سه‌شنبه 25 تير 1398 - 14:33
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

مردي که ابرها را مي آورد

 

مردي که ابرها را مي آورد

نويسنده: زينب عطاء اللهي

انتشارات: شرکت سهامي کتاب هاي جيبي (وابسته به مؤسسه ي انتشارات اميرکبير)

نوبت چاپ: اول  1389

کتاب حاضر مجلد دوم، «جاي پاي رود» ، محصول تلاش همين نويسنده است، که با نگاه امروزي و قالبي روايي به سرگذشت اهل بيت(ع) مي پردازد.

اين قسمت از مجموعه به زندگي اميرالمؤمنين علي (ع) اختصاص دارد که بخش اول آن به چگونگي تولد آن حضرت مي پردازد: نيمه هاي شب بود که ابوطالب براي عبادت بيدار شده بود و براي فاطمه و کودکش دعا مي کرد. ما هم دلهره داشتيم. آخرين لحظات بود که در حرم امني بوديم. از فردا مأموريت مان شروع مي شد, کلي آدم بايد مي ديديم و کلي آدم هم بايد ما را مي ديدند. بالاخره مادر خوابيد.

جمعه سيزده رجب سال عام الفيل از راه رسيد، وقت بيرون آمدن بود، ما آماده بوديم و مادر هم با درد خود، به سوي خانه کعبه حرکت کرد. درد امانش را بريده بود که به نزديک ديوار کعبه رسيد. آرام تکيه داد و با ايمان ابراهيمي خود رو به کعبه کرد و گفت: خداوندا به تو و پيامبران و کتاب هايي که از طرف تو نازل شده اند، و نيز به سخن جدم ابراهيم، سازنده ي اين خانه ايمان راسخ دارم. پروردگارا، به پاس احترام کسي که اين خانه را ساخت و به حق کودکي که در رحم من است، تولد اين کودک را بر من آسان فرما! خداوند حاجتش را داد و ديوار باز شد و مادر به درون کعبه وارد شد و چيزي نگذشت که راحت به دنيا آمد. دل کندن از دنياي خودمان سخت بود و به خاطرش اشک هم ريختيم اما شوق ديدار پدر و کسان ديگري که وعده شان را داده بودند، مشتاقمان مي کرد تا زودتر به خانه برويم...

در ادامه نيز به برادرزاده ي مولود کعبه، حضرت محمد (ص)، منش و شخصيت وي به عنوان امين مکه و چگونگي بعثت او به پيامبري و دعوت پنهان و آشکار او و همچنين به نزديکترين ياور آن حضرتپرداخته شده است: پنج سال ديگر هم گذشت و شرايط براي مسلمانان سخت تر شد. محمد، بزرگترين پشتيبانش ابوطالب، عموي مهربان و دوست داشتني اش را از دست داد.

اهانت و آزار به اندازه اي رسيد که قبايل مختلف انتخاب شدند و تصميم گرفتند که شبانه به خانه پيامبر حمله کنند و او را بکشند، چهل نفر را براي اين كار انتخاب کرده بودند که پس از کشتن پيامبر، قبيله بني هاشم از زيادي قبيله ها بترسند و نتوانند انتقامي از قبيله اي بگيرند. پيامبر از زبان فرشته خداوند، جبرئيل به علي(ع) گفت که نقشه آنان چيست و گفت: من بايد به امر خداوند مکه را ترک کنم ولي لازم است امشب بر جاي من بخوابي و آن پارچه ي سبز را به خود بپيچي تا آنان تصور کنند که من هنوز در خانه و در بستر خوابيده ام ...فقط با اين روش مي شود تعقيب آنان را به تأخير انداخت.

علي ناراحت از تصميم کافران، دستي به سرش کشيد و من هم که از تصميم کافران ناراحت شده بودم خودم را به سمت برادرم رساندم تا ناراحتي خود را به او بگويم، که با صداي علي خود را سر جاي خود رساندم، بي درنگ، فکري کرد و گفت: من درهمه حال، در خدمت رسول خدايم.از آغاز شب که هنوز کافران نيامده و کمين نگرفته بودند، علي در بستر پيامبر خوابيد و پيامبر نيز با کمترين غذا و آب که مي توانست با خود ببرد حرکت کرد ...

چندين سال بود که همراه علي در همه جا بودم و تحمل ترس جان او برايم ناممکن بود با هر صدايي از جا مي پريدم و فکر مي کردم حمله مردان آغاز شده، اما علي با خيالي آسوده خوابيده بود. نزديک صبح، مردان شمشير به دست، با سرو صداي زياد وارد شدند و پارچه سبز را از روي علي کشيدند و با ديدن علي ناراحت و عصباني پرسيدند : محمد کجاست؟ علي آرام چشمانش را باز کرد و جواب داد: مگر او را به من سپرده بوديد که از من مي خواهيد؟...

همچنين در اين مجموعه، همراه با زندگي و منش علي(ع)، به چگونگي نشر و بسط اسلام محمدي که علي(ع) ستون اصلي اش بود و نيز در حضرت فاطمه(س) به عنوان دختر پيامبر و همسر علي(ع)، رحلت پيامبر، چگونگي به حکومت رسيدن ابوبکر و عمر و عثمان ، نقش علي(ع) در اين سه دوره خلافت، و بالاخره حکومت کوتاه مدت علي (ع) ، بررسي و تحليل شده است.

علي(ع) خليفه شد و کار خود را از همان اول با شکوه آغاز کرد. همه منتظر بودند، با انتخاب او احکام اسلام و سنت پيامبر در رهبري مردم و جامعه اسلامي و نيز در تمام مراحل خلافت از تقسيم بيت المال تا انتخاب استانداران و فرماندهان لايق پياده شود.

قبل از اينکه براي تقسيم بيت المال اقدام کند، با مردم اتمام حجت کرد و در يکي از خطبه هاي خود چنين گفت: اي مردم! هيچ کس از مادر، غلام و کنيز به دنيا نيامده وهمه آزادند. خداوند به برخي از شما نعمت هاي فراوان بخشيده است و لازم است کسي که گرفتار است شکيبايي کند و با شکيبايي خود بر خدا منت نگذارد. اکنون بيت المالي نزد ما حاضر است و آن را ميان سفيد و سياه، به صورت مساوي، تقسيم خواهيم کرد. وقتي سخن امام به اينجا رسيد، صداهايي هم بلند شد، مروان رو به طلحه و زبير کرد و گفت: منظور علي از اين سخنان شماييد و از اين به بعد، تفاوتي با ديگران نخواهيد داشت.

بعد از اين خطبه، امام به دبير خود دستور داد تا به هر کدام از مهاجر و انصار، سه دينار بدهد.

براي داشتن يک حکومت سالم، لازم بود تا تمام مناطق، حاکمسالم و دين دار داشته باشند. براي تأمين اين موضوع، امام بايد حکومت را از فرمانداران ناشايسته رها مي کرد.

امام افرادي را که درزمان عثمان حاکم بودند و بيت المال را براي خانواده خود خرج مي کردند، عزل کرد. نيز کساني را هم که از بيت المال، براي خود حکومتي شخصي بر پا کرده بودند، بر کنار کرد.

اين تصميم علي(ع) خشم فرمانداران و بيش از همه معاويه را به دنبال داشت، اما امام توجهي نکرد و از افراد امين و با ايمان براي حکومت استفاده کرد و آنان نيز به کمک تعاليمي که از علي گرفته بودند، زمام کار را بدست گرفتند و کار خود را به خوبي پيش مي بردند...

درادامه نيز پيکار او را با گمراهان و فرصت طلبان، به خصوص خوارج، که عاقبت زهر خود را بر جان آن حضرت ريختند شاهد هستيم: علي(ع) بعد از ضربه دو روز زنده بود و شب جمعه نخستين روز از دهه ي آخر ماه رمضان سال 40 هجري، پس از چهار سال و ده ماه خلافت در کوفه از دنيايي که خود آن را نکوهش مي کرد، به سوي پيامبر و فاطمه(س) رفت.

هدف نويسنده ازنگارش اين مجموعه، آشنايي بيشتر نسل امروز با سرگذشت اهل بيت عصمت و طهارت مي باشد. عطاء اللهي در باره ي مکتوبات معنوي مي نويسد: مگر ما از مطالعه ي کتاب معنوي چه مي خواهيم ؟!...مي خواهيم که ما را ياري کند تا زندگي مان را با حرف، رفتار وکردار آناني که دوستشان داريم و خودمان را پيروان آنان مي دانيم، مقايسه کنيم. ببينيم کجاي زندگي مان ايراد دارد که احساس خوشبختي نمي کنيم ...

 

 

 

يكشنبه 3 ارديبهشت 1391 - 10:10


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری