پنجشنبه 8 تير 1396 - 13:39
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

علي الله سليمي

 

بازيابي هويت فرهنگي عصر صفويه

 

نگاهي به کتاب«مردم شناسي تاريخي شناختي علم در ايران» نوشته دکتر ابراهيم فياض

 

کتاب«مردم شناسي تاريخي شناختي علم در ايران» نوشته دکتر ابراهيم فياض، عضو هيئت علمي دانشگاه تهران اثري تحقيقي در زمينه شکل گيري هسته هاي اوليه فرهنگ عمومي در جامعه ايران عصر صفوي است که مولف با ريشه يابي اين هويت فرهنگي، به عوامل و زمينه هاي ايجاد نحله هاي فکري گوناگون در اين دوره تاثير گذار تاريخي مي پردازد.

مباحث اصلي کتاب درسه فصل جداگانه(مردم شناسي شناختي عهد صفويه،علل نازايايي علوم تجربي در ايران و بومي نشدن علوم تجربي وارداتي از غرب) طبقه بندي شده که درهر يک از اين فصول سر شاخه اي هم بحث هاي مختلفي را براي وضوح بيشتر در پي دارد.

به اعتقاد مولف، يکي از دوره هاي درخشان تمدن ايراني، عصر حکومت صفويه است. اين دوره را، بعد از تمدن اسلامي اوليه در قرون سوم تا هشتم هجري، مي توان يک دوره تمدني ديگر در تاريخ اسلام ناميد که آثار تمدني خاص خود را دارد که بايد يان آثار را بررسي کرد.

وي براي تشريح و تفصيل ساختار فرهنگي معرفتي اين دوره به ده دليل عمده اشاره مي کند. از جمله اين که اين دوره، دوره اي است كه در آن، ايران در دوره بعد از اسلام به استقلال كامل مي رسد و داراي حكومت باثبات سياسي مي شود و مفهوم استقلال و چگونگي استقلال در اين دوره، بسيار با معناست. ديگر اين که حكومت صفويه در جهان اسلام بي سابقه بوده است. زيرا مذهب حکومت شيعه دوازده امام است. حکومت هاي شيعي قبل از ان يا دوازده امامي نبودند، مثل فاطمي ها در مصر، يا شکل کامل شيعي و مذهبي نداشته است، مثل آل بويه، بدين معني که حکومت، شيعه بودن را شعار خود و پياده کردن مذهب تشيع را هدف خود قرار دهد و سعي کند عقايد شيعي را در تمامي ارکان کشور اجرا کند و تمامي جلوه هاي کشوري و فرهنگي و اجتماعي و معرفتي و سياسي و اقتصادي را شيعي کند. از دلايل ديگر مولف براي پرداختن به اين موضوع، تاسيس حکومت صفويه در عصر اوليه رنسانس است. يعني تقريباً در 1500 ميلادي، و اين دوره آغاز تحرک اروپا در زمينه هاي فکري و معرفتي است و رابطه فرهنگي و معرفتي ايران با کشورهاي اروپايي درا ين دوره اوج مي گرفت.

قدرت و مناصب حکومتي علماي دين در اين حکومت از ديگر دلايل نويسنده براي تشريح و تفصيل ساختار فرهنگي معرفتي اين دوره است. وي همچنين از بنيانگذاري مکاتب فکري و فرهنگي و معرفتي در اين دوره هم ياد مي کند و از ظهور نحله هاي ادبي و هنري خاص اين دوره نام مي برد که به اعتقاد وي، در نوع خود بي نظير است. سبک هندس در اين دوره به وجود آمد که زيبايي لفظي و صنايع خاص خود را دارد. اين سبک، ادبيات ايراني را تجلي ديگري داده و با مضومن سازي بسيار قوي، فصلي ديگر را در تاريخ ادب ايران به وجود آورده است.

از ويژگي هاي مهم ديگر اين که حکومت صفويه، حکومت بزرگ اسلامي عثماني را متزلزل مي کند و راه براي نفوذ اروپايان به شرق باز مي شود. همچنين در اين دوره، تصوف، حکومت سياسي، مذهب و فلسفه به هم مي رسند و نوعي انسجام معرفتي پيدا مي کنند. از سوي ديگر، فرهن عامه و غلبه آن، به طور عمومي و کلي، در جامعه مطرح مي شود و اين فرهنگ با ديگر معرفت ها نيز ارتباط پيدا مي کند که مي توان آن را در يک ساختار، تبيين و تشريح کرد. سر انجام اين که تاثير کل اين مجموعه فرهنگي و معرفتي بر دوره هاي معرفتي و فرهنگي بعد از خود بسيار واضح است که ارتباط تنگاتنگ با ساختارهاي اجتماعي و سياسي و اقتصادي دارد.

دکتر فياض در ادامه براي تشريح بيشتر موضوع فصول سه گانه کتاب، در فصل اول، به تبيين مباحثي چون ادبيات، ادبيات و نوآوري ذاتي آن، بررسي وضعيت نثر در دوره صفويه، شعر، هنر دوره صفويه، انسجام معرفتي حوزه هاي هنري و نقش آن در پيشبرد هنر مي پردازد.

فلسفه در دوره صفويه(بررسي موردي فلسفه ملا صدرا)، فرهنگ عامه و مذهب در دوره صفويه (اخباري گري) از ديگر مباحث اين فصل است.

در فصل دوم(علل نازايايي علوم تجربي در ايران) هم مباحثي چون علل معرفتي، چهارچوب نظريه اي، بررسي ساختار معرفتي عصر صفويه و تاثير آن در جوشش نداشتن علوم تجربي در ايران، علوم تجربي در ايران، علل ساختاري جوشش نداشتن علوم تجربي در ايران و نظريه هايي درباره استبداد ايراني مطرح شده است.

مولف در فصل سوم(علل بومي نشدن علوم تجربي وارداتي از غرب) از دو منظر علل معرفتي و ساختار اجتماعي، سياسي و اقتصادي بومي نشدن علم وارداتي را مورد تحقيق و بررسي قرار داده است. از مباحث مطرح اين فصل مي توان به ميزان چگالي معرفتي، تخصصي كردن و تشخص بخشيدن به مفاهيم، تمركز يافتگي، طبقه بندي معارف، هسته اي شدن مراكز معرفتي و علمي، تضاد معرفتي، نبود ارتباط بين پژوهش هاي بنيادي و كاربردي، تاسيس نشدن رشته هاي علمي و معرفتي بين رشته اي و چند رشته اي، زبان، آداب و رسوم و سنت و علوم وارداتي، ارتباط نداشتن علم و معرفت با عمل، مذهب و تضاد فضاي خانواده و دانشگاه اشاره کرد.

قشربندي اجتماعي، ساختار سياسي اقتصادي، ساختار اقتصادي جامعه، ساختار تكنولوژيكي كشور، علم و ساختار منطقه‌اي، انسجام نداشتن ساختار علمي و دين و سازمان مربوط به هر دو در كشور، فرار مغزها و علل آن، رشد يافتن طبقه متوسط،  وضعيت دانشگاه ها به طور خاص و وضعيت پژوهش به گونه خاص از ديگر مباحث اين فصل است.

مولف در پايان کتاب به منابع مورد استفاده خود در تاليف اثر حاضر پرداخته و در آن به حدود صد منبع فارسي و انگليسي اشاره کرده است.

کتاب«مردم شناسي تاريخي شناختي علم در ايران» را شرکت چاپ و نشر بين الملل در 220 صفحه روانه بازار کتاب ايران کرده است.

 

سه‌شنبه 5 ارديبهشت 1391 - 9:33


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری