جمعه 2 تير 1396 - 9:47
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

شيما حسن زاده

 

مردم بهتر از همه مي‌­فهمند

 

گفتگو با حسين عصمتي

در فرهنگ فارسي تذهيب تعريف دقيقي ندارد. تعريفي که ما را به اصل و منشأ اين هنر برساند در برخي از کتب قديمي و تذکره­ها فقط نامي از مذهبان و نقاشان آمده است که اين براي دريافت معني تذهيب کافي نيست در لغت تذهيب را مي­توان به نام زر گرفتن و طلاکاري شناخت اما اين تمام معناي تذهيب نيست در دايره المعارف فارسي هم براي تذهيب معاني مختلفي آمده است که به شيوه­هاي تذهيب در يک دوره خاصي نظر مي­کند. به هر حال تذهيب را مي­ توان مجموعه­اي از نقش­هاي بديع زيبا دانست که نقاشان براي هرچه زيباتر کردن کتاب­هاي مذهبي، علمي، فرهنگي، تاريخي، ايوان شعر، جنگ­هاي هنري و قطعه­هاي زيبا خط به کار مي­برند. استادان فن اين هنر را در جاي جاي فعاليت­هاي هنري­شان به کار مي­گيرند تا صفحات زرين ادبيات جاودان و متون مذهبي سرزمين خود را زيبائي ديداري بخشند. به اين ترتيب است که نگاره­ها و اطراف صفحه­ها با طرح­هائي از شاخه­ها و بندهاي اسليمي ساقه، گلها، برگ­ هاي ختائي شاخه­هاي اسليمي مزين شده­اند. به هر حال بهتر است براي رسيدن به درک درستي از هنر نگارگري و تذهيب  مجموعه­ي اين هنر را با اساتيد صاحب فن به بحث بنشينيم تا بتوانيم درک درست و سالمي از هنر نگارگري بدست بياوريم. استاد حسين عصمتي فوق ليسانس دانشکده هنر و تربيت مدرس، عضو مکتب کمال الدين بهزاد و مؤلف نگاره­هاي حماسي بهترين گزينه براي همفکري و بحث بود. ما را همراهي کنيد:

- تعريف شخصي شما از هنر نگارگري و تذهيب چيست؟

هنر نگارگري به طور کلي تفکري خاص از هنر و تفکر ايراني و اسلامي است. هنري که تفکر اسلامي خاص خودش را دارد ويژگي­ها و مختصات هنري هنر نگارگري هم برگرفته از تفکر ايراني اسلامي است به صورتي که مثلاً در اين نوع هنر پرسپکتيو با عمق نمائي نداريم اما مي­توان اين تعريف را از دو منظر جهان بيني قدما و جهان بيني هنرمندان معاصر مورد بحث قرار دارد. اگر درباره اين محتواي هنر در دوران قديم صحبت شود بايد گفت به طور کلي تکنيک خاص هنري اين مقوله مختص به خودش بوده است به نوعي امروز شاهد تأثير اين هنر از هنر کلاسيک و رئال غرب هستيم حتي مفاهيم هنري ما هم تحت تأثير اين تکنيک­ها رنگ و بوي متفاوتي با محتوا و مفاهيم قدما دارد. در حقيقت افکاري که در مفاهيم نگارگري قديم مطرح بود برگرفته از ادبيات ما بوده است و خيلي به مقولات روزمره نمي­پرداختند به نوعي به کليات و حقايق اصلي که منوط به هيچ زمان و مکاني نيست در اين آثار نمود داشته است به هر حال مقولات روزمره در تمام نقاشي­هاي غرب به نوعي نمود عيني داشته است. اما اين اتفاق در نگارگري ايراني اتفاق نيافتاده است اگر مشاهده کنيم ما داستان ليلي و مجنون را در اين هنر زياد استفاده کرده­ايم يا امثال اين داستان­ ها را، چرا که ما از تفکري صحبت مي­کنيم که منوط به زمان و مکان خاصي نباشد. اين ويژگي نگارگري قديم است.

- بحث ورود تکنيک­هاي غربي را به وادي هنر نگارگري ايراني باز کرديد. به نظرتان هنرمندان ما توانسته­اند به طور مناسب از اين ابزارها براي رشد آثار هنري­شان بهره ببرند؟

برخي در اين زمينه مخالف و موافق هستند به همين دليل هم است که در جشنواره­ها و نمايشگاه­هاي بزرگ شاهد اين اختلاف هنري و مفهومي هستيم که هرچند اختلاف­ها وجود دارد اما کارها زيبا هستند به نظرم پيرامون اين مبحث که آيا اين حرکت تأثيرات منفي داشته است يا مثبت نمي­توان اکنون درباره­ي آن صحبت کرد. بايد نتيجه اين جريانات را در دوره­هاي بعد مشاهده کرد استفاده از اين ابزار بايد راهي باشد تا ما بتوانيم آثار شگرف در اين عرصه خلق کنيم و غير از اين بايد قضاوت را به عهده آيندگان گذاشت ما در هر دوره­اي از هنر کشورهاي اطراف تأثيرپذير بوديم در قديم ما تحت تأثير هنر چين بوديم البته برخي در اين زمينه بسيار اغراق مي­کنند گوئي ما قبل از اين دوران هنري به نام نگارگري نداشته­ايم اما اينگونه نبوده است خوب ما بايد با استفاده از اين ابزارها همان گونه که تأثيرپذير بوديم تأثيرگذار هم باشيم. ويژگي خاصي در تفکر ما ايرانيان بوده است و آن هم اين است که هنرمندان ما عناصر را بدست مي­آوردند و آنرا استحاله مي­کردند. به نوعي آن هنر را ايراني مي­کردند هرکسي هم اين هنر و عنصر را مشاهده مي­کرد تنها مي­ توانست از آن به عنوان يک هنر ايراني ياد کند اما ما در دوران معاصر قدرت استحاله عناصر نداريم. اين طبيعي است شما داريد مشاهده مي­کنيد که پرسپکتيو هميشه با شما همراه است اين کاملاً مشخص است که شما که در جلو نشسته­ايد با کسي که دور تو نشسته است فرد کوچکتر ديده مي­شود ما اگر بخواهيم به طور طبيعي عمل کنيم در اثرمان هم اين اتفاق مي­افتد اين نشان مي­دهد که نگارگران ما اطلاع داشته­اند اما به چه دليل اين کار را پررنگ نکردند اين قابل بحث است الان ما فکر کنيم که آنان پرسپکتيو را نمي­دانستند و بعد ما اين عنصر را وارد مجموعه کرده­ايم و اتفاق جديد است، يک حرکت اشتباه است.

- هنرمندان امروز ما چقدر توانستند از اين ابزار مدرن به شايستگي استفاده کنند؟

البته در اين دوره به نظرم يک دوره گذر است. دوره­اي که عناصر مختلف وارد هنر نگارگري شده بحث آزمون و خطا است. البته اين نظر بنده است. عناصر مختلف را ما وارد مي­کنيم و ببينيم که چه اتفاقاتي خواهد افتاد اگر از نظر علمي سطح آگاهي را بالا ببريم مثال قدما و بتوانيم عناصر را به مرور ايراني کنيم به نظرم اتفاق خوبي خواهد افتاد البته اتفاقات جاري هم بد نيست و به هر حال در مرحله گذار بايد اينگونه رفتار کرد. حالا اين اتفاقات و اينکه بتوان از اين ابزار به درستي بهره برد به هنرمنداني مربوط مي­شود که از اين ابزار استفاده مي­کنند. از طرفي نسل­هاي بعدي که وارد کار مي­شوند کارهاي ما را تجزيه و تحليل مي­کنند. مي­گم که اين اتفاق در دوره­هاي قبل هم بوده است ما در شاهنامه دمور عناصر چيني را بسيار مي­بينيم ولي همين طور که مي­گذرد به مرور که منظورم از مرور طول يک يا دو قرن است نه چند سال، کم کم عناصر ايراني مي­شوند. امروز هم ما در اين مرحله هستيم داريم عناصر مختلف را وارد هنرمان مي­ کنيم با ايده­هاي مختلف تا اينکه ببينيم چه اتفاقي مي­افتد و نسل­هاي بعدي مي­تواند اين آثار ما با رضايت استفاده کند و از تکنيک­هاي خلق شده امروز براي خلق آثار ارزشمند فردا استفاده کنند.

- جشنواره 1404 را چگونه ديديد؟

در جشنواره 1404 اثر ارائه کردم اما مورد توجه دوستان قرار نگرفت هرچند که اين هم يکي از آن نکته­هاي جالب اين جشنواره است. به هر حال اتفاق انجام جشنواره يک حرکت نيک بود. اما بايد اين نکته را بگويم که يک اتفاق عجيبي امسال در مباحث هنري روي داد و آن هم اين بود که در شش ماهه پاياني سال حدود شش دوسالانه برگزار شد که در کنار اين چهار تا جشنواره براي اولين بار برگزار شد علاوه بر جشنواره فجر، خوب اين برنامه ريزي مناسبي نيست که اين مقدار تعدد کار از هنرمند بخواهند و اينقدر هم هزينه کنند. به نظر مي­رسد يک جشنواره خوب برگزار شود هزينه­ هاي کلي اين جشنواره­ها صرف يک جشنواره مي­شد و حاصل بيشتري هم داشت و حمايت قابل توجهي هم از هنرمندان مي­شد. چند جشنواره نصفه و نيمه که اصلاً هم معلوم نبود که براي چه چيزي در حال برگزاري بود هزينه­ها انجام شد در حاليکه مي­شد هرکدام از اين جشنواره­ها را در يک سال برگزار مي­کنند که ما جشنواره­هاي مختلف در سال­هاي آتي داشته باشيم که هر کدام هم داراي کيفيت جداگانه­اي مي­بود. نه مثل نمايشگاهي که ناقص برگزار شود. 1404 هم در اين ميان برگزار شد که اين­ها عامل شد که کيفيت مناسبي نداشته باشد آثار مناسبي نرسيد و استقبال کم بود. از هر نظر اين ناهماهنگي در جشنواره 1404 بود. مشکل ديگر عدم اطلاع رساني مناسب بود. چون خيلي از هنرمندان که با ايشان گفتگو مي­کرديم از برپائي اين نمايشگاه مطلع نبودند و از من کسب اطلاع مي­کردند. يکي از ضعف­ها هم همين بود.

- عده­اي معتقد بودند که در بحث اطلاع رساني مفهومي به طور کلي بسيار اطلاع رساني دقيقي شده بوده است؟

ما در هر دو زمينه اطلاع رساني محيطي و محتوائي مشکل داشتيم وقتي من در جريان نباشم که اين جشنواره­اي هست از موارد محتوائي آن هم مطلع نخواهم شد.

- البته گروه­هاي مختلف مشاوره­اي حضور داشته­اند؟

بله اين کار را انجام دادند حتي از خود من هم دعوت شد اما اين که اطلاع رساني نيست. 10 نفر از هنرمندان نخبه را جمع کردند و مشورت کردند در حاليکه نمايشگاه با 20 نفر که راه اندازي نمي­شود آن 20 نفر جز داوران يا مدعوين هستند کل نمايشگاه که اين نيست بايد هنرجو و دانشجو اطلاع رساني مي­کردند که نکردند.

- شايد دليل اين عدم اطلاع رساني عدم پيش بيني اتفاقات جاري از جشنواره بوده است با توجه به اينکه اين جشنواره اولين دوره عمر خودش را طي مي­کرد. آيا مي­توانيد توجيه مناسبي براي اين کم کاري باشد؟

به نظرم اين توجيه نامناسبي است اتفاقاً بايد برعکس باشد. بايد طوري اطلاع رساني مي­شد که همگان بدانند در سال­ هاي آينده هم اين جشنواره هست و برگزار مي­شود و همه مطلع باشند دوره اول بايد بسيار مايه بگذارند.

- به جشنواره فجر هم در دوره اول زياد بها داده نشد؟

اتفاقاً در آن سال من دبير اولين دوسالانه نگارگري بودم و مي­دانم بسيار خوب اطلاع رساني کردند از هر نظر بر روي آن کار انجام شد. اطلاعات بسيار مناسبي به مخاطبان داده شده بود. اصلاً توجيه خوبي نيست.

- وضعيت هنر نگارگري را در جشنواره 1404 چگونه ديديد؟

من نمي­توانم کلي بگويم اما کارهاي درجه يک به نمايشگاه نرسيد از نظر تعداد هم کار مؤثري نبود.

- سفارشي کار کردن در جشنواره­هائي از جنس 1404 چقدر مي­تواند مهم باشد؟    

به نظرم سفارشي کار کردن خوب است اما بايد به يک عده تراز اول سفارش داد که اين حمايت از هنرمند است و هم خلق اثر توسط اين هنرمندان و بالا بردن کيفيت نمايشگاه است. الان هم اين حرکت رايج است. البته نبايد اين سفارشي کار کردن در شناخت هنري هنرمند اثرگذار باشد. يکي از آن موضوعات که باعث مي­شود هنر رونق پيدا کند همين حمايت­ها است. يکي از آن سفارش کار است. هنرمندي که توانائي و اشراف داشته باشد، محتوا و تکنيک را بشناسد حتي اگر به او موضوع را بدهيد در واقع کار خودش را انجام مي­دهد و نمي­توان در اين نوع هنرمند اثر تخريبي بگذارد. اين نکته سفارشي کار کردن يا نکردن را نمي­دانم چه کساني با چه انگيزه­اي طراحي کردند اما بنده با سفارشي کار کردن موافقم. هنرمندان مدرن با سفارش مشکل دارند مي­گويند بايد خلاقه باشد اثري بدون عنوان خلق شود اين از نظر تفکر اسلامي پسنديده نيست ما در قبال اتفاقات افتاده يک تعهدي داريم. مثلاً نبايد با سياست قاطي شد اما با تفکر اسلامي ما اين تفکر سازگار نيست وقتي من فکر مي­کنم يک سياستي دارم ديگر خوب کارم داراي سياست مي­ شود حتي کساني که معتقدند بدون عنوان کار مي­کنند تفکراتشان داراي سياست است هنرمندي سفارشي کار مي­کند اگر متبحر باشد تحت تأثير قرار نمي­گيرد و جهت دهي اتفاق نمي­افتد. اصلاً ما براي چي يک اثر هنري خلق مي­کنيم. براي مخاطب است مخاطبي که اثر را مي­پسندد. هرکسي از ظن خود شد يار من مي­شود. يک مواقعي مباحثي رواج پيدا مي­کند که کلاً به سيستم هنري آسيب مي­زند اين موضوع هم يکي از اين آسيب­ها است.

- امسال هم در موضوعات مختلف نفر اول نداشتيم.

اين نکته همچنان دارد جشنواره­ها را تخريب مي­کند. يک دل زدگي هميشگي در هنرمندان بوجود مي­آورد. هنرمنداني که با آثارشان سند هنري کشورمان را طراحي مي­کنند هرچند که اينگونه نمي­توان اين سند را به صورت مثبت طراحي کرد. طراحي سند ملي هنري هم با يک جشنواره انجام نخواهد شد چون افراد در ذهن داشتند که با اين جشنواره قصد دارند سند ملي هنري تدوين کنند. يکي از دلايلي که اين همه ايده در هنر وجود دارد اين است که شما نمي­توانيد يک مسير مشخص براي اين مسير هنري تدوين کنيد که همه اين مسير را بروند اين در ذات هنر نيست. اگر مي­شد اين کار را کرد اين همه اختلاف نظر در هنر وجود نداشت همان گفته ارسطو و افلاطون در 2700 سال پيش مي­شد هنر مرز مشخصي ندارد بنابراين نمي­توان براي آن سند تدوين کرد.

- براي طراحي اين سند بايد چه زيرساخت­هائي ترميم شود؟   

سؤال سختي است.

- برخي مي­گفتند چه بهتر بود که اين هزينه جشنواره­ها خرج معيشت هنرمند مي­شد؟  

من هم اين اعتقاد را دارم. کساني که در يک سال ده­ها جشنواره برگزار مي­کنند اگر اين هزينه­ها صرف خود هنرمند شود هنر هنرمند هم اثرگذارتر خواهد شد.

- برخي هم معتقدند جشنواره­ها بايد برگزار شود چون نمود عيني هنر هنرمند در جشنواره­ها است؟

آخر نکته­اي که هست اين است که در برگزاري جشنواره بايد هدف را شناسائي کرد. اکثر جشنواره­هاي ما داراي اين هدف نيستند. مي­شود هدف جشنواره اين باشد که هنرمند را حمايت کنيم هنرمند در سال 1404 آثار هنري کاملاً ايراني خلق شود نه اينکه سند طراحي کنيم.

- بحث حمايت و نمود فعاليت­هاي هنري در جشنواره­ها از ديگر اهداف طراحي شده برگزاري جشنواره بود؟  

خوب اين يک هدف عالي است اما مگر اين اتفاق افتاد؟ مگر همه شرکت کردند؟

- اگر اين پول­ها صرف معيشت هنرمند مي­شد همه شرکت مي­کردند؟    

احتمال آن بيشتر بود وقتي بدانم که اثري که خلق مي­کنم در جشنواره خريدار دارد خوب اثر خوب خلق مي­کنم. هنرمندان کمتر با مفاهيم جشنواره­ها کار دارند. با تفکر خودش کار ديگري انجام مي­دهد که بتواند روزمرگي خودش را هم طي کند سال 85 فرهنگستان هنر قصد چاپ شاهنامه را داشت. 30 نفر از اساتيد تراز اول را جمع کردند براي هر هنرمند يک اثر و اساتيد دو اثر سفارش دادند 40 اثر خلق شد و با 240 ميليون 40 اثر ناب خلق شد. خوب اين الان يك دهم  برگزاري چنين جشنواره­هائي است که اندازه همان 40 اثر هم کارآئي ندارد. الان گنجينه­اي که فرهنگستان دارد هيچ کدام از اين جشنواره­ها ندارد.

- در حاليکه بزرگترين جايزه اين جشنواره 6 ميليون بود؟

بله اين پول را هم که ندادند چون کسي را لايق تشخيص ندادند. کلاً انگيزه و حمايت براي مديران ما معني ندارد.

- برگزاري نمايشگاه­هاي دائمي در عرصه هنرهاي سنتي و کلاسيک ما در بالا بردن سطح فرهنگ و آگاهي و سواد بصري هنرمندان و مخاطبان ما چقدر اهميت دارد؟

ما الان داريم چنين نمايشگاه­هائي را با گالري­هاي مختلف که چنين حرکت­هائي انجام مي­دهند. کمبود از اين نظر نداريم موزه­ها و گالري­هاي مختلف اما بايد يک نظم و ترتيب خاصي داشته باشد. از طرفي همه هم اين مراکز را نمي­ شناسند اطلاع رساني هم بايد بشود بحث اصلي هم برمي­گردد به مردم که آيا وقت و انگيزه و هزينه­هاي جاري پرداختن به اين فعاليت­هاي هنري را دارند. آيا مردم توان حمايت هنرمندان را دارند؟ صد در صد ندارند. وقتي مردم درگير فعاليت­هاي روزانه و معيشت هستند ديگر رمقي براي حمايت هنرمند نمي­ماند بنابراين دولت بايد حمايت کند مردم متمول هم در قديم به اينگونه بود که منازلشان را از آثار هنري موزه مي­کردند. پولداران ما اين فرهنگ را ندارند. متمولان ما حمايت مي­کردند از هنرمندان. الان اينگونه نيست. اگر هر چيزي سر جاي خودش باشد مطمئناً نتيجه بهتر از اين خواهيم گرفت. اين نکته را هم فراموش نکنيم که مردم خوب همه چيز را مي­فهمند.           

 

يكشنبه 24 ارديبهشت 1391 - 11:0


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری