شنبه 25 آذر 1396 - 4:56
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

داود خسروي

 

مسئله پر اهميت «حق الناس»

 

نگاهي به گروه فيلمسازي«سيب و سلما»(حبيب ‌الله بهمني):

حبيب الله بهمني متولد هشتم آبان ماه سال 1336 شيراز، داراي مدرك كارداني ساختمان، كارشناسي سينما با گرايش كارگرداني و كارشناسي ارشد ادبيات نمايشي از دانشگاه هنر است. او با بازي در فيلم وصل نيكان (ابراهيم حاتمي كيا) وارد دنياي حرفه اي سينما شد و در ادامه به فيلمنامه نويسي و كارگرداني سينما و تهيه كنندگي روي آورد. فعاليت مطبوعاتي، تدريس رشته سينما و همچنين مديريت گروه سينمايي دانشگاه سوره، بخش ديگري از فعاليت هاي وي به شمار مي آيد. سيب و سلما هفتمين فيلم اوست.

بيش از 80 درصد از صحنه هاي سيب و سلما در ملاير فيلمبرداري شده است. بهمني در کنار بازيگران حرفه اي سينما و تئاتر از چند جوان تازه کار که بيشترشان اهل ملاير هستند نيز در فيلم استفاده کرده است.

حبيب ‌الله بهمني درباره کارگرداني سيب و سلما مي گويد: «اين فيلم در ادامه کارهاي قبلي من است با وجود اين، به لحاظ ساختاري با فيلم‌هاي قبلي ام متفاوت است. من معتقدم اگر فيلمسازي بتواند مخاطب خودش را يک قدم به خدا نزديک کند، فيلمي که ساخته جزو سينماي ديني محسوب مي‌شود. فيلم مي‌تواند پليسي، اجتماعي و ... باشد و نيز مي‌تواند ديني نيز محسوب شود.

دين چتر بسيار گسترده‌اي دارد که تمامي علوم زير سايه آن قرار مي‌گيرد. سرمنشاء هر پديده‌اي قطعا دين است و جداسازي دين از فلسفه کاري عبث و بيهوده است.

طلبه حاضر در اين فيلم يک طلبه آرماني است، در جامعه طلبه مي‌تواند به شکل‌هاي متفاوتي وجود داشته باشد اما در ساحت هنر ما به دنبال ترسيم دنياي آرماني بوديم که آرزوي همه اديان و انسان‌هاست.»

بهمني درباره پيام و سوژه فيلم مي گويد: «ارائه پيام فيلم به صورت مستقيم کاري شعاري است. فيلم خودش بيان‌کننده پيام است و نمي‌توان پيام آن را به ‌طور مشخص و واضح مطرح کرد و نيازي نيست که به طور شعاري و واضح پيام را مشخص کنيم.

در فيلم نماز خوانده مي‌شود، قرآن قرائت مي‌شود اما اين به تصوير کشيدن ها، سعي‌شده شعاري و مصنوعي نباشد؛ تلاش کرديم مفهوم فيلم به دور از گنده‌گويي به مخاطب انتقال شود.

سوژه فيلم براساس واقعيت شکل گرفته و ما از اين رويداد برداشت آزادي را ارائه کرديم. سعي کرديم فيلم براي مخاطب باورپذير باشد. دنيايي را خلق کرديم که دوست داريم دنيا آنگونه باشد. موضوع اصلي اين فيلم بي توجهي به مسئله حق الناس است. ما دوست داريم فيلم‌هايمان به مسائل حلال و حرام توجه ويژه‌اي داشته باشد و از سوژه اين فيلم مي‌توان به سوژه‌هاي ديگري نيز دست يافت. بايد اين جنس کارها در فيلم‌سازي ما رواج پيدا کند.»

بهمني درباره شخصيت روحاني فيلم مي گويد: «براي ساخت هر فيلمي به ‌هر حال نياز به يک حوزه تحقيقاتي وجود دارد تا شناخت دقيق‌تر و نزديک شدن به موضوع فيلم را محقق سازد. در اين فيلم با طلبه‌اي همراه مي‌شويم که مراحل ابتدايي تحصيلات حوزوي را پشت سر مي‌گذارد.

در واقع ويژگي متفاوت اين کاراکتر با ساير کاراکترها، موقعيت او به‌عنوان يک طلبه و تأثيرپذيري از دنياي ديانت و فضاي خاصي است که اخلاق و روحيات او را تحت‌تأثير قرار مي‌دهد. حساسيت اين طلبه

روي رعايت قواعد ديني و به‌خصوص بحث حلال و حرام تا آنجاست که شايد باورپذيري آن براي مخاطب معمولي سخت باشد.

تلاش براي برقراري ارتباط با فردي که به مسئله حلال و حرام تا آن حد مقيد است که حتي درمورد يک سيب هم حساسيت نشان مي‌دهد، بايد بر ارائه يک شخصيت باورپذير متمرکز باشد. اگر شخصيت باورپذير باشد، ارتباط خود را با مخاطب برقرار مي‌کند.

شناخت خلقيات افراد و باورپذير ساختن آن منوط به تفکيکي است که ويژگي‌هاي مشترک ميان همه انسان‌ها (فارغ از جايگاه و موقعيت آنها) را از خلقيات شخصي‌تر و ويژگي‌هاي منحصر به شخصيت‌ افراد جدا مي‌کند. نتايجي که از بررسي‌هاي ما حاصل شد، در اين مسئله توفيق داشته و به نظرم در باورپذير ساختن اين کاراکتر موفق عمل کرديم.»

مهدي عظيمي‌ ميرآبادي (تهيه‌کننده) در مورد چگونگي انتخاب فيلمنامه سيب و سلما براي توليد مي گويد: «اين فيلم براساس طرحي از جهانگير الماسي شکل گرفت که ناصر هاشم‌زاده ايده را به فيلمنامه تبديل کرد. پس از مطالعه فيلمنامه احساس کردم که فيلمنامه با انديشه‌هاي من بسيار نزديک است به همين منظور تهيه آن را بر عهده گرفتم.»

 ناصر هاشم زاده (فيلمنامه نويس) در مورد نگارش فيلمنامه مي گويد: «دوستان حوزه هنري از من خواستند از طرحي که آقاي جهانگير الماسي به آنها داده، فيلمنامه اي بنويسيم، ضمن اينکه خود ايشان هم مکتوب به اعلام کردند که فيلمنامه را من بنويسم.

طرح کلي اي که ايشان نوشته بود، در داستان ها و گذشته ادبي ما به نوعي وجود دارد. با عنايت به آنها و تغييراتي در کليت قصه دادم. سعي کردم قصه اي بنويسم که به درد امروز ما بخورد. به نظرم فيلمنامه، قصه اي قابل بيان داشت و احساس خوبي در نوشتن آن داشتم و حس خوبي در فيلمنامه به وجود آمد. وقتي ساخت فيلمنامه مطرح شد، روي اينکه چه کسي آن را خواهد ساخت نظر داشتم.

دوست داشتم آدمي آن را بسازد که توجه به ريزه کاري هاي داستان داشته باشد و از درشت نمايي مسائل قصه پرهيز کند و به فيلمنامه توجه داشته باشد و نظرش اگر بر فيلمنامه فائق باشد، در فيلمنامه اعمال کنيم.

اما تهيه کننده کار را به گونه اي جلو برد  که دست من از ارتباط با فيلم و فيلمنامه قطع شد. وقتي هم فيلم را ديدم، احساس کردم نسبت به ريزه کاري هاي فيلمنامه و نسبت به نوع روايت بي وفايي شده. در داستان تغييراتي داده اند که هم ساختار و هم محتواي مسئله را عوض کرده است. به اعتقاد من تهيه کننده و کارگردان انسان هاي شريفي هستند، اما اين فيلمنامه کار آنها نبود، و فکر مي کنم اين فيلم هم به اعتبار فيلمنامه و هم اعتبار آنها لطمه وارد مي کند.»

سوگل قلاتيان(بازيگر) درباره شروع بازيگري در سينما و نقش خود در فيلم مي گويد: «من فعاليت هنري‌ام را از تئاتر شروع کردم اما اين فيلم نخستين فيلم سينمايي من است. سلما دختري است که ذهنش مشغول چيزهايي غير از روزمرگي ها و دغدغه هاي زندگي امروزي است. او خواب هايي به شکل روياي صادقه دارد ، که اتفاقا يکي از آن خواب ها هم ديدار صادق ، طلبه جوان و تندرو است.

سلما در تقابل با صادق، اصلا کاراکتري مذهبي نيست و حتي در ابتداي برخوردشان، برخي تفکرات او را به سخره مي گيرد، اما بعد از آنکه متوجه نفس دين و ارتباطش با دنياي ماورا مي شود، صادق را گزينه خوبي براي راهنمايي و کمک گرفتن در تعبير روياهايش مي بيند.»

قلاتيان درباره فيلمنامه سيب و سلما مي گويد: «فيلم نامه آن قدرزيبا طي مي شود که در نهايت به شکل باورپذيري سلما به باورهاي صادق اعتقاد پيدا مي کند و چيزهايي در او مي بيند که هرگز در زندگي شهري و پر مشغله خود پيدا نکرده است.

سيب و سلما فيلمنامه بسيار باورپذيري دارد که هرکس به محض برخورد با آن ارتباط برقرار مي کند. من با نقش سلما ارتباط زيادي برقرار کردم و تا حدي اين کاراکتر را نزديک به شخصيت خودم مي ديدم.»

هادي ديباجي(بازيگر) درباره تحصيلات هنري خود مي گويد: «برخلاف نظر دوستاني که به من براي بازي در فيلم آقاي معصومي لقب نابازيگر دادند، من اصلا نابازيگر نبودم، دانشجوي رشته بازيگري بودم و فعاليت تئاتري داشتم. من ليسانس بازيگري دارم و تحصيل در بازيگري را مفيدتر از هر راه ديگري مي‌بينم. اما خيلي‌ها بازيگري نخوانده‌اند و بازي مي کنند. به قول خانم آدينه بازيگري يک شانس است اگر براي هر کس اتفاق افتاد خودش مسئول است که از آن بهترين استفاده را بکند. تداوم پيشرفت در بازيگري به تنها عاملي که بستگي دارد، استعداد است و نه چيز ديگر.»

ديباجي درباره چگونگي ايفاي نقش روحاني مي گويد: «من در خانواده‌اي روحاني بزرگ شده‌ام و با تمام جزييات زندگي اين گونه افراد آشنا هستم چون با آنها زندگي مي‌کنم. اين اتفاق مرا به شخصيت طلبه فيلم بسيار نزديک مي‌کرد و ديگر نيازي به تحقيق بيشتر درباره شخصيت طلبه احساس نمي‌کردم. تلاش کردم که شخصيت ارائه شده توسط من براي مخاطب باورپذير باشد.

در مجموع نقش طلبه در سيب و سلما را خيلي دوست داشتم و سعي کردم مطابق با واقعيت آن را اجرا کنم. در اين مسير آقاي بهمني کمک زيادي به من کرد، آقاي سليمان تاش به عنوان بازيگردان در کنار من بود و از راهنمايي ايشان هم استفاده کردم.

عده اي اين نقد را به بازي من داشتند که شخصيت طلبه اغراق آميز به نظر مي‌رسد. اما من کاملا با اين حرف مخالفم. در اقوام و آشنايان نزديکم با افراد روحاني بسيار مراوده داشته ام و از نزديک با اين شخصيت‌ها حتي از زمان کودکي برخورد کرده‌ام. بنابراين در اجراي اين کاراکتر با اطلاعات مستندي که از کودکي تا حالا از اين شخصيت‌ها در ذهن داشتم پيش رفتم.»

داود فتحعلي بيگي (بازيگر) درباره حضورش در فيلم مي گويد: «در فيلم نقش يک باغبان پير را برعهده داشتم. دستيار و برنامه ريز فيلم قبلا کارهاي من را ديده بود و مرا به کارگردان معرفي کرد و ايشان هم بعد از تست گريم، من را متناسب اين کار ديدند و به توافق رسيديم و اين نقش را بازي کردم. بيشترين بازي من با جوان هاي فيلم، يعني هادي ديباجي و سوگل فلاتيان بود، ضمن اينکه يک خانم محلي هم نقش همسر مرا بازي مي کرد که ديالوگ نداشت و بيشتر در حال رفت و آمد بود. با آنها تمرين مي کرديم و بعد مي رفتيم جلوي دوربين.»

مشخصات«سيب و سلما»:

کارگردان حبيب الله بهمني، نويسنده فيلمنامه :سيد ناصر هاشم زاده، تهيه کننده :مهدي عظيمي، مدير توليد :محمود محمد طائمه، مدير فيلمبرداري :حسن کريمي، عکس :نويد سجادي حسيني، طراح صحنه و لباس :محمد هادي فدوي، صدابردار :بابک اخوان، طراح چهره پردازي :کوروش علي زاده، جلوه هاي ويژه :عظيم محمدي

بازيگران :سيد محمد هادي ديباجي، سوگل قلاتيان، جعفر دهقان، اسماعيل خلج، بهروز بقايي، داود فتحعلي بيگي و ...

خلاصه داستان فيلم: طلبه جواني سيبي را مي خورد و پس از خوردن سيب به دنبال مالک اصلي سيب و طلب رضايت از اوست...

 

 

 

يكشنبه 3 ارديبهشت 1391 - 11:53


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری