شنبه 29 مهر 1396 - 8:37
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

بابك راكخواه

 

شكل عرضه مباحث ديني در جامعه به‌روز شود

 

گفتگو با مهدي قره شيخلو رييس سازمان دارالقرآن الکريم

 

مهدي قره شيخلو متولد ۱۳۴۷ در تهران است. وي در رشته کارشناسى علوم قرآن و حديث به تحصيل پرداخته و در محضر اساتيدي همچون خدام حسينى، اربابى، موسوى، حاجى شريف و غفارى قرآن را آموخته.

وي از سال ۵۹ فعاليت قرآنى خود را شروع کرد و با استفاده از اساتيد خود با حضور در جلسات قرآن کريم به فراگيرى قرائت قرآن اقدام کرد و پس از کسب تجارب و الگو قراردادن ساير اساتيد در زمينه آموزش قرآن قدم برداشت و در اين راستا کلاسهاى مختلفى را در برخى استان ها راه اندازى نمود و در زمينه نشر معارف قرآنى با نهادها و سازمان هاى مختلف همکارى کرد.

وي با حضور در مسابقات داخلي و بين المللي قرآن کريم مقام هاي مهمي بدست آورده که از جمله مهمترين آنها مي توان به مقام اول مسابقات بين المللى قرآن کريم جمهورى اسلامى ايران، مقام اول مسابقات اوقاف و امور خيريه استان تهران و همچنين مقام اول مسابقات کشورى قرآن کريم سازمان تبليغات اسلامى در سال 1371 اشاره کرد.

 

جايگاه خانواده در اسلام را تبيين کنيد.

اين سوال به قدري کلي است که جواب آن خيلي سخت است. اسلام به خانواده و رابطه زن و مرد خيلي اهميت داده است. و هم در قرآن و آيات آن، آيات و احادث بسيار زيادي در رابطه با بخش‌هاي مختلفي که به نحوي به خانواده برمي گردد وجود دارد. يعني هم در رابطه با ويژگي‌هايي که زن و مرد بايد با هم داشته باشند. هم در رابطه با ازدواج و انتخابشان هم در رابطه با مشکلاتي که ممکن است در خانواده باشد آيات زيادي وجود دارد.

مثلا در يکي از آيات قرآن داريم که مي‌فرمايد اگر بين زن و شوهر اختلافي به وجود آمد يک نماينده از طرف مرد و يک نماينده از طرف زن بيايند و صلح را برقرار کنند. يعني حتي به نحوه رفع اختلاف هم پرداخته شده است. يا حتي در رابطه با تربيت فرزند، اينکه پدر به عنوان يکي از ارکان خانواده چه وظايفي نسبت به فرزند دارد و يا مادر به فرزند چه وظايفي دارد، يا حتي در رابطه وظايف و نقشي که آنها مي‌توانند در خانواده داشته باشد. براي مرد يک سري تکاليف در نظر گرفته شده است و براي زن يک سري ديگر. وقتي اينها را در کنار يکديگر قرار مي‌دهيم مي‌بينيم که در اسلام خيلي کامل شفاف و واضح به آن چيزهايي که خانواده به آن احتياج دارد پرداخته شده است.

متاسفانه يکي از اشکالات ما اين هست که اين زوايا را براي مردم تبيين و روشن نمي‌کنيم. مثلا اگر اسلام براي مرد نقش مديريت و در واقع کارهاي بيرون از منزل را تبيين کرده و براي زن بيشتر کارهاي رسيدگي به مسائل داخلي خانواده و تربيت فرزند و گرم نگه داشتن کانون خانواده، هر کدام نياز به بحث دارد و خيلي بايد روي آن مانور داده شود.

در مجموع اگر بخواهيم خلاصه بگوييم. واقعا جايگاه خانواده در اسلام به عنوان يک رکن و يک اصل به آن پرداخته شده است و ما هم بايد خانواده را در جامعه جدي بگيريم. چون جامعه زماني جامعه سالم است که ما خانواده‌هاي سالمي داشته باشيم.

اگر خانواده‌هاي سالمي در کنار هم قرار بگيرند، جامعه سالم ساخته مي‌شود. براي داشتن خانواده سالم هم بهترين راه پرداختن به دستورات اسلام و عمل به آن است.

ويژگي‌هاي يک خانواده ايراني- قرآني چيست؟

ببينيد در بحث قرآن از اينجا شروع مي‌کنيم که فرد قرآني، ‌خانواده قرآني، جامعه قرآني. چون يک جامعه از افراد تشکيل شده است.

در واقع ما اگر بتوانيم افراد را قرآني کنيم خود به خود خانواده هم قرآني خواهند شد. لازمه داشتن خانواده قرآني اين است که به نحوي مردم را و افراد را با قرآن انس بدهيم. که اين سيستم مثل خيلي از بخش‌هايي که در خانواده‌ها به عنوان يک کار مرسوم و جاري است. به عنوان مثال بحث تامين معاش خانواده، همه مي‌دانيم که اين کار بايد انجام شود. بحث آن رفاه حداقلي که همه دنبال اين هستند که آن را داشته باشند. بحث رشد اجتماعي در خانواده، تحصيلات، مهارت‌هاي مختلف که همه دنبال آن هستند. حالا اگر قرآن را هم که فو‌ق همه اينهاست ولي نگاه حداقل اين است که ما حداقل به اندازه بحث رفاهي و معاش و رشد اجتماعي هم به آن نگاه کنيم البته اين نگاه حداقلي است که حق قرآن اين نيست. ولي ما مي‌گوييم اگر اين هم رعايت بشود خيلي اتفاقات جديد در سيستم خانواده رخ مي‌دهد.

ما در قرآن براي هر بخش نسخه جداگانه داريم. براي روابط اجتماعي براي روابط خانوادگي براي ارتباط پدر و فرزند و مادر و فرزند و حتي رشد خانواده. براي همه اينها قرآن نسخه داده است. خانواده قرآني از فرد قرآني به وجود مي‌آيد و خانواده قرآني آن خانواده‌اي است که قرآن در سبد روزانه زندگي‌اش حضور جدي داشته باشد. يعني براي قرآن در 24 ساعت وقت بگذارند. براي خواندن و فکر کردن به آن و در مرحله نهايي براي عمل کردن به دستورها و نسخه‌ها. اگر اين اتفاق در يک خانواده بيفتد مي‌توانيم بگوييم اين خانواده قرآني است. يعني به قرآن در زندگي توجه دارد. ما آسيب‌هايي داريم. متاسفانه شايد بعضي از مردم سال مي‌گذرد و سراغ قرآن نمي‌روند. وقتي اينگونه باشد نبايد انتظار داشته باشيم اين خانواده رنگ و بوي قرآن بدهد. اگر طوري طراحي کنيم و بچه‌ها را از نوجواني و کودکي اينگونه آموزش دهيم که قرآن واقعا جزو مراجعات روزمره آنها باشد. يعني روزي بر آدمي نگذرد که حداقل براي لحظاتي خلوت با قرآن نداشته باشد، خانواده و جامعه اي قرآني خواهيم داشت.

ما در يک مملکت اسلامي زندگي مي‌کنيم و به قول شما بايد روزانه حداقل خانواده‌ها با قرآن سر و کار داشته باشند و همه ما مي‌دانيم که اين اتفاق در خيلي از خانواده ها نمي‌افتد و اصلا خيلي هم کم شده است. يعني فرهنگ ديني جامعه پايين آمده است يا برنامه ريزي ها به صورتي نبوده که اين اتفاق بيافتد؟ چه راهکارهايي داريد که اين فرهنگ استفاده از قرآن و فرهنگ عمل کردن به آيات قرآن در جامعه افزايش يابد؟

من با اين جمله شما موافق نيستم که فرهنگ ديني جامعه پايين آمده است. شايد انتظارات متفاوت شده است. شما همين الان هم که نگاه مي‌کنيد در بعضي از مقاطع خاص که در واقع يک تابلويي از توجه جامعه به مسائل ديني است. مثل ايام ماه رمضان و شب‌هاي قدر. شما مي‌بينيد که سيل عظيمي از مردم مخصوصا جوان‌ها در اين مراسم حضور دارند. مانند اعتکاف شما ببينيد چقدر جوان به مساجد مي‌آيند. اين نشان مي‌دهد که مردم به آن مواضع ديني‌شان وفادارند ولي شرايط روز ما يک تغييراتي کرده که ما بايد متناسب با شرايط روز تعاليم دينمان و اسلامي‌مان را دراختيار مردم قرار بدهيم. شايد يکي از آن دلايلي که باعث مي‌شود در ذهن ما همين قضاوت را داشته باشيم و احساس بکنيم که مباحث ديني در جامعه کمرنگ شده. اما من مي‌گويم کمرنگ نشده. ما بايد شکل عرضه مباحث ديني‌مان را در جامعه به روز کنيم. رسانه در رابطه با مسائل اجتماعي خيلي تاثير دارد. يعني خيلي زود مي‌تواند فرهنگ‌سازي کند. شما الان وقتي به مجموعه فيلم‌ها و سريال‌هاي ما مراجعه مي‌کنيد جاي قرآن کجاست. يعني دقيقا هر جا صداي قرآن در يک سريال يا فيلمي مي‌آيد شما ببينيد مراسم ختم است. يعني ناخودآگاه در جامعه اين القا شده که هر جا صداي قرآن مي‌آيد يعني يک نفر مرده است. خب وقتي ما اينگونه قرآن را معرفي مي‌کنيم چه انتظاري از جامعه داريم. در صورتي که خود قرآن مي‌فرمايد که قرآن از آن زنده‌هاست. لذا ما در ارائه قرآن و ارائه تعاليم ديني‌مان و فرهنگ‌سازي بايد کارهايمان را به روز کنيم. مردم بايد نحوه استفاده از قرآن و کاربرد قرآن را ياد بگيرند. مني که صبح بلند مي‌شوم مثلا ساعت 7 صبح از خانه بيرون مي‌آيم و  تا ساعت 10 شب که با مواضع مختلف طرف هستم. محل کار، خانواده دوست، آشنا. بايد ياد بگيرم جاي قرآن کجاست. آيا براي تنظيم اين روابط قرآن معياري دارد. اگر به صورت کاربردي به مردم آموزش دهيم، شما مطمئن باشيد که مردم بيش از الان براي قرآن سرمايه‌گذاري مي‌کنند. اما اشکال از کار ما بوده است که مخاطب قرآن به حداقل مي‌رسد. قرائت،‌ صوت و لحن، حفظ،‌ تجويد که همه اينها خوب و لازم است. اما اصل قرآن اين است که در متن جامعه عملياتي بشود. که ما در اين زمينه موفق نبوديم. از رسانه گرفته که نقش فرهنگ‌سازي دارد به گونه‌اي قرآن را به ميدان مي‌آورد که انسان ناخودآگاه قرآن را با بهشت‌زهرا و مرده‌ها در ذهنش گره مي‌زند تا دستگاه‌ها فرهنگي قرآني مانند ما که در اجراي عمليات بيشتر به ظواهر قرآن پرداختيم تا به کاربرد و تاثير قرآن در جامعه. اين نگاه بايد اصلاح شود.

همانطور که در قرآن آمده اسلام اهل بيت پيامبر اکرم را به عنوان نمونه کامل از خانواده برتر معرفي و صلاحيت الگويي آن را براي جهانيان امضاء کرده، از ديگر الگوهاي خانواده در اسلام براي ما بگوييد؟ 

در رابطه با شخص پيامبر که تصريح داريم در چند جاي قرآن که مي‌فرمايد: پيامبر به عنوان يک اسوه حسنه براي همه مردم تا قيامت معرفي شده است. در رابطه با اهل بيت هم در جاهاي مختلف هم داريم. يا اتفاقات تاريخي ديگري که در رابطه با مثلا خانواده حضرت علي عليه‌السلام اتفاق افتاده. مثلا آن آيه‌ اطعام که در سوره مبارکه دهر آمده است. که داستان آن را شنيده‌ايد که دو سه روز روزه مي‌گيرند و وقتي که مي‌خواهند افطار کنند يک روز مسکين مي‌آيد يک روز اسير مي‌آيد با اينکه چيزي نيست همان افطار معمولي را هم که دارند به آنها مي‌دهند و سه روز پشت سر هم با آب افطار مي‌کنند.

ببينيد آن چيز که در قرآن براي ما معرفي شده شاخص اصلي آن همين زندگي بزرگان دين است. ما اگر بتوانيم تفحص کنيم در نحوه زندگي آنها. ديد آنها درباره مسائل اقتصادي چگونه بوده. در رابطه با ارتباط زن با شوهر، پدر با فرزند، فرزند با پدر.

در واقع آن خانواده‌اي که قرآن اسلام به ما معرفي مي‌کند مجموعه خانواده اهل بيت پيامبر است که اگر ما بتوانيم آنها را خوب براي مردم معرفي کنيم. اين بهترين سرمشق براي مردم است. که متاسفانه در جامعه به خاطر اين عدم اطلاع‌رساني درست مي‌بينيم که بعضي چيز‌ها در جامعه تبديل به فرهنگ مي‌شود که در ديني ما يا وجود ندارد يا ضد اينهاست. مثلا در رابطه با ازدواج، شما ازدواج بزرگان ما را از حضرت پيامبر حضرت علي، حضرت زهرا و همه امامان را مي‌بينيم در نهايت سادگي اين اتفاق مي‌افتد. اما در جامعه ما چگونه مرسوم شده است. يکي از دشوارترين کارها الان ازدواج است. اين با فرهنگ ديني ما تطبيق ندارد. يک بخش آن به خاطر عدم اطلاع‌رساني و فرهنگ‌سازي است. يعني تجملات و سخت‌گرفتن‌ها و اين که ما از روز اول همه چيز را کامل بخواهيم. اينها کم کم آمده و در فرهنگ مردم رسوخ کرده است. اين با دين ما تضاد دارد. لذا ما بايد تلاش کنيم اين الگوها را در جامعه خوب معرفي کنيم و مراقب باشيم که خدايي نکرده چيز‌هايي که در دين ما با آن مبارزه شده کم کم در جامعه تبديل به معروف نشود. يعني جاي منکر و معروف در جامعه عوض نشود. اين مي‌تواند بسيار تاثيرگذار باشد براي اينکه ما از الگوهايي که در دين‌مان داريم همان‌ الگوها را خوب معرفي کنيم و هم خوب از آنها استفاده کنيم.

اين تجملات گه گفتيد نوعي آسيب است. اگر مي‌شود يک سري از عواملي را براي ما بگوييد که سلامت نهاد خانواده‌ها را در جامعه امروز تهديد مي‌کند. چيزي که در فرهنگ اسلام و قرآن نبوده اما الان در جامعه به وضوح ديده مي شود؟

وقتي تجملات وارد خانواده مي‌شود و اين فرهنگ مرسوم مي‌شود. ناخودآگاه خانواده‌ها بايد چندين برابر وقت بگذارند براي درآمدزايي تا بتوانند آن حس تجمل‌گرايي را ارضا کنند. مثلا ما يکي از تعالي‌مان در دين‌مان اين است که آقا شما اوقات‌تان را به سه بخش تقسيم کنيد. يک بخش را براي امرار معاش بگذاريد. يک بخش را براي رسيدگي به خودتان و خانواده‌تان را بگذاريد. و يک بخش را براي مسائل عبادي. وقتي به جاي اين سه بخش يک بخش بايد به مسائل اقتصادي توجه بشود،‌ هر سه بخش آن مي‌رود سراغ آن. شما ببينيد يک آدمي که از صبح بلند مي‌شود و تا 10 شب همه‌اش دنبال پول درآوردن است. چرا، چون آن نياز‌هاي کاذب را بايد جوابگو باشد. وقتي شما تمام وقت‌تان را بگذاريد،‌از زنتان غافل مي‌شويد از فرزند غافل مي‌شويد. خيلي از خانواده‌ها را مي‌بينيد که شايد در طول هفته نمي‌رسند در طول هفته نيم ساعت با هم حرف بزنند. چون کلا درگير کار هستند. يا هم پدر مجبور است کار کند هم مادر.

نمي‌دانم اين جمله از لحاظ علمي چقدر درست است. اما در اين مملکت زماني خانه سالمندان درست شد که مهدکودک درست شد. يعني وقتي ما مجبور شديم. بچه‌هايمان را از خانواده دور کنيم و بفرستيم در محيط‌هاي خارج از خانواده بازخورد طبيعي آن اين است که بعدا همين بچه‌ها بزرگ‌ترهاي خودشان را از محيط خانواده دور مي‌کنند و مي‌برند به خانه سالمندان.

لذا آسيب‌هايي که پيش مي‌آيد از همين‌جاها نشأت گرفته که اگر ما مسائل ديني و قرآني‌مان را درست تبيين نکنيم و درست آموزش ندهيم و هر چيز را به اندازه خودش وقت نگذاريم. آسيب‌هاي اجتماعي از همين‌جا شروع مي‌شود. شما مي‌بينيد مسائل اين ناسازگاري‌هايي که در خانواده‌ها مشاهده شده که متاسفانه آمار طلاق در کشور ما کمي بالاست. چرا اين شده است. چون ازدواج‌هاي ما بر مباني درستي نيست. اگر مباني آنها درست باشد و بر اساس شناخت باشد و بر اساس تفاهم باشد و بر اساس داشتن اون حداقل‌ها باشد. ممکن است خيلي از مسائلي که الان درگير آن هستيم پيش نيايد.

ولي وقتي برعکس مي‌شود آن زياده‌خواهي‌ها به ميدان مي‌آيد. اينکه مثلا من مي‌خواهم از اول زندگي همه چيز داشته باشم در سطح عالي. بهترين ماشين بهترين خانه و بهترين لوازم زندگي. وقتي اينگونه شود  ما ناخودآگاه همه وقت و عمر خود را براي جذب آنها گذاشته‌ايم. لذا هيچ راهي براي تامين سعادت خانواده و جامعه و فرد بهتر از مراجعه به تعاليم و نسخه‌هاي دين و اسلام و قرآن وجود ندارد.

هرجايي که ما جلوتر از آنها رفتيم دچار آسيب شديم. هر کجا که عقب مانديم دچار آسيب شديم. زماني که بتوانيم همگام با اينها بتوانيم زندگي کنيم زندگي موفق و توسعه‌يافته‌اي را خواهيم داشت. شما خيلي از خانواده‌هاي قديمي و سنتي را مي‌بينيد که با حداقل معيشت يک پايداري طولاني را داشته‌اند. يعني وقتي شما به پدربزرگ‌ها و مادر بزرگ‌ها نگاه مي‌کنيد مي‌بينيد در آن زمان مسائل اقتصادي خيلي ضعيف‌تر از الان بوده ولي پايداري خانواده‌ها خيلي بيشتر از الان بوده. پنجاه سال شصت سال کنار هم با خوشي و با محبت زندگي کرده‌اند. الان سطح رفاهي اجتماعي رفته بالا يعني شما در هر خانواده‌اي که مي‌رويد ال سي دي و مبلمان و يخچال سايد باي سايد و از اين جور چيز‌ها وجود دارد.يعني سطح رفاه رفته بالا ولي آن تضمين‌هاي پايداري پايين آمده. اين آسيب‌ها از اين ناشي مي‌شود که متاسفانه ما به تعاليم ديني فرهنگي و قرآني کمتر توجه مي‌کنيم. لذا بايد در آن بخش سرمايه‌گذاري کنيم. البته نقش دولت نقش نظام بسيار مهم است. نبايد هميشه توپ را در زمين مردم بيندازيم. مردم يک جاهايي وظيفه دارند. نظام و دولت و رسانه  هم يک جاهايي بايد سرمايه‌گذاري کنند که جامعه را از انحراف حفظ کنند.

مثلا شما در رابطه با مسائل فرهنگ‌سازي راهنمايي و رانندگي در کشور الان را با 10 سال پيش قياس بفرماييد. ما خيلي رشد کرديم. چرا؟ چون دولت و حکومت و نظام و رسانه احساس کردند که ما داريم به جايي مي‌رسيم که سالي 30، 40 هزارکشته خيلي نابسامان است. همين چند وقت پيش رئيس راهنمايي رانندگي در مصاحبه‌اش مي‌گفت امسال حدود 17 درصد يا 27 درصد کاهش داشتيم. چرا، چون ما 10 سال آمديم سرمايه‌گذاري کرديم. به مردم آموزش داديم. با همين آقا سيا و اين جور چيز‌ها که پخش مي‌شود خيلي روي نوجوانان و قشر جوان تاثيرگذار بوده. ما در حوزه فرهنگ هم بايد سرمايه‌گذاري کنيم. يعني اگر بخواهيم فرهنگ مردم فرهنگ ديني و قرآني شود بايد براي آن آموزش بگذاريم. فيلم ما رسانه ما سريال ما بايد به اين سمت بروند. سريال‌هاي ما هميشه تجملات را نشان مي‌دهند. يک خانه نشان مي‌دهند که در واقعيت 90 درصد مردم اصلا همچين زندگي‌هايي ندارند. آپارتمان 200 متري چند جور مبلمان در آن فقط پنجاه متر آشپزخانه دارد. در واقع شايد 10 درصد مردم اين امکانات را دارند. لذا حکومت نظام رسانه در بخش آموزش بايد سرمايه‌گذاري کند. اگر سرمايه‌گذاري کند. شما مطمئن باشيد کمتر از يک دهه ما نتايج آن را مي‌بينيم. اگر هم نکند از اين طرف آسيب‌هاي اجتاعي بيشتر مي‌شود.

شما ابتداي صحبت‌هايتان به تاثير خانواده بر روي جامعه اشاره کرديد. همانطور که گفتيد فرد خانواده و جامعه، لطفا بگوييد خانواده چه تاثير بنيادي مي تواند در اصلاح  فرهنگ جامعه داشته باشد؟

کار قرآن زماني موفق است که هم حضور نظام باشد و هم حضور مردم. يعني اين دوتا بايد کنار هم باشند. يعني اگر ما توپ را در زمين دولت بيندازيم. و بگوييم همه وظايف بر عهده دولت است،‌ اشتباه است. و اگر هم دولت و نظام توپ را به زمين مردم بيندازد، باز هم اشتباه است.نقش خانواده و جامعه هم به همين گونه است. و با هم ارتباط دارد. اگر شما خانواده‌ها را يکي يکي به سمت سلامت ببريد و آن معيار هاي ديني درواقع يواش يواش داريد جامعه را اين سمتي مي‌کنيد. خداوند مي‌فرمايند: براي خدا قيام کنيد يکي يکي يا دو تا دوتا. يعني همين يکي يکي‌ها دو تا دوتاها را مي‌سازد و اين دو تا دو تا همينطور افزايش پيدا مي‌کند. اگر ما يک آدم قرآني بسازيم، و در واقع هر کس از خودش شروع کند. 50 سال ديگر مي‌توانيم اميدوار باشيم جامعه ما قرآني شود. اما اگر همه منتظر يکديگر باشند هيچ اتفاقي نمي‌افتد. پس هم بايد روي فرد کار شود و هم روي خانواده و هم جامعه و ارتباط‌شان را هميشه با هم درنظر بگيرم. فرد نباشد خانواده نيست و اگر خانواده نباشد جامعه‌اي وجود ندارد. اين‌ها بايد با هم در نظر گرفته شوند. به همين دليل همه حوزه‌ها بايد به وظايف خود عمل کنند. اگر رسانه کلي تلاش کند و خانواده بي‌تفاوت باشد باز هم بازدهي کم است. خانواده تلاش کند نظام بي‌تفاوت باشد باز هم به آن چيزي که مي‌خواهيم نمي‌رسيم. مجموعه اينها اگر فعال باشند. و به آن حوزه‌هاي عملکردي خود عمل کنند ممکن است اتفاق خوبي بيفتد. مثلا شما بچه را به مدرسه مي‌فرستيد. و او چند ساعت در مدرسه مشغول است. اگر نظام تعليم و تربيت درستي در مدرسه حاکم نباشد خانواده هر چه تلاش هم بکند به جايي نمي‌رسد. چون اين بچه يک سوم عمر خود را در مدرسه مي‌گذراند. برعکس اگر اين نظام در مدرسه باشد و در خانواده نباشد. باز هم جوابگو نيست. يعني تمام اجزايي که در جامعه هست بايد اين اجزا به وظايف خود به درستي عمل کنند. اگر اين اتفاق بيفتد شما مي‌توانيد اميدوار باشيد  که 30 سال بعد به آن جامعه آرماني برسيد. اما اگر هر کدام از اينها بلنگه يک جاي کار مشکل پيدا مي‌کند. لذا بايد يک نگاه جامع در جامعه وجود داشته باشد. يعني همه احساس بکنند که در جايگاه خودشان وظيفه‌اي دارند و بايد به آن درست عمل کنند. که باز هم بر مي‌گردد به همان دستور قرآن که مي‌فرمايد يکي يکي يا دو تا دو تا در راه خدا قدم برداريد.

درباره عفاف و حجاب در جامعه‌اي که در آن زندگي مي‌کنيم توضيح دهيد و بررسي کنيد و بگوييد هر کدام از نهاد هاي خانواده رسانه و دولت و نظام چقدر روي آن تاثير دارند؟

ببينيد موضوع عفاف و حجاب يک موضوعي است که ما بايد به آن به عنوان يک مسئله جدي به آن پرداخته شود. من اگر بخواهم معدل کل جامعه را بگويم، به نظر من ما در اين بخش يک آسيب‌هايي را ديديم و يک ججاهايي را متاسفانه يک افتهايي را کرديم. بايد تلاش کنيم که جلوي آن را بگيريم. ببينيد ما در دهه شصت فرهنگ جامعه ما متاثر از دهه اول انقلاب و جنگ بود. يعني فضاي خاصي در جامعه داشتيم که خيلي از اين معضلات در آن زمان به خاطر همين فضاي خاص اصلا زمينه رشد نداشت. ؟؟؟ بر اين که آن زمان تحرکاتي که دشمن داشت محدود تر از الان بود. يعني آن زمان ما اينهمه کانال ماهواره‌اي و اينترنت نبود در جامعه ولي الان همه اينها در ميدان تلاش مي‌کنند که اين فرهنگ خانواده را و فرهنگ عفت و فرهنگ سالم زندگي کردن را به حريم قانع بودن را از بين ببرند. يعني دارند تلاش مي‌کنند که حريم معنا ندارد. در اين شرايط کار خيلي سخت است يعني ما بايد تلاش کنيم که اولا جامعه ما به صورت علمي به موضوع عفت و پوشش نگاه کند و نياز داشته باشد. يعني اگر شما توانستيد در يک جامعه احساس نياز به يک موضوعي به وجود بياوريد آن جامعه خودش به دنبال آن مي‌رود. ولي اگر برعکس شما بگوييد نيازي نداريد به اين. يعني همان مسئله‌اي که غرب و دشمن روي آن کار مي‌کنند. يعني اصلا به عفت نيازي نيست. هر رابطه‌اي مي‌تواند وجود داشته باشد.

اصلا خانواده وجود ندارد. ما متاسفانه در اين بخش ضعيف کار کرديم. واقعا چقدر ما در مورد حجاب کتاب داريم. چقدر سريال درباره اين ساخته‌ايم چقدر فيلم‌هاي خوب در مورد اين ساخته‌ايم. يک نکته‌اي قرآن در مورد حجاب مي‌فرمايد: حجاب و پوشش براي خانم‌ها برابر است مصون بودن در مقابل آزار و اذيت‌هايي که در جامعه ممکن است براي آنها اتفاق بيفتد. اگر ما بياييم اين را تبيين کنيم. اگر دستگاه امنيتي ما بيايد و اين را تبيين کند که مثلا بعضي از اين جرم‌هايي که در رابطه با مسئله حجاب و عفاف. بياييم تبيين کنيم که چند درصد از اينها آدم‌هايي بودند که پوشش اسلامي داشتند که مورد آزار و اذيت قرار گرفتند. و چند درصد آدم‌هايي که اين مسائل را رعايت نمي‌کردند. وقتي مردم احساس کنند که 90 درصد آدم‌هايي هستند که بي‌قيد و بند بودند، يعني حجاب‌شان درست نبوده. مي‌فهمند که همچين گرفتاري‌هايي هم برايشان هست. لذا فقط با نصيحت و دعوا کردن و گشت و پليس و از اين جور مسائل درست نمي‌شود. بايد کار فرهنگي انجام شود. بايد آموزش خوب باشد کتاب‌هاي خوب در اختيار مردم گذاشت. از طريق مسائل هنري اين مسئله را در جامعه جا بيندازيم. اگر ما سريال نشان مي‌دهيم خود هنرپيشه از لحاظ مسائل حجاب و اينها کلي مسئله دارد. اين نمي‌تواند براي جامعه الگو باشد. روي اين بخش‌ها بايد کار کرد. حالا شما بياييد در تمام مملکت گشت ارشاد بگذاريد. يک درصد اين هست. 99 درصد مسائل فرهنگي است و بحث آموزش.

يک سري کارها در حال انجام است، براي مثال کشت ارشاد يا مامورين اماکن که لباس‌هايي که فروشنده‌ها  مي‌فروشند را اگر در عرف جامعه تعريف نشده باشند، جمع مي‌کنند. آيا شما با اين کارها موافقيد يا نه؟

گفتم شايد اينها فقط يک درصد کار باشد. 99 درصد کار جاي ديگر است. سرمايه‌گذاري ما بايد از مهدکودک‌ها باشد. از بحث حجاب و عفاف شروع بشود.

شما يک بچه به مهدکودک تحويل بده دو ماه ديگر برو آن بچه را تحويل بگير. انواع و اقسام ترانه‌ها و آهنگ‌ها را حفظ است. وقتي به بچه‌ها اين آموزش‌ را بدهيم چه انتظاري بايد داشته باشيم. آيا بايد انتظار داشته باشيم. يک بچه محجبه با دين و با عفت باشد. ما اگر توانستيم در مهدکودک اين را براي بچه جا بيندازيم آن زمان مي‌توانيم در سن 17 سالگي انتظار داشته باشيم که او اين هنجارها را رعايت کند. در خانواده‌ها در تلويزيون عروسي نشان مي‌دهد همه زن و مردها با هم قاطي هستند. کجاي دين اين را مي‌گويد. وقتي شما اين را باب مي‌کنيد و تبديل به فرهنگ مي‌کنيد. که مثلا عروس خانم از لاي تمام آقايان رد مي‌کنيد تا برسانيد به اتاق عقد. آيا جامعه اسلامي اين گونه است. ما از قسمت‌هايي که غافليم و بر روي آنها سرمايه‌گذاري کنيم.بايد عروسي اسلامي را در تلويزيون الگو کنيم. و بگوييم عروسي اسلامي اين است بايد اين حريم‌ها در آن رعايت شود. بعد مي‌آييم يک دفعه در خيابان‌ها گشت مي‌گذاريم. آن هم براي مدت کوتاهي. ما بايد برويم سراغ کار فرهنگي سراغ آموزش سراغ تربيت. اگر آنها را درست انجام دهيم مي‌توانيم اميدوار باشيم که بعدا نتايج آن را ببينيم. ولي وقتي هيچ تعريفي نيست و هيچ نظارت و الگوسازي‌اي نيست. از آن طرف هم دشمن شب و روز در حال تلاش است. يعني انواع و اقسام فيلم‌ها انواع و اقسام ارتباطات آنچناني در قالب‌هاي هنري به جامعه ما تزريق مي‌کند. ما هم بايد با همين طريق با دشمن مقابله کنيم. اگر آنها سريال‌هاي مبتذل مي‌سازند، ما هم بايد فيلمي بسازيم که الگوهاي اسلامي در آن فيلم رعايت شده باشد. اگر آنها دنبال تبليغي هستند که حريم خانواده را بشکنند،‌ما بايد فيلم‌هايي بسازيم که حريم خانواده را تقويت کنيم. خط‌کشي‌ها را براي مردم تعريف کنيم. که ما متاسفانه دراين بخش ضعيف هستيم.

 قرآن در زندگي شما چقدر تاثير داشته؟

من همه زندگي‌ام را مديون قرآن هستم. يعني وقتي فکر مي‌کنم که شرايطي که داشتم و در آن رشد کردم. يعني من تا قبل از آشنايي با قرآن هيچ چيزي برايمان قابل تصور نبود. هر چه داريم از بعد از آشنايي با قرآن است. از خانواده از موقعيت اجتماعي از نوع مشي‌مان در زندگي. تمام اينها را شما 100 در 100 تحت تاثير قرآن ببينيد.

به خاطر همين هم هست که واقعا بعد از اين که آدم آيات قرآن را مي‌خواند. براي مثال شايد بعضي‌ها تصورشان اين باشد که ارتباط با دين و قرآن و خدا و پيغمبر فقط يک وعده براي آن دنيا است. ديگر اين طرف با انسان کاري ندارند. ولي خدا مي‌فرمايد ما سرپرستي مومنان را ما هم در اين دنيا تضمين مي‌کنيم هم در آخرت. من وقتي قياس مي‌کنم مسائل اقتصادي را اگر رشدي در آن بوده که بوده همه‌اش به برکت قرآن بوده. حتي مسائل خانوادگي اگر در آن يک فضاي صميمي حاکم است. خدا را شکر بچه‌هاي خوب و سالم زندگي خوب و سالم داريم همه‌اش به برکت قرآن است. اگر يک موقعيت اجتماعي در بين فاميل در جامعه و حتي خارج از کشور داريم همه‌اش به برکت قرآن است. من حداقل حدود چهل تا از کشورها را براي برنامه‌هاي قرآني رفته‌ام. تمام اينها به برکت قرآن است. من خودم شخصا هر چيزي را که در زندگي دارم مديون قرآن مي‌دانم و اميدوارم که واقعا خدا ان لياقت را بدهد که انسان قدردان اين لياقت باشد.

 .

 

سه‌شنبه 5 ارديبهشت 1391 - 9:8


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری

 

از اين نويسنده يا گزارشگر