

دلائل قرآني برلزوم عصمت جانشينان پيامبر(ص)

1-يا ايهاالذين آمنوا اطيعوا الله واطيعوا الرسول واولي الامرمنکم.....(4)

اي کساني که ايمان آورده ايد از خدا و رسولش اطاعت کنيد .

خدا و رسولش را شناختيم و اطاعت مي کنيم اما اولي الامر کيانند تا اطاعتشان کنيم؟ آيا اطاعت هر حاکمي واجب است؟ آيا عصمت از گناه وعلم کامل به کتاب الهي و سنت نبوي براي آنان شرط نمي باشد؟

آيا واجب شدن اطاعت غير معصوم که هر لحظه امکان خطا و نسيان بلکه عصيان دارد عقلا و شرعاً صحيح است؟
آيا تجربه تاريخ ثابت نکرده است که حاکمان غير معصوم بر اثر جهل به معارف قرآن کريم و پيروي از هواي نفس و مستي قدرت دچار انحطاط گرديده اند و خداوند حکيم ممکن است که اطاعت چنين اشخاصي را واجب نمايد؟

اتفاق مفسرين شيعه اهل بيت (ع)  اولي الامر را ائمه معصومين (ع) مي دانند که رهبري مادي و معنوي جامعه اسلامي در تمام شئون زندگي از طرف پيغمبر اکرم (ص) به آن ها سپرده شده است.(5)

علماي اهل سنت در اين خصوص اختلاف نظر دارند بعضي همه ي حاکمان را اولي الامر مي دانند بعضي ديگر منحصراً خلفاي اول تا چهارم را و گروه سوم صحابه و فرماندهان لشکر اسلام را مصداق اولي الامر مي دانند که همه ي اين تفاسير با اطلاق وجوب اطاعت از "اولي الامر" سازگاري ندارد (6)، گر چه ملت هاي انقلابي از مصر و تونس، اردن و يمن، ليبي و ... که از اهل سنت هستند با انقلاب هاي خود اعلام کردند که حاکمان جور را اولي الامر نمي دانند و بايد آن ها را از مصادر امور حذف و سرنگون ساخت.

2-...انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيرا...(7) همانا خدا اراده کرده فقط از شما اهل بيت پليدي و گناه را دور کند. واژه "انما "مفيد حصر است يعني اين موهبت مخصوص اهلبيت نبي اکرم (ص) است و در زيارت جامعه آمده است"عصمکم الله من الزلل وآمنکم من الفتن وطهرکم من الدنس واذهب عنکم الرجس و طهرکم تطهيرا"(8)

خداوند شما را از لغزش ها حفظ کرد و از فتنه انحرافات در امان داشت، و از آلودگي ها پاک ساخت و پليدي را از شما دور کرد، و شما را کاملا تطهير نمود.

با اين توضيح در دلالت آيه مذکور بر مقام عصمت نبايد ترديد کرد.

 

دلائل روائي برلزوم احاطه علمي جانشينان پيامبر(ص)

1-سيف تمار مي گويد: با جماعتي از شيعيان در حجر اسماعيل خدمت امام صادق (ع) بوديم، حضرت فرمود: آيا جاسوسي بر سر ما نيست؟ به چپ و راست نگاه کرديم و کسي را نديديم ؛ عرض کرديم خير؛ حضرت سه بار فرمود: قسم به پروردگار کعبه ، به پروردگار اين ساختمان اگر من با موسي و خضر بودم به آن ها خبر مي دادم که من از آن ها دانا ترم و چيزي را که نزد آن ها نبود به آن ها گزارش مي دادم؛ زيرا به موسي و خضر علم آنچه گذشته و واقع شده بود عطا شد ولي علم آنچه تا روز قيامت واقع مي شود به آن ها داده نشد ليکن ما از راه وراثت علم آن را از رسول خدا (ص) بدست آورده ايم.(9)

2-مفضل به امام صادق عرض کرد: قربانت گردم ممکن است خدا اطاعت شخصي را بر بندگانش واجب سازد و خبر آسمان را از او پوشيده دارد؟

فرمود: نه، خدا بزرگوارتر و مهربان تر و مشفق تر از آن است که اطاعت شخصي را بر بندگانش واجب کند و سپس خبر آسمان را هر صبح و شام از او پوشيده دارد. (10)

3-حمران گويد: جبرئيل دو انار براي پيغمبر (ص) آورد رسول خدا يکي را خورد و ديگري را دو نيمه کرد و نيمي را خود خورد و نيم ديگر را به علي خوراند و فرمود: برادرم! مي داني اين دو انار چه بود؟ گفت: نه، پيغمبر فرمود: انار اول نبوت بود که (مخصوص من است و) تو را از آن بهره اي نيست و اما انار دوم علم و دانش بود که تو در آن با من شريک هستي.

حمران به امام صادق (ع) عرض کرد : چگونه علي (ع) در علم شريک پيغمبر (ص) بود ؟ امام فرمود: خدا هيچ علمي را به محمد (ص) نياموخت جز آن که به او دستور داد که آن را به علي بياموزد.(11)

اهداف دشمن از توهين به مقدسات

سئوالي که ذهن بسياري از انسان هاي اهل منطق و وجدان به ويژه مومن را مي آزارد اين است که چرا با گذشت فاصله زماني بسيار با پيامبران الهي و ائمه معصومين (ع) روز بروز کينه دشمنان انسانيت به اين بزرگان بيشتر مي شود و با آتش زدن قرآن و اهانت به برگزيدگان خدا عداوت خود را آشکار مي کنند؟ چه شده که انجام هر فسق و فجوري آزاد ولي دينداري و مظاهر آن ممنوع است؟ بي حجابي و فحشاء آزاد و حجاب و عفت ممنوع؟ داعيه ي تمدن و ارتکاب اين اعمال چه تناسبي با هم دارند؟ يا اينکه مبناي سياستشان همان يک بام و دو هواست؟

به نظر ميرسد پروژه اهانت به مقدسات حلقه اي از پروژه بزرگ شبيخون دشمن براي محو آثار الهي وعلائم انساني باشد. آن ها در قدم هاي اول حرمت شکني را باب مي کنند و حساسيت جامعه را نسبت به قداست اين حريم از بين مي برند و تا آن جا پيش مي روند که حريم و حرمتي باقي نماند، آن وقت مرحله بعدي که محو فيزيکي آثار (تخريب حرم امامان (ع)، حمله به منازل علما و مجتهدين، برخورد با طلاب و مبلغين و ...) است بدون هيچ گونه مزاحمتي اجراء کنند.

مگر سير تاريخ مصيبت هاي پيش آمده در مورد امامان معصوم به ويژه سيدالشهداء (ع) و تخريب قبور ائمه بقيع (ع) و حرم امامين عسکريين (ع) بر صدق اين نظريه گواهي نمي دهند؟ مگر اين سناريو در جنبش سبز بعد از توهين به پيامبر اسلام و قرآن کريم اتفاق نيافتاد؟ مگر اهانت به رهبر معظم انقلاب در اغتشاشات انجام نشد؟ مگر توهين به ساحت مقدس سيدالشهداء در همين اتفاقات انجام نشد؟  اهانت به ساحت مقدس امام علي النقي (الهادي)هم حلقه اي از حلقه هاي همين توطئه است.

اينجاست که اهميت مقابله با اين توطئه بزرگ و ضرورت دفاع همه جانبه بر همگان روشن بلکه تکليف مي شود زيرا متوقف نمودن دشمن در اين مرحله به مراتب آسان تر از مقابله در مراحل بعد است.

عصبانيت و دشمني کفار و منافقين از منظر آيات نوراني قرآن کريم

1-هنگامي که آيات روشن ما بر آن ها خوانده مي شود در چهره آنها (کافران) آثار انکار مشاهده مي کني آن چنان که نزديک است برخيزند و با مشت به کساني که آيات ما را بر آن ها مي خوانند حمله کنند. بگو آيا شما را به بدتر از اين خبر دهم؟! همان آتش سوزنده جهنم است که خدا به کافران وعده داده و بد جايگاهي است.(12)

2-هان ! اين شمائيد که آن ها را دوست داريد و آن ها شما را دوست ندارند- با آن که شما به همه ي کتاب هاي آسماني (حتي کتاب آن ها) ايمان داريد- و چون شما را ملاقات مي کنند گويند ايمان آورديم و هنگامي که با همديگر خلوت مي کنند از شدت خشم انگشتان خود را مي گزند. بگو از خشمتان بميريد به يقين خداوند به آن چه در سينه هاست داناست. (13) 3- همانا کافران دشمن آشکار شمايند.(14)

دلايل دشمني با آثار الهي

مي توان عمده عوامل دشمني با آثار الهي را وجود رذائل اخلاقي در باطن دشمنان ديد که ظهور و بروز اين باطن کثيف در مخالفت و عناد آنان مشاهده مي نمائيم که در اينجا به نمونه هائي از آن ها اشاره مي کنيم:

1-     تکبر و خودبزرگ بيني 2- جهالت و ناداني 3- عصبيت و تحجر 4- نفاق و دورنگي 5- حسادت 6- انکار معاد 7- پيمان  شکني

رسالت سنگين مسلمين

حال که دشمن با تمام قوا به ميدان آمده و کمر به مقابله با حق بسته ،مسلمين بايد نسبت به امور ذيل اهتمام نموده و در مقابل دشمن مسامحه ننمايد:

1-     بصيرت و بيداري2- حضور در صحنه 3- تبعيت از فرامين ولي فقيه

4- اهتمام به احياء ارزش هاي ديني در گفتار و اعمال

5- ابراز خشم و تنفر مسلمين از اهانت معاندان به مقدسات اسلام

6- وحدت و اتفاق و پرهيز از تفرقه و اختلاف

7- توجه به عوامل وحدت طبق حديث ثقلين يعني قرآن کريم وعترت پيامبر (ص)

8- مبارزه با دست نشاندگان استکبار توسط ملت ها و پائين کشاندن آن ها از اريکه قدرت

 

"و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمين"

 

 

منابع وماخذ:

1-سوره شعراءآيه 214

2-سوره مائده آيه 67

3-تفسيرصافي ص139والامام علي من تاريخ دمشق/ ابن عساکر ج2ص 46

4-سوره نساء آيه 59

5-تفسيرنمونه ج3ص482

6-همان

7-سوره احزاب آيه 33

8- تفسيرنمونه ج17/ص297

9-اصول کافي /کليني /ج 1ص388

10-همان /ص389

11-همان/ص392

12-سوره حج آيه 72

13-سوره نساءآيه 119

14سوره نساء آيه 101

 

 

 حجت الاسلام نعمت الله عظيمي فرد

سرپرست معاونت فرهنگي، آموزشي و پژوهشي اداره کل تبليغات اسلامي استان بوشهر

 

 

 

شنبه 30 ارديبهشت 1391 - 11:10


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری