دوشنبه 5 تير 1396 - 18:13
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

شيما حسن زاده

 

ساخت فيلم کوتاه الزاماً سکوي پرش فيلم ساز نيست

 

گفتگو با شهرام مکري

       شهرام مکري متولد 26 مرداد 1356 کرمانشاه است. وي فيلمنامه نويس، تدوينگر و کارگردان تحسين شده سينماي ايران است که آثار وي اغلب با استقبال فراوان منتقدان روبرو شده است. مکري تاکنون فيلم­هاي بلند و کوتاه و مستند ساخته و يا نوشته است. از مهمترين آثار وي مي­توان به: طوفان سنجاقک، محدوده دايره، آندوسي، اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان ديگر، مستند اردک آبي، خام، پخته، سوخته و . . . اشاره کرد. فيلم کوتاه «خام، پخته، سوخته» در جشنواره فيلم فجر در پخش فيلم کوتاه تهران موفق به دريافت تنديس جشنواره بهترين فيلم تجربي در بخش مسابقه بين المللي شد. شهرام مکري که امسال براي اولين بار در هيئت داوران بخش اصلي جوان جشنواره فيلم­هاي 100 ثانيه­اي عهده دار داوري است معتقد است: سينماي ايران در اين مورد جايگاه خاصي ندارد چرا که هنوز هم بايد به دنبال تجربه آموزي بود به نظرم نگاهي که در اين نوع فيلم­ها و جشنواره­ها جواب مي­دهد يک نوع نگاه بازيگوشانه است من بازي گوشي در ساختار فيلم را دوست دارم و اين بازي گوشي­ها را تنها در ساختار فيلم­هاي تجربي مي­توان يافت.

- در ميان آثار رسيده از هيئت انتخاب چقدر از اين آثار رضايت داوران را به همراه داشت؟

به طور کلي از ميان بيش از 2000 اثر رسيده به جشنواره هيئت انتخاب 150 اثر را براي داوري انتخاب کرد که از اين ميان کمتر از 50% آثار توانست رضايت هيئت داوران را به همراه داشته باشد.

- به نظر مي­رسد برگزاري هيئت داوران بخش جوان امسال در هشتمين فيلم­هاي 100 ثانيه­اي براي اولين بار اتفاق افتاد.

بله اين حرکت نويد بخش و خوب بود. شايد بهتر باشد دليل اين اتفاق را از شوراي سياست گذاري پرسيد اما مي­توانم حدس بزنم که چون فيلم­هاي راه يافته به جشنواره توسط فيلم سازان زير 35 سال ساخته شده بود به نوعي شوراي اجرائي جشنواره قصد داشت تا با اين حرکت يک نوع ميزان سنجي ميان فيلم­هاي ارائه شده و سن افرادي که اين فيلم­ها ساخته­اند بوجود بياورد به نوعي يک نوع مقايسه با فيلم­ها و فيلم سازان جوان در برابر فيلم­سازان پيشکسوت که در دوره­هاي گذشته فيلم مي­ساختند. به نوعي يک نوع قياس ديدگاه­ها مطرح بود. هرچند که معتقدم فيلم­ها و معاني آنها به ديدگاه فيلم سازان و کانديده­هاي جوايز بسيار نزديک بود.

- ما در هشتمين جشنواره فيلم­هاي 100 ثانيه­اي با شعار اخلاق و توجه به اخلاق مداري مواجه شديم. نظرتان پيرامون وجود و نسبت دادن جشنواره­ها با القابي مانند اخلاق، آگاهي و يا حتي مفاهيم و واژه­هاي ديگر چيست؟

به نظرم اين سؤال بايد از شوراي سياست گذاري پرسيده شود.

- مگر شما با محوريت همين شعار به داوري فيلم­ها نپرداختيد؟

خوب چيزي در اين زمينه به ما نگفتند به نوعي اين هيئت انتخاب بود که قبل از نظر ما اين فيلم­ها را دسته بندي و جداسازي کرده بود.  

- پس به نوعي همه­ي فيلم­ها داراي اين برچسب بودند؟

بله همه اين فيلم­ها در قالب فيلم­هاي اخلاق مدار قرار مي­گرفتند و هدف تيم داوري هم انتخاب بهترين فيلم­ها در قالب معني سينما و سينماگري بود. اما نبايد ناگفته بماند که وقتي يک جشنواره­اي براي برگزاري جشنواره از يک نوع هدف يا القاب خاصي استفاده مي­کند بايد در نظر داشته باشد که براي رسيدن به اين اهداف و يا القاب تعيين شده نيازمند زمان مناسبي مي­باشد براي رسيدن به اين شعاير واحد، زمان خاصي بايد سپري شده تا فيلم سازان بتوانند ساخته هايشان را به طور کامل با اين شرايط هماهنگ کنند. اينکه فيلم سازان بتوانند يک شبه فيلمي کاملاً در خدمت قالب يک جشنواره آنهم با کيفيت کاملاً بالا و استاندارد تهيه کنند يک آرزوست. بايد به فيلم سازان زمان داد.

- به نظر مي­رسد پرداختن به اين شعار از مدت­ها قبل حداقل پيرامون اين جشنواره آغاز شده است؟

شايد بتوان گفت که در سه چهار سال اخير اين شعار تکرار شده است اما زمان بيش از اينها نياز است. تنها مي­توان اين شعارها را به عنوان يک زمينه قلمداد کرد. به نظرم اين شعارها يک نوع بهانه است تا مراکز هنري مانند حوزه هنري يا ارشاد اسلامي از اين فيلم­ها به لحاظ مادي حمايت کنند به نوعي به فيلم سازان در قالب اين برچسب­ها سفارش کار بدهند ببينيد فيلم­هاي 100 ثانيه­اي از چند بعد قابل بررسي هستند به طور کلي اين فيلم­هاي از لحاظ مضموني کاملاً تفسير پذيرند اما از جنبه­ي 100 ثانيه­اي با مشکل تفسير مي­شوند به نوعي اين محدوديت 100 ثانيه­اي باعث مي­شود که فيلم ساز هم نتواند به طور کامل از تفسير زماني بهره ببرد و تفسير موضوعي را سوار بر تفسير زماني کند. هرچند معتقدم در اين زمان محدود حتي گفتن از بي اخلاقي و بي ادبي­ها مي­تواند زمينه ساز پرداختن به اخلاق مداري و ادب مداري شود به طور کلي فيلم ساز مي­تواند به لحاظ مضموني بر روي تعداد بيشتري از مضامين کار کند که در اين صورت مي­توان گفت که اين نوع سينما به نوعي فرم محور هم نيز هست.

- مهمترين عواملي که شما و گروه داوري بخش جوان بر روي آن تأکيد داشتيد کدام عوامل بود؟

مهمترين نکته اين بود که فيلم ساز بتواند به ادعائي که در فيلم داشته است جامه­ي عمل بپوشاند. اگر او مدعي است که مي­خواهد در اين عرصه يک نوع حرف فلسفي بزند يا ذهن را به سمت کمدي هدايت کند بايد نحوه صحيح فيلم سازي اين ادعا را عملي کند. خوب در اين ميان يک سري از فيلم­ها به اين ادعا پاسخ درست داده بودند و نوعي باورپذير نشان مي­دادند اما عده­اي از اين فيلم­ها که تعدادشان هم متأسفانه کم نبود صحنه­ها و قالب فيلم را براي مخاطب باورناپذير جلوه مي­دادند به نوعي اگر يک فيلم جنگي بود اگر فردي با اسلحه شخصي را مي­کشت نوع تيراندازي و کشته شدن فرد بايد به گونه­اي باشد که مخاطب اين حرکت را باور کند و به نوعي متأثر شود اما گاهاً شاهد اين نکته بوديم که اين اتفاق بيشتر به يک کمدي تبديل مي­شود و فيلم ساز در رساندن مفاهيم ذهني خود به مخاطب دچار مشکل مي­شود.

- شايد اين نکته به دليل عدم تجربه گرائي بوده است؟

شايد بتوان اينگونه گفت هرچند خود اين جشنواره مکاني مناسب براي کسب تجربه است به هر حال از ميان اين تعداد فيلم­هاي رسيده حدود 30 فيلم از اين فيلتر عبور کرده که در ادامه هيئت داوران به تبادل نظر پيرامون شرايط فني و خاص سينماگري پيرامون اين فيلم­ها پرداختند. از طرفي چون در بخش جوان تنها هيئت داوران بايد سه نفر برگزيده به طور کلي انتخاب مي­کردند و در سه بخش انيميشن، مستند و داستاني، بنابراين نظرات دوم و سومي وجود نداشتند، به همين منوال شرايط کار براي انتخاب سخت شد که در اين ميان با اجماع آراء توانستيم اين انتخاب بهترين­ها را انجام دهيم.

- در بخش اهدا جوايز هم احساس مي­شود، کميت جوايز يک نقطه ضعف بزرگ محسوب مي­شود؟

اين نکته را قبول دارم به هر حال بايد جشنواره­ها هنرمندان شرکت کننده در جشنواره­ها را بيشتر حمايت کنند اما به نظرم جشنواره­ها را بايد از دو بعد مختلف نگاه کرد اول اينکه برخي از جشنواره­ها به لحاظ اعتباري داراي ويژگي خاصي هستند مثلاً در جشنواره اسکار ما شاهد اهدا مبالغ مالي نيستيم اما اين جشنواره از لحاظ اعتباري داراي جايگاه بسيار ويژه­اي است اما در کشورهاي عربي و منطقه خاورميانه شاهد عکس اين جريان هستيم به صورتيکه اکثر جشنواره­ها به نوعي با ساپورت بزرگ مالي انجام مي­شوند و فيلم سازان سعي مي­کنند براي استفاده مالي از اين جشنواره­ها اثر خلق کنند به نظر مي­رسيد حوزه هنري هم با توجه به توان بالاي مالي مي­توانست حمايت بيشتري از لحاظ مالي انجام دهد تا اکثر فيلم سازان از هر جرياني بتوانند در اين جشنواره شرکت کنند.

- جاي سؤال دارد که جشنواره فيلم­هاي 100 ثانيه­اي يکي از پر اسپانسرترين جشنواره­هاي برگزار شده در سال جاري بوده است؟

بله. البته بنده فکر مي­کنم اين ويژگي همه گير است. به نوعي امروزه اکثر جشنواره­هاي داخلي با اين مشکل مواجه هستند حتي جشنواره فجر هم از اين موضوع رنج مي­برد بنده هم معتقدم بايد بر روي ميزان جوايز بيشتر کار شود تا هنرمندان جوان ما با دلگرمي بيشتري به ساخت آثار هنري بپردازند. به عنوان مثال در ده سال گذشته جشنواره­اي با نام کارناوال جوانان برگزار شد که در اين جشنواره­ به نفرات برگزيده مبلغ 15 ميليون تومان جايزه داده مي­شد اما امروز با گذشت 10 سال از اين جشنواره­ها و رشد تورم و هزار و يک مشکل ديگر ميزان حمايت مالي در جشنواره­ها نه تنها تغييري نکرده است بلکه کاهش هم داشته است.

- چقدر معتقديد اين جشنواره­ها سکوئي براي تجربه گرائي جوانان است؟

کلاً در فيلم­هائي که محدوديت فرمي وجود دارد واژه­اي به نام خلاقيت سرباز مي­کند. وقتي قرار باشد اصل جريان در يک دقيقه يا يک ثانيه به نمايش گذاشته شود تنها راه حل استفاده از خلاقيت هنرمندان و فيلم سازان است. فيلم ساز در اين نوع فيلم­ها به جاي پرداختن به روايت، شيوه بيان و انتخاب آنها بايد به سراغ خلاقيت برود و کنه جريان را همراه با ظرافيت­هاي خاص در يک بستر محدودتري لحاظ و بيان کند بنابراين بروز خلاقيت يکي از مهمترين ويژگي­ هاي اين نوع جشنواره­ها است. هرچند که بسياري از فيلم سازان از داشتن و يا استفاده صحيح از اين مقوله غافل و ناتوان هستند.

- در فيلم­هاي داوري شده چقدر بحث دغدغه­ها و وضعيت و نيازهاي اجتماعي مردم لحاظ شده بودند؟

به نظرم اکثر فيلم­ها به اين مقوله پرداخته بودند ولي در برخي از اين فيلم­ها نگاه­ها عمق بيشتري داشتند که اين خودش يک نوع موفقيت در اين عرصه است. البته نمي­توان گفت که فيلم ساز به يک نوع خط قرمز نزديک شده است. پرداختن به اين وضعيت و بيان دغدغه­هاي اجتماعي نيازمند نگاه خاص فيلم ساز به شرايط روز ما است بايد ديد هر فيلم ساز شرايط اطراف را چگونه رصد مي­کند. که به نظرم در اکثر اين فيلم­ها شاهد اين رويداد بوديم. به نظرم فيلم ساز بايد جداي از اينکه بداند فيلم را براي چه نوع جشنواره­اي مي­سازد بايد فيلم خودش را بسازد. چرا که بيان اين دغدغه­ها از زبان تفکر و عمق نگاه فيلم ساز اثرگذاري خواهد داشت چرا که ما قصد ساخت يک فيلم تبليغاتي را نداريم.

- شايد فيلم ساز به يک نوع خود سانسوري رسيده باشد؟

البته اين يکي از نقاط ضعف پررنگ اين عرصه هنري است که هنرمند قبل از اينکه خودش را در قضاوت مميزي از نگاه ديگران قرار دهد خودش ابتدا دست به خودسانسوري مي­زند که اين باعث از بين رفتن بسياري از ايده­ها و طرح­ هاي اثرگذار براي حل مشکلات و معضلات اجتماعي ما مي­شود.

- برخي از کارشناسان مدعي اين نکته هستند که شرکت در جشنواره­هائي شبيه به فيلم­هاي 100 ثانيه­اي سکوي پرتاب فيلم سازان به دنياي حرفه­اي فيلم سازي است. چقدر با اين نقطه نظر موافقيد؟

شايد بتوان اين گفته را از چندين نظر تحليل کرد اما به نظرم لازمه حضور در سينماي حرفه­اي و ملي و نمود عيني يک هنرمند موفق گذشتن از فيلتر اين جشنواره­ها نيست هرچند شرط لازمه اين امر مي­باشد اما کافي نيست. اعتقادي به اين ندارم که فيلم ساز براي ساخت يک فيلم بلند بايد از مکان­ها شروع کند تا بتواند به ساخت فيلم بلند موفق دست يابد اين نکته­اي است که تاريخ سينماي ايران و جهان به اثبات رسانده است.

- اعتقادي به موفقيت يا رشد پله­اي نداريد؟

شايد بتوان اينطور تصور کرد ما شاهد اين هستيم که در خيلي از مکان­هاي و شرايط فيلم سازان از کارهاي بلند شروع کردند و در جاهاي و شرايط خاصي به ساخت فيلم­هاي کوتاه رجوع کردند و در اين زمينه­ها نيز موفق بوده­اند عده­اي معتقدند اگر فيلم سازي تنها فيلم بلند مي­سازند ساخت فيلم کوتاه را بلد نيستند در حاليکه بايد شرايط و اقتضاعات زمانه را درک کرد که در نتيجه مي­تواند دربرگيرنده يک لذت و اثرگذاري خاص در يک بازه زماني معين باشد.

- البته نمي­توان شرکت در اين جشنواره­ها را به طور کلي نفي کرد؟

اصلاً قصد اين حرکت را ندارم تنها معتقدم براي ساخت يک اثر بلند اثرگذار و ورود به دنياي حرفه­اي­ها نيازي نيست که شروع کارمان را بر پايه شرکت در جشنواره­هائي از اين دست يا الزاماً ساخت فيلم­هاي کوتاه قرار دهيم هرچند در غير اينصورت مسير اشتباهي را هم طي نکرده­ايم.

- حالا سؤال را از طرف ديگرش مورد کنکاش قرار دهيم. به نظر شما ضرورت جشنواره­هائي از اين دست چقدر مي­تواند در بالا بردن حضور حرفه­اي فيلم سازان در سينماي حرفه­اي و ملي کمک کند؟          

ببينيد به نظرم هرچقدر که اين جشنواره­ها از نظر کمي بالاتر باشد مي­توان اميدوار بود که در آينده با کيفيت­تر برگزار شوند.

- يعني شما کميت را بر کيفيت ارجح­ مي­دانيد؟

نمي­توان اينطور حکم داد. بنده گفتم پر تعداد بودن جشنواره­ها بهتر از کم تعداد بودنشان است. تعداد جشنواره­ها معرف حضور پررنگ فيلم سازان ما است. ما در کشورهاي ديگر به خصوص کشورهاي اروپائي سالانه بيش از هزار جشنواره هنري داريم. برگزاري اين جشنواره­ها به معني ساخت فيلم­هاي خوب و اثرگذار نيست اين فستيوال­ها از اين نظر که مکان مناسبي براي نمود عيني حرکت­هاي فرهنگي و بهانه­اي براي تبادل نظر مي­تواند فرهنگ ساز و مؤثر باشد. مثلاً در ميان اين هزاران فستيوال­هاي اروپائي يکي از آنها کن يا hot مي­شود بقيه اين جشنواره­ها با کيفيت پايين­تر اما از نظر ثبات فرهنگي اثرگذار هستند در ايران هم بايد اين اتفاق بيافتد. برگزاري جشنواره­ها مانند نشر کتاب يک نوع فرهنگ سازي است اينکه در سال هزاران کتاب چاپ مي­شود و تنها 4 تا اثر مي­تواند اثرگذار باشد به معني اين نيست که بقيه کتاب­ها نبايد باشد چرا که اين بقيه باعث موفقيت آن 4 تا اثر شده­اند. اين گونه حرکات يک نوع بحث فرهنگي است و بهانه ايست مثل کاري که ما داريم انجام مي­دهيم مردم هم به اين بهانه به تبادل نظر و انديشه بپردازند. البته نبايد در اين ميان جايگاه­ها با يکديگر اشتباه گرفته شود برخي معتقدند چون جشنواره­ها برگزار کننده اين رويدادهاي فرهنگي هستند بنابراين ساخت فيلم­ها هم به عهده­ي اين جشنواره­ها است. در حاليکه مراکزي براي اين حرکت تهيه شده است. حوزه هنري، ارشاد اسلامي، فارابي و شهرداري­هاي هر منطقه مي­توانند در اين مسير فرهنگي و ساخت آثار هنري به صورت ويژه و حرفه­اي فعاليت کنند ساخت فيلم وظيفه اين ارگان­ها است جشنواره­ها تنها مکان­هائي هستند که آثار در آن به نمايش گذاشته مي­شود و نبايد توقعي بيش از اين از آن داشت.

-  البته اکنون اين تداخل وظايف صورت گرفته است و برخي از اين مراکز جايشان را با فعاليت و وظايف جشنواره­ها عوض کرده­اند؟ به نوعي برخي از جشنواره­ها و يا برعکس نهادها ويترين­هاي فرهنگي شده­اند؟  

مي­توان اميدوار بود که در آينده کمتر شاهد اين اتفاقات باشيم. اما تنها مي­توانيم اميدوار باشيم. اما بياييم بازتر نگاه کنيم. اينجا همه چيز درهم ريخته است. همه در وظايف يکديگر دخالت مي­کنند و اين اتفاق در همه­ي ابعاد زندگي و اجتماعي و کشورداري ما اتفاق مي­افتد. اين حوادث هر روز تکرار مي­شوند و ما شاهد آن هستيم. البته نمي­دانم که در جاهاي ديگر هم اينگونه است چون تجربه­اي در آنجاها نداشتم اما در کشور ما شرايط به اين منوال است.

- نمونه­ي اين تداخل وظايف را در راه اندازي يکباره شوراي راهبردي در کنار شوراي سياست گذاري جشنواره بوديم.

اين برگزاري­ها را تازه از شما مي­شنوم و اصلاً در جريان اين نصب و عزل­ها نبوده­ام. شايد بتوان اين را نمونه­اي عنوان کرد.

- به نظر مي­رسد هيئت داوران به نوعي با بحث موسيقي­هاي فيلم­ها مشکل اساسي داشته­اند و در کنار برگزاري جشنواره­ها نيز از برگزاري کلاس­هاي آموزشي به نوعي work shop  در اين زمينه خبر داده بودند.

خب ما در 80 سال گذشته به نوعي يک انتخاب موسيقي خاصي براي فيلم­هايمان در نظر مي­گرفتيم بدين صورت بود که فرهنگ و واژه آهنگساز هم به متون حرفه­اي سينمائي ما وارد شد که البته بسيار دير اين اتفاق افتاد هرچقدر بحث آهنگسازي در فيلم­هاي بلند رشد داشته است شاهد اين ضعف در فيلم­هاي کوتاه و خيلي کوتاه بوده­ايم. متأسفانه اکثر فيلم سازان ما براي تهيه و ساخت آهنگ به دنبال انتخاب آهنگ هستند و معمولاً اکثر اين افراد هم از آهنگ­هائي انتخاب مي­کنند که براي همه­ي اهالي هنر و حتي افراد معمولي کاملاً شناخته شده­اند. و اين نقطه ضعف بزرگ محسوب مي­شود. از طرفي جنس موسيقي­هاي انتخاب­هاي شده اصلاً به جنس کار هنري فيلم ساز مشابهتي ندارد و اين تناقض­ها از ارزش کار هنري فيلم ساز مي­کاهد. مثلاً در اثر يک فيلم ساز شاهد اين هستيم که اکثر عوامل تهيه فيلم داراي ضعف­هاي عجيب هستند اما موسيقي متن باخ است!! اين دوگانگي آنقدر توي ذوق مي­زند که مجبور شديم از کلاس­هاي آموزشي و work shop استفاده کنيم.         

   

 

سه‌شنبه 12 ارديبهشت 1391 - 9:33


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری