شنبه 29 دی 1397 - 6:0
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

سنگ در سرزمين آينه ها

 

 

سنگ در سرزمين آينه ها

نويسنده: آرش شفاعي

انتشارات: سوره‌ مهر

چاپ اول: 1389

 

کتاب حاضر مجموعه نثرهاي شاعرانه در خصوص خاطرات سفر حج نويسنده مي باشد و در 14 فصل نگارش و تنظيم شده است.

شفاعي در باره‌ي موضوع اين کتاب آورده است: در سال 82 ضمن مشرف شدن به سفر حج، تصميم به ثبت خاطرات خود از اين سفر معنوي در قالب سفرنامه گرفتم، و در آن لحظه هم اصلا در فکر اين نبودم که خاطرات اين سفرنامه را منتشر کنم. اما بعد ديدم اگر هر کسي که به حج مي رود بتواند با زباني ساده وقابل فهم تاملات و خاطرات اين سفر را در لحظه ثبت کند، اين امر مي تواند بهترين بهره‌اي باشد که يک حاجي ، مي تواند از اين سفر دريافت کند .

توفيق راهي شدن به حج، توفيقي است که شايد آدمي در طول عمر، با همه ي اشتياقش به آن نائل نشود و با اين حساب کسي که به اين تشريف شريف ملبس شده، لابد اهليتي داشته که نامش در صف زائران بيت العتيق آمده است.

صدها سال است که مسلمانان به دعوت قرآن راهي حج مي شوند و مناسک معيني را انجام مي دهند، لباس از تن مي کنند و جامه ي احرام مي پوشند ، طواف مي کنند و به مسعي مي روند، وقوف و رمي و حلق ميکنند، هر سال  ميليونها نفر، ولي حج، با همه‌ي اين تکرارهاي هر ساله، هنوز چون چشمه اي سرد و دست نايافته و بکر، جان‌هاي عطش سوخته و تشنه را جذب مي کند و شيريني خنکاي آن وقتي به جان تبداري مي خورد تازه و تکرار ناپذير است، حج اقيانوسي است که اگر همه‌ي تشنه کامان جهان از آن بنوشند براي کام هاي تشنه‌ي پس از آن، همچنان موج خيز و بي منتهاست.

در قسمتي از ميقات با عنوان «حيات شهادت طلبانه» مي خوانيم: حريم حرم ، محدوده اي وسيع تر را در بر مي گيرد و با ستون هايي خاص مشخص شده است.ورود غير مسلمانان به محدوده‌ي شهرهاي مکه و مدينه ممنوع است و تا هنگاني که لب به سرود توحيد و نبوت پيامبر اکرم ( ص ) نگشوده باشي، محرم نيستي تا به اين حريم امن وارد شوي.

در اين حرم همه‌ي انسان‌ها، زن و مرد و کودک و جوان و پير، سياه و سفيد و زرد، بلند و کوتاه، رئيس و مرئوس، غلام و آزاد، باسواد و بيسواد، چه و چه و چها، محرمند که اينجا جايي است که رنگ ها و امتياز ها هيچ محلي از اعراب ندارد. همه ي اين تمايزها و خط کشي هاي مادي در اکسير وحدانيت، که در هوا و زمين جاري و ساري است، شسته مي شود و تو ديگر تو نيستي، قطره اي از اقيانوسي هستي که ما نام دارد ...

همچنين در توصيف مکه ، شهر رسول، آ مده است : مکه را، آنچنان که ناصر خسرو قرن ها قبل يافته بود، شهري در حصار کوه ها يافتم که در دره ي اين کوه ها ي سخت سنگ و زمخت، مسجد الحرام چون کودکي لطيف بر دامن خشن زني بياباني آرام گرفته است  .

جابه جا سنگ هاي سخت را تراشيده اند و هتلي و عمارتي بر آن استوار کرده اند. شلوغي هر چه بيشتر به روزهاي هشتم و نهم ذي حجه نزديک مي شوي، محسوس تر است . همه ي قوميت ها، مليت ها،رنگها ،زبان ها و نژادها حول محور توحيد گرد آمده اند و بالاترين ظرفيت تحمل و حرمت نهادن به يکديگر را نسبت هم نشان مي دهند.

حج اکبر به عنوان، عرفان،شعور و شهادت قسمتي ديگر از مراسم حج است که نويسنده در تشريح آن مي نويسد: شب نهم ذي حجه است. اينجا مسجد الحرام است و ما در لباس احرام، ساعتي ديگر بايد عازم عرفات شويم. بايد فردا از طلوع آفتاب تا غروب آفتاب درعرفات اقامت و وقوف کنيم. اين مرحله‌ي نخست از حج اکبر است. ايام تشريق آغاز شده است و مي‌رويم حرکت شعورمند خود را به سوي ابراهيمي شدن آغاز کنيم، مسجدالحرام خلوت‌تر شده است. به دل خوش هفت دور مي چرخم، نماز مي خوانم، قرآن مي خوانم، کعبه را مي نگرم، فردا که ما در شهر نيستيم، کعبه لباس نو به تن مي کند. مثل ما که جامه ها را بيرون مي افکنيم و جامه‌ي تقوا در بر مي کنيم.

...روايت مي کنند نشستن بر ريگ هاي عرفات، گناهان انسان را مي ريزاند، مگر در اين سرزمين چه اکسيري نهفته است؟ راز مشاعر مقدسه و عظمت و درک آنها چون اسرار ليلة القدر است که هيچ عقل عافيت انديش و فلسفه‌ي دست آموزي آن را درک نخواهد کرد. عرفات نخستين منزل از سرزمين هاي شگفت انگيز و پر از رمز و رازي است که د رپيش رو داري ...

نيمه شب به چادرمان مي رسيم، همه‌ي مردها در يک چادر و همه‌ي زنها در يکي ديگر. بر روي زمين برزنتي پهن است و از چراغ خبري نيست. کورمال کورمال جايي پيدا مي‌کنيم و دراز مي‌کشيم، خسته ايم، تا صبح که نماز پر حس و حال عرفات را بخوانيم، استراحتي در لباس احرام مي چسبد! با خودم فکر مي کنم، اگر قرار بود يک هفته يا ده روز در احرام باشي چه عذابي بود! آنهايي که فقط به حج عمره مشرف شده اند نمي دانند معناي احرام در ايام تشريق چيست! حاجي گفتن به عمره رفته ها مثل اعطاي پيشاپيش مدرک دکترا به دانش آموزان سال سوم متوسطه است که اميد مي رود در پيش دانشگاهي قبول شود!

در بخش ديگر نيز آمده است : اولين اشعه هاي خورشيد صبحگاه که سر بزند، گلدسته هاي آشناي مسجد النبي (ص) را مي بيني. اتوبوس که به سمت خيابان مشرف به حرم مي پيچد دلت آرام مي شود از اولين خيابان مدينه تا همين خيابان مغناطيسي تو را مي کشيد. مي دانستي که حرم کجاست اگر چه تا حالا نيامده بودي، نيامده بودي؟ چه مي گويم؟ نيمي از وجودت در همين جاست، سال هاي سال است که آن را گم کرده بودي، به جست و جويش بودي، حالا آمده‌اي کامل شوي. قرن ها پيش نيمي از تو، از پدرت، از پدرانت در اين سرزمين جا مانده است و امروز آمده اي خودت را بيابي، برداري و کامل شوي. فرزندي هستي که به جست و جو ي پدر آمده اي، مي خواهي از او نشان بگيري، که از کجا آمده اي، و به کجا ميروي. از، دودمان و خانمانت بپرسي. از قبله ات، قبيله ات و رنج ها و گنج هايشان ...

کعبه جايگاه طاهري است که خدا آن را براي پرستش انتخاب کرد و براي ساختن آن نيز انساني طاهر را، که از دودمان شرک و کفر بريده و در عصياني شعورمند و آگاهانه بت هاي شمشيرش را به تبر ايمان و باورش در هم کوفته بود، به خليلي خود برگزيد، هم خانه انتخاب خدا بود و هم خانه ساز.

شفاعي در خصوص دليل نگارش اين كتاب مي نويسد: نيت اصلي من از ثبت اين خاطرات، اين است که خواسته ام تأملات و احساسات شخصي خودم را ثبت کنم .

 

 

چهارشنبه 27 ارديبهشت 1391 - 13:27


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری