شنبه 30 شهريور 1398 - 3:14
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

گل خزان زده

 

گل خزان زده

نويسنده: سيد عبدالجواد موسوي

انتشارات: شرکت سهامي کتاب هاي جيبي   (وابسته به مؤسسه ي انتشارات اميرکبير)

نوبت چاپ : اول  1389

مجموعه ي حاضر، از سري مجموعه هاي گزيده سخن پارسي،  ضمن آنکه مروري دارد به زندگي و آثار و نيز ديدگاه هاي حزين لاهيجي،  نگاهي انداخته است به اشعار وي، همراه با گزيده اي از اين اشعار.

محمد علي بن ابي طالب حزين لاهيجي در روز 27 ربيع الثاني، 1103 در اصفهان متولد شد، علم و عرفان در خانواده ي حزين موروثي بود،  وي در زمان کوتاهي علوم مقدماتي زمان خود را فرا مي گيرد و همزمان از تلمذ نزد پدر هم غافل نمي ماند. ذوق شاعري از همان موقع در او آشکار مي شود. شيخ خليل الله طالقاني استاد او تخلص حزين را به او پيشنهاد مي کند. وي علاوه بر فقه، اصول و منطق، فصوص الحکم ابن عربي رانزد امير سيد حسن طالقاني مي آموزد. انجيل را از دانشمندي مسيحي و تورات را نزد عالمي کليمي مي خواند. شوق وصف ناپذيري براي آموختن دارد. پراکندگي و گستردگي موضوعاتي که به آنها علاقه نشان مي دهد و در راه آموختنشان سر از پا نمي شناسد حيرت انگيز است.

زندگي نامه ي حزين سيماي مردي مقاوم و سختکوش را نشان مي دهد؛ مردي با طبع بلند و همت عالي وبسيار صبور. در زماني که ايران در کشمکش و جنگ بود، مدتي را به سرزمين هاي ديگر پناه برد، زماني نيز شمشير به دست گرفت و جنگيد.پس از مدتي راهي هند شد، مدتي در هند زندگي کرد، اما از آن سرزمين دل خوش نداشت.

 قسمتي از کتاب حاضر، اختصاص دارد به دليل بيزاري او از هند، که در اين مسئله بيشتر روي سخنشبه درد دل با مولاي دردمندان است و شکوه از زيستن در سرزميني که براي حزين حکم محبس را دارد.

در خصوص مذهب حزين، آمده است، شيعه بودن حزين مسلم است، بسياري در مدح و منقبت اميرالمؤمنين علي(ع)، حضرت ثامن الائمه علي بن موسي الرضا(ع)، حضرت احمدبن موسي الکاظم(ع)، و حضرت ولي عصر(عج) سروده است که همگي آنها از عشق بيشائبه ي او به ائمه ي اطهار (ص) حکايت مي کند.اما در اين بين عشق او به مولي الموالي اسدالله الغالب علي بن ابيطالب چيز ديگري است، قريب به بيست قصيده در مدح آن حضرت سروده و با اين حال تصريح کرده که حق مطلب را بجا نمي تواند آورد، از اين رو قطعه اي سروده در شرم از نارسايي مدح مولا:

گشته ست صفحه، دامن دشت ختن حزين

نازم خرام کبک همايون مثال را

در حکم ماست ملک سليماني سخن

 گوييم شکر سلطنت بي زوال را

نيروي کلک ماست که باليده از غرور

بر خاک عجز، ناصبه ي پور زال را

اوج فلک، در آب گهر گشته غوطه ور

کلکم گشوده تا کف دريا نوال را

ليکن زشرم کوتهي از مدح مرتضي

غسلي برآورم عرق انفعال را

به نقل از کتاب حاضر شعر حزين پستي و بلندي بسيار دارد، شايد بتوان چنين ويژگي اي را در دواوين شاعران ديگر نيز سراغ گرفت، اما در شعر حزين اين ويژگي بسيار آشکار است و هر کس ديوان او را به دست گيرد در نگاه اول اين نکته را در خواهد يافت...

در ادامه آمده است، شايد در طول تاريخ شعر فارسي، پيش از قرن حاضر، اثر هيچ شاعري تا بدين اندازه مورد نقد و بررسي مکتوب قرار نگرفته است، ظاهرا انگيزه ي ناقدان در ابتداي کار نقض دعاوي حزين بوده اما اندک اندک صورت جدي به خود مي گيرد و بعدها به يکي از درخشان ترين فصل هاي ادبيات فارسي بدل مي شود. مطالعه ي اين آثار نشان مي دهد که شاعران و اديبان گذشته ي ما تا چه اندازه به ظرايف و دقايق شعر فارسي توجه نشان مي دادند.

مروري مي کنيم بر گزيده اي از اشعار او:

در عشق شد به رنگ دگر روزگار ما

تغيير رنگ ماست خزان و بهار ما

از خويش مي رويم سبک تر ز بوي گل

بر طرف دامني ننشيند غبار ما

ابر بهار در عرق شرم غوطه زد

از مايه داري مژه ي اشکبار ما

همچون سپند به آتش عشق تو مي تپيد

روزي که داشت خانه به خارا شرار ما...

وي در ترکيب بندي در مرثيه ي حضرت سيدالشهدا(ع) ، مي سرايد:

طوفان خون، زچشم جهان جوش مي زند

بر چرخ، نخل ماتميان، دوش مي زند

يارب شب مصيبت آرام سوز کيست

امشب که برق آه ره هوش مي زند؟

روشن شد که روز سياه عزاي کيست

صبحي که دم ز شام سيه پوش مي زند؟

آيا غم که، تنگ کشيده ست در کنار

چاک دلم که خنده آغوش مي زند؟

بي نوشداروي دل غمديدگان بود

آبي که اشک بر رخ مدهوش مي زند...

 

 

 

 

چهارشنبه 27 ارديبهشت 1391 - 13:26


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری