دوشنبه 1 آبان 1396 - 4:2
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

فرهنگ متين

 

به نام ما، به کام ديگران

 

گفتگو با استاد قدرت الله معماريان

هنرمند کيست؟ جايگاهش کجاست؟ ديدگاه جامعه نسبت به هنرمندان هنرش چگونه است؟ آيا هنرمندان ما به آنچه که نياز دارند و مي­خواهند دست پيدا کرده­اند؟ کار هنري براي کساني که از دور به اين افق نگاه مي­کنند بسيار بسيار جذاب و جالب به نظر مي­رسد اما واقعيت چيز ديگري است. يعني پاي درد دل آنان مي­نشينيم استنباط و برداشتمان از هنر تغيير پيدا مي­کند و گاه ديد برخي نسبت به آنان عوض مي­شود. حال آيا رواست که هنرمندي بگويد که ما به غير از يک قبرستان چيز ديگري نداريم؟ انتقاد و اعتراض هنرمندان را گاه و بي گاه مي­خوانيم و مي­شنويم خصوصاً اگر هنرمندي فوت کند در مراسم تشييع معمولاً اينگونه درد دل مي­کنند از طرفي طرح­هائي که براي بهبود وضعيت معيشتي، بيمه و خدمات به هنرمندان تصويب مي­شوند گاه به سرانجام قطعي نمي­رسد اما ببينيم هنرمندان خود چه مي­گويند.

استاد قدرت الله معماريان اصفهاني از جمله هنرمنداني است که معتقد است از هنرمندان هيچ گونه حمايتي صورت نمي­گيرد در حاليکه مسائل و مشکلات فراواني دارند و مهمترين آن­ها همين است که تنها شغل مجسمه سازي را دارند و من به عنوان يک مجسمه ساز فقط همين کار را بلدم. وقتي مردم مرا مي­شناسند ديگر نمي­توانم کار ديگري انجام دهم و حتي براي گذران زندگي نمي­توانم بسياري از کارهائي را که ديگران انجام مي­دهند انجام دهم. هنرمند اگر توانست زندگي­اش را بچرخاند و گليمش را از آب بيرون بکشد که هيچ وگرنه هيچ مرجعي براي رسيدگي به مشکلاتش وجود ندارد، در حاليکه مشکلات هنرمندان بسيار زياد است بعضي از هنرمندان خانه­اي براي زندگي دارند که بايد ديد چگونه خريداري کنند. از هزار و يک مرجع وام گرفته­اند تا آلونکي براي خودشان و خانواده­شان فراهم کردند که الحمدالله اين يکي را هم دسته­اي از هنرمندان از جمله خود بنده هنوز بعد از 35 سال فعاليت هنري حرفه­اي 14 سال تدريس در دانشگاه و ساخت و نصب و ده­ها اثر ماندگار در سطح کشور ندارم .

- به نظر مي­رسد هنوز هم مديران ارشد هنري نتوانسته­اند شرايط مطلوب را براي فعاليت مجسمه سازان کشورمان فراهم کنند. در اخبار شنيديم که شما براي انعقاد قراردادي با يکي از مراکز هنري قدرتمند شهرمان با مشکل برخورد کرده­ايد؟

به هر حال اين يک سنت مديريتي در کشورمان است که مديران در دوره مديريت­شان قول زياد مي­دهند اما در مرحله عمل چيز ديگري شاهد هستيم. از طرفي اين اتفاقات هم الزاماً براي معماريان اتفاق نيافتاده است ده­ها معماريان در سراسر کشورمان داريم که از اين نوع نگاه هنري رنج مي­برند. سؤالي بنده از مديران عزيزمان دارم اين است که آيا مجسمه سازان بايد همه­ي امور زندگي را از زاويه خمير و جنس گچ ببينند و گفتگو کنند. آيا مگر من هنرمند شده­ام که با گچ صحبت کنم؟ هنرمند مجسمه ساز شدم که زندگي را از اين دريچه ببينم فضاهاي مختلف فرهنگي و اجتماعي و سياسي و اقتصادي را از زاويه اين هنر رصد کنم و به نوعي خودمان را در قالب طراحي هنر مجسمه سازي رشد بدهم امروز مشکلات معيشتي هنرمندان ديگر اجازه فکر کردن به خلق آثار فاخر را نمي­دهد. امروز 10 ميليون سرمايه زندگي من به اندازه 4 ميليون ارزش ندارد يعني کلاً مباحث اقتصادي ما اينگونه شده است. اگر بنده مجسمه ساز شدم به اين معني است که نبايد پيرامون هيچ کدام از اتفاقاتي که به زندگي و روح من هنرمند فشار وارد مي­کند صحبت کنم. بنده و کساني که من بنده در اين رشته در حال فعاليت هستند با اتفاقات جاري در مملکت ارتباطشان با خودشان هم قطع شده است. چرا در عرصه اقتصادي در عرض دو ماه قيمت سکه و دلار دو برابر مي­شود اما ارزش پول جيب هنرمند به يک دهم کاهش پيدا مي­کند؟ اين فشار اقتصادي انگيزه و اميد را از هنرمند مي­گيرد و جايگزين آن استرس و اضطراب و حس تلخ نااميدي مي­شود. هنرمند کارش پرداختن به دغدغه­هاي مردم و نشان دادن اين دغدغه­ها در آثارش است اما وقتي خود هنرمند هم در اين ميان گير کرده است نتيجه روحيه کاسبکارانه هنرمند خالي بودن عرصه هنري از آثار خلاق و اثرگذار و دوري مخاطبان از هنر هنرمند خواهد شد. چرا بايد از اين موضوعات صحبت نکرد و تنها به ذکر حرف­هاي کليشه­اي از گچ و فرم و محتوا پرداخت؟ دغدغه­هاي معيشتي ذهن خلاق هنرمند را کور کرده است در اين ميان برگزاري جشنواره­هاي مختلف و پر هزينه براي بيان فعاليت­هاي ويژه هنري چه اثرگذاري و دستاوردي خواهد داشت؟ شايد در دوره­اي هنرمند کنج عزلت مي­گزيد و خطي مي­زد و طرحي مي­کشيد و کاري به کسي نداشت، چون کاري به کارش نداشتند، اما الان ما با واقعيت­هائي درگير هستيم که کم کم تبديل مي­شوند به معضل. چرا هنرمندي با 14 سال سابقه تدريس در دانشگاه، 35 سال سابقه هنري حرفه­اي، ­مدرک فوق ليسانس و ده­ها آلبوم هنري با نصب صدها مجسمه در سراسر کشور هنوز از داشتن يک کارگاه معمولي بي بهره است. آيا اين هنرمند توانائي تربيت هنرمندان جوان در عرصه هنر مجسمه سازي و حفظ اين هنر تاريخي را ندارد؟ چرا نبايد به اين واقعيات توجه نکنيم؟ دليلش هم ساده است. دليل اين است که هرچه بنده زحمت کشيدم و تلاش کردم و جمع کردم، قيمت­ها پر زورتر بر من فشار آوردند و سرانجام اميدها و آرزوهايم را زير خاک مدفون کردند. مشکلات و اتفاقات اقتصادي امروز زندگي هنرمندان را به ده­ها سال عقب­تر هل مي­دهد آيا اين يک ضربه بزرگي به فعاليت­هاي هنري هنرمندان متعهد نيست؟ آيا با اين وضعيت مي­توان اميدي هم به آينده داشت؟ امروز به نقطه­اي رسيدم که به تمام فعاليت­هاي گذشته­ام بايد شک کنم؟ آيا چون هنرمند پاک و متعهدي بودم بايد امروز اينگونه تو سري خور جامعه هنري­ام باشم؟ افرادي که از هيچ به همه چيز در همين عرضه فرهنگ و هنر رسيدند نمونه­هاي جالب براي اين شک بزرگ هستند.

- باز شما و صنعتتان از خيلي از هنرمندان هم نسلتان بهتر است . . .

اين صحبت شما يک گفته چند وجهي است. خيلي­ها ناسالم کار کردند و امروز به درجات عاليه مالي دست پيدا کردند اما مگر ما چيزي غير از صداقت در آثارمان خلق کرديم که بايد مورد تفاوت قرار بگيريم؟

- شايد اگر شما هم مسير ديگري را انتخاب مي­کرديد اوضاعتان بهتر بود؟

به چه قيمتي؟ مشکل تغيير مسير نيست. مشکل عدم حمايت مديراني است که سالهاست با سردادن شعارهاي رنگارنگ تنها به خود و اطرافيانشان توجه دارند زماني را به ياد دارم که در اوائل انقلاب سال 55 بود که با مدرک ديپلم به عنوان اپراتور رايانه­اي وارد سازمان تأمين اجتماعي شدم. در سه ماهه نخست فعاليتم مبلغ 6000 تومان با کليه مزايا به عنوان کارمند دريافت کردم که اگر الان با تمام مدارکي که قبل ذکر کردم به اندازه ارزش آن ماهي 2000 تومن حقوق، دريافتي ندارم! به نظرتان اين عجيب نيست؟ اگر بنده سه سال آن حقوق را جمع مي­کردم الان مي­توانستم يک خانه خريداري کنم اما الان با اين ميزان حقوق 100 سال ديگر هم نمي­توانم خانه­اي خريداري کنم. آيا بنده­ي مجسمه ساز نبايد صحبتي از اين موضوعات بکنم؟ بايد هميشه گفت هميشه همه چيز آروم و گل و بلبل است؟ تمام عمر خدمت کرديم و صادقانه در تمام عرصه­ها خلق اثر کرديم و هيچ گاه هم از مباني اعتقادي­مان پا پس نکشيديم هرچيزي هم که بوديم براي خودمان بوديم به جائي هم وابستگي نداشتيم .

- چرا سعي نکرديد مانند بسياري از همکارانتان ترک وطن کنيد؟

اين اتفاق را نمي­پسندم. شايد اين يک نوع پيام از طرف مديران هنري­مان باشد اما اين پيام براي من غيرقابل درک است.

- اما براي بسياري از همکاران شما که امروز شايد از لحاظ مالي در رفاه بيشتري هستند کاملاً قابل درک و اجرا بود؟

بنده مقيد به اصولم هستم و اين نوع رفتارهاي انتحاري را قبول ندارم تا به اين تحمل کردم و باز هم تحمل مي­کنم. خوشبختانه به مراکز خاصي هم در خارج از مرزها وابستگي ندارم و حمايت هم نمي­شوم. اما سؤالم اين است که تا کي بايد تحمل کرد؟ براي چي؟ بيان هنري بنده در تمام آثارم به وضوح حضور دارد و هرگز هم دروغ نمي­گويد تمام آثار بنده در صداقت کامل خلق شده است چرا که اين آثار خود من هستند آيا هنرمندي با اين ميزان هنر، تجربه و تعهد بايد سرخورده هنري باشد و تنها به حساب و کتاب بپردازد؟ در اين ميان چه کساني ضرر خواهند کرد؟ اگر روحيه هنرمند تخريب شود، گالري­هاي هنري­مان خالي از آثار اثرگذار خواهد شد. امروز احساس مي­کنم واقعاً جامعه هنري در حال آسيب ديدن است. اگر مديران توجهي نکنند کم کم اين اتفاقات به معضل تبديل خواهند شد.

- از قراردادتان و مشکلات بوجود آمده سخني نگفتيد؟

با سازماني با سفارش کار مواجه شديم طرحي را 40 روز کار کرديم، ارائه کرديم و با استقبال هم مواجه شد قرار شد اين طرح را در اتوبان شهيد باکري نصب کنند امروز که زمان طرح است سازمان مربوطه قيمت­هاي 4 سال پيش فعاليت­ هاي هنري مرا هم قبول نمي­کند و معتقد است که قيمت­ها يک نوع بي انصافي است!! شايد دوست دارند آثارمان را با صلوات خلق و به فروش برسانيم. از زمان­هائي نه چندان دور هنرمندان مجسمه ساز با سفارش دادن يک مجسمه و ساخت آن يک منزل خريداري مي­کردند و 3 سال هم براي سفر تحصيلي راهي فرنگ مي­شدند اما امروز مديران ما سعي دارند مجسمه شهداي دفاع مقدس ما را براي اجرا بدست مجسمه سازان چيني بسپارند! اسم اين حرکت را شما چه مي­گذاريد؟ آيا اين مقولات بي احترامي نيست؟ البته ما سعي کرديم با انعکاس خبري از اين موضوع و گفتگو پيرامون مطلب از اين حرکت جلوگيري کنيم اما چرا بايد اين فکر در ذهن مديران شهري هنري ما خطور کند؟ امروز از قبال تهيه و اجرا سفارشات تنها به دخل و خرج زندگي عادي مي­پردازيم. در حالي که در گذشته مجسمه سازان از احترام و اهميت ويژه­اي برخوردار بودند. اگر اين روش ادامه پيدا کند هنرمندان تنها به جيب خودشان و خلق آثار کم ارزش و تهي هجوم خواهند آورد.

- در نيم سال دوم سال 1390 تعداد زيادي از جشنواره­هاي هنري برگزار شد که عده­اي از کارشناسان هنري معتقد بودند اگر اين هزينه­ها صرف زيرساخت­هاي هنري و هنرمندان مي­شد مي­ توانستيم شاهد رشد کيفي بهتري در آثار خلق شده در مناسبت­هاي بعدي باشيم و از طرفي برخي از کارشناسان نيز بر اين باور بودند که بحث زيرساخت­ها و معيشت هنرمندان مشکلي است که بايد از راه­هاي ديگري حل شود برگزاري جشنواره­ها و برنامه­هاي پر هزينه هنري محلي براي نمود هنري هنرمندان است؟

حالا به نظر شما آيا اگر قصد داشتند اين هزينه­ها را صرف هنرمندان کنند پولي بدست هنرمند مي­­رسيد به عنوان مثال همين جشنواره هنري 1404 چقدر کاربرد داشت.

- به شما که سفارش داده شده بود.

به خيلي از هنرمندان ديگر هم سفارش داده بودند.

- پس اوضاعتان بد نبوده است.

خوب هم نشد. وقتي بنده مجسه­اي را مي­سازم و بعد متوجه مي­شوم کسي که پايه­ي آنرا ساخته بيشتر از بنده پول گرفته است ديگر چه اعتقادي و اميدي به جشنواره و آينده کشور باقي مي­ماند. به نوعي جريان به نام من به کام ديگران است. در کنار ما کساني هستند که از اسم ما امرار معاش مي­کنند و حضور اين افراد در هنر روح هنرمند را متأثر مي­کند. البته اگر سفارش کار به هنرمندان زياد باشد شايد اين اتفاقات کمتر به چشم بيايد اما بنده بزرگترين کار هنري­ ام 4 سال پيش بوده است و امروز پس از 4 سال اولين کار بزرگي هنري­ام را سفارش گرفته­ام که در مرحله اجرا با مشکل قرارداد مواجه شدم. عده­اي از مديران بر اين باورند که با يک سري اقدامات جلوي هزينه­هاي بي رويه را گرفته­اند اما ظاهراً نوع سياست کاري­شان اين است که با فشار به ما هنرمندان از رسيدن هنرمندان به حق و حقوقشان جلوگيري مي­کنند و حقوق هنرمند در ازاي اجراي اثر را هزينه­ي بخش­هاي ديگر اين عرصه مي­کنند.

- يکي از اهداف جشنواره 1404 طراحي يک سند هنري است. هنرمندان دردمند ما با وضعيت موجود به نقشي در طراحي اين سند مي­توانند داشته باشند؟  

نگاه کنيد در مملکت ما هميشه يک سري حرکت­هاي خوب انجام شده است که يکي از اين حرکات طراحي سند چشم انداز است از طرفي هم برخي از مهمترين فعاليت مديريتي تنها در عرصه حرف و بيايند و دستورالعمل ماند. اما نکته­اي که بايد گفت اين است که اگر همه اتفاقات جاري و ساري از اول انقلاب اگر همان گونه که گفته شده بود اتفاق مي­ افتد آيا ديگر نيازي به طراحي سندي براي 20 سال آينده­مان داشتيم؟ با مردم، هنرمندان و مديران و تک تک مسئولين در تمام عرصه­ها بايد به درک پذيرش نقاط ضعف و قوت فعاليت­هاي خود رسيده باشند که اگر اين نقاط بررسي و آسيب شناسي شود با حذف آسيب­ها مي­توان از همين امروز شاهد زندگي مناسب و مرفه باشيم. اصلاً حرف سياسي نمي­زنم. اين اتفاقات الان نقل محافل بقالي­ها هم هست. نکته­اي است که همه به آن اذعان دارند و بايد همه بپذيريم که اگر جائي اشتباه کرديم مشکل را مرتفع کنيم. براي هنرمند سم است که درگير اين نوع واگويه­ها شود اما چاره­اي نداريم. اگر ما هم نگوييم پس چه کسي حق انتقاد دارد؟ تک تک اين حوادث را هم در آثارمان خلق کرديم اما باز هم به چشم مديران و مسئولين نيامده است.

- تدريس هم مي­کنيد؟

در حال حاضر به دليل شروع طرح شهيد باکري تدريس را متوقف کرده­ام. البته هنوز اجراي طرح به توافق نرسيدم.

- با اين شرايط هنرجويان شما علاقه­اي دارند که استادشان را الگوي هنري­شان کنند؟

صادقانه بگويم که امروز شاهد اين اتفاق هستيم که کساني که   تجربه و هنرمندي اساتيد هنري­مان را ندارند مشغول تدريس در دانشگاه­ها هستند. داراي آتليه و امکانات ويژه هنري هستند و اساتيد همچنان اندر خم يک کوچه مانده­اند. خوب شاگرد من باهوش است. در يک مقايسه ساده به سمتي مي­رود که بتواند امکاناتي شبيه امکانات اساتيد غير فن را داشته باشد و اساتيد صاحب فن هم بايد عزلت نشين باشند. شاگردان امروزي هيچ گاه هنر و هنرمند متعهد و عزلت نشين را انتخاب نمي­کنند که البته اميدوارم اين اتفاق را هم به گردن بي توجهي اساتيد نياندازند!!!

- مقصر خاصي را در نظر داريد؟

مقصر اصلي خودمان هستيم. ما هنرمندان که اشتباهاتمان را نمي­پذيريم و سعي نمي­کنيم در يک بازه زماني مشخص و براي هميشه با يکديگر متحد شويم خطاها و اشتباهات را آسيب شناسي کنيم و يک هنر سالم و پاک را براي هميشه خلق و حفظ کنيم.    

 

سه‌شنبه 26 ارديبهشت 1391 - 9:38


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری