پنجشنبه 27 مهر 1396 - 23:48
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

جمال الدين بانج فروزش

 

حضرت فاطمه (س) از نگاه وحي

 

 

 مقدمه

در زير بارش انوار ربوبي، لبهاي مشتاق قلم را بر کوير تفتيده و تهي صفحه نهاده، تا سينه سوخته­اش را با خون تازه خود؛ سيراب کند و از آن همه مظلوميت، کلامي چند بنگارد. متحير است که عصاره افکار و انديشه­هاي تابناک 1400 ساله را چگونه مختصر نموده در صفحه­اي بگنجاند آن هم از مختصر مقاله­اي درباره «حضرت فاطمه (س) از نگاه وحي» لذا از سر وظيفه مقاله نگاري؛ قطره­اي را به دريايي متصل مي­کند تا غواصان خود در آن شناور گردند.

خلقت مطهر فاطمه زهرا (عليها السلام) رمزي است از اسرار الهي، و سرآغاز فصل جديدي است در تکامل انسانيت. آيات و روايات بسياري در ضرورت شناخت حضرت زهرا (س) از قرآن کريم، حضرت رسول خدا (ص) و ائمه اطهار (عليها السلام) وارد شده است، وجود آيه مباهله و ذکر مستقل جايگاه مخصوص حضرت زهرا (س) بهمراه وجود آيه تطهير، سوره دهر، سوره کوثر، آيه ذي القربي و . . . هر محققي را واميدارد تا تقسيم بندي مهم و جديدي را در چارچوب آيات مربوط به زن تحت عنوان قرآن و شخصيت حضرت زهرا (س) مطرح نمايد.

آيات مطرح شده در مورد حضرت زهرا (س) مجموعاً حدود هفتاد آيه را شامل مي­شود که به طرح ابعاد وجودي آن حضرت پرداخته است. اين آيات به دو دسته آيات خاص و آيات عام تقسيم شده­اند لذا در اين مختصر برآنيم به قدر بضاعت مزجاه خويش، سيده نساء جهانيان را که الگويي الهي است از نگاه وحي معرفي نماييم.

1- سوره کوثر

«انا اعطيناک کوثر- فصل لربک و انحر- ان شانئک هو الابتر»

ما به تو کوثر (خير و برکت فراوان) عطا کرديم، (اکنون که چنين است) پس براي پروردگارت نماز بخوان و شتر قرباني کن، همانا دشمن تو ابتر «مقطوع النسل» است.

در مصداق کوثر معاني مختلفي آمده است همچون خير بسيار، نهري در بهشت، حوض کوثر، شفاعت، نبوت، کثرت ياران، کثرت فرزندان و ذريه که همه آنها از نسل دخترش فاطمه زهرا (س) بوجود آمده و آنقدر فزوني مي­يابند که از شماره بيرونند، و تا دامنه قيامت يادآور وجود مبارک ايشان مي­باشند. و نيز در شان نزول اين سوره آمده است:

عاص بن وائل که از سران مشرکان بود، هنگامي که پيامبر (ص) را در مسجد الحرام ملاقات کرد با وي به گفتگو مشغول بود، گروهي از سران قريش در مسجد نشسته بودند و اين منظره را از دور تماشا مي­کردند، هنگامي که عاص بن وائل وارد بر آنان شد، به او گفتند: با که صحبت مي­کردي؟ گفت با اين مرد ابتر (که پسري از نسل خود ندارد) «4» اين سوره نازل شد تا پاسخي براي عاص بن وائل و قدرت قلبي براي پيامبر (ص). «5»

لذا مناسب­ترين معنا از ديدگاه بزرگ شيعه، علامه طباطبايي، با توجه به معناي «ابتر» در آخرين آيه اين سوره، همان کثيري مي­باشد که براي دلداري و دلگرمي پيامبر مطرح شده و به يقين يکي از بارزترين مصداق خير کثير همان «فاطمه» است که از وجود وي ائمه معصومين (ع) متولد گرديدند و از نسل آنان شرق تا غرب عالم از وجود ذريه پيامبر (ص) تبرک يافته­ اند. «2» اکنون نيز با امامت حضرت مهدي (عج) اين راه ادامه دارد. در حالي که نسل آن جاهلان و طعنه زنندگان به پيامبر از بين رفته و هيچ اثري از آنها وجود ندارد.

2- آيه تطهير «آيه 33 سوره احزاب»

«. . . انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيراً»

خدا چنين مي­خواهد که رجس (هر آلايش) را از شما خاندان نبوت ببرد و شما را پاک و منزه گرداند.

در شان نزول اين آيه، روايات متواتري در دست است که حاکي است آيه تطهير در خانه­ ام سلمه نازل شده است و در آن هنگام رسول اکرم (ص) حضرت صديقه (س) اميرالمومنين و حسنين (ع) حضور داشته­اند جناب ام سلمه از رسول اکرم (ص) تقاضا مي­کند که من نيز به جمع شما داخل شوم و تحت کساء نزد شما خاندان رسالت قرار گيرم، حضرت او را نهي کرد و فرمود: نه تو داخل نشو! اين آيه مخصوص به ما پنج تن است. «6 و 7»

سعد بن ابي وقاص، انس بن مالک، ابن عباس، ابوسعيد، عمر بن ابي سلمه وائله ابن اسقع، عبدالله بن جعفر، هلال، ام سلمه، عايشه، ابوهريره، جابربن عبدالله، ابو برزه اسلمي و مقداد بن اسود از جمله افراد هستند که شان نزول اين آيه را در خصوص پنج تن نقل کرده­اند و روايات آنها متواتر است. «8»

غير از حضرات صحابه تقريباً 300 نفر ديگر نيز از اين روايات را به همان ترتيب نقل کردند که مشخصات آنان در کتاب الغدير آمده است. پيامبر اعظم (ص) براي اثبات و روشن شدن حقيقت امر کار بسيار جالبي کردند که از 9 نفر از صحابه آن را نقل کرده­اند به اين شرح که بعد از نزول اين آيه حضرت رسول (ص) هر روز «تا زمان وفاتش تقريباً» هنگام خروج از منزل که براي اقامه نماز صبح به مسجد تشريف مي­بردند، به در خانه حضرت صديقه (س) مي­آمد و مي­فرمود:

السلام عليکم يا اهل البيت، انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيرا «9»

راوي مي­گويد من شش ماه در مدينه بودم و اين جريان را هر روز مشاهده کردم«10» و ابوسعيد حذري ميگويد: پيامبر (ص) اين برنامه را تا هشت يا نه ماه ادامه داد!

همين يک آيه برهاني است کافي نشانگر اين که حضرت صديقه (س) معصومه است و عصمت از جمله شئون و مناصب ولايت است و ما غير «ولي» که معصوم باشد، سراغ نداريم.

3- آيه مباهله «آيه 61 سوره عمران»

«. . . فقل تقالوا ندع ابناءنا و ابناءکم و نساءنا و انفسن و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علي الکاذبين»

پس بگو (اي پيامبر) بيائيد ما و شما با فرزندان و زنان خود با هم مباهله برخيزيم (يعني در حق يکديگر نفرين کنيم) تا دروغگويان را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازيم.

اين آيه به طور صريح و آشکار اشاره مي­کند به اين آيه پيامبر اعظم (ص) هنگامي که بانصاراي نجران مباهله نمود، حضرت صديقه (س) نيز در اين مباهله شرکت داشتند. ايشان وجود مقدسي است که ميان چهارده معصوم ديگر در آيه مباهله قرار گرفته است.«11» دو معصوم: ابناءنا «امام حسن و امام حسين(ع)» و دو معصوم انفسنا «پيغمبر (ص) و علي (ع)» و يک معصومه: نساءنا، بين آنها که از نساء منحصر است به اين وجود مقدس.

با توجه به اين مطلب که مباهله (ابتهال و نفرين کردن) بانصاراي نجران يک کار عادي نيست و زن و مرد عادي نمي­تواند اقدام به مباهله نمايند و طرف مقابل را مغلوب و رسوا کنند، لذا صلاحيت اقدام به چنين امر خطيري را افراد مقدس و شايسته­اي دارا هستند که مورد نظر رحمت حضرت حق تبارک و تعالي بوده باشند و حضرت صديقه (س) نيز يکي از آن شخصيت­هايي است که مشمول اين آيه شريفه است «12»

آيت الله شهيد دستغيب (ره) در اين زمينه به نکته ظريفي اشاره مي­کند حکمت اينکه پيامبر (ص) حضرت زهرا (س) را براي مباهله همراه خويش برد اين بود که با کلمه «نساءنا» به مسلمين برساند که زهرا (س) يک تنه بر همه زنان برتري دارد. «13»

در روايتي آمده است که اسقف مسيحيان به آنان گفت، من صورتهايي را مي­بينم که اگر از خداوند تقاضا کنند کوهها را از جا برکند، چنين خواهد کرد. هرگز با آنها مباهله نکنيد که هلاک خواهيد شد و يک نصراني تا روز قيامت بر صفحه زمين نخواهد ماند. اسقف به پيامبر (ص) گفت اي ابوالقاسم ما با تو مباهله نمي­کنيم بلکه مصالحه مي­کنيم. با ما مصالحه کن، حضرت با آنان مصالحه کرد «14»

نويسنده تفسير کشاف که از بزرگان اهل بيت اهل تسنن است در ذيل اين آيه مي­گويد اين آيه قويترين دليلي است که فضيلت اهل کساء را ثابت مي­کند.

چرا وجود مقدس صديقه کبري(س) در کنار اهل کساء نشان دهنده تعالي معنوي و اوج درخشش تکامل روحي است که خداي متعال بر آن صحّه نهاده است. لفظ نسائنا مي­رساند که وجود مقدس دره نادره خلقت عين پيامبر است منتهي در جنسيت زن، او زني است که از لحاظ شخصيت (رفتار، گفتار، حرکات و تفکر) منتسب به پيامبر است. بقول امام راحل (ره): «اگر فاطمه (س) مرد بود نبي بود، اگر فاطمه مرد بود رسول بود.»

 

4- سوره بقره آيه 37

«فتلقي آدم من ربه کلمات فتاب عليه انه هو التواب الرحيم»

پس حضرت آدم از حضرت حق تبارک و تعالي کلماتي را فرا گرفت (و آن کلمات را وسيله قبول توبه خويش قرار داد) و خداوند توبه او را پذيرفت.

درباره اين آيه احاديثي نقل شده است که بسيار فوق العاده است و با توجه به آيه مذکور و اين روايات انسان به خوبي مي­ تواند درک نمايد که حضرت صديقه (س) يکي از علل خلقت است و يکي از اسباب آفرينش جهان مي­باشد. يعني همانطور که رسول اکرم (ص)؛ اميرالمؤنين (ع) و حسنين (ع) سبب خلقتند؛ حضرت صديقه (س) نيز يکي از علل آفرينش است و معقول نيست کسي علت خلقت باشد و ولايت نداشته باشد. «15»

ابن عباس از پيامبر اکرم (ص) روايتي نقل مي­کند که خلاصه­اي از آن تقديم مي­گردد:

بعد از آنکه خداي متعال آدم را آفريد و فرشتگان بر حضرت آدم سجده کردند. عجب و خودپسندي به او راه يافت و در حالي که به خود مي­باليد عرض کرد پروردگارا آيا مخلوقي نزد تو محبوبتر از من باشد، آفريده­اي؟ از جناب پروردگار خطاب آمد: بلي و به امر پروردگار حجاب­ها برداشته شد و پنج شبه ظاهر شدند که در پيشگاه عرش ايستاده بودند. آدم عرض کرد: اينان کيانند؟ خطاب آمد: اين پيامبر من، اين علي اميرالمونين پسر عم او، اين فاطمه دخترش و اين دو حسن و حسين، پسران علي و فرزندان پيامبر من هستند. اينان مقام اول را دارا هستند و درجاتشان بسيار عالي و مرتبه تو تالي مقام والاي اينان است. «16»

بعدها وقتي که حضرت آدم مرتکب و مبتلاي آن ترک اولي شد، عرض کرد پروردگارا از تو مسئلت دارم که به حق محمد و علي و فاطمه و حسن و حسين از خطاي من درگذري. پس دعايش مستجاب شد و مشمول عفو و آمرزش خداي تعالي قرار گرفت و اين است معناي آيه شريفه که خدا مي­فرمايد پس آدم کلماتي از پروردگارش که به وسيله آن کلمات توبه او مورد قبول واقع گرديد. «17»

5- آيه ذي القربي (آيه 23 سروه شوري)

«قل لا اسئلکم عليه اجرا الا الموده في القربي»

«بگو اي پيامبر من براي انجام رسالتم پاداشي از شما نمي­خواهم، مگر مودت با خويشان نزديکم.»

پيامبر اکرم(ص) اجر رسالت خودش را از طرف حضرت حق تبارک و تعالي، مودت نزديکان خويش اعلام مي­دارد. يعني فقط مودت خويشان حضرت رسول (ص) را مي­توان اجر و مزد رسالت عظماي احمدي دانست. اين مودت ارزنده، هموزن اجر رسالت پيامبر است و به اجماع فريقين (شيعه و سني) اين آيه در شان اهل بيت عصمت و قداست نازل شده است يعني علي (ع)، فاطمه (س)، حسن (ع) و حسين (ع).

احمد بن حنبل در مناقب، حافظ ابن منذر، حافظ ابن ابي حاتم، حافظ طبراني، حافظ ابن مردويه واحدي مفسر، ثعلبي مفسر، حافظ ابونعيم، بغوي مفسر و فقيه ابن مغازلي از ابن عباس روايت مي­کنند که:

بعد از نزول اين آيه از پيامبر اعظم (ص) سوال شد: خويشاوندان نزديک به تو که مودت آنان بر ما واجب است چه کساني هستند و حضرت در جواب فرمود: علي، فاطمه و دو فرزند آنان (حسن و حسين). «18»

و نيز سيوطي در الدر المنثور از ابن جرير چنين نقل مي­کند: هنگامي که علي بن الحسين (ع) را به اسارت آوردند و بر دروازه دمشق نگه داشتند، مردي از اهل شام گفت: الحمد لله الذي قتلکم و استاصلکم! خدا را شکر که شما را کشت و ريشه کن ساخت! در اين حال علي بن الحسين (ع) فرمود: آيا قرآن خوانده­اي؟ آن شخص گفت: آري. حضرت فرمود: سوره حاميم را خوانده­اي، عرض کرد نه. فرمود: آيا اين آيه را خوانده­اي قل لا اسئلکم عليه اجرا الا الموده في القربي؟!

گفت: آيا شما همانهايي هستيد که در اين آيه اشاره شده؟ فرمود: آري. «19»

شک نيست که فاطمه و علي و حسن و حسين (عليهما السلام) محکمترين پيوند را با رسول خدا (ص) داشتند و اين از مسلمات و مستفاد از احاديث متواتر است. بنابراين لازم است که آنها را «آل پيامبر (ص)» بدانيم. ضمن آنکه مي­دانيم پيامبر (ص) فاطمه (س) را دوست مي­داشت و درباره او مي­فرمود:

«فاطمه بضعه مني يؤذيني ما يؤذيها»

فاطمه پاره تن من است آنکه او را آزار دهد مرا آزرده است. «20»

6- آيه 72 سوره احزاب              

«انا عرضنا الامانه علي السموات و الارض و الجبال فابين ان يحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان انه کان ظلوما جهولا»

ما امانت (الهي و بار تکليف) را بر آسمانها و زمين و کوها عرضه کرديم پس، از برداشتن آن امتناع کردند و از آن هرسناک شدند و انسان آن را برداشت، راستي او ستمگري نادان بود.

آيه مذکور نيز از آياتي که در اثبات ولايت حضرت صديقه (س) مي­توان از آن استفاده کرد. امانتي که خداي تعالي به آسمانها و زمين و کوهها عرضه کرده است و از آنها خواسته تا آن را بپذيرند و اين امانت، همان ولايت پيامبر اکرم (ص) و اميرالمومنين (ع) و فاطمه (س) و حسنين (ع) و ائمه بعد از آن مي­باشد. «21»  

مفضل بن عمر از حضرت امام صادق (ع) نقل مي­کند:

خداي تعالي ارواح را دو هزار سال قبل از خلقت بدنها آفريد و شريفترين و برترين روح­ها را، ارواح محمد، علي، فاطمه و حسنين و ائمه نه گانه از نسل حسين بن علي (ع) قرار داد و آنان را بر آسمانها و زمين و کوهها عرضه کرد، نور چهارده معصوم همه جا را فراگرفت و جهانگير شد. آنگاه از جانب حق تبارک و تعالي به آسمانها و زمين خطاب آمد که: اينانند دوستان و اولياي من و اينان هستند حجت­هاي من بر همه مخلوقاتم. «22»

(لذا حضرت صديقه (س) حجت و وليه الله است به نص خود حضرت احديت) هيچ يک از آفريدگانم نزد من محبوبتر از آنها نيست، بهشتم را براي دوستان آنان و آتش دوزخم را براي مخالفين و دشمنان آنا آفريده­ام. پس ولايتشان امانت من است در نزد مخلوقاتم. به جز اين برگزيدگان من، کيست که بتواند اين بار امانت را با تمام سنگيني­اش بر دوش کشد و يا مدعي اين مقام باشد.

در نتيجه حضرت صديقه زهرا (س) نيز وليه انبيا بوده است چنان که پيامبر اعظم و علي و يازده امام ديگر ولي آنان بودند. يعني همه انبيا به خضوع و فروتني در مقابل چهارده وجود مقدس ايمان و اعتقاد داشته­اند، چنانکه در بعضي از احاديث آمده است که از جمله اعمال حضرت موسي و حضرت عيسي در زمان نبوت آن دو پيامبر، ذکر صلوات بر محمد و آل محمد (ص) بوده است. و اين خود نشان دهنده اعتراف به ولايت چهارده معصوم مي­باشد. «23»

علامه طباطبايي مفسر بزرگ قرآن و صاحب الميزان ذيل آيه مذکور ضمن نقل روايتي از امام صادق (ع) مي­ نويسد که امام فرمود: اين امانت عبارت است از: ولايت اميرالمومنين (ع). و منظور از ولايت اميرالمومنين (ع) آن ولايتي است که اولين نفر از اين امت که بدان رسيد اميرالمومنين (ع) بود و آن ولايت که اولين کسي که از امت اسلام فتح بابش کرد علي (ع) بود عبارتست از اينکه آدمي به جايي از تکامل برسد که خداي سبحان عهده دار امور او باشد. و اين از راه مجاهده و عبادت خالصانه به دست مي­آيد. «24» هرچند که از ظاهر بعضي روايات برمي­آيد که به معناي محبت و يا امامت باشد ولي آن روايات خواسته­اند تطبيق کلي بر مصداق کنند.

7- آيه مرج البحرين (آيات 19 تا 23 سوره رحمن)

«مرج البحرين يلتقيان – بينهما برزخ لا يبقيان – فباي الاء ربکما تکذبان – يخرج منهما اللؤلؤ و المرجان – فباي الاء ربکما تکذبان»

«دو درياي مختلف را در کنار هم قرار داد در حالي که با هم تماس دارند، اما در ميان آن دو برزخي است که يکي بر ديگري غلبه نمي­کند، پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي­کند، و از آن دو لؤلؤ و مرجان خارج مي­شود، پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي­کنيد.»         

  سخن از شرح نعمت­هاي پروردگار است، سخن از درياهاست، اما نه تمام درياها، بلکه کيفيت خاصي در پاره­اي از درياها که هم پديده­اي است عجيب و نشانه­اي است از قدرت بي پايان حق، و هم وسيله­اي است براي پديد آمدن بعضي متاعهاي مورد استفاده انسانها.

منظور دو درياي شيرين و شور است، اما اينکه در کجا قرار دارند که بر يکديگر غلبه نمي­کنند، و برزخي که ميان آن دو قرار دارد چيست، در ميان مفسران اختلاف نظر است در مد دريا که سطح آب بالا مي­آيد آبهاي شيرين به عقب رانده مي­شوند بي آنکه با آب شور مخلوط گردند سپس در ادامه سخن مي­فرمايد از آن دو لؤلؤ و مرجان خارج مي­شود که وسيله­اي زينتي و دارويي طبي است و از نعمت­هاي الهي است. «25»

خرگوشي در کتاب لوامع و کتاب شرف المصطفي، ابوبکر شيرازي در کتاب خود، ابو اسحاق ثعلبي، علي بن احمد طائي و حسن بن علويه قطان در تفسيرهاي خود، ابو نعيم و قاضي نظري عموما از حضرت امام صادق (ع) راجع به تفسير آيه فوق نقل کرده­اند: علي و فاطمه (عليهما السلام) بحران عميقان، لا يبغي احدما علي صاحبه، يخرج منهما اللؤلؤ و المرجان، قال: الحسن و الحسين (ع). «26»

علي و فاطمه دو درياي عميقند که هيچيک بر ديگري غلبه نمي­کنند، و از اين دو دريا لؤلؤ و مرجان يعني حسن و حسين (عليهما السلام) خارج شده­اند.  

8- آيه ابرار «آيات 5 تا 22 سوره انسان (دهر)»

ان الابرار يشربون من کاس کان مزاجها کافورا، عينا يشرب بها عبادالله يفجرونها تفجيرا يوفون بالنذر و يخافون يوما کان شره مستطيرا و يطعمون الطعام علي حبه مسکينا و يتيما و اسيرا . . .

همانا نيکوکاران در بهشت از شرابي مي­نوشند که طبعش کافور است. از سرچشمه گوارايي آن بندگان خاص خدا مي­نوشند که هر کجا که بخواهند جاري مي­شود، به عهد و نذر خود وفا مي­کند و از قهر خدا در روزي که دشواريش اهل محشر را فراگيرد مي­ترسند و هم بر دوستي خدا به فقير و اسير و يتيم طعام مي­دهند . . . .

ابرار جمع برِّ به معناي احسان و نيکي است برِّ کسي است که نيکي را به خاطر حُسن آن انجام مي­دهد و نه به خاطر منفعتي که برايش حاصل گردد حتي ممکن است انجام آن نيکي براي او ضرري به وجود آورد و نفعش به ديگران برسد. «27»

شأن نزول آيه از طريق شيعه و سني نقل شده است «آنان سه شب افطار خود را به مسکين و يتيم و اسير دادند و غذايي در اين سه روز نخورده­اند و خداوند همچنين آنان را ستوده و درباره آنان اين سوره را نازل فرمود و همين فضيلت بزرگ تو را کافي است که تا قيامت تلاوت کني اين سوره را. در اين آيات حضرت فاطمه (س) از جمله ابرار مي­باشد. خداوند اين فضيلت و ايثار وي و خاندانش را در کتاب جاودان خود ثبت فرمود. هر چند آيه همه ابرار و خوبان را به طور عموم شامل مي­شود ولي مصداق اکمل ابرار آن عزيزان هستند.» «28»

9- آيه اصطفاي مريم (آيات 42 و 43 سوره آل عمران)

«و اذا قالت الملائکه يا مريم ان الله اصطفيک و طهرک و اصطفيک علي نساء العالمين. يا مريم اقنتي لربک واسجدي وارکعي مع الراکعين.»

و (به ياد آور) هنگامي که فرشتگان گفتند: اي مريم؛ خدا تو را برگزيده و پاک ساخته و بر تمام زنان جهان برتري داده است. اي مريم براي پروردگارت خضوع کن و سجده بجا آور و با رکوع کنندگان رکوع نما.

لفظ «اصطفيک» در آيه دو بار تکرار شده است، يکبار براي بيان برگزيدگي او بطور مطلق، بار دوم براي برگزيدگي او نسبت به تمام زنان جهان. «29»

اين آيه گواه بر اين است که مريم بزرگترين شخصيت زن در جهان خود بوده است و اين موضوع با آن چه درباره بانوي بزرگ اسلام فاطمه زهرا (س) رسيده است که او برترين بانوي جهان است منافات ندارد. زيرا در روايات متعددي از پيامبر اسلام (ص) و امام صادق (ع) نقل شده است که: «اما مريم کانت سيده نساء زمانها اما فاطمه فهي سيده نساء العالمين من الاولين و الاخرين. «30»

اما مريم بانوي زنان زمان خود بود، و اما فاطمه (س) سرور و رهبر همه زنان جهان از اولين و آخرين است. رسول خدا (ص) در خصوص شخصيت مقدس فاطمه زهرا (س) فرمود:

«و الله هي المريم الکبري»

«بخدا او از مريم بالاتر است.»

در شبي فاطمه (س) به فرشتگان فرمود: آيا مريم دختر آل عمران بر زنان عالم برتر نيست؟ گفتند: مريم سرور زنان زمان خود بود و خداوند تو را سرور زمان خودت و زمان مريم و سرور زنان همه عالم قرار داده است. «31»

10- آيه بيوت (آيه 36 سوره نور)

«في بيوت اذن الله ان ترفع و يذکر فيها اسمه رجال الا تلهيهم تجاره و لا بيع عن ذکر الله و اقام الصلاه و ايتاء الزکوه يخافون يوما تتقلب فيه القلوب و الابصار.»

در خانه­هايي که خداوند اذان داده است تا آوازه آن بالا رود و نام خدا ياد شود، خدا را مرداني تسبيح مي­کنند که تجارت و خريد و فروش، آنان را از ياد خدا و اقامه نماز و دادن زکات باز نمي­دارد و از روزي که در آن دلها و چشمها مضطرب مي­ باشند خوف دارند هرچند ظاهر آيه دلالت مي­کند که اين خانه بايد خانه خدا، مسجد و اماکن مذهبي باشد و بعضي از مفسران نيز چنين تفسير کرده­اند ولي آنان نيز مصاديقي هستند که مي­توان در کنار آن اماکن مقدسه، خانه انبياء و اولياء و امامان را نيز مصداق اين آيه قرار داد رواياتي نيز مؤيد اين قول است.

ابوبکر از پيامبر (ص) پرسيد: منظور از بيوت چيست؟ فرمود: بيوت الانبياء سپس ابوبکر پرسيد: اين خانه (اشاره به خانه علي و فاطمه) هم چنين است؟ فرمود: آري اين خانه از برترين آنها است. در روايت ديگر از امام باقر (ع) نقل شده است: اين خانه اشاره به خانه پيامبران است و خانه علي (ع) نيز از اين زمره محسوب مي­شود. «32»

اگر خانه علي و فاطمه خانه­اي بود که ملائکه خدا در آمد و شد بودند و پيامبر بزرگ خدا (ص) به آن خانه بسيار علاقه نشان مي­داد و بسيار رفت و آمد مي­کرد، به خاطر آن بود که ياد و نام خدا از صاحبان آن صبحگاهان و شبانگاهان قطع نمي­شد و همواره به ذکر خدا مشغول بودند، خانه­اي خاستگاه ذکر خدا و پرورش انسانهايي بود که فرشتگان خدا به وجود آنان مباهات مي­کردند.

آري! خانه­اي که ديدارهاي معنوي آن آنقدر بلند است که از دسترس شياطين در امان مانده و حفظ شده است و جاذبه­هاي دنيا و تجارت پر سود و زرق و برق ثروت آنان را از ياد خدا غافل نکرده است.

آري! خانه فاطمه خانه­اي است که حرمت و قداست مساجد را پيدا کرده است. زني در آن مي­زيست که شبانه روز در عبادت خدا بود، فاطمه، آري فاطمه، که نگاهش، کارش و سخنانش براي خدا بود و عبادت بود و خانه­اي که محراب و محل نزول مائده آسماني بود.

آن خانه، خانه فاطمه بود و خاستگاه ذکر خدا.

خانه­اي که آتش دروني فاطمه و علي را با آتش درب نيم سوخته­اش اعلام کرد و با مهر سرخي که با مرکب خون سينه فاطمه (س) سند مظلوميت و حقانيت خانه ولايت را امضاء نمود.

اميد است که اين تحفه اندک با بضاعت اقل به درگه حضرت حق (جل جلاله) قبول افتد و خداوند ما را با قرآن و اهل بيت (ع) زنده بدار و با آنها بميران و با آنها محشور فرما.

 

 

فهرست منابع

1-    قرآن مجيد         

2- تفسير الميزان ج 2

2-    لغت نامه دهخدا   

4- تفسير نمونه

5- مجمع البيان ج 10      

6- مجمع البيان في تفسير القرآن 

7- گفتار علامه اميني چاپ چهارم    

8- مجلدات دوازدهم به بعد الغدير

9- شواهد التنزيل ج 2      

10- مسند احمد ج 2

11- بحارالنوار ج 20        

12- سند احمد بن حنبل

13- زندگاني حضرت صديقه آيت الله شهيد دستغيب    

14- تفسير الميزان و کشاف

15- تفسير نمونه ج2        

16- زندگاني فاطمه زهرا (س) آقاي نصيرپور و محمد قاسم و کتاب چهارده معصوم آقاي مدرس

17-تفسير نمونه با همکاري نويسندگان دارالکتب الاسلاميه        

18- تفسير نمونه ج 20

19- الدر المنثور ج 6        

20- تفسير کشاف ج 7 و تفسير نمونه ج 17

21- تفسير الميزان و شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج 1       

22-کشف الاسرار و عده الابرار تفسيرخواجه عبدالله انصاري ج10

23- تفسير قرآن مجيد ج 5 ميرزا محمد ثقفي تهراني   

24- تفسير الميزان جلد 16

25- تفسير الميزان و نمونه

26- تفسير قمي ج 2

27- تفسير البيان ج 10     

28- تفسير نور الثقلين ج 4 و تفسير نمونه ج 25

29- تفسير نمونه ج 2       

30- بحار الانوار ج 10

31- علل الشرايع ص 182 باب 146

32- تفسير نمونه ج 14                       

 

و کتب ذيل:

1- زن در آيينه جلال و جمال آيت الله جوادي آملي

2- نظام حقوق زن در اسلام استاد شهيد مرتضي مطهري

3- زن مسلمان در جامعه اسلامي براساس ديدگاه حضرت امام (ره)

4- بانوان نمونه از جلد 1 تا 11 سيد عباس رفيعي پور

5- برگزيده منتهي الامال – رضا استادي (زندگاني فاطمه زهرا(س))

 

چهارشنبه 20 ارديبهشت 1391 - 9:40


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری