دوشنبه 5 تير 1396 - 18:21
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

انقلاب دستمايه کار هنرمندان است

 

گفتگو با محمدتقي صداقتي

به نظر مي­رسيد آنچه فراموش شده است ريشه­هاي فکري نظام فرهنگي و تاريخي ملت ايران است به اين معني که هنرمند بجاي درون نگري در فرهنگ ريشه دار رايج در سرزمين خود به تقليد آثار هنرمندان مشهور شرق يا غرب مي­پردازند و به اين ترتيب اوج انحطاط فرهنگي کشور را رقم مي­زند زيرا فردي که بايد به بازيافت نوين پايه­هاي فرهنگي ايراني به تجديد بنا و استمرار آن کمک کند خود عامل ضربه و از پاي انداختن آن مي­شود در چنين شرايطي آنچه در کشورهاي انقلابي در مورد هنر رخ مي­دهد عقيم مي­ماند و هنرمند همچنان از بطن جامعه جدا مانده و توان لازم را نخواهد داشت. انقلاب اسلامي فضا را براي ارتقاي همه جانبه هنر به ويژه هنر مجسمه سازي که ريشه در فرهنگ غني ايران دارد فراهم ساخته، تقويت ريشه­ها و غني سازي تکنيکي اين عرصه امري مفروض در هنرمندان اين عرصه است. با فضاي ايجاد شده در کشور و پرداخت به مفاهيم عميق هنري در ارکان مختلف فرهنگي چشم انداز عرصه­هاي مختلف اميدوار کننده شفاف و عرصه براي فعاليت هنرمندان در قالب نسل­هاي ديروز، امروز و فردا مهيا است. استاد محمدتقي صداقتي از جمله هنرمنداني است که بر اين باور رسيده است. صداقتي 53 ساله، سازنده آثاري چون ميرزا کوچک خان (نصب در تهران)، رئيس علي دلواري (نصب در بوشهر)، اميرکبير و . . . معتقد است: در روزگار ما وجود رسانه­ها که درک فضائي انسان را کاملاً دگرگون مي­کند، همراه نياز به عظمت گرائي سرمايه داران، ساخت چنين بناهائي را ديکته مي­کند و چنين مي­نمايد که بار ديگر هنرمندان مجسمه ساز بايد به هم نزديک شوند اما اين بار براي جستجوي تاريخ در کنه وجودي­شان.

- هنر مجسمه سازي از نگاه شما چقدر پيشرفت داشته است؟

اگر بخواهيم هنر مجسمه سازي را از قبل از انقلاب اسلامي مورد بررسي قرار دهيم بايد اشاره کنم که به طور کلي هنر مجسمه سازي در قبل از انقلاب به صورت­هاي پيکره سازي و پورتره در نظر گرفته مي­شد. به صورتيکه مجسمه­ها بيشتر به صورت چهره ساخته مي­شد و تنها صورت­هاي ظاهري آن تغيير مي­کرد و مجسمه­ها از صورت­هاي مختلف ملکه و شاه در سراسر شهر نصب مي­شد. اما اين هنر در طول دوران مختلف دستخوش تغييرات فراواني شد که از آن جمله مي­توان به شکل گيري مکتب سقاخانه اشاره کرد که هنوز هم طرفداران اين مکتب آثار مختلفي را در اين سبک خلق و اجرا مي­کنند. اساتيدي چون پرويز تناولي از جمله کساني بودند که در حرفه­اي کردن اين هنر در طول عمر هنر مجسمه سازي در ايران زحمات زيادي را متحمل شدند وي هنر مجسمه سازي را از پرداختن به بحث ميداني و شهري صرف به سمت گالري­هاي و فروشگاه­ها کشانيد به طوري که مردم بتوانند اين هنر را خريداري کرده و به نوعي مجسمه و مجسمه سازي را وارد فضاي اجتماعي خانواده­ها بکند. از طرفي طرفداران سبک سقاخانه و کساني چون تناولي و شاگردانش با سفرهاي متعدد به کشورهاي صاحب سبک مجسمه سازي توانستند تکنيک خاص هنر غربي را با هنر مجسمه سازي ايراني در هم بياميزند و اين تلفيق باعث ورود حجم به بحث مجسمه سازي شد. امروز به مدد اين حرکت شاهد اين هستيم که بحث پيکرتراشي يا پرداختن به پوتره و صورت در دانشگاه­ها کم رنگ­تر و پرداختن به بحث حجم و تکنيک­هاي مدرن و روز دنيا پررنگ­تر شده است. بعد از انقلاب اسلامي حجم جاي پرداختن به چهره­ها را گرفت و به نوعي تنديس سازي سبکي از هنر مجسمه سازي شد. در بعد از انقلاب نگاه به اين هنر کاملاً تغيير کرد چرا که هنرمندان ما يک مکعب، تخم مرغ، دستگيره درب يا وسايل و اجسامي از اين قبيل را جزء حجم حساب مي­کردند و زمينه­اي مي­شد براي ساخت مجسمه­هائي در سبک و تکنيک حجم سازي که پرداختن به اين نوع مجسمه سازي واقعه­اي جديد در اين عرصه محسوب مي­شد. البته بعد از انقلاب خلأ يک کارگاه مادر که هنرمندان بتوانند در آن آثار بزرگ و اثرگذار خلق کنند شديداً به چشم مي­آيد که اين خلأ همچنان بعد از گذشت سه دهه از انقلاب اسلامي همچنان پا برجا است. وجود کارگاه­ها از اين جهت مهم است که بتوان در آنها فعاليت­هاي ريخته گري انجام داد. چرا که در اين رابطه مي­توان آثاري با سفال، شيشه و سنگ و ديگر متريال­ها خلق کرد که از ماندگاري بسيار زيادي برخوردار باشند. بنابراين امروز کشور ما در بحث مجسمه سازي شديداً نيازمند کارگاه­هاي مختلف ريخته گري است.

- آيا هنرمندان ما توانسته­اند از پتانسيل­هاي عظيم فرهنگي مانند جنگ و انقلاب در آثارشان استفاده کنند؟

به نظرم هنرمندان در اين زمينه موفق بوده­اند. البته با شروع جنگ پرداختن به اين مبحث هم تا اندازه زيادي رونق گرفت چرا مجسمه سازي با اين فضا سازگاري پيدا کرد و از نوع فيگوراتيو بيرون آمده و حجم­هاي هنري خاص جاي آنرا گرفتند. البته تمامي هنرها از اين دو واقعه وام و تأثير گرفتند و اين مختص هنر مجسمه سازي نبود. به هر حال پرداختن به اين موضوعات باعث فراموش شدن خلأ امکانات به خصوص خلأ کارگاه مادر در اين زمينه نمي­شود. به هر حال خلأ اين امکانات بر کار تمامي هنرمندان مجسمه ساز شديداً اثرگذار است. امروز در نمايشگاه­هايمان يک سري کارهاي دم دستي و يا غني با ماندگاري اندک را تحويل مخاطبان مي­دهيم در حاليکه اگر اين کارگاه­هاي ريخته گري تأسيس شوند ما مي­توانيم آثاري با متريال­هاي سنگ و انواع فلزات، شيشه و سفال داشته باشيم که از ماندگاري بالاتر برخوردار باشند که در جابه جائي­ها يا در گذر زمان کمتر آسيب ببينند.

- بومي سازي در هنر مجسمه سازي چقدر رعايت شده است؟  

اتفاقاً يکي از منتقدين موافق اين بحث هم خود بنده هستم به صورتي که امروز شاهد اين هستم که شاگردان شهرستاني بنده که در يک کارگاه کوچک اما حرفه­اي در يکي از شهرستان­هاي ايران، با توجه به وجود بستر مناسب فعاليت، از هنرمندان حرفه­اي اين رشته تبديل شده­اند. البته هنوز در سطح کل کشور اين اتفاق به صورت کامل حادث نشده است البته اين نشان از ضعف مديريتي هنري­مان است چرا امروز ما در سراسر کشور داراي متريال­هاي مختلف و غني هستيم. امروز ما مي­توانيم از سنگ و چوب و آهن و سفال و شيشه حتي ضايعات شهري براي رسيدن به اهدافمان استفاده کنيم. حتي نمي­توان از مواد مصنوعي مانند بتون گلاسه و يا کاغذ و حتي پاکت­هاي سيگار براي اين مبحث استفاده کرد. اين نگاه تعريف مدرن­تري از هنر مجسمه سازي است اين اتفاق در سراسر دنيا حادث مي­شود. ما در جامعه از پاکت سيگار که داراي يک حجم ثابت، هزينه و اقسام مختلف است براي يک اثر حجمي استفاده کنيم مي­ توانيم به آن مفهوم ببخشيم و به نوعي از نظر زيبائي شناسي و کاربردي مورد نظر قرار دهيم امروز متريال­هاي ما در صنعت مجسمه سازي حد و حدود ندارد.

- مفاهيمي چون شهادت و شهيد و به نوعي فرهنگ جهاد و جنگ و انقلاب و تفکر اخلاق چقدر در معماري شهري قابل رويت است؟

اين مفاهيم هميشه دستمايه کار هنرمندان بوده است واژه­هايي چون عروج، ايثار، شهادت، شهيد، جانباز و . . . در هنرهاي ما جايگاه ويژه­اي داشته و دارند به طوري که اکثر شهرهاي ايران به خصوص شهرهاي درگير جنگ تحميلي از تمثال­ها و مجسمه­ها و شمائل و حجم­هاي مختلف در اين مضمون در ميادين و نقاط مختلف شهر استفاده کرده­اند. مثلاً در شهر دوکوهه که جنگ به صورت تن به تن انجام مي­گرفته مجسمه­هاي برخي از ميادين اين شهر بيانگر رشادت جوانان ما در برابر دشمن بعثي بوده­اند. اگر به خوبي نگاه کنيم البته متوجه خواهيم شد که اين حجم کار در عرصه­هاي مختلف هنري هنوز هم براي نشان دادن ابعاد مختلف جنگ هشت ساله­مان بسيار اندک است به هر حال جنگ ما يکي از جنگ­هاي مهم و تأثيرگذار به لحاظ ابعاد مختلف فرهنگي، تاريخي، سياسي و اقتصادي در سطح منطقه بوده است امروز شاهد اين هستيم که تمامي کشورهائي که به نوعي درگير جنگ­هاي جهاني اول و دوم بوده­اند و يا انقلاب­هائي  شبيه انقلاب ما داشته­اند مانند کشورهاي چين و کره صدها برابر بيشتر از ما به مباحث پرداخته­اند. ما هنوز يک کمپزيسيون و هنر جدي در اين زمينه نداريم. هنوز آثاري نداريم که بتوانند جنگ­هاي سنگين ما را به صورت نمادين به نمايش بگذارد. حتي سينماي ما هم نتوانسته اين آثار را به صورت خوبي انجام بدهد.

- مديران هنري ما اشتياق عجيبي به اشتغال زائي براي هنرمندان تجسمي کار چيني و کره­اي دارند.    

متأسفانه اين اتفاق افتاده است. اگر سفري به شهرهاي مختلف ايران داشته باشيد مشاهده خواهيد کرد که بالاي 90%  مجسمه­ها و کارهاي تجسمي­مان در تمامي عرصه محصول کشورهاي چين و کره است. انبارهاي سازمان زيبائي سازي شهر تهران انباشته از محصولات چيني و هندي است حتي امروز جاي صنايع دستي کاران­مان را هم در اين صنعت خالي مي­بينيم و بايد از محصولات دستي چيني و هنري بجاي صنايع دستي ايراني استفاده کنيم. چين با توليد صنعت نئون و شلنگ­هاي توري و اجسام مختلفي از هنر تجسمي که هيچ ارتباطي با فرهنگ و هنر و دين و مذهب ما ندارد، توليد 90% فعاليت­هاي تجسمي شهرستان­هاي ما را در دستان خود دارد. اين ظلم بزرگي به هنرمندان ايراني است به هر حال برخي از مديران در اين ميان با سودجوئي­هاي خاص به دنبال درآمدزائي از اين طريق هستند که حاصل آن وجود هزاران درخت و کاکتوس­هاي پلاستيکي و شيشه­اي چيني در سراسر شهرستان­هاي کشورمان است.

- حوزه هنري که بزرگترين مرکز حمايت کننده از هنر متعهد در کشورمان است از اين هنرمندان چه نوع حمايتي کرده است؟

به نظرم کار خاصي انجام نگرفته است. شاهد هستيم که سازمان­هائي که در اين رابطه هيچ مسئوليتي ندارند بيشتر از حوزه هنري هنرمندان را حمايت مي­کند. هرچند اين ميزان حمايت نيز دردي از هنرمندان دوا نمي­کند.

- با توجه به اينکه شما مدت­ها به عنوان مدرس دانشگاه­ها تدريس مي­کرديد وضعيت هنرجويان ما و مراکز آکادميک در اين گذار تاريخي چگونه است؟   

بنده نااميد نيستم به نظرم افراد مستعد وجود دارند. امسال به هر حال داور جشنواره تجسمي فجر بودم. در اين مدت که به داوري آثار مشغول بودم افراد مستعد و جوان زيادي را ديدم که آثار ارزشمندي هم به جشنواره عرضه کرده بودند به هر حال امروز شاهد حضور کم رنگ پيشکسوتان اين عرصه هنري هستيم اما به نظرم اين چيزي از ارزش­هاي اين افراد کم نمي­کند چرا که زمينه براي ورود جوانان بيشتر از پيش فراهم شده است. افرادي چون استاد تناولي افرادي شناخته شده و جهاني هستند بنابراين نيازي نمي­بينند که بخواهند در يک سري از جشنواره­ها و نمايشگاه­ها شرکت کنند اما اين نسل­هاي جوان ما هستند که بايد اين هنر را به چالش بکشند.

- از طرفي شاهد اين ادعا هستيم که هنوز اکثر مشکلات پيشکسوتان که عمده مشکل نسل جوان اين عرصه هم مي­ باشد، حل نشده است. با اين رويکرد آينده اين رشته را چگونه مي­بينيد؟

گفتم که نااميد نيستم. جامعه و جوانان ما به اين پويائي نياز دارد و جوانان هم پويا هستند امروز جوانان در عرصه­هاي مختلف هنري با برگزاري نمايشگاه­هاي ويژه حتي آثارشان را هم مي­فروشند هرچند مراکزي چون حوزه و سازمان زيباسازي هم تا اندازه حمايت مالي مي­کند. اما استمرار در اين ميان مهم است پتانسيل زياد است اما چون حمايت­ها کامل نيست و به نوعي استمرار انجام فعاليت­هاي هنري ادامه دار نمي­باشد معمولاً هنرمندان يا رشته­شان را تغيير مي­ دهند و گرافيک کار مي­شوند يا به نوعي گوشه نشين مي­شوند. به هر حال کسي که به سمت گرافيک حرکت مي­کند مي­داند که فعاليت­هاي هنري مانند گرافيک و نقاشي از امکانات و ابزار کمتري بهره خواهد برد. اما يک مجسمه کار تنها نياز به يک کارگاه دارد حتي اگر آشپزخانه­اش را هم کارگاه کند باز چون با مواد شيميائي، سنگ، گچ، فلز، چوب، جوشکاري، سر و صدا و . . . درگير است بهره­وري بالا را نخواهد داشت بنابراين مديران هنري ما بايد در نظر داشته باشند که مهمترين نکته رسيدگي به زيرساخت­هاي رشد اين هنر است که مهمترين اين موارد پرداختن به ساخت کارگاه­هاي مادر در سطح تهران و شهرستان­ها است.

- با تعدد جشنواره­ها موافق هستيد؟

به شدت با اين موضوع موافق هستم. چرا که معتقد هستم پيشرفت ابتدا با کميت حاصل مي­شود که پس از آن کيفيت خواهد آمد. مديران ابتدا بايد با برگزاري جشنواره­هاي متعدد مردم را با هنر و هنرمندان آشنا کنند سپس به دنبال برگزاري بي نيال­هاي کيفي باشد.

- با اين توصيف به نظر مي­رسد تعداد جشنواره­ها کم نيز هست؟

دقيقاً. متأسفانه کليت امکانات در اين رابطه در تهران خلاصه شده است. هيچ اثري از برگزاري اين برنامه­ها در خارج از تهران و شهرستان­ها نمي­بينيم.

- همان طور که اشاره کرديد اکثر پيشکوستان ما از حضور در جشنواره­ها و مسابقات سر باز مي­ زنند به نظرتان حضور اين افراد در اينگونه مراسم چقدر در توليد انگيزه ميان هنرجويان جوان مؤثر خواهد بود؟  

باز هم مثال استاد تناولي را مي­زنم. مثلاً ايشان به دليل چهره بودنشان در سراسر جهان و عدم نياز مالي شايد نياز نبينند که بخواهند در اين گونه مراسم شرکت کنند که اين مثال پيرامون آيدين آغراشلو هم لحاظ مي­شود اما بنده با اين طرز فکر مخالف هستم چرا که وجود اين افراد در جشنواره­ها و برنامه­هاي مختلف باعث بالا رفتن وزنه­ي مفهومي و اعتباري مراسم و توليد انگيزه مستقيم در جوانان مي­شود. اما جوانان هم نبايد صحنه را خالي کنند به هر حال اين جوانان کاملاً پويا و متمرکز در حال انجام فعاليت هنري­شان هستند اگر مديران حمايت­هاي لازم را از اين افراد به عمل بياورند اين دوستان مي­توانند در عرصه­هاي مختلف جهاني به خصوص خاورميانه و منطقه آثار بي نظيري خلق کنند. هنرمندان جوان ما توان برگزاري و خلق آثار قوي و بي نظير و حتي فروش به متقاضيان ديگر کشورها را در خود دارند.

- به نظر مي­رسد فلسفه نظري مذهبي با روح هنر مجمسه سازي مغاير باشد که البته در ابتداي انقلاب با پرداختن به اين هنر برخلاف ديگر هنرها به خصوص هنر موسيقي اندکي مماشات شد. آيا شما هم اين نظر را داريد؟

با نظرتان موافقم اما به نظرم نياز همه چيز را حل مي­کند. به هر حال شايد در آن زمان آنقدر که پرداختن هنر مجسمه سازي به بحث جنگ و انقلاب اهميت داشته است شايد هنر موسيقي از اين اهميت برخوردار نبوده است. به درستي و غلط بودن اين حرکت هم کاري ندارم چون بحث مفصلي را مي­طلبد. اما بايد متوجه اين نکته بود براي حفظ ارزش­ها و دستاوردهاي اين دو واقعه بزرگ بايد از همه پتانسيل­هاي هنري و فرهنگي­مان استفاده کنيم. چرا که اين حرکت توسط ديگر کشورها که درگير جنگ بوده­اند انجام شده است. به هر حال روحانيت در آن زمان متوجه اين ضرورت شد و دست و پاي هنر مجسمه سازي را نبست. نياز مهمترين نکته در پرداخت هنري است. البته الان هم اينگونه نيست که ديگر کساني پيدا شوند که شديداً مخالف مقوله مجسمه و مجسمه سازي باشند. امروز ما هر جسم و شيئي که مي­بينيم به نوعي يک مجسمه است. در حقيقت تعريف مدرن از اين هنر ما را به اين شناخت رسانده است.   

 

يكشنبه 17 ارديبهشت 1391 - 10:43


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری