جمعه 6 مرداد 1396 - 23:36
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان كهكيلويه و بويراحمد

 

عدالت اجتماعي ازديدگاه پيامبر اکرم (ص)

 

 مقدمه

پيامبر عظيم الشان اسلام به عنوان والاترين انسان ها آن طور که بايد و شايد براي ملت ها بخصوص جهان اسلام معرفي نشده است .گر چه همه مسلمانان از کوچک وبزرگ بانام مبارک ايشان آشنايي دارند ولي معرفت عميق از رفتار وخصوصيات آن بزرگوار اختصاص به عده قليلي از دين شناسان و عالمان دارد در صورتيکه نياز جوامع ايجاب مي نمايد که پيامبر رحمت حضرت ختمي مرتبت نه تنها در ميان مسلمين بلکه براي همه جهانيان شناسانده شود و همگان با فضايل و کرامات رسول مهر (ص)آشنا شوند .چه بسا در اين دنياي صنعتي که نيکي ها ايمان وتقوي رفته رفته جاي خود را به لجام گسيختگي و بي بند وباري مي دهد سيره اخلاقي اجتماعي سياسي و ...پيامبر اعظم (ص)بتواند منجي گمراهان و کنج انديشان و درراه ماندگان و الگوي تمام عيار براي سياستمداران حاکمان و دولتمردان باشد تا با اسوه قراردادن آن حضرت به صراط مستقيم رهنمون شوند

 

چکيده

عدالت قديمي ترين مفهومي است که بشر با ادراک وجداني آن را از اغاز تمدن خود مي شناخت و هدف آرماني مي دانست . در فرآن از توحيد گرفته تا معاد واز نبوت گرفته تا امامت و زعامت و از آرمان هاي فردي گرفته تا هدف هاي اجتماعي همه برمحور عدل استوار است . عدل قرآن همدوش توحيد ، رکن معاد ، هدف تشريع نبوت ، فلسفه زعامت و امامت معيار کمال فرد ومقياس سلامت اجتماع است .عدل قرآن ، آ ن جا که به توحيد يا معاد مربوط  مي شود ، به نگرش انسان به هستي و آفرينش شکل خاص مي دهد آن که به نبوت و تشريع و قانون مربوط مي شود، مقياس و معيار قانون شناسي است و به عبارت ديگر جاي پايي است براي عقل که در رديف کتاب و سنت قرار گيرد و جزء منابع فقه و استنباط به شمار آيد . 

 

ضرورت عدالت اجتماعي

عدالت اجتماعي در انديشه ديني از چنان جايگاه ويژه اي برخوردار است که هيچ امر ديگري با آن قابل مقايسه نيست . عدل به معناي قرار دادن هر چيز در جاي خود ، مبناي همه امور است و خداوند همه چيز را سر عدل استوار کرده است . بر پاي همه امور به عدل و استواري همه چيز به آن است چنانکه در حديث نبوي آمده است "  با لعدل قامت السماوات و الارض " آسمان ها زمين بواسطه عدل بر پاست در نظام دين نه تنها همه چيز بر عدل استوار است بلکه عدل مقياس همه چيز است . استاد شهيد مطهري در اين باره مي نويسد :رسول اکرم (ص) با هدف قيام براي تحقق عدل و قسط و اجراي عدالت در جامعه و نفوس بشري و نيز تکميل مکارم عالي اخلاقي به رسالت بر انگيخته شد . او انساني از خود گذشته بود ، بنابراين جز به مصالح عمومي جامعه بشري نمي انديشد و جز از مصالح عامه سخن به ميان نمي آورد .

رابطه دين وعدالت

بر اساس قران کريم توحيد ، معاد ، نبوت ،آرمانهاي فردي و اجتماعي و ...همه بر محور عدل استوار شده است . عدل قرآن ، همدوش توحيد ، رکن معاد ، هدف تشريع نبوت ، فلسفه زعامت و امامت معيار کمال فرد و مقياس سلامت اجتماع است .

عدالت ارزش ذاتي دارد و سلامت همه چيز به آن است . از اين روست که خداوند فرمان مي دهد که بر پا کننده قسط و عدالت اجتماعي باشيد (يا ايها الذين آ منو ا اکونوا قوامين بلقسط )اي کساني که ايمان آورده ايد پيوسته به عدالت قيام کنيد .مفسر بزرگ قرآن ،طبرسي ، در ذيل اين آيه ودر معناي آن  مي نويسد "يعني پيوسته بر پا دارندگان عدالت باشيد ، ومعناي اين سخن آن است که بايد عادات و سنت شما بر پاداشتن عدالت در گفتار و کردار باشد "

خداوند بر پا داشتن عدالت همه جانبه و هميشگي فرمان داده است :قيام براي عدالت در همه وجوه آن و به طور پيوسته عدالت اجتماعي ،عدالتي است فراگير ودر اين بحث نيست مراد از اصل عدالت اجتماعي ، عدالتي است فراگير که کليه وجوه اجتماعي ، خانوادگي ، فرهنگي سياسي و اقتصاد ي را در بر مي گيرد خداوند به چنين عدالتي فراخوانده که اين عدالت راه نجات و سعادت بشر است و خداوند فرموده است (و اقسطو ان الله يحب المقسطين )و به داد بکوشيد که خداوند داد گران را دوست مي دارد . بي گمان کساني مي توانند مصداق اين محبت الهي باشند که براي او قيام کنند و عدالت خواهي شان از سر حق باشد .

جايگاه قيام براي خدا

قيام ومبارزه و حکومت انبياءبراي خدا تحقق عدالت و حق بوده است چنان که خداوند به داوود (ع)فرمود (يا داود انا جعلناک خليفته في  الارض فاحکم بين الناس بلحق )اي داوود ما تورا در زمين خليفه وجانشين گردانيديم پس ميان مردمان به حق داوري کن . خداوند مردمان را به عدالت اجتماعي فرمان داده است تا سلامت و سعادت آنان در دو جهان تامين شود و اين همان عدالت فراگير و پوشاننده همگان است زنده بودن و سلامت همگان ، بلکه زمين .زمان در گرو عدالت است .( العدل حياه)عدالت باعث زنده ماندن همه چيز است . جامعه فاقد عدالت ، جامعه اي مرده است . سرزمين بي عدالت چون زمين خشک و کشتزار بي حاصل است .با عدالت است که زمين زنده ، سرزمين ها اباد و مردمان و جامعه ها به درستي بر پا مي شوند . محمد حلبي از امام صادق (ع)در باره معناي اين آيه پرسش کرد که خداوند فرموده است (اعلموا ان الله يحيي الارض بعد موتها  بدانيد که خدا زمين را پس از مردن آن زنده مي کند . بقاي جامعه به عدالت است وآن جا که عدات نيست ، انتظار پاکي و سلامت اجتماعي ، انتظاري بيهوده است . بدون اجراي عدالت ، دين واحکام آن بي جان است . روشني اسلام به عدالت است . و با خاموش شدن عدالت ، اسلام چون چراغي خواهد بود خاموش که با ان راه نميتوان يافت و مردمان را به سامان نمي توان رساند زيرا عدالت است که جامعه و مردمان را به صلاح و سامان مي رساند . با اين جهت گيري است که پيام اوران عدالت ورسول هدايت فرموده است (عدل ساعه خير من عباده سبعين سنه قيام ليلها و صيام نهار ها . ساعتي اجراي عدالت از هفتاد سال عبادتي که شبهايش به نماز شب و روزهايش به روزه بگذرد برتر و بهتر است .

عدالت و ارزشهاي اجتماعي

جامعه اي که بر پا يه عدالت اداره مي شود ،جامعه اي است استوار و ارزشمند و جامعه اي که در مسير عدالت حرکت نم کند ، متزلزل و بي ارزش است ، و چنين جامعه اي در منظر پيام آور عدالت ، ارزش زيادي ندارد ، چنان که از آن حضرت روايت شده که فرمود جامعه اي که در آن حق ضعيفان از زورمندان گرفته نشود در نظر خداوند چه ارزشي دارد ارزش يک جامعه به ميزان دادگري و دادخواهي در آن است . جامعه اي که در آن حق ضعيفان از زوزمندان گرفته نمي شود جامعه اي بي ارزش است جامعه اي که در آن ازحق گويي بسته است جامعه تباه است . آن جا که عدالت حضور ندارد ، احراف و ستم و ناسپاسي ظهور مي کند . در جامعه اي که فساد انجام نگيرد ناشايست شمرده مي شود ، سرزنش مي گردد و تحت فشار هاي رواني –اجتماعي قرار مي گيرد تا همرنگ جامعه شود و ضد ارزشها را مي پذيرد . انکه تباهي مي کند بهترين موقعيت ها را مي يابد و به سبب  موقعيت شناسي و زمان فهمي تمجيد مي شود . در چنين جامعه اي ستم و ستمگر حد ومرزي ندارد . دانسته ها و معارف به کار نمي ايد و مردمان از آ ن چه نمي دانند نمي پرسند . اگر عدالت برقرار نشود ، جامعه عرصه جولان زور ، ستم ، غارت و چپاول مي شود . در چنين عرصه اي فضيلت ها و ارزشها به باد فراموشي و روزگار گزنده و درنده مي گردد . خوي درندگي اهل حرص و طمع تحريک و توانگران بر آن چه دارند دندان مي فشارند و برآ نچه ندارند آز مي ورزند . بينوايا ن در زير فشاربي عدالتي ، به ناچار به هر داد وستدي تن مي دهند . گران مي خرند و ارزان مي فروشند و هستي شان به تاراج يغما مي رود . در چنين جامعه اي اشرار و بد کاران رفعت مي يابند . اخيار و نيکان به ذلت کشيده مي شوند صاحبان فضيلت عقب رانده مي شوند و فرومايگان ميداندار مي گردند . چون عدالت از جامعه اي رخت بر بندد انحطاط اخلاقي ، ديني ، انساني در همه وجوه آن تسلط مي يابد .

عدالت و عبوديت

قرآن کريم کتاب عدالت است و خداوند به صراحت در باره فرستادن پيامبران فرموده است (لقد ارسلنا رسلنا بلبينات و انزلنا معهم الکتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط )به راستي پيامبران را بادلايل روشن روانه کرديم و با آنان کتاب و ترازو را فرود آورديم تا مردمان به دادگري بر خيزند .اين آيه به روشني هدف از فرستادن پيامبران را دعوت کردن مردمان به سوي خدا معرفي کرده است پس هدف اصلي بعثت پيامبران هدايت مردمان به خدا ست که آفرينش انسان نيز به همين مبناست. استاد شهيد مطهري در اين باره چهار نظريه مطرح کرده و نظر درست و مطابق حق را تبيين نموده است 1-پيامبران ازنظر ،ثنوي بوده اند ، يعني دو مقصد مستقل داشته اند يکي از اين دو مقصد به زندگي اخروي و سعادت اخروي بشر مربوط است (توحيد نظري و توحيد عملي فردي )و ديگر به سعادت دنيوي او (توحيد اجتماعي )پيامبران از آن نظر که در انديشه سعادت اخروي بشر را تامين کنند به توحيد نظري و توحيد عملي فردي که صرفا روحي وذهني است پرداخته اند .2-هدف اصلي توحيد اجتماعي است . توحيد نظري و توحيد عملي فردي مقدمه لازم توحيد اجتماعي است 3-هدف اصلي ،شناختن خدا و نزديک شدن و رسيدن به اوست 4-نظريه چهارم اين است که همچنان که در نظر يه سوم امده است ،غايت انسان و کمال انسان ،بلکه غايت و کمال واقعي هر موجودي در حرکت به سوي خدا خلاصه مي شود وبس .

نتيجه گيري

پيامبر اکرم آنچه را که همه نيکان با هم دارند يکجا دارد و هيچ صفت نيکي را نمي توان يافت که حد  اعلايش در آن حضرت يافت نشود ايشان پيامبري است که رفتارش ،اخلاقش ،منش سياسي ،اجتماعي و اقتصاديش الگو و اسوه اي است براي همه جهانيان ، چه مسلمان  و چه غير مسلمان ، که هر کس اين اسوه حقيقي را به قلب و به دل پذيرفت و عمل کرد و به کار گرفت يقينا ره به سعادت برده است و هر آنکه اعتنا نکرد و بي تفاوت گذشت خسر الدنيا و آخرت شد . هر کس که بخواهد در اين دنيا رضايت بندگان و در دنياي آخرت رضايت خدا را به دست آورد بايد که دست به دامان پيامبر اعظم نهاده و مطيع قاطع دستورات و فرمايشات آن حضرت شود .

 

 

 

  علي فلسفيان دوست

کارشناس فرهنگي اداره کل تبليغات اسلامي کهگيلويه و بويراحمد  

 

 

چهارشنبه 27 ارديبهشت 1391 - 13:19


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری