پنجشنبه 8 تير 1396 - 13:42
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

راز

 

با نگاهي بر کتاب قانون جذب

طبق مطالب ارائه شده در ارتباط با اين قانون، قانون جذب يک قانون انتزاعي است به اين مفهموم که هر آنچه در ذهن ما وجود دارد در دنياي واقعي نمود خواهد يافت. در واقع با توجه به ميزان توجه و شدت تمرکز ذهن بر مطالبي که در آن وجود دارد اين مطلب مصداق مي يابد. به بيان ديگر تفکر و تمرکز بر اتفاقات موجود در ذهن علت بروز يا عدم بروز آن مي شود به طوري که هر چه انسان بر مطالب موجود تاکيد کند تحقق آن محتمل تر مي باشد. طبق اين قانون هنگامي که انسان آرزوي چيزي را در ذهن مي پروراند، سراسر کيهان همدست مي شوند تا بتوانند اين امر را به واقعيت نزديک کند.

حميد رضا مظاهري سيف نويسنده کتاب قانون جذب با نگاهي ديگر به اين موضوع در کتاب اشاره کرده است. از جمله کتب منتشر شده توسط اين نويسنده تجربه هاي عرفاني در اديان، سياست در دامان عرفان و جريان شناسي انتقادي عرفان هاي نوظهور مي باشد. با توجه به عناوين کتب ياد شده مي توان چنين ادعا کرد که اين نويسنده از جمله نويسندگاني مي باشد که به عرصه عرفان و توجه به آن در اديان مختلف علاقه داشته و مورد توجه او قرار گرفته است. کتاب قانون جذب نيز از اين قاعده مستثني نمي باشد در واقع حميد رضا مظاهري سيف با نگارش اين اثر توجه بيشتر خود به اين مسئله را نشان داده و در جهت پيشبرد نظريات خود کوشيده است.

جمله آغازين کتاب اين چنين است : با تصور هر چيز و تقويت احساس مثبت نسبت به آن مي توانيد آن را جذب کنيد و اگر وجود نداشته باشد آن را خلق کنيد. اين جمله بيان گر اين مطلب است که نويسنده به اين قانون به شکلي انتقادي نگاه مي کند و آن را خرافات مي داند. انتقاد از جمله فوق با کلمه خلق آغاز مي شود در واقع نويسنده مي کوشد که اين مطلب را به نقد و بررسي بکشاند. مطلب ديگري که به آن اشاره شده است پيشينه قانون جذب در فنون جادوگري است. در اين بخش نويسنده بيان مي کند که قانون جذب سابقه هزاران ساله در سحر و جادو دارد. براي درک بهتر اين مفهوم نويسنده بيان مي کند که طبق کتاب تاريخ جادوگري، شبيه، شبيه خود را مي آفريند. ذکر چنين جمله حجت را بر خواننده به پايان مي رساند گرچه اين جمله شايد از طرف ديگر منتقدان به چالش کشيده شود.

در بخش بعدي کتاب درستي قانون جذب به نقد کشيده شده. نکته جالب توجه اين است که در اين قسمت به اين قانون از زواياي مختلف نگريسته شده است. در واقع نويسنده قانون جذب را در امور روحي و رواني تاييد ميکند اما ذکر مي شود که تاييد اين جنبه از قانون جذب با کمي اغماض انجام مي گيرد. به طور کلي اين جنبه از سوي منابع ديني مورد تاييد قرار گرفته است. به طوري که حضرت علي (ع) در نهج البلاغه چنين مي فرمايند: هرگاه خواستي مي تواني با نيايش، درهاي نعمت خدا را بگشايي، تا باران رحمت الهي بر تو ببارد. هرگز از تاخير (دير شدن) برآورده شدن نياز، نا اميد مباش، زيرا بخشش الهي به اندازه ي نيت است.

اين جمله به تنهايي بيان گر اين نکته مي باشد که در دين اسلام به قانون جذب از نگاه معنوي و ادعيه ها پرداخته شده و مورد تاييد است به طوري که در اثر پيش روي اين مسئله به اين صورت بيان شده است: تفکر در مورد خود شادي يا اندوه يا آرامش چندان فايده اي ندارد بلکه سامان دهي افکار و مديريت احساسات کارآمد است و موجب پديد آمدن احساسات مثبت مي شود. نويسنده معتقد است تنها افکار مثبت در ارتباط با روحيات و حالات انسان به تنهايي براي برقراري اين قانون کافي نيست بلکه چيزي که از همه مهم تر است مديريت احساسات و قرار دادن آن در مسير درست است. به نظر مي رسد اين تفکر اندکي جزء نگر بوده اما در کل امر اين مسئله به خوبي نمايان مي شود به طوري که اگر انسان مديريت و سازمان دهي در عواطف و احساسات خود را از دست بدهد عواقب و نتايج منفي براي او به همراه دارد. اين مطلب در طول تاريخ به درستي اثبات شده است.

دومين مطلبي که مورد بررسي قرار گرفته است جنبه جسماني اين قانون است. به طور مثال نويسنده بيان ميکند کسي که فکر کند سر درد دارد سيستم عصبي او به صورتي اين حس را در او بر مي انگيزد. در اين مطلب مسئله تلقين را به خوبي روشنگر است به طوري که تفکر در يک امر موجب تحقق آن مي شود. جمله "فکر مي کند" نقطه عطف اين جنبه است. فکر کردن به موضوعات و دردهاي جسماني مسلما عواقب ناخوشايند و مستقيمي بر انسان مي گذارد.

تغيير در تفکر ديگران نسبت به خود موضوع ديگري است که توسط نويسنده به چالش کشيده شده است براي اين منظور دعاي نگريستن به آينه چنين بيان مي شود که : خداوندا همانطور که چهره مرا زيبا آفريدي، اخلاق و منش مرا نيز زيبا بگردان. به نظر مي رسد براي بيان دقيق تر اين موضوع بهتر بود از جملات تاثيرگذارتري بهره جوييد.

اما در راستاي موضوعات پرداخته شده به آن ها در اثر، چهارمين عامل و جنبه قانون جذب،نسبت دادن به تصورات و احساسات ديگران درباره ما است. اين مطلب نيز نقض شده و بيان گشته است که اين امر تنها به حالات رواني و شرايطي که انسان در آن سپر مي کند بستگي دارد و نمي توان آن را مستقيما به اين قانون ربط داد. گرچه اين نظر تا حدود زيادي درست به نظر مي رسد اما شايد به اين نکته اندکي سخت گيرانه نگاه شده باشد.

پنجمين جنبه اي که نويسنده به آن پرداخته است تاثيراتي است که انسان از طريق اين قانون مي تواند بر حيوانات بگذارد. اين مطلب بسيار نرم و روان بيان گشته و نويسنده سعي داشته با نگاهي مثبت به آن بنگرد به طوري که با جملات ذکر شده اين برداشت در ذهن خوانندگان ايجاد مي شود که احساس آرامش و يا هر حس ديگري که در انسان وجود دارد بر حيوانات اطراف ما نيز مي تواند تاثير گذار باشد. توجه فرماييد که مطلبي که در اين جا به دست فراموشي سپرده شده است اين است که گاهي کنترل حيوانات مشکل است به طوري که سيستم عصبي آنها از کنترل خودشان نيز خارج است پس نمي توان ادعا نمود که در تمام شرايط اين نکته صدق مي کند و هميشه وجود برخي از استثناعات مي تواند بر نظريات ما تاثير گذار باشد.

تفکرات منفي از ديدگاه نويسنده ششمين جنبه است که با جملات بيشمار درطي آن به اثبات رسيده است در واقع اين عامل آميخته اي از عوامل و جنبه هاي ديگر است اما از نظر منفي. به بيان ديگر اين جنبه تنها شامل تفکرات منفي و مضر است. مصاديق بسيار جالب و مفيدي از ادبيات ديني و آيات براي آن بيان گشته است که به طور حتم و کاملا منطقي خواننده را مجاب به پيروي از نظريات و گفته هاي نويسنده مي کند.

در بخش ديگر کتاب نويسنده اثبات نا پذيري قانون جذب را مطرح مي کند. در واقع با بيان مقدمات و شمارش جنبه هايي از قانون جذب که گاهي پذيرفته شده و در برخي موارد نيز نقض مي شود به سراغ اين نکته مي رود که اين قانون فقط در موارد ذکر شده قابل بررسي و قابل قبول مي باشد و خارج از اين چهار چوب بيان آن ها نوعي خرافات به شمار مي آيد. البته اين نکته را نيز نبايد قراموش نمود که دسته بندي و جنبه هاي معرفي شده توسط نويسنده مي تواند متقاوت از دسته بندي ديگر منتقدان باشد. در واقع با بيان طبقه بندي ديگر مي توان برخي از مطالب ذکر شده در اثر را با بيان ديگر ارئه نمود. اما وجود اين مسئله قطعيتي براي رد نظريات نويسنده نمي باشد و تنها شيوه ارائه مطالب مي تواند متفاوت از چيزي باشد که در اين کتاب ملاحظه مي شود.

در جاي ديگر کتاب نويسنده اندکي ملايم تر با موضوع بر خورد مي کند و بيان ميدارد که با توجه به نامحدود بودن تحقق ادعاها در قانون جذب نمي توان آن را به طور کامل باطل دانست. اين مطلب نشان ميدهد که نظريات مثبت نويسنده که در ابتداي کتاب به چشم مي خورد زايده ذهن و بر گرفته از درون نويسنده مي باشد. اما مطلب مهمتر در اين بخش اشاره به کاميابي هايي دارد که براي انسان ها، خارج از رعايت اخلاقيات به وقوع مي پيوندد. در واقع بيان مي کند که قانون جذب و فوايد حاصل از آن بايد در چهارچوب اخلاقيات و رعايت يک سري نکات تحقق يابد تا جايي که در صفحه سيو يکم کتاب آيه ٢۱٦ سوره بقره با چنين مزموني بيان مي شود : چه بسا چيزي را نپسنديد در حالي که براي شما بهتر است و يا چيزي را دوست بداريد، در حالي که براي شما بد است.

البته در اين بخش که بخش مفهمومي و کاربردي اثر است به نوعي به دسته بندي بحران هاي اخلاقي قانون جذب اشاره دارد اما اين بحران ها به صورت دقيق مشخص نشده است. به نظر مي رسد براي تفهيم بهتر موضوع لازم بود تا اين طبقه بندي به گونه اي فهرست وار نگارش شود تا در نگاه اول بتواند نظر مخاطبين عام را نيز جلب نمايد.

نکته بسيار مهمي که شايد از ديدگاه بسياري از انسان ها به دور مانده است شعور خلاق انسان و کاربرد آن در زندگي است. درواقع نويسنده سعي دارد جنبه اي گم شده و نا ديده گرفته شده را تذکر داده و با بيان مصاديق بارز آن ها را نمايان سازد به طوري که اشاره مي دارد که انسان داراي شعور و فهمي است که گاها از ظرفيت فهم فرشتگان نيز بيشتر است. اين مطلب خود به تنهايي عظمت وجودي انسان را به نمايش مي گذارد و جمله زير را به صورت کاملا نا محسوس در ذهن ها ايجاد مي کند که انسان اشرف مخلوقات خداوند است. اما چيزي که بيشتر مورد توجه نويسنده است کاربرد اين شعور در زندگي و تفکرات انسان است. در اين قسمتي به مشکلات قانون جذب اشاره شده که بسيار به جا و قابل قبول مي باشد. همانطور که قبلا نيز ذکر شد اين قسمت از بخش هاي بسيار کاربردي کتاب است.

جمله اي بسيار زيبا در متن کتاب نظرات را به خود جلب مي کند اين جمله چنين است که : خداوند دشمن آرزوها نيست بلکه با کوتاهي همت مخالف است. به عقيده نويسنده به دست آوردن کاميابي بدون تلاش امري است که مورد پسند خداوند نيست. اين مطلب در واقع نوعي نتيجه گيري از انتقادهاي وارده بر قانون جذب است. در ادامه نيز بيان مي شود با کار و تلاش نتيجه حاصل مي شود. در واقع اين مطلب رهنمودي است که از طرف نويسنده براي مخاطبين گرآوري شده است. به نظر مي رسد نويسنده به اين دليل از مجموع اين نکات استفاده کرده است که تحقق و پذيرش آن توسط ذهن هر انساني کاملا منطقي به نظر ميرسد به طوري که ضرب المثلي معروف در اين زمينه چنين بيان مي کند که : نابرده رنج گنج ميسر نمي شود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد. در واقع با بيان اين مطلب يادآور مي شويم که تحقق آرزوها وآمال انسان تنها با تلاش و کوشش ميسر است و دلبستگي به خرافات و به کارگيري برخي از روشهايي که از ديد نويسنده اشاعه خرافات است تنها انسان را از دسترسي به آرزوها باز مي دارد.

خرافات يکي ار مشکلاتي است که امروزه گريان گير جوامع زيادي است به همين جهت مبارزه با اين خرافات و جلوگيري از انتشار آن ميان مردم يک امر ضروري و مهم مي باشد. يکي از راههاي مبارزه با اين مشکل، مبارزه فرهنگي است. يعني نشر کتب، مقالات و يا حتي برگزاري همايش هاي مختلف در اين زمينه است. به همين منظور از خالق اثر فوق و همچنين ناشر اثر که در اين امر گامي اساسي و مورد توجه را برداشته اند قدرداني کرده و همچنين خواهان توجه هر چه بيشتر مسئولان، منتقدان، نويسندگان و دست اندر کاران، به آثاري از اين دست مي باشيم.

 

 

سه‌شنبه 26 ارديبهشت 1391 - 12:19


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری