يكشنبه 30 مهر 1396 - 2:47
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

شيما حسن زاده

 

متأسفانه، نمايشگاه کتاب تهران، پاتوق ادبي نيست

 

گفتگو با حسن صنوبري

«فکر مي­کنم اگر همزمان با برگزاري نمايشگاه­هاي استاني در هر فصل در تهران نيز نمايشگاهي برگزار شود؛ نتايج مثبتي از نمايشگاه سالانه و بين المللي کتاب تهران به همراه خواهد داشت. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، شهرداري و اتحاديه ناشران بايد دست به دست يکديگر بدهند و با استفاده از امکانات موجود به ناشر براي فروش کتاب­هايش کمک کنند به عنوان مثال احداث شهر کتاب­ها در نقاط مختلف شهر تهران و ديگر شهرها تاکنون تأثير قابل توجهي در رشد رقم فروش کتاب داشته است چرا نبايد به تعداد داروخانه­ها و سوپرمارکت­ها در ايران کتاب فروشي داشته باشيم؟ من به طرح­هاي مختلف در اين زمينه از جمله طرح وزارت ارشاد مبني بر امکان فروش کتاب در مراکز غير تجاري خوشبينانه نگاه مي­کنم چرا که مبلغ اجاره و خريد واحد مسکوني کمتر از واحد تجاري است. اين طرح در واقع اقدام مناسبي در راستاي حضور کتاب فروشي­ها در سراسر شهرهاي ايران است.»

 صنوبري، نويسنده و منتقد طنزپرداز کشورمان در کنار بيان و دفاع از طرح­هاي عرصه کتاب و کتابخواني به نوع برگزاري نمايشگاه­هاي کتاب و همچنين سيستم توليد و نظارت و توزيع نشر و انتشار کتاب انتقاداتي نيز وارد مي­کند که در پي مي­آيد:

- به نظر مي­رسد نمايشگاه کتاب امسال تهران هم به نوعي رونق سال گذشته را داشته باشد؟

بايد ديد که منظور از رونق سال گذشته از چه نظر مورد بحث قرار مي­گيرد به هر حال اين هيجان براي مخاطبان يا به نوعي ناشران و نويسندگان همچنان وجود دارد اما برگزاري نمايشگاه کتاب براي بنده که در مقام نويسنده و مخاطب عام چشم به نمايشگاه کتاب دارم هيچ گاه داراي هيجان نبوده است به هر حال اگر بحث خريد کتاب مطرح باشد که مي­شود اين نياز را هرچند ناقص و پر اشکال، ولي در طول سال با مراجعه به کتاب فروشي­ها يا خريد اينترنتي مطرح و برطرف کرد البته به مخاطبان شهرستاني بايد حق داد که با حضور خودشان به نمايشگاه رونق ببخشند چرا که موضوعيت و وجود کتاب خانه­ها و کتاب فروشي­هاي متعدد در استان­ها يک اصل تعريف نشده است که از طرفي اين مشکل را هم مي­شود در استان­ها و به خصوص مراکز استاني با برگزاري و احداث نمايشگاه­هاي دائمي کتاب در قالب شهر کتاب­هاي عظيم و پررونق بازار توزيع کتاب را سرو سامان داد که در اين مسير هم همکاري ارشاد و شهرداري موئد اجراي اين پروژه است.

- معتقديد که با اين روش مي­توان مشکلات موجود در بخش توزيع کتاب را حل و فصل کرد؟

البته نمي­توان گفت که همه­ي شرايط مطلوب خواهد شد اما به جاي برگزاري فشرده 10 روزه نمايشگاه کتاب تهران، يک امکان دسترسي آسان­تر و بومي در فضائي به همان گستردگي و دائمي راه اندازي شود که مخاطبان بتوانند به نيازهايشان در نمايشگاه و البته خريد کتاب دست پيدا کنند از طرفي سيستم توزيع ناقص ما مطمئناً با اين نوع برنامه­ها به صورت کامل اصلاح نخواهد شد چرا که يک جريان گروه بندي و سهم خواهي و به نوع مافياي توزيع در بازار وجود دارد که مانع دستيابي مخاطبان به نيازهايشان مي­شود. خودم به عنوان نويسنده اين تجربه را داشتم که کتاب بنده در يک برهه زماني به دليل وجود همان سيستم توزيع ناقص در بازار يافت نمي­شد با اينکه مخاطبان به وضوح در انتظار چاپ و توزيع و استفاده از کتاب بودند. اگر مديران در عرصه سيستم توليد و توزيع به فکر برگزاري نمايشگاه­هاي دائمي در مراکز استان­ها باشند فشار بر روي ناشران و خريداران کاسته خواهد شد. از طرفي اگر بخواهيم به آسيب شناسي نمايشگاه کتاب بپردازيم مشاهده خواهيم کرد که اين نوع برگزاري نمايشگاه بيش از اينکه نمايشگاه باشد تبديل به فروشگاه شده است. بايد اين سؤال را مطرح کرد که آيا اين نوع برگزاري نمايشگاه مي­تواند کارآئي حقيقي و مناسب نمايشگاه­هاي مطلوب کتاب را داشته باشد؟ آيا نمايشگاه کتاب عرضه چيزي به غير از گپ و گفت اهالي رسانه و مؤلفين و ناشرين و مترجمين و مخاطبان از طيف­هاي مختلف است؟ به نظر مي­رسد اگر برگزاري نمايشگاه­ها به سمت برگزاري مناسب و به سمت حقيقي هدف­شان حرکت کنند از دل اين برگزاري­ها حوادث و اتفاقات جالب و تازه­اي در جهت رشد و رونق بخشي به بازار نشر و کتاب و کتابخواني فراهم خواهد شد ناشرين مي­توانند به جاي فکر کردن به فروش صرف، محيط نمايشگاه­ها را با ويترين کردن آثار خود به فضائي براي بحث و تبادل نظر تبديل کنند به نوعي نمايشگاه مي­تواند پاتوق ادبي بزرگ تبديل شود. مي­توانند مانند رونمائي کتاب عمل کند در اين بخش­ها شاهد معرفي و سپس گفت و گو ميان مخاطبان و تيم اجرائي تهيه کتاب هستيم که در انتها شاهد رشد و بلوغ و حتي تبليغ ويژه تيم اجرائي و محصول توليدي مي­شويم. متأسفانه فضاي نمايشگاهي ما عملاً به اين سمت حرکت نمي­کند که اين خود يک حرکت منفي در بحث کتاب و کتابخواني محسوب مي­شود.

- موضوع ديگر شايد در نظر نگرفتن نياز مخاطبان در بحث چاپ و نشر کتاب است؟

البته نمي­توان گفت که در کليت نياز مخاطبان در نظر گرفته نمي­شود اما قبول دارم که به اين حيث از موضوع کمتر پرداخته مي­شود. نگاه کنيد اگر ما بخواهيم يک سيستم را درست کنيم، مي­توانيم اما اگر بخواهيم. چندي پيش در يک رونمائي کتاب که مؤلف از دوستان بسيار  قديمي و صميمي بنده بود، در يک حرکت عجيب کتاب­هاي رونمائي شده در جلسه را با امضاء خود به فروش مي­رساند. چرا که معمولاً در برنامه رونمائي کتاب­ها هديه داده مي­شود ولي ناشر به وضوح و صراحت اعلام کرد کتاب­ها بايد خريداري و سپس به امضاء مؤلف برسد!! خوب اين خودش يک بازخورد منفي و عجيب براي ناشر و مؤلف به همراه داشت اينگونه نياز واقعي و سطحي مخاطب حتي ديده نمي­شود اينگونه مي­شود که مؤلف ناشناخته باقي مي­ماند، ناشر به پول خود نمي­رسد و جامعه از رشد فرهنگي و رونق چاپ و نشر، کتاب و کتاب خواني بازخواهد ماند.

- سطح محتوائي کتب رسيده به نمايشگاه را چگونه ارزيابي مي­توان کرد؟

به نظرم فضا بازتر شده است و به نوعي کتاب­ها سعي شده است که حداکثر نياز مخاطب را برطرف کند که البته در اين نکته بايد اندکي شک کرد. اما در اين ميان باز هم بحث مميزي حرف اول را در بحث نيازسنجي و احترام به حقوق خريداران را مي­زند. نگاه کنيد حرف من اين نيست که چرا مميزي از انتشار يک کلمه خاص جلوگيري کند موضوع اين است که وقتي مميزي بر روي يک شاخه دست مي­گذارد عملاً اين شاخه خلاقيت و ذهنيت پروائي را از او مي­گيريم تا به حال فکر کرديد که چرا ادبيات داستاني ما به شکل مطلوب پرورده نيست؟

- سيستم مميزي معتقد است اين ذهن نويسندگان ما است که از پختگي لازم برخوردار نيست و با خام نويسي زمينه را براي مميزي هرچه بيشتر فراهم مي­کند؟

به نظر شما اگر يک موضوع و محتوا ضعيف باشد اما از فيلتر مميزي عبور کند اجازه نشر پيدا نمي­کند؟ البته که منتشر مي­شود. موضوع اينجاست که معيارهايمان خشک و غيرقابل انعطاف هستند مثلاً در يکي از کتاب­هايم نوشته بودم باران را مي­پرستم، پر واضح است که بنده باران پرست نيستم اين يک جمله­ي کاملاً استعاري است اما اين جمله توسط مميزي با مشکل روبرو شد. بعد از نامه نگاري­هاي مختلف به اداره مميزي که حالا که اجازه چاپ اين جمله داده نمي­ شود اجازه بدهيد جمله اصلاح شود اما اين دوستان معتقد بودند چون کتاب اينگونه و پس از اصلاح نهائي نويسنده به دستشان رسيده است اجازه هيچ گونه تغيير و اصلاح مجدد را ندارد و به نوعي اين جمله بايد حذف شود!! خوب مطمئناً نويسنده در مجموعه بعدي دچار خودسانسوري خواهد شد اين خودش يکي از دلايلي است که باعث رونق نگرفتن بازار کتاب و عدم توجه به نياز مخاطب مي­شود. متأسفانه از طرفي هم تيراژ کتاب­هاي ما با جمعيت کشور هيچ تناسبي ندارد تيراژ 2000 کتاب در طول سال براي يک کتاب سالم و صحيح نسبت به بيست ميليون جمعيت جوان کشور يک فاجعه تلقي نمي­شود؟ اين ميان چه کسي مقصر است؟ آيا ناشران و نويسندگان مقصر هستند؟ اين افراد که سعي دارند به مخاطب خود خوراک بدهند تا نيازشان به صورت صحيح و سالم برطرف شود مطمئناً نکته در جاي ديگري نهفته شده است البته در اين ميان ناشران را هم مي­توان اندکي مقصر دانست که چرا براي فروش کتاب هيچ تبليغ و معرفي انجام نمي­گيرد که البته اين قشر هم به نوعي حق دارند چرا که براي تيراژ 1200 نسخه کتاب در سال، گردش مالي فروش اين 1200 نسخه چند ميليون مي­شود که ناشران براي فروش کتب هم به نوعي به تبليغات روي بياورند. به هر حال بحث مميزي از ديگر مباحث پررنگ­تر است که از برطرف سازي نياز مخاطب به صورت سالم جلوگيري مي­کند. در کنار اين گفته­ها مباحثي چون مافياي کاغذ و توليد و چاپ هميشه بازار را در اختيار خود داشته است چنانکه وقتي دو کتاب را در اختيار يک توزيع کننده قرار مي­دهيد اين سيستم توزيع براساس يک سري قواعد خاص کتاب را توزيع مي­ کند که بهتر است دنبال اين قواعد نباشيم چرا که ديگر نمي­توان بحث را جمع کرد.

- حمايت­هاي جانبي دولت و يا نهادها و ارگان­هاي ديگر از نويسندگان و مترجمين و ناشرين و مخاطبين چگونه بوده است؟

در اين باره بنده به شخصه چه زماني که دانشجو بودم و يا در دوران نويسندگي و غيره به ياد ندارم که کوچکترين حمايتي از جانب دولت يا بخش­هاي ديگر براي کتاب و کتابخواني بدستم رسيده باشد. حالا خودتان قضاوت کنيد که آيا اين کمک­ها و حمايت­ها بدست مخاطبان مي­رسد يا خير؟ به نظرم کلاً اين حمايت­هاي کلي داراي مشکلات عديده است به نظرم اين نوع حمايت و طرح کلي اين مقولات بيشتر جنبه­ي آماري مديران عرصه فرهنگ و به نوعي يک نوع تهيه گزارش عملکرد براي ارائه به مديران بالادستي است که مثلاً امسال در حوزه کتاب از اهالي رسانه و مردم و علاقه مندان فلان مقدار حمايت مالي و معنوي شد. به نظرم به جاي اينکه اين پول به صورت مستقيم هزينه شود مي­توان اين سرمايه­ها را در مسيرهاي ديگر خرج کرد که بهتر بتوان به اين مسير و موضوع سروسامان داد اين نوع حمايت­ها معمولاً خوب به نظر مي­رسد اما کمتر ديده شده است که به اهالي نيازمند برسد چرا که در اين مسير هم نيازسنجي صحيحي نمي­شود. معمولاً اين کمک­ها بدست کساني مي­رسد که معمولاً اداري و کارمند هستند که نهاد مربوطه به ايشان اين حمايت­ها را اهدا مي­کند و ايشان هم با خريد چند کتاب و قرار دادن در کتابخانه، در طول سال فقط زحمت خاکگيري کتاب­ها به گردنشان مي­افتد. اين­ها را گفتم که اشاره کرده باشم حتي حمايت­هاي خاص را هم ما در محيط­ هاي دولتي و کمتر در فضاهاي خصوصي و دانشجوئي شاهد هستيم. البته بايد يادآوري کنم که با اين همه انتقاداتي که در اين فضا وارد است، با اين سيستم ناقص و ابتر توزيع و توليد که هر استاني از داشتن حتي يک کتابخانه­اي حرفه­اي محروم است وقتي مي­خواهيم در اين فضا غرق شويم و اميدي نيست. برگزاري چنين نمايشگاه يا بهتر بگويم چنين فروشگاهي بسيار اميدوار کننده است که البته اگر شرايط بازار و حوزه کتاب و کتاب خواني از اين فضا دل بکند و بهتر شود قطعاً با برگزاري نمايشگاه به اين صورت مخالف هستم. مثلاً همين افرادي که براي بازار کتاب و حمايت از خريد مصرف کنندگان اين سوپسيدها را مطرح و ارائه مي­کنند به جاي اين حمايت­ها به اين شکل، در هر استاني شهر کتاب راه اندازي کنند و همه­ي انتشارات بتوانند در اين مراکز غرفه­ي رايگان داشته باشند در عين حال غرفه داران هم در ارائه آثار به خريداران تخفيف 20% را لحاظ کنند اين يک حمايت مطلوب و دوطرفه از بازار و حوزه کتاب و کتابخواني محسوب مي­شود.

- بحث حضور کتاب و نقش فضاي اينترنتي در خريد و حمايت از اين بازار چقدر مهم است؟

به هر حال ما در ايران و يک کليت زندگي مي­کنيم و متقاضي ما هم در سراسر کشور حضور دارد و تنها در تهران به سر نمي­برد که براي خريد کتاب به جلوي کتابفروشي­هاي دانشگاه تهران مراجعه کند بنابراين مديران نبايد از اين فضا غافل شوند چرا که بايد نيازهاي کسي را که در يک روستا در اصفهان متمول زندگي مي­کند را در نظر گرفت. اينترنت در بحث معرفي و تبليغ کتاب مي­تواند به راحتي ناشران و نويسندگان را حمايت کند هرچند اين حمايت صورت گرفته تا به امروز چندان مطلوب نبوده است از طرفي مي­شود يک کتاب را در برنامه­هاي مختلف از جمله تلويزيوني و راديوئي تبليغ کرد که بايد عنوان کنم طي بخشنامه­اي هم حمايت و تبليغ کتاب در صدا و سيما کاملاً رايگان است اما با وجود چنين حمايت بزرگي از کتاب و کتاب خواني مردم قضاوت کنند که در برنامه­هاي اين رسانه چقدر از کتاب حتي اسم آورده مي­شود حالا شايد در راديو اين اتفاق بيشتر از رسانه­ي ملي اتفاق مي­افتد. به راستي بايد ديد چرا کسي نمي­خواهد اين سياست در رسانه­ي ملي و اين فرهنگ در ميان مردم جا باز کند. بايد اين حمايت­هاي ويژه را قدر بشناسيم ما اگر يک پودر رختشوئي را در يک برنامه به طور کاملاً طبيعي و غيرآگاهانه نشان دهيم به نوعي تبليغ محسوب مي­شود و برنامه ساز بايد درباره آن توضيح و مبلغي را به عنوان حق التبليغ به بخش بازرگاني رسانه­ي ملي پرداخت کند اما کتاب اين ويژگي را به هيچ عنوان ندارد. با اين حال ما شاهد نام بردن از يک کتاب يا اصلاً خود کتاب را در هيچ برنامه­اي شاهد نيستيم.

- با توجه به اينکه دو نهاد حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي و سازمان صدا و سيما هر دو زير نظر مستقيم رهبري حرکت مي­کنند اما برنامه­ها و همکاري اين دو نهاد بسيار کمرنگ و موازي است. به نظرتان اين نوع تعاملات با هدف خاصي صورت مي­گيرد؟

به نظرم اين عدم توجه صدا و سيما به بحث کتاب و کتاب خواني و تبليغ کتاب به نوعي يک حرکت خودخواهانه است چرا که رسانه­ي ملي بر اين باور است که مردم بجاي خواندن و مطالعه کردن و تبليغ براي اين موارد مي­توانند بيايند مرا ببينند و رسانه­ي مرا بشنوند به نوعي خودش را در اين زمينه بي نياز احساس مي­کند باز در حوزه هنري فضا بسيار بهتر است چرا که شاهد هستيم جلسات نقد و بررسي آثار و اين فضا برگزار مي­شود اما متأسفانه رسانه­­ي ملي به صورت کاملاً خودخواهانه در حال حرکت و ادامه­ي اين روند است به نظرم چه اشکالي دارد که رسانه­ي ملي که براي اقسام مختلف ديگر تند و تند و بدون برنامه ريزي و نيازسنجي به صورت فله­اي راديو تأسيس مي­کند يک راديو براي فعاليت­ هاي ويژه کتاب خواني و بازار نشر و چاپ تأسيس کند هرچند ممکن است بهره مالي نداشته باشد که باز هم اين مورد مي­تواند با گرم کردن برنامه­ها و دعوت از اشخاص چهره و صاحب فن و حرفه­اي با گرفتن تبليغات خاص فضا را براي بازگشت مالي اين شبکه فراهم کنند. اگر رسانه­ي ملي از بودجه­ي ملي و بيت المال ارتزاق مي­کند پس چرا بايد نگران خرج کردن اين پول براي مردم و در جهت رشد سرمايه­هاي ادبي و ملي و بالا بردن فرهنگ و ايجاد فرهنگ غني ايراني – اسلامي باشد.

- چرا با اين همه فضاهاي مختلف و تعاريف گوناگون و ابزارهاي مختلف فرهنگي کتاب همچنان يکه تاز اين عرصه است و هيچ ابزار ديگري نمي­تواند جاي اين بسته فرهنگي را بگيرد؟

البته از اساس اين نکته را به طور مطلق قبول ندارم اما مي­توان گفت که يکي از بهترين ابزارها براي فرهنگ سازي است به هر حال کتاب محصولي است که کنترل آن در اختيار خواننده است استفاده از کتاب امکانات زيادي نمي­خواهد يک گوشه­ي خلوت و مقداري نور کافي است کتاب تم اصلي را به مخاطب مي­دهد و از اين پس اين خواننده هست و شخصيت­هاي داستان و موقعيت­ها که براساس ذهنيت خواننده شکل مي­گيرد به عنوان مثال از يک داستاني که فيلمي ساخته شده است بازيگر و تم داستان توسط کارگردان انتخاب شده است بنابراين فرصتي براي انتخاب وجود ندارد اما وقتي کتاب در دست خواننده است اين خواننده است که نقش اول را دارد و همه چيز را براساس معيارهاي ذهني خودش طراحي مي­کند. از طرفي به شخصه هيچ گاه فضاي کاغذي کتاب را با فضاي سايبري جريان مجازي عوض نمي­کنم بنده حتي در مواقعي که مي­نويسم هم ابتدا روي کاغذ اين کار را انجام مي­دهم و سپس نوشته­ها را تايپ مي­ کنم به نوعي کاغذ يک حس خوب به من مي­دهد هرچند در سراسر جهان امروز شاهد هستيم که برخي از انتشارات سيستم توليد کتاب به صورت کاغذي را کلاً حذف کرده­اند و کتاب­ها به صورت آنلاين چاپ مي­شود و متقاضيان با پرداخت هزينه­ي آن مي­توانند به کتاب دسترسي پيدا کنند و از آن استفاده کنند البته نبايد با اين نوع مطالعه و بازار نشر مقابله کرد هرکسي هر طور که راحت است فقط بخواند و سراغ کتاب برود. فرقي ندارد اين حمايت از طريق کتاب کاغذي باشد يا کتاب­ها را در فضاي مجازي دانلود کند و استفاده کند. به هر حال هر بازار و حوزه­اي داراي نقص­هاي خاص خودش مي­باشد ما هم در جاهائي ضعيف و در جاهائي قوي و باثبات قدم برداشتيم که البته حوزه چاپ کتاب به صورت کاغذي از جاهاي قوي و محکم بوده است هرچند خطراتي اين فضا را همچنان تهديد جدي مي­کند.

- به نظر مي­رسد در اين عرصه افراد مطلع و به نوعي کتابداران ما از يک ضعف عمومي که همان ناآگاهي و عدم رضايت شغلي روبرو هستند به گونه­اي که اکثر مراکز ارائه خدمات کتاب و کتاب خواني مانند کتابخانه­ها و کتاب فروشي­ها با اين مشکل جدي روبرو هستند حل اين معضل چقدر مي­تواند به رونق گرفتن اين بازار کمک کنند؟

به نظرم اين افراد دغدغه فروش کتاب يا اصلاً بهتر بگويم خود کتاب را ندارند به نوعي يک مدرکي گرفته شده است و در مراکز فرهنگي هم شايد بسته به اجبار در حال فعاليت هستند اما در کنار اين افراد، متخصص­هائي در اين حوزه هم داريم که اگر اسم کتاب را اشتباه تلفظ کنيم به شما يادآوري مي­کنند و کلاً از بازار نشر و چاپ کتاب به خوبي اطلاعات به روز شده دارند اما کليت اين فضا را تشکيل نمي­دهند اکثراً هم اين افراد نابلد در کتابخانه­هاي ما مشغول به فعاليت هستند چرا که تنها مدرک اين رشته را گرفته­اند و شناخت صحيحي از اين فضا ندارند. از طرفي ما شاهد هستيم که کتابداران مي­خواهند به زور نظراتشان را براي انتخاب کتاب به خوانندگان و مراجعه کنندگان بقبولانند که اصل بزرگتر اين موضوع را در ميان برنامه سازان راديوئي و تلويزيوني به خوبي شاهد هستيم به نوعي امروز شاهد اين فضا هستيم که مديران و برنامه سازان مي­خواهند به صورت مستقيم و راحت­ترين راه حساس­ترين نکات فرهنگي و اخلاقي را به مخاطبان گوشزد کنند که حال اگر برنامه سازي خلاق پيدا شود و اين مسير را به نحو ديگري طي کند که انتهاي کار هم بيان همان طرز فکر باشد، با حضور و فعاليت اين افراد هم به شکل مستقيم مخالفت صورت مي­گيرد مي­خواهم بگويم که اين نوع مشکلات تنها مربوط به کتابداران و اين حوزه نمي­شود بلکه مديران بالادستي در فضاهاي فرهنگي و فرهنگ ساز بزرگ هم با اين مشکلات روبرو هستند چرا که مديران علاقه دارند بيلان کاري – آماري ارائه کنند.

 

چهارشنبه 20 ارديبهشت 1391 - 12:23


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری