دوشنبه 5 تير 1396 - 14:54
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

جلال عباسي

 

حضرت زهرا در نگاه اهل بيت (عليهم السلام)

 

 

از نگاه پيامبر صلوات الله عليه

 پيامبر عظيم الشأن اسلام در مناسبت هاى مختلف و با تعبيـرات متفاوت دربـاره مقام و عظمت فاطمه(س) سخـن گفته است. رسول مكرم كه خود مربى آن حضرت بـوده و در پرورش جنبه هاى وجـودى وي بزرگتـريـن نقـش را داشته ، بهتـر از هـر كـس مى تواند در باره او و ويژگي هاى والايش سخـن بگويد.

 در روايات مختلف از پيامبر اسلام (ص) نقل شده است: «ان الله ليغضب لغضب فاطمه و يرضـى لرضاها؛ خداوند به هنگام خشمگين شدن فاطمه خشمگيـن مـى شـود؛ و هنگام خـشنـودى او خـشنود مى گردد.» (1)  هم چنيـن نقل شده است: «انها بضعه منى يوذينى ما آذاها(2)؛ او پاره تـن من است ، هر که او را آزرده نمـايـد، مـرا آزرده كـرده است. » (2)

 پيامبر (ص) در مناسبت هاى بسيار فرمود: فاطمه(س) بهتريـن ِ زنان جهان است. روزى على و فاطمه و حسـن و حسين در محضر پيامبر بـودند. رسول خدا فرمود: « پروردگارا! تو خود مى دانى اينان اهل بيت و گرامـى تريـن انسان ها نزد مـن هستند. پـس دوست بدار كسانـى كه اينها را دوست مـى دارند. و دشمن بدار كسانـى كه اينان را دشمـن مـى دارند .. . و كمك كـن كسانـى را كه به اينها كمك مـى كننـد و آنان را از هر ناپاكـى، پاك گـردان و آنان را از هـر گناهـى در امان بـدار .»

 سپس حضرت محمد (ص) فرمود: «او سرور زنان جهان است.»  سؤال شد: آيا او سرور زنان ايـن جهان است؟

پيامبر (ص) در پاسخ فرمود: « مريم دختر عمران، سرور زنان ايـن جهان است. دخترم فاطمه سرور زنان تمام عالـم، از اولين و آخـريـن خـواهـد بـود. او در محراب عبادت مى ايستد، در حالـى كه هفتاد هزار فرشته مقرب به وى سلام مـى كنند، و همان طـور كه فرشتگان مريـم را مـورد خطاب قرار مى دادند، او را نيز مـورد خطاب قرار داده و مـى گـويند: « ان الله اصطفاك و طهرك و اصطفاك علـى نساء العالميـن (3)؛ همانا خـداوند تـو را بـرگزيد و پاكيزه گـردانيـد و در ميان زنان جهان تـو را بـرتـرى داد. »

 انس بـن مالك نقل مى كند: پيامبر اعظم (ص) ، مدت شـش ماه ، در آن هنگام كه براى اقامه نماز صبح از خانه خارج مى شد، چـون به خانه فاطمه مى رسيد، مى فرمـود: اى اهل بيت پيامبر! نماز، و آنگاه آيه «انمـا يـريـد الله ليذهب عنكـم الـرجـس اهل البيت و يطهركــم تطهيرا» (4) را قرائت مى كرد.

 

امام علي عليه السلام

 حضرت علـى(ع) در مـوارد گوناگـونـى بـراى اثبات حقانيت خـود به داشتـن همسـرى چـون فـاطمه(س) استنـاد مـى كرد؛ از جمله در جريان شوراى شـش نفره كه به توصيه خليفه دوم براى انتخاب جانشيـن وى تشكيل شده بـود و حضرت علـى(ع) يكـى از آنان محسـوب مـى شـد، حضرت، خطاب به ساير اعضا فرمـود: شما را به خـدا سـوگند مى دهم! آيا در بيـن شما به جز مـن كسى هست كه همسرش بانوى زنان جهان بـاشـد؟ همگـى پـاسخ دادنـد: نه. (5)

 

امام حسن(عليه السلام)

 امام حسـن(ع) در موارد متعددى راجع به مادر گراميـش ، سخـن گفته است. از ايشان نقل شـده است : مـادرم را ديـدم كه در شب جمعه در محراب عبادت ايستاده و پيـوسته تا هنگامـى كه خـورشيد پهنه افق را فرا گرفته بود، مشغول ركـوع و سجـود بـود، و شنيـدم كه براى مردان و زنان باايمان دعا مى كرد و اسامى يكايك آنها را مـى بـرد و براى خويشتـن چيزى از خدا نخـواست. عرض كردم: مادر! چرا همان گـونه كه براى ديگران دعا مى كنى، براى خـود دعا نمى كنى؟

فرمود: فـرزنـدم! اول همسـايه، بعد از آن خـانه . (6)

 

امام حسين(عليه السلام)

 امام حسيـن(ع) نيز در مـوارد بسياري از مـادرش فـاطمه به عظمت يـاد كرده و از اينكه مادرى چـون فاطمه دارد، مباهات مـى كند و آن را از امتيازات و برترى خـود بر ديگران به حساب مـىآورد.

در جريان عاشـورا ايـن مـوضـوع به خـوبـى مشـاهـده مـى شود هنگامي كه پس از شهادت على اصغر، امام حسيـن(ع) بر مركب خويـش سـوار شد و براى جنگ و جهاد حركت كرد و اشعارى خـواند كه مضمونش چنين بود: «... عمر سعد با لشكرى سنگيـن براى ظلم و ستـم به سوى مـن آمده ، نه به جهت كار ناشايستـى كه از من سر زده باشـد. تنها جرم مـن آن است كه به روشنايـى خـورشيـد و ماه (پيامبـر و علـى) افتخار مـى كردم. به علـى که پـس از پيامبر برترين بود و به پيامبر قرشى از طرف پدر و مادر. بهتريـن مخلـوقات ، پدرم بـود و بعد از آن مـادرم. پـس مـن فـرزنـد بهتـريـن انسـانها هستم. »

 

امام سجاد(عليه السلام)

 امام سجـاد(ع) درباره عظمت و مـرتبت فـاطمه(س) مـى فرمايد: در روز عاشـورا، پدرم مرا در حالـى كه خـون از بدنـش مى جـوشيد، به سينه چسبانيد و فرمود: پسرم! دعايى را كه مادرم فاطمه زهرا به مـن آمـوخته است و او خـود از رسـول خـدا فـرا گرفته و پيامبـر آن را از جبـرئيل فـرا گـرفته كه به هنگام گرفتارى و نياز شـديـد و مشكلـى كه براى وى پيـش مي آمـد بخواند، از من فرا گير و بخوان: « بحق يـس و القرآن الحكيـم و بحق طه و القـرآن العظيـم يا مـن يقدر على حوائج السائليـن، يا مـن يعلـم ما فى الضمير، يا منفس عن المكروبين يا مفرج عن المغمـوميـن، يا راحم الشيخ الكبير، يا رازق الطفل الصغير، يا مـن لا يحتاج الى التفسير صلى على محمد و آل محمد.» (7)

 امام سيد الساجدين (ع) مـى فرمايد: آن گاه كه قيامت فرا رسـد ، منادى ندا دهد : در ايـن روز، ترس و اندوهى به خـود راه ندهيد. هنگامـى كه چنين اعلام شـود، تمام مردم سرها را بلند مـى كننـد و از ايـن عفـو عمومى خـوشحال مى شوند و وقتى گفته شـود: كسانى كه به آيات ما ايمان آوردنـد و مسلمـان شـدنـد، به جز مسلمـانـانـى كه دوستـدار اهل بيت هستند، همگـى سـرها را بزير اندازنـد. آن گاه اعلام مى شـود: ايـن است فاطمه دخت محمد. او و همراهانـش به سـوى بهشت مى روند: سپـس خداوند فرشته اي خدمت وى مى فرستـد و مـى گـويد: حاجتت را از مـن بخواه!

فاطمه(س) عرضه مى دارد: « پروردگارا، حاجت مـن آن است كه مرا و كسانـى كه فرزندان مرا يارى كردنـد، مـورد عفو قرار دهى.» (8)

 

امام محمد باقر(عليه السلام)

 امام محمد باقر(ع) درباره مقام حضـرت فاطمه(ع) رواياتـى بسيار دارد از جمله اين سخـن را كه امام صادق (ع) نقل مى كند . جابـر به امام باقر(ع) عرض كرد: اى فـرزنـد رسـول خـدا! مـن به فدايت گردم! درباره فضيلت جده ات فاطمه(س) حديثى برايم نقل كـن كه هـر گاه آن را بـراى شيعيان نقل كنـم، خـوشحال شـونـد.

امام باقر(ع) فرمود: پدرم از جدم و او از رسـول خدا نقل مى كند: چـون روز قيامت فرا مـى رسد، براى پيامبران و انبياى الهى، منبرهايـى از نـور نصب مـى كننـد كه منبـر مـن از همه بـالاتـر است. آن گاه خداوند فرمان مى دهد: اى محمد! سخنرانى كـن. مـن هم چنان سخنانى مـى گـويـم كه هيچ كدام از پيامبران همانند آن را نشنيده باشند.

آن گاه براى اوصياء منبرهايى از نـور نصب مى كنند و براى وصى مـن علـى در وسط آن منبر، منبرى نصب مى شـود كه از همه آنها بالاتر است. سپس خداوند فرمان مى دهد: اى على! خطبه بخـوان و علـى سخنانـى بيان مـى كند كه هيچ كـس از اوصياء هماننـد آن را نشنيـده بـاشنـد.

 سپس بـراى براى دو فرزندم (حسـن و حسيـن) منبرى از نـور نصب مى شود و به آنها گفته مى شـود: سخـن بگـوييد. آنان چنان سخنانـى بر زبان جارى كنند كه هيچ كـدام از فرزنـدان پيـامبـران، همـاننـد آن را نشنيـده بـاشند.

آن گـاه جبـرئيل نـدا مـى دهـد: فـاطمه دختـر محمـد كجاست؟ خديجه دختر خـويلد كجاست؟ مريـم دختر عمران، آسيه دختر مزاحـم، ام كلثـوم مـادر يحيـى كجـاينـد؟ آنـان از جـاى بـرمـى خيزنـــد.

سپـس خـداونـد از اهل محشـر مـى پـرسـد: امروز عظمت از آن كيست؟

محمد و على و حسـن و حسين مى گويند: از خداى يكتاى قهار. خداوند مى فرمايد: « اى اهل محشر! مـن كرامت را براى محمد و على و حسـن و حسين و فاطمه قـرار دادم. سـرها را پاييـن بينـدازيـد و چشمها را فرو بنـديد، چـون فاطمه مـى خـواهد به بهشت برود. سپـس جبرئيل ناقه اى از ناقه هاى بهشتـى مـي آورد و حضـرت فاطمه بـر آن سـوار مى شـود و در حالى كه فرشتگان زيادى او را احاطه كرده اند، وى را به بهشت مي آورند. فاطمه هنگامى كه به نزديك بهشت مـى رسد، درنگ مى كند. خـداونـد مـى فرمايـد: درنگ شما براى چيست؟ فرمان دادم كه شما را به بهشت ببرند. فاطمه عرضه مـى دارد: پروردگارا! دوست دارم در چنيـن روزى مقامـم شناخته شـود.

خداوند مى فرمايد: اى دختر حبيبـم! برگرد و نظر افكـن و هر كـس را كه دوستى تو يا دوستى يكي از فرزندان تو در دلـش باشد، او را گرفته و وارد بهشت كن.

امام باقر(ع) مي فرمايد: به خـدا سـوگند! اى جابر! در آن روز فاطمه شيعيان و دوستانـش را همانند پرنده اى كه دانه خـوب را از دانه بد جدا مى كند، از بيـن جمعيت جدا مى كند، هنگامى كه شيعيان آن حضرت همراهـش به نزديك بهشت رسيدند، آنان نيز درنگ مـى كنند.

خداوند مى فرمايد: اى دوستان مـن! درنگ شما براى چيست، در حالـى كه فـاطمه در بـاره شمـا شفـاعت كرده است؟

آنان پاسخ مـى دهنـد: دوست داريـم در چنيـن روزى منزلت ما روشـن شـود.

خداوند مى فرمايد: دوستان مـن! نظر افكنيد و هر كـس كه به جهت محبت فاطمه شما را دوست مـى دارد يا شما را مهمانـى كرده يا به شما لباس داده يا شـربت آبـى به شما داده يا در غياب شما از شمـا دفـاع كـرده، بـرگيـريـد و همـراه خـود به بهشت ببـريـد.

سپـس امام باقر(ع) فرمـود: اى جابر! در آن روز باقـى نمـى مانند مگـر افراد شك كننـده يا كافـر يا منافق (و بقيه از بـركت وجـود فاطمه به بهشت مى روند)! (9)

 

امام جعفر صادق(عليه السلام)

 مرحوم مجلسى در ضمـن روايتى از امام صادق(ع) نقل مـى كنـد: فاطمه صـديقه كبـرا است. محـور حـركت انسان هاى گذشته، معرفت و شناخت حضرت فاطمه(س) بـوده است.

هم چنين از امام صادق(ع) در ذيل آيه شـريفه« انا انزلناه فـى ليله القـدر»است که مـى فرمايد: منظور از «ليله» فاطمه و منظور از «قدر» خداوند است. هر كـس فاطمه را آن گونه كه سزاوار است بشنـاسـد ، « ليله القـدر» را درك كرده است. (10)

 

امام موسي كاظم(ع)

 حضرت مـوسـى بـن جعفر(ع) فرمودند:« در خانه اى كه اسم محمد، على، حسن، حسين، جعفر، عبدالله و از زنان، اسـم فاطمه باشد، فقر و تنگدستى وارد نخـواهد شد.» (11)

 

امام رضا(عليه السلام)

 حضرت امام رضا(ع) از پدران بزرگـوار خـود از امام علـى(ع) نقل مى كند كه پيامبر به مـن فـرمود: اى علـى! عده اى از بزرگان قـريـش، مرا در مـورد ازدواج فاطمه، سرزنـش كرده و گفتند: فاطمه را از تـو خواستگارى كرديم و موافقت ننمودى و او را به على دادى، به آنها گفتـم: به خدا سوگند! مـن از پيش خود در ايـن باره مخالفت نكردم و به نظر شخصـى او را به ازدواج علـى در نياوردم، بلكه خداوند با ازدواج شما مخالفت و با ازدواج على موافقت فرمـود.

جبرئيل بر مـن نازل شده و گفت: اى محمد! خداوند عزوجل مـى فرمايد: اگر علـى(ع) را نمـي آفريـدم، براى دخترت فاطمه همتا و همسرى در روى زميـن يافت نمى شد. (12) 

 

امام جواد(عليه السلام)

 يكي از ياران امام محمد تقي (ع) به ايشان عرض كرد: تصميـم گرفته بودم در سفر حج براى شما و پـدر بزرگـوارت طـواف كنـم. گفتنـد كه به نيابت جانشينان نمى شود طواف كرد. امام (ع) فرمود: هر قدر كه مى توانى طواف كـن، چون ايـن كـار جـايز است.

سه سـال بعد خـدمت آن حضـرت رسيــدم و راجع به طـواف هايى كه براى معصـومان انجام داده بـودم، تـوضيحاتى دادم. سپـس عرض كردم: گاهى از طرف مادرت حضرت فاطمه نيز طـواف كردم و گاهى هـم نكردم. فرمـود: آن را زياد انجام بده ، زيرا كه برتريـن چيزى است كه بدان عمل مى كنى. (13)

 

امام هادى(عليه السلام)

 آن حضـرت در وجه نامگذارى حضـرت صـديقه طاهـره به« فاطمه» از رسـول خـدا (ص) نقل مـى كنـد: دختـرم فاطمه را بـدان جهت «فـاطمه» ناميدند كه خـداوند عزوجل او و دوستانـش را از آتـش جهنـم به دور نگه مى دارد. (14)

 

امام حسن عسكرى(ع)

 امام حسـن عسكرى (ع) از پدران بزرگـوارش از امام على (ع) نقل مى كند كه پيامبر(ص) فرمـود: آن هنگام كه خـداونـد آدم و حـوا را آفريـد، آنـان در بهشت به خـود مبـاهـات مـى كـردنـد. آدم به حــوا گفت: خداوند هيچ مخلـوقى بهتر از ما نيافريده است.

خداوند به جبرئيل فرمـود: اين دو بنـده ام را به فردوس بريـن ببر! زمانـى كه وارد فـردوس شـدنـد، چشمانشان به بانـويـى افتاد كه تاجـى نـورانـى بر سر گذاشته و بهشت از پرتو نور چهره اش درخشان بـود. حضرت آدم به جبرئيل گفت: ايـن بانـو كه از زيبايـى چهره اش بهشت نـورانـى گشته، كيست؟ گفت: او فاطمه دختر محمد، پيامبرى است كه از نسل تـو مي باشد كه در آخر الزمان خـواهـد آمـد.

گفت: ايـن تاجـى كه بر سر دارد ، چيست؟ پاسخ داد: شوهرش على بـن ابى طالب است.

گفت: اين دو گوشواره كه بر دو گوش او است، چيست؟ پاسخ داد: دو فرزندش حسـن و حسين مى باشند.

آدم گفت: آيـا اينـان پيـش از مـن آفـريـده شـده اند؟

گفت: بلـى، اينان در علـم مكنـون خداوند چهار هزار سال پيـش از آنكه تـو آفـريـده شـوى، وجـود داشتنـد. (15)

 

حضرت مهدى(عج)

 عده اى از شيعيان درباره جانشينـى امام عسكرى (ع) با يكـديگر اختلاف داشتنـد. در ايـن باره خـدمت حضـرت بقيه الله (عج) نـامه اى نـوشتنـد و جـريـان اختلاف را ذكـر كـردند.

حضرت ضمـن پاسخ به نامه آنها فرمود:« و فى ابنه رسـول الله(ص) لى اسوه حسنه ؛ دختر رسـول خدا (فاطمه) براى مـن سرمشق و الگوى نيكويى است.» (16)

اميـد كه در دنيا و آخرت ، مشمول دعا و شفاعت حضرت زهرا (سلام الله عليها) قرار گيريم.

 

منابع :

1ـ بحارالانوار، علامه مجلسي، ج43، ص54

2ـ اعلام الـورى، فضل بـن حسـن طبرسى، ج1، ص294

3ـ قرآن كريم ، سوره آل عمران ، آيه 42

4- سوره احزاب ، آيه 23

5- احتجاج، ص321

6ـ بحارالانوار، ج 43، صص 81-82، حديث 3

7- همان، ج 92، ص 196

8ـ عوالـم العلـوم،‌ ح 1780

9- بحـارالانوار، ج43، ص64

10- همان، ج 92، ص 196

11ـ سفينه البحار، ج4، ص295

12ـ مسنـد الامام الـرضا، ج1، ص41

13ـ كافى، ج4، ص314، حديث 2

14-  همان ، ص 74

15- لسان الميزان، ج3، ص346

16ـ همان، ج53، ص180

 

 

چهارشنبه 20 ارديبهشت 1391 - 12:41


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری