پنجشنبه 8 تير 1396 - 13:40
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

داستان به روايت داستان

 

بررسي و نقد کلاهي از گيسوي من

با نگاهي بر مخاطبين آثار ادبي انبوه طرفداران داستان و رمان به خوبي نمايان مي گردد. در واقع در بين انواع سبک هاي نگارشي، شعر، موضوعات علمي و ... داستان نويسي و رمان نويسي از اهميت بيشتري بر خوردار است به طوري که مخاطبين عام اين دست کتب از انواع ديگر به مراتب بيشتر به نظر مي رسد. به طوري که بيشتر انسان ها در طول دوران زندگي خود علاقه اي هر چند کم به اين سبک دارند. اين نکته از ويژگي هاي خاص و بارز داستان ها و رمان ها است يعني اين وجود چنين طرفدارني نشان از خصوصيات خاص آن ها است نه ويژگي هاي مخاطبين.

کتاب کلاهي از گيسوي من به قلم علي موذني، نگاهي متفاوت به داستان سراي و رمان نويسي دارد. اين کتاب شامل هفت داستان کوتاه مي باشد که با سبک هاي تقريبا متفاوتي نگارش شده است. همانطور که مي دانيم گردآوري داستان هاي کوتاه و مرتبط در يک مجموعه نوعي از داستان نويسي را شامل مي شود.

يال اولين داستان کوتاه از اين مجموعه است. داستان کودکي است که بيشتر از سن خود نشان مي دهد. در واقع نويسنده در اين داستان سعي داشته تا مسائل اجتماعي نظير نازايي و اختلافات خانوادگي را از ديدگاهي متفاوت به تصوير بکشد. ديدگاهي که نويسنده براي اثر خود انتخاب کرده است ديد يک کودک به زندگي و اتفاقات ان است. تمامي موقعيت هايي که نقش هاي اصلي و بزرگسال داستان در ان گرفتار مي شوند بلافاصله از دريچه نگاه عرفان، يا همان کودک داستان نيز بازتاب مي گردد.

كتاب موضوعي اخلاقي از نگاه مخاطبين بزرگسال را به نمايش مي گذارد. نوع نگاهي که نويسنده اثر به موضوعات مختلف داشته است کاملا خاص و غير طبيعي مي باشد اين نکته به خوبي از نوع ديالوگ نويسي نيز آشکار است به طوري که گاهي در بين گفتگوهاي مهم و رسمي بين نقش هاي مهم ديالوگ هايي از عرفان ارائه مي شود که به نوعي سنت شکني و شوک را براي مخاطبين به همراه دارد. به عنوان مثال در بين اين محاوره هاي مهم عرفان رو به ماهي هاي حوض کرده و با انها گفتگو مي کند. در واقع اين سبک ديالوگ نويسي در بين نويسندگان متدوال نمي باشد و تا حد ممکن سعي مي شود از اين سبک استفاده نشود اما اين روش براي عده اي خاص از مخاطبين داراي جذابيت بسياري مي باشد.

شخصيت هاي داستان به درستي و با نگاه ريز بينانه انتخاب شده اند. گلاب دختري جوان است که هفت سال از زندگي مشترکش با مهندس مي گذرد اما مشکل نازايي او باعث شده تا زندگي به کام آن ها تلخ شود. گره داستان از مشکلي که براي گلاب پيش امده است وارد داستان مي شود. در طول قصه گلاب سعي دارد خلاء موجود در زندگي خود را با عرفان پر کند. براي بيان و انتقال اين حس در داستان نويسنده از ديالوگ هاي خاص و گاهي نيز از تغيير نقش گلاب استفاده کرده است که راهکار دوم عملي تر و موثر تر به نظر مي رسد به بيان ديگر نقش گلاب در قسمتي از داستان توسط خودش تغيير مي کند. نگاه ها، حرکات و حتي گفتگوهاي ميان عرفان و گلاب اين حس را در خواننده ايجاد مي کند که غمي بزرگ در زندگي گلاب موج مي زند. اين نکته در ابتداي داستان، جاي که هنوز خواننده پي به مشکل گلاب نبرده است نيز به روشني قابل برداشت است.

عذرا شخصيت اول داستان کلاهي از گيسوي من، دومين داستان از مجموعه حاضر است. او دچار اختلالات عصبي و شخصيتي فراواني است. اين مطلب به روشني از رفتار و ديالوگ هاي او قابل استخراج است. کلاهي از گيسوي من به مسائل اجتماعي از نگاهي ديگر پرداخته در واقع در اين داستان به بررسي مشکلات ميان جوانان و خانواده آن ها مي پردازد. اما عذرا شخصيت اصلي داستان جواني عادي نيست. همانطور که قبلا نيز يادآور شديم او داراي اختلال عصبي است. نويسنده ريشه بروز اين اختلالات را در تفاوت جنسيتي مي بيند. گرچه اين مطلب به وضوع در متن ذکر نشده اما در بين گفتگو هاي عذرا با خانواده اش اين نکته بيان مي شود. در پي توضيح وتفسير زندگي عذرا هرگز سخني از نحوه برخورد با چنين جواناني بيان نشده به بيان ديگر تنها مشکل يابي انجام شده و نويسنده راهکار مبارزه با اين عارضه را تنها در انتقال عذرا به تيمارستان مي داند.

داستان از زبان کودک خانواده بازگو مي شود. به نظر ميرسد انتخاب اين شخصيت جهت روايات داستان ناشي از دو علت است اول ان که با اين انتخاب اثرات  منفي رفتار عذرا بر ديگر اعضاء خانواده به روشني بيان مي شود و دوم آنکه روايت داستان از زبان يک کودک و انتقال احساسات، آرزوها و.. از جانب او، تاثير بيشتري از لحاظ عاطفي بر خواننده خواهد داشت. نوع نگارش داستان به گونه اي است که خواننده را به درستي به خود جذب مي کند به طوري گاهي حتي متوجه گذشت زمان نيز نمي شود. شايد علت اصلي آن اتفاقات پي در پي و روند سريع اين اتفاقات در طول داستان باشد در واقع کلاهي از گيسوي من شامل يک جريان مثبت و صعودي است که مخاطب را همواره در انتظار وقوع يک حادثه مي گرداند.

عمق اين داستان از نگاه نويسنده تا جايي مهم به نظر مي رسد که عنوان آن را جهت نام گذاري کتاب انتخاب کرده است. به راستي که در بين داستان هاي اين مجموعه، کلاهي از گيسوي من فضايي بهتر و عميق تر را پيش روي خواننده قرار مي دهد و شايد دليل اين انتخاب نيز ناشي از همين تاثيرگذاري باشد. در ابتداي داستان به نظر مي رسد نويسنده سعي دارد موضوعي اجتماعي را بيان کند اما در اواسط داستان با رفتارهاي پرخاشگرايانه عذرا، موضوع براي خواننده کاملا روشن مي شود. به طور کلي کلاهي از گيسوي من نگاهي متفاوت و موثر از موضوع اختلالات رواني و روان پريشي را ارائه مي دهد.

موضوعاتي نظير جنگ و سربازي از جمله موضوعاتي است که همواره مورد توجه مردم عادي جامعه است به همين دليل نويسنده ترجيح داده است در داستان بعدي اين مجموعه به اين موضوع بپردازد. بچه تهران داستان جواناني است که در اواسط جنگ در يک پادگان نظامي به خدمت سربازي مشغول هستند. در اين داستان با چند ديدگاه به يک موضوع نگاه شده است به طوري که با بيان داستان هايي کوتاه در متن خود داستان دوستي ها و صميميت هاي بين جوانان را نمايش مي دهد همچنين نويسنده سعي داشته تا با قرار دادن شخصيت هاي مختلف با فرهنگ هاي متفاوت در داستان، تفاوت ها و تعارضات فرهنگي را بررسي کند. اما در مجموع  اگر از يک نگاه کلي و ديدگاهي فراتر به روايت بنگريم متوجه مي شويم که داستان نويس تمام اين ديدگاه ها را براي بيان موضوع اصلي به قلم درآورده است. در کل داستان بچه تهران شباهتي از نظر محتوايي با داستان هاي قبلي مجموعه ندارد و تنها نقطه مشترکي که مي توان ميان سه داستان گذشته پيدا کرد اين است که سبک نگارشي نويسنده و نوع ديالوگ نويسي و حتي شکل روايت داستان ها بسيار به هم شبيه است.

گاهي نويسندگان براي جذابيت داستان خود تکنيک ها و سبک هاي غير معمول را به کار مي برند به همين منظور علي موذني، در داستان رنگ آميزي از دو راوي جهت روايت داستان استفاده کرده است. طرحي که به طور معمول کمتر مورد توجه نويسندگان قرار مي گيرد. رنگ اميزي روايت مادري است که براي زنده نگه داشتن جنين خود تلاش مي کند. داستان روايتي ديگر از تصميم است. در واقع شادي، شخصيت اصلي داستان مي داند که با سرپيچي از فرمان شوهر خود جهت از بين بردن فرزندش زندگي زناشويي خود را به خطر مي اندازد اما تصميم خود را مي گيرد و همانطور که ملاحظه مي شود در انتهاي داستان زندگي با فرزند خود را ترجيح مي دهد. نگاه نويسنده در اين داستان بسيار جالب است و اين موضوع با توجه به سبک روايي داستان جالب تر هم به نظر مي رسد. در پاره اي از اوقات راوي شادي است و در جايي ديگر نيز نويسنده از شخصيتي خارج از داستان به جهت روايت اتفاقات استفاده کرده است که اين موضوع خود به متفاوت شدن اثر کمک بسياري کرده است.

در داستان بعدي اندکي طنز وارد مجموعه شده تا خواننده بعد از خواندن بيشتر از نيمي از کتاب احساس يکنواختي نداشته باشد. در واقع طنزي که در داستان زنده در قالب از ان سخن به ميان آورده شده است طنزي کودکانه اما بسيار پخته است. تمنايي پسر بچه اي دبستاني است که با خيال پردازي ها، داستان جالب و تاثر بر انگيزي براي معلم خود تعريف مي کند. نکته در اين مطلب نهفته است که نوع ديالوگ ها همراه با اغراق در صحنه به طرز زيرکانه اي بيان گر اين مطلب است. در واقع نويسنده با اين تکنيک توانسته است که شکي در افکار مخاطبين ايجاد کند مبتني بر اين که داستان ساختگي است يا واقعيت. بايد اعتراف کنيم که نويسنده در القاي اين حس و در امتداد دادن داستان بسيار موفق ظاهر گشته است.

نظم و نقد سيستم آموزشي، موضوع بعدي است که نويسنده به آن با نگارش داستان آموزخوار اشاره کرده است. در واقع داستان آموزخوار روايت زندگي کاري و شخصي معلمي است که نتوانسته است بين زندگي شخصي و کاري خود توازن ايجاد کند به همين جهت دچار تعارضات رفتاري شده است. اين تعارضات همزمان بيان شده است گاهي در منزل و گاهي نيز در مدرسه. در خلال اين مباحث نيز به زندگي سخت وکارمندي معلمان اشاره مي کند و در آن سعي دارد سيستم پرداخت حقوق و وضعيت معيشتي فرهنگيان را به چالش بکشاند. فشارهاي عصبي که بر شخصيت اصلي داستان وارد است علت اصلي بروز بعضي از رفتارهاي پرخاش جويانه معلم است. نويسنده تا جايي بر اين موضوع تاکيد داشته است که داستان را با تنبيه و توبيخي که از طرف معلم بر دانش آموزان وارد است آغاز مي کند. در اين بخش نويسنده موضوعي اجتماعي را مورد بررسي قرار مي دهد و در انتها نيز به نتيجه جالب توجهي مي رسد. پايان داستان پر از نکته هاي ظريف است اما مهمترين موضوع و نتيجه اي که در پايان مي توان از کل داستان برداشت کرد اين است که گاهي انسان ها با موقعيت هايي بر خورد مي کنند که بازگشت به گذشته و حتي نعمت هايي که گاهي آن ها را عذاب مي ناميدند را آرزو ميکنند.

عيد و رسومات در عيد نوروز همواره مورد توجه بسياري از ايراني ها قرار دارد اما عيدي گرفتن براي کودکان از اهميت ويژه اي بر خوردار است. صدي نيز با تکيه بر اين مهم داستان کودکي است که عيدي خود را گم مي کند. اين بار نيز نويسنده در عرصه داستان کودک و نوجوان وارد مي شود. شايد تنها نکته جالب و مهمي که در اين داستان مي توان به ان اشاره کرد داستان هاي خيالي حسن است. اين داستان ها با فضايي ترسيم مي شوند که بسيار مناسب فيلم هاي کودک و نوجوان است. در واقع خواننده با خواندن داستان صدي و بر خورد با قصه هاي خيالي حسن حس مي کند در دنياي خيالي کودکانه حسن غرق شده است. مصداق بارز فيلم هايي که خيال پردازي کودکان را به تصوير مي کشند داستان عروسک ها مي باشد.

در کل، مجموعه پيش روي متشکل از داستان ها با مضامين و موضوعات مختلف از نظر محتوا و مشابه از نظر نگارشي است. در واقع مي توان گفت کتاب کلاهي از گيسوي من نقاط مثبت و منفي مشترکي بين داستان هاي تشکيل دهنده اش دارد. اين مطلب اشاره به ذهنيت و برداشت هاي نويسنده واحد دارد. يعني نويسنده با فواصل زماني تقريبا کوتاه دست به نگارش مجموعه زده به همين جهت داستان ها از نظر نگارشي شباهت بسياري به هم دارند تنها نکته اي که آن ها را از هم متمايز مي سازد موضوعاتي است که نويسنده به آن ها پرداخته است.

در بين داستان هاي نام برده شده بچه تهران اندکي با بقيه روايات متفاوت است به اين خاطر که اين داستان از نظر گروه سني مخاطبين با بقيه در يک سطح قرار ندارد و به همين جهت به نظر مي رسد اگر اين داستان در مجموعه اي ديگر منتشر مي شد قطعا تاثيري بهتر و عميق تر بر خواننده مي گذاشت. در واقع بقيه داستان هاي مجموعه در گروه سني کودک و نوجوان به نگارش در آمده است و همچنين از سبک ديالوگ نويسي متفاوتي نيز نسبت به بچه تهران بر خوردار است به همين جهت گردآوري ان ها در يک مجموعه کاملا توجيه پذير و مناسب به نظر مي رسد.

انتخاب نام اثر نيز مناسب به نظر مي رسد زيرا تاثيرگذارترين قطعه در مجموعه همان داستان کلاهي از گيسوي من است. به نظر مي رسد انتخاب نام کتاب با اين عنوان نيز به همين علت بوده است. البته اين نکته را نيز ياد آور مي شويم که بقيه آثار نيز داراي نکات آموزنده و تاثير گذاري بوده اند اما عمق نگاه نويسنده در کلاهي از گيسوي من به مسائل کودکان وهمچنين مسائل اجتماعي اندکي عميق تر بوده و موضوعي که به آن پرداخته است نيز اندکي خارج از روال اما واقعيت است. در واقع مشکلات روحي و رواني که براي برخي از نوجوانان در دوران بلوغشان به وقوع مي پيونند کمتر مورد توجه نويسندگان ديگر قرار گرفته است به همين منظور بيان داستان کلاهي از گيسوي من به جهت پرداختن به مسائل کليدي برخي از نوجوانان حائز اهميت، شايسته توجه وقابل ستايش است.

بيشتر آثار منتشر شده در رده سني کودک و نوجوان از سبک وسياق يکنواختي بر خوردار هستند در واقع نويسندگان اين رده سني کمتر ريسک کرده و از روال عادي کار خارج مي شوند اما علي موذني نويسنده است که پا را فراتر گذاشته و نگاهي متفاوت از لحاظ محتوايي و نگارشي به اين گروه داشته است. اما اين نکته را نيز يادآور مي شويم که به دليل وجود اين تفاوت، مخاطبين متفاوت و کمتري نيز جذب چنين آثاري مي شوند در واقع گروه اصلي که توجه ويژه اي به چنين آثاري دارند متشکل از نوجوانان و کودکاني است که نگاهي متفاوت به زندگي شخصي خود داشته و به نوعي دچار خيال پردازي هايي خارج از روال سني خود هستند. اين نکته مرکز ثقل و جزء نکات برجسته اثر است.

کوتاهي و مختصر گويي داستان ها نيز نکته اي در خور توجه است. اين مطلب همچنين باعث مي شود از خستگي خواننده جلوگيري به عمل آيد و جذب و تشويق او را براي خواندن بقيه داستان ها بيشتر و بيشتر مي کند. در مجموع نکات بيشماري در کتاب مورد بررسي وجود دارد که راهنماي بيسار خوبي براي نويسندگان جوان مي باشد به طوري که پيروي از اين مطالب مي توان يک نويسنده جوان را به خوبي هدايت کند گرچه به عقيده بسياري از نويسندگان صاحب سبک تقليد از آثار نويسندگان بزرگ کاري ناشايست است اما منظور از هدايت در اين جا پيروي از سبک و استفاده از نکات جهت پختگي است نه تقليد.

در انتها لازم است از ناشر کتاب، شرکت انتشارات سوره مهر که در دو سال متوالي به عنوان ناشر برگزيده سال انتخاب شده تشکر و قدرداني کنيم. همانطور که مي دانيم فعاليت در عرصه کودک و نوجوان به دليل نکات بسيار ريزي که در نگارش چنين آثاري است کاري بس دشوار است به همين جهت از نگارنده اثر، آقاي علي موذني که براي تحرير چنين اثر ارزشمندي زحمات بيشماري گشيده اند نيز سپاس گذاري کرده و همچنين اميدواريم ناشران کشور از نشر چنين کتبي مخصوصا در زمينه و گروه سني کودک و نوجوان حمايت بيشتري به عمل آورند.

 

 

چهارشنبه 20 ارديبهشت 1391 - 10:13


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری