سه‌شنبه 31 مرداد 1396 - 4:2
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

عمل به هندسه معرفتي، ياريگر حوزه فرهنگي کشور خواهد بود

 

گفتگو با احمد شاکري

به نظر مي­رسد که ترويج و توسعه کتابخواني کاري نيست که يک دستگاه يا يک وزارتخانه بتواند به تنهائي انجام بدهد در واقع اين يک مقوله چند بخشي است و نياز به هماهنگي چندين ارگان و يا متوليان فرهنگي در اين عرصه در کل کشور را دارد. البته در اين ميان گام­هاي متعددي در جهت فرهنگ سازي کتاب و بحث مطالعه مي­توان انجام داد که از اين ميان توجه آموزش و پرورش که نقش مهمي در نهادينه کردن و علاقمندي به کتاب دارد و گام بعدي توجه رسانه­ي ملي، با توليد برنامه­هاي پرمحتوا و مرتبط با مطالعه­ي مفيد، گام­هاي مهمي در اين زمينه هستند. سازمان­هاي متولي ديگر از جمله سازمان تبليغات اسلامي و مجموعه­ي فرهنگي و هنري تحت نظرش، حوزه هنري، مي­تواند از ديگر موتورهاي محرکه اين جريان در کشور تلقي شوند.

گسترش کتابخانه­ها و اختصاص يارانه کافي به بحث توليد و نشر و تأليف کتب و سامان دهي توليد مي­تواند از گام­هاي بعدي اين اتفاق نيکو باشد. هرچند در اين ميان احمد شاکري نويسنده بزرگ و منتقد شناخته شده­ي کشورمان پيشنهادات بهتري هم براي سروسامان دادن به بحث کتاب و کتابخواني کشور دارد.

- ضرورت برگزاري نمايشگاه کتاب تهران از نگاه شما چيست؟

به نظر مي­رسد بررسي ضرورت­هاي برگزاري برنامه­هاي فرهنگي به سبک و سياق نمايشگاه يا جشنواره­هاي فصلي نيازمند تحليل اجتماعي و به نوعي جامعه نگري کلان باشد. قضاوت پيرامون اين موارد نيازمند بررسي دقيق احوالات فضاي کلي فرهنگي کشور و از طرفي لحاظ کردن اين برنامه در برنامه جامع فرهنگي و هنري کشورمان است. به هر حال هر شخصي مختار است پيرامون آسيب­ها و نقاط مثبت برگزاري برنامه­هاي فرهنگي فصلي و موقتي مانند نمايشگاه کتاب تهران اظهار نظر کند اما در اين ميان اين جامعيت مردم هستند که بايد پيرامون علل و عوامل اين پديده به قضاوت بنشينند. از طرفي اين قضاوت نيز بايد جامع باشد که اگر غير از اين باشد ما در بررسي و قضاوت دچار اشکالات عميق و اساسي خواهيم شد و به نوعي مسير را گم خواهيم کرد. همچنين در اين ميان مخالفين و کساني که آسيب­ها به اين افراد و گروه­­ها برمي­گردد از پذيرفتن خلل و اشتباهات سر باز خواهند زد. ببينيد اگر بخواهيم در اين مقال به ضرورت­هاي برگزاري نمايشگاه کتاب بپردازيم ابتدا بايد ديد که به طور کلي فلسفه کلي که در پشت برگزاري نمايشگاه کتاب وجود دارد چيست؟ بايد نيازها و توقعات را بررسي کرد و بايد به اين نگاه که انديشه و نوع آسيب­هاي وارده به نمايشگاه از چه جنسي خواهد بود، اشاره و اهتمام ورزيد. به هر حال ما شاهد اين مورد هم هستيم که به طور کلي اشکالات وارده به اين حوزه از يک جنس مشترک است که اين مورد ما را در ارائه اساسنامه­ي يکسان براي هدف گذاري و طراحي مسيرهاي راهبردي کمک بزرگي مي­کند ما براي طراحي يک اساسنامه مفيد و هدفمند نيازمند برنامه ريزي صحيح و اصولي و واقع گرا هستيم که قبل از طراحي برنامه­ها بايد به اصول راهبردي و قبل از اين اصول به اهداف و سياست گذاري اهميت و عينيت ببخشيم. لذا يک نکته مهم در اين ميان وجود دارد و آن اين است که بايد در هر مرحله به صورت پلکاني عمل کرد و قبل از طراحي هر پلان، زمينه­ي لازم را براي طراحي اولي و هرچه بهتر پله­ي مورد نظر در نظر گرفت. به عنوان نمونه ما براي طراحي اصولي نمايشگاه کتاب قبل از اينکه اساسنامه­اي را طراحي کنيم بايد به برنامه­هاي راهبردي و قبل­تر از آن به اهداف و سياست­هاي پيگير در نمايشگاه فکر کنيم. که در اين ميان بايد ديد نقش مديران فرهنگي ما چقدر پررنگ است؟ پرداختن به اين امور از اهم وظايف يک برنامه ريز فرهنگي و مدير است چرا که هم اکنون اشکالات بزرگي که در برگزاري چنين نمايشگاه بزرگي را در سطح کلان شاهد هستيم، برگرفته از همين بي توجهي و يا کم توجهي­ها به اصول سياست گذاري فرهنگي و هدفمندي و برنامه ريزي براي رسيدن به اهداف کلان کتاب و کتابخواني است. به نظر مي­رسد مديران ارشد فرهنگي از اطلاعات و آگاهي مطلوبي نسبت به نوع حرکتي که انجام مي­دهند، ندارند. يک مدير در اين عرصه بايد سعي کند فراتر از جايگاه مديريتي خود ببيند و بيانديشد. که اگر اينگونه عمل کند فعاليت فرهنگي ما در بسياري از حوزه دستخوش تغييرات اساسي خواهد شد. ما در برنامه ريزي­هاي فرهنگي سعي مي­کنيم با طراحي سؤال، به نيازها و کمبودها برسيم اين حرکت در حوزه­هاي فرهنگي و پژوهشي کاربرد اصلي و اصولي دارد. که براي رسيدن به کمبودها و نيازها بايد طراحي سؤال کرد و پس از رسيدن به خلل براي رفع موانع طراحي برنامه و به نوعي شناخت مسئله کرد که اين تعبير گاهي با پاک کردن صورت مسئله توسط برخي از مديران اشتباه گرفته مي­شود.

شناخت مسئله بسيار مهم است گاهي ما به مسئله­اي فکر مي­کنيم که مسئله­ي امروز ما نيست و يا به مسئله­اي مي­رسيم که اين مشکل آينده­ي ماست و يا به مسئله­اي برخورد مي­کنيم که هنوز مقدمات حل مسئله ناشناخته مانده است. در اين مقال ما محتاج مسئله شناسي هستيم که اين اتفاق در حوزه فرهنگ و چاپ و نشر بايد با جديت دنبال و انجام شود. ما در اين بخش نيازمند ساختار هستيم. بنده چند سال گذشته طرحي را به عنوان هندسه به جهت پديد آوردن ساختار مناسب در عرصه فرهنگي به مسئولين و مديران ارشد اين حوزه تقديم کردم که البته طي سالهاي گذشته سعي شده است به نوعي پخته­تر و عميق­تر و به نوعي فربه­تر از پيش شود. زماني قصد داشتيم اين هندسه معرفتي را تنها براي حوزه ادبيات داستاني مطرح کنيم چرا که بخشي از اين هندسه معرفتي به سؤال­ها و نيازهاي ما در اين حوزه و در حوزه نشر يا نقد و آفرينش­هاي ادبي و حمايت از برنامه­هاي ادبي، پژوهش و تحقيق جواب مي­دهد. معني هندسه معرفتي يعني با محور قرار دادن يک امر يا يک موضوع تلاش مي­شود همه­ي امور با اين موضوع تعامل داشته باشد و به نوعي يا اثر بگذارد يا اثر بگيرد. ما در حوزه فرهنگي هم شديداً نيازمند اين هندسه معرفتي هستيم. نگاه کنيد ببينيد ما از برگزاري جشنواره يا نمايشگاه­هاي فرهنگي چه اغراضي و اهدافي را پي مي­گيريم آيا اين اهداف را با برگزاري برنامه­هاي ديگر قابل حل نمي­باشد؟ آيا با برگزاري نشست­ها و برنامه­هاي ديگر فرهنگي در طول سال نمي­توان اهداف برنامه­هاي جامعي مثل نمايشگاه کتاب را حل و فصل کرد. البته راه کارهاي ويژه­اي در هندسه معرفتي طراحي و پيش بيني شده است.

- مي­خواهيد بگوييد مديران به کلي راه را اشتباه رفته­اند؟

بحث اشتباه کلي مديران نيست وقتي ساختار مناسب و روشني وجود نداشته باشد فعاليت­هاي فرهنگي ابتر و نيمه رها خواهد شد. البته کسي هم موافق انجام ندادن فعاليت­هاي فرهنگي در کشور نيست. انجام فعاليت فرهنگي يک ضرورت است که مجري و مديران بايد انجام دهند اما به نظر مي­رسد کار درست اين چيزي نيست که مديران در حال انجام آن هستند. کار بايد از ريشه درست و اصولي باشد. فعاليت و برنامه­هاي مديران بايد گره از مشکلات حوزه فرهنگي باز کند کاري که در سلسله کارهاي ديگر باشد و به نوعي مقدمه کارهاي ديگر باشد کاري که مبادي اعتقادي، عملي و اجرائي آن اجرا شده باشد اگر اين ساختار صحيح باشد سهم مديران در بخش­هاي اجرائي حوزه فرهنگ کاملاً مشخص خواهد شد چرا که اين ساختارها هستند که باعث پديدار شدن مسيرها مي­شوند حال بايد ديد ساختار برگزاري نمايشگاه کتاب چه اهدافي را دنبال مي­کند و سهم مديران در رفع اين اغراض و دستيابي به اهداف چقدر عيني است؟ آيا اهداف نمايشگاه تنها با برگزاري آن به صورت کنوني دست يافتني خواهد بود؟ آيا برگزاري نمايشگاه­ها مي­تواند سيستم توزيع کتاب را در کشور سامان ببخشند و يا در نويسندگان و مؤلفين توليد انگيزه کند و يا از جهات مختلف کارکرد تبليغاتي براي رونمائي از کتاب­ها و آثار فرهنگي داشته باشد؟ به هر حال همگان مي­دانند که ساختار نمايشگاه يا جشنواره­ها ساختاري براي آموزش نويسندگي و تأليف نيست چرا که حوزه فضاي متفاوتي را طلب مي­کند اما ما در هدف گذاري نمايشگاه­ها و برخي از جشنواره­ها حتي آموزش داستان نويسي را نيز لحاظ مي­کنيم. بايد ديد که به طور کلي نمايشگاه­ هاي ما با چه اغراضي خلق شده­اند و مسيرهاي ديگري که مي­توان به اين اهداف دسترسي پيدا کرد چيست تا بتوان ماهيت برگزاري نمايشگاه را تغيير داد و کارکرد نمايشگاه را به کارکردهاي حقيقي­اش نزديکتر کرد. متأسفانه برخي از برنامه­ها در حوزه فرهنگ و هنر به خصوص ادبيات بدون اينکه ماهيت آن شناسائي شود اجرا مي­شوند. يکي از اين برنامه­ها همين بحث رونمائي است که به نظرم جوانمرگ شد.

- از چه نظر چنين مي­گوييد. به نظر مي­رسد بحث رونمائي فضاي مطمئني را براي تبليغ فراهم مي­کند؟

قبل از اينکه به اين بحث بپردازم بايد بگويم که رونمائي هم مثل برخي از جشنواره­ها کارکرد خودش را از دست داده است. امروز نگاه­ها به سمت اسامي جشنواره­ها حرکت کرده است در حاليکه اين اسم جشنواره مهم نيست اين جريان ساز بودن جشنواره­ها است که مي­تواند فضاي فرهنگي را دستخوش دگرگوني کند هرچند ما شاهد اين نکته هستيم که برخي از جشنواره­ها با اقبال عمومي روبرو نمي­شوند و به نوعي نمي­توانند جريان ساز نيز باشند نبايد از ياد برد که مورد توجه بودن و يا با اقبال روبرو شدن به معني اين نيست که همه­ي مردم با اقبال به سمت جشنواره نگاه مثبت داشته باشند. مي­تواند اين جشنواره يک گروه خاص و يا يک جريان را مورد خطاب قرار دهد ولي بايد کارکرد خودش را حفظ و جريان سازي کند که در جشنواره­ها عملاً اين حرکت انجام نمي­گيرد متأسفانه در حال حاضر جشنواره­ها محصور به برگزاري يک روزه و اهداء جوايز در اسرع وقت بدون پژوهش، بررسي و تضارب آرا شده اند. بحث رونمائي کتاب هم دقيقاً به همين گونه صورت مي­پذيرد. در گذشته رونمائي کتاب به هدف تجميع آراء يا تضارب آراء با حضور مخاطبان يک کتاب و مؤلف و ناشر برگزار مي­شد که در آن به چرائي وجود کتاب و به نوعي تفکر خاص ظهور پيدا کرده پرداخته مي­شد با هدف پاسخ به سؤالاتي از قبيل چرائي توليد و جايگاه ويژه­ي اين کتاب در بازار نشر و . . . پاسخ داده مي­شد که اين حرکت باعث مي­شد نويسنده و کتاب با اقبال عمومي روبرو شوند در حاليکه امروز رونمائي کتاب تنها به اجراي يک محفل خصوصي بسنده کرده است و بيشتر با هدف تبليغ کتاب بدون پاسخ به چرائي و وجود خلق اثر اجرا و تشکيل مي­شود. در اين صورت بايد هم توقع داشت آثار هنري و فرهنگي ما با اقبال کمي روبرو شوند و در فروش خود به موفقيت چنداني دست پيدا نکنند. وقتي يک کتابي رونمائي مي­شود به اين معني است که عده­اي منتظر بيرون آمدن و چاپ اثر هستند که با رونمائي رسيدن به اين هدف توجيه مي­شود متأسفانه اين اهداف درباره نمايشگاه کتاب تهران نيز لحاظ نمي­شود متأسفانه هدف نمايشگاه کتاب تنها فروش کتاب است که باعث حضور نويسندگان و مؤلفين و از طرفي بازديدکنندگان پرشمار در نمايشگاه شده است تنها يک معيار مالي و تبادلات مادي مطرح است خوب وقتي هدف اين چنين بسته به مواد مالي باشد خواننده و مؤلف و ناشر هم با اين رويکرد پاي به نمايشگاه مي­گذارند و چنين مي­شود که در پايان 10 روز نمايشگاهي هيچ اتفاق و جريان خاص فرهنگي در حوزه فرهنگي کشور بوجود نمي­آيد و پس از اين 10 روز نيز همه چيز تا سال آينده به فراموشي سپرده مي­شود. البته اين هدف اشکال خاصي ندارد اما با توجه به اينکه اين هدف، تنها هدف نمايشگاه کتاب است آيا نمي­توان اين هدف را با سرمايه گذاري در بخش­هاي ديگر حوزه کتاب و کتاب خواني حل کرد که ديگر  شاهد هزينه­هاي سنگين برگزاري و مشقت خريداران شهرستاني و بوجود آمدن مشکلات عديده شهري و اجتماعي در حاشيه نمايشگاه کتاب نباشيم؟ مثلاً مي­توان يک سيستم معرفي کتاب اينترنتي راه اندازي کنيم که حتي افرادي که شهرستان­ها هستند با استفاده از فضاي مجازي به ساده­ترين روش از آخرين آثار چاپ شده مطلع شوند اين دسته بندي­ها هم مي­تواند کاملاً حرفه­اي در قالب­هاي مختلف و گسترده و فراگير باشد. از طرفي با پروار کردن سيستم توزيع و خريد پستي اين امکان را براي تمام استان­ها فراهم کرد که محصولات فرهنگي را در اسرع وقت به دست مخاطبان برسانند. خوب با انجام اين امور شاهد خواهيم بود که کارکرد خريد و فروش از سيستم برگزاري نمايشگاه حذف خواهد شد و نمايشگاه کتاب به کارکرد اصلي خودش که همان تجميع اصحاب رسانه و فرهنگ و مردم فرهنگ دوست و آشنائي مردم با تازه­هاي حوزه فرهنگ و هنر است، نزديک­تر خواهد شد. واقعاً بايد نشست و فکر کرد که نمايشگاه به چه کار مي­آيد؟ آيا کشورهاي توسعه يافته نيز از نمايشگاه­هاي کتاب به اين منظور استفاده مي­کنند. در اين کشورها شاهد هستيم که استقبال مردم به اين گستردگي نيست که البته اين حضور براي ما نيز يک امتياز محسوب نمي­شود چرا که اکثر اين حضور به دليل خريد و فروش بدست مي­آيد و کمتر فضائي براي برخورد و تفکيک نظري ميان مخاطبان و مؤلفين نويسندگان پديدار مي­شود چنانچه اين اتفاق در نمايشگاه­هاي فرهنگي خارج کشور با گستردگي و فراگيري کمتر مردم، ميان مخاطبان و نويسندگان بسيار پررنگ­تر صورت مي­گيرد و به نوعي نمايشگاه کارکرد خودش را حفظ کرده است. اينکه مردم به صورت معمول از پيدا کردن کتاب ناتوان هستند و براي خريد يکجاي نيازهاي خود به نمايشگاه روي مي­آورند که امتياز محسوب نمي­شود؟ بايد ديد کسي که به نمايشگاه مي­ آيد به دنبال چيست و چقدر نياز او برطرف مي­شود آيا اين تعامل ميان طيف ناشر و نويسنده و مخاطبان علاقمند حوزه کتاب و کتابخواني بوجود مي­آيد.

- که همان تضارب آرا است.

بله مي­توان از اين اسم هم استفاده کرد. کارکرد نمايشگاه­ها بايد به سمتي برود که مترجمين با حضور و استقبال گسترده خود فضا را براي معرفي آثار داخلي به محيط­هاي بين المللي آماده کنند.

- راهکار خاصي مي­توانيد ارائه کنيد؟

به هر حال بايد متوجه بود که تغيير اين کارکرد کار يکي دو سال نيست مردم خواستار اين نوع نمايشگاه شده­اند اما مي­توان ريشه­هاي اين نوع نمايشگاه داري را با رجوع به سيستم هندسه معرفتي تغيير کار داد و به نوعي نمايشگاه را به کارکرد اصلي خودش نزديک کرد. البته متأسفانه سيستم نمايشگاه داري ما امروز در يک برزخ فرهنگي گير کرده است به صورتي که از دو صورت دچار خلل و اشکال است. در اين ميان با توجه به سياست­هاي ناکارآمد فرهنگي و مشکل دار سيستم نمايشگاه داري ما نه مي­تواند به کارکرد اصلي خودش برگردد و نه مي­تواند سيستم فروش محصولات فرهنگي را سروسامان بدهد و به نوعي در اين زمينه داراي موفقيت چشمگيري شود. به نظر مي­رسد اين ايرادات هم بيشتر از اينکه از نحوه اجرا باشد به افکار و تصميمات ذهني مديران ارشد باز مي­گردد که بايد اين فکر اصلاح شود. ما يايد براي حل اين موضوع يک مرکز برگزاري فعاليت­هاي فرهنگي طبق هندسه معرفتي تأسيس کنيم که طبق اين مرکز سياست­ها و برنامه­ها و اهداف تعيين و مشخص شده باشند مديران نيز در هر فضاي فرهنگي، برنامه­ها و دستورات را در راستاي رسيدن به هدف کلي و تعيين شده توسط مرکز برگزاري امورات فرهنگي، همسو و هم جهت باشد. به عبارت ديگر هر مدير در جايگاه مديريتي­اش ساز مخالف نزند. اين تعامل ميان مديران و همسو بودن برنامه­ هاي فرهنگي زمينه را براي رسيدن به زيرساخت­هاي مفاد فرهنگي در جامعه ايجاد مي­کند.

- نحوه حمايت فعالان دولتي از اصحاب رسانه و مخاطبين عرصه فرهنگ و هنر کافي است؟

بحث رضايت مندي فضاي نشر و چاپ، بحثي گسترده است که در اين مجال نمي­توان بحث کرد اما نکته­اي که بايد روي آن توجه داشت اين است که ضرورت خريد کتاب است اما بايد ديد آثار رسيده از کيفيت مطلوبي برخوردار هستند؟ اين تفکر در حوزه ادبيات حرف اول را مي­زند. در اين عرصه هزينه­ها حرف اول را نمي­زند مخاطبين حاضر هستند براي يک اثر با کيفيت محتوائي و ظاهري مطلوب، هزينه­ي نسبتاً بالائي را هم بپردازند اما بايد ديد اين قبيل آثار چه ميزان توسط ناشرين توليد مي­شود. امروز بحث کيفي کتاب بسيار مهم است يکي از نکات نقشه هندسه معرفتي که در نمايشگاه­هاي کتاب هم بايد پي گرفته شود همين رسيدن به بحث کيفي محصولات و آثار است ما در اين حوزه به کتاب­هاي مختلفي نياز داريم که کتب ادعيه هم جزء اين کتب هستند اما بايد ديد که چرا تنها اين کتب بيشتر از ظاهري مطلوب و با کيفيت برخوردار هستند بايد ديد تعداد کتب که داراي ارزش هنري و ادبي، و کيفيت خلاقه هستند و به نوعي ادبيات ما را غني مي­کنند چه ميزان است. متأسفانه اکثر کتب در حوزه ادبيات مربوط به مباحث طالع بيني و کتب سطحي و عامه پسند است که اين مضمون هم خود نيازمند توضيح است ناشر با توليد کتب با کيفيت از عملکرد خود راضي است و اين رضايت هم با خريد و رضايت­مندي خريداران کامل­تر مي­شود به نظرم نمي­توان کيفيت نمايشگاه را يک شبه يا در خود نمايشگاه تغيير داد اين تغيير بايد در جاي ديگري رخ بدهد متأسفانه براي اين تغييرات کيفي در حوزه داستان هم برنامه­اي نداريم که در اين مسير بحث آموزش و تجربه بهترين ياريگر خواهد بود.                         

 

 

 

 

 

 

چهارشنبه 20 ارديبهشت 1391 - 12:12


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری